最初の200行です。
لئونارد، داشتم یه جک برای شروع سخنرانیمون
توی دانشگاه برکلی درست میکردم
خیلی دوست دارم بخندم
ولی با اینحال جک رو بگو
...خیلیخب
به یه فارغالتحصیل بخش فیزیک
دانشگاه برکلی چی میگی؟
سیبزمینی سرخ کرده هم برام بذار
چونکه با اون تحصیلاتش نتونسته
توی زمینهی علوم کار پیدا کنه
وقتی اونجا افتادن دنبالتون
فقط باید سریعتر از شلدون فرار کنی
برای سفر آمادهاین؟
آره فکر کنم
تازه ج.د.ع رو بازسازی کردم
ج.د.ع"؟"
جعبهابزار دستشویی عمومی
تمام وسیلههایی که یه پسر برای جیش کردن
توی مکانهای جدید و غریب نیاز داره
نمیفهمم کجای آوردن یه کولهپشتی مخصوص
دستمالکاغذی و جرمگیر دست ایراد داره
ادامه بده
و دستکشهای لاستیکی، خوشبو کنندهی هوا
هدفونهای صداگیر
سوت خطر
اسپری فلفل
"یه علامت چند زبانهی "دستشویی اشغال است
بذار ببینم
،روکش صندلی داریم روکش برای کفشم
یه گیره برای دماغم و
یه آینه دستهدار
برای اینکه مطمئن بشم نفر بغلیم توی دستشویی
یه آدم عجیب غریب نباشه
هنوزم نگران این هستی که یه دختر برکلی اونو ازت بدزده؟
آره، خیال میکنی اون سوت خطر رو کی بهش داده؟
میخوای یه بازی فیزیک مخصوص ماشین که خودم درست کردم
به اسم "نمیتونم جاسوسی کنم" انجام بدیم؟
همهی هیجان بازی "من جاسوسم" رو داره
ولی با این تفاوت که لذت ذرات فرواتمی و
موجهای طیف نامرئی رو هم قاطیش کردم
اگه نصف لذت بازی
یک ضربدر ده بعلاوهی چهار بطری آبجو روی دیوار" رو داشته باشه" آهنگ و بازی جادهای که هر دفعه یدونه از تعداد بطریهای آبجو باید کم کرد))
پایهم
شروع میکنم
...با چشم کوچولوم نمیتونم جاسوسی کنم
چیزی رو که داره از بینمون رد میشه...
اون کاپوچینوی سویا رو که خوردم
میشه لطفا بازی کنی؟
با چشم کوچولوم نمیتونم جاسوسی کنم
چیزی رو که داره از بینمون رد میشه
...نمیدونم
اگه 65میلیارد نوترینوی خورشیدی
در عرض یک ثانیه از یک سانتیمتر مربع عبور کنه
با توجه به اینکه مساحت این ماشین
در حدود 60000سانتیمتر مربع هستش
جواب میشه 3.9ضربدر 10 تا 15مین نوترینوی خورشیدی؟
دیگه نمیخوام بازی کنم
یه چند وقتی میشه مسافرت جادهای نیومده بودیم
حال میده
فهمیدیم بابا...بازی رو تو بردی
اینقدر پز نده
نه، گوش کن، با همدیگه یه مقاله نوشتیم
حالا قراره بریم یه دانشگاه و دربارهش صحبت کنیم؟
خیلی خوبه
گمونم همینطوره
راستش، اگه بخوای با یکم آهنگ خوشحالی کنی
من مشکلی ندارم
چی...؟
این سفر جادهای حسابی خفن شد
"آهنگ فانکی رو پخش کن، بچه سفید"
جای تعجبه همچین اشارهای رو بلدی
چه اشارهای؟
روی هرچی که قرار باشه بفروشیم یه برچسب میزنم
برای بردنشون به کنار خیابون به کمک نیاز داریم
میشه من مسئول قیمتگذاری باشم؟
تا دلت بخواد به "فروش گاراژی" رفتم
باورت میشه این ساپورتها رو 5سنت خریدم؟
خیلیخب، امی مسئول قیمتگذاری و 75ساله بودن هستش
هی پنی، یه کمکی بهم میکنی؟
حتما
با یکی از اینا بزرگ شدم
همیشه بازی میکردم
واقعا؟ منم عاشق پینگپونگم
من منظورم "بیر پونگ" بود
منم یه میز تنیس داشتم
،ولی دوستی نداشتم که باهاش بازی کنم واسه همین همش سرویس میزدم
میتونستی یه طرف میز رو بدی بالا و درمقابل اون بازی کنی
،اگه یه دوست داشتم شاید این موضوع رو بهم میگفت
ببخشین
برای چی روی این برچسبـه؟
این "تاردیس" من از سریال "دکتر هو" هستش
میخواستم بیارمش توی خونه
فکر کنم خودت جواب سوالت رو دادی
یه روزی شاید قیمت این دو برابر بشه و
اون موقع نصف قیمتی بشه که من بابتش دادم
خیلی کار داریم عزیزم
مجبور نیستیم همین الان تصمیم بگیریم
تا وقتیکه سرت خلوت بشه اشکالی نداره
البته
یعنی...اونا دارن درخواست میکنن که
