最初の200行です。
.صبح بخير، کانر .ورساچي توي بخش 1
.باشه
.برين بيرون - .خوبه، خوبه. خيلي خوشم اومد -
.بسيارخب، خانم ها .به من يا به دوربين نگاه نکنين
.فقط به کارتون ادامه بدين .سه. دو، يک
.بسيارخب، آزاد. من بر مي گردم .چراغ هاي پشتي رو خاموش کنين
.يه کم مشروب هم بهشون بدين .عالي بود، آقايون
.کانر ميخواد که چراغهاي بخش 1 خاموش بشه .ما داريم به بخش 2 ميريم
جلد مجله "ونيتي فير" رو هم .بايد توي بخش 2 بگيريم
."سلام، آقاي "ميد -
.صبح بخير، خانم ها
مي خواي بعد از کار با ما ناهار بخوري؟
.دوست دارم، اما نمي تونم
.خيلي سرم شلوغه اما بعداً پيداتون مي کنم، باشه؟
.باشه
ميخواي براشون يه وقت بزارم؟
.آره - .خداحافظ -
جدا يا با هم؟ - .آره -
.صبح بخير، کاليا - .سلام -
.من "کانر ميد" هستم
.خيلي دلربا شدي - .لطف داري -
.لطفاً وايسا اينجا
.بسيارخب
.بياين شروع کنيم .اون صفحه سبز رو بردارين
.نور رو روشن کنين - چي؟ -
.بزارينش اونجا - ببخشيد، دارين چيکار مي کنين؟ -
.همه آماده باشن مي تونم...؟
.سيب...
.اين جالباسي منه - ."خودشه. يک غزل از "بيلي تل -
.بايد بهت بگم که من خيلي طرفدار دارم
همچنين. منظورم اينه که من يه پسر 12 ساله ...ناشنوا نيستم که از آهنگ هاي تو خوشم نياد
.اما نگاه تو رو درک مي کنم...
ميشه بياين و ابروهاشو يه کم بکشين؟
.همونجا بمون. همونجا بمون - همين؟ -
عکست اينه؟
من رو لخت کردين و يه سيب روي سرم گذاشتين؟ - .آره -
اين ميشه عکس جلد مجله "ونيتي فير