بچه سفید، آهنگ فانکی بزنه؟
آره
این آهنگی هم که الان داریم گوش میدیم سبک فانکی هستش؟
آره
بذار اینو ازت بپرسم
بنظرت
،این همون آهنگیه که بچه سفید در نهایت میخواد بنوازه؟
میتونه باشه
پس معادل موسیقیایی "پارادوکس راسل" میمونه
مسئلهی اینکه مجموع مجموعههایی که
خودشون رو شامل نمیشه ولی اعضاشون رو شامل میشه؟
دقیقا - ...خب پس -
من خوشم نمیاد ازش
آهنگ باید باحال باشه
خیلی سریع اومدیم
زودتر از موعد میرسیم اونجا
اونوقت اتاق هتلمون آمادهست؟
بعید میدونم
نگران این نیستی اگه یه مدت طولانی
توی لابی هتل بشینیم باعث جلب توجه
حراست هتل بشه؟
اگه توجهش جلب بشه
"کافیه بهش بگیم "بزن به چاک رفیق
بنظر یکم دعوایی میاد ولی اشکال نداره
،میدونی زیاد دور نیستیم از
اسکای والکر رنچ"
درسته
با اینحال نمیتونیم وارد اونجا بشیم
چرا که نه؟
فکر نکنم جورج لوکاس دفتر اصلیش رو
وسط ناکجا آباد تاسیس کرده تا هرکسی دلش خواست بیاد داخلش
مرداب یودا وسط ناکجا آباد بود
صحرای تاتویین وسط ناکجا آباد بود
سیارهی هوث وسط ناکجا آباد بود
اینا نشانهست لئونارد
اون میخواد ما بریم اونجا
زمان هم که داریم
میتونیم یه سر بریم و به نگاهی بهش بندازیم
...آره
خیلی هیجان دارم" و"
نمیتونم مخفیش کنم
"قراره از خود بیخود بشم و این حالتو دوست دارم"
چی داری میگی؟
کی قراره اسبابکشی کنین اینجا؟
هنوز داریم بررسی میکنیم که چقدر تغییر دکوراسیون قراره بدیم
خیلی سخته بخوای یه حد وسطی بین
مدل "مدرن خوش سلیقه" و
مدل "خرت و پرتهای مادر یهودی" انتخاب کنی
دربارهی تاردیس تصمیمی نگرفتین؟
فکر کنم بتونم بفروشمش اگه اسمش رو بذارم "دستشویی بزرگ قابل حمل بریتانیایی"
قرار نیست بفروشیمش...مال منه
تصمیمش با تو نیست
نظرت چیه مچ بندازیم؟
منصفانه نیست
مثل این میمونه که من بگم شلوار کی سکسیتر هستش
میتونین در ازاش پینگپونگ بازی کنین
من حاضرم
این چطور منصفانهست؟
تو با میز پینگپونگ بزرگ شدی
آره، ولی بیشتر ازش بعنوان یه میدون نبرد
بین نیروهای ترانسفورمر و تاندرکت برای تصاحب
سوتینی که توی جنگل پیدا کرده بودم استفاده میکردم
"برنادت، در ازای هر قسمت از "دکتر هو
که لئونارد منو مجبور کرده ببینم
بجای تو بازی میکنم و
"اون تاردیس رو میفرستم به "گالیفرای
خاک بر سرم که این چیزا رو میدونم
باشه پنی به جای من بازی کن
...منصفانه نیست اون ماهیچههای بالاتنهی خوبی داره
رفیق، سه بار قهرمانی بدمینتون
توی جام بچههای خفن مدرسهی سانسکریتی
درسته...باشه راج بجای من میتونه بازی کنه
قهرمانها رو انتخاب کردین
انگاری داریم سنت قدیمی آلمانی محاکمه با نبرد" رو"
بازسازی میکنیم - آره، درست مثل وقتیکه -
مونتین" با "رد وایپر" توی سریال بازی تاج و تخت" مبارزه کرد
لئونارد مجبورت میکنه اونم تماشا کنی؟
نه، نه، اون سریالو دوست دارم
هم توش اژدها داره و هم صحنههای خاک بر سری
پس ردیفه
سرنوشت تاردیس دکتر هو توسط
،یه نبرد الهام گرفته از سریال بازی تاج و تخت در میدون مبارزهی
تاندرکتها در قابل تراسفورمرها انجام میگیره
،اگه هنوز اون سوتین رو داری یه پنج سنتی بابتش بهت میدم
رسیدیم
فقط یه دروازهست
وسط جاده
پیدا کردنش اونقدرا سخت نبود
خیلی باحاله
میدونم
میخوای یه عکس بگیریم؟
چیزی بیشتر از یه عکس میخوام
میخوام برم داخلش
منم همینطور، ولی هیچوقت بهمون اجازه نمیدن
،با همین طرز تفکر پنی رو بدست آوردی؟
نه، ولی 3سال وقت ندارم
که اون دروازه برام احساس ترحم کنه
یه آیفون دارن
برو اونجا، دکمه رو فشار بده و ببینیم چه اتفاقی میوفته
خیلیخب، باشه
No comments yet. Be the first to leave one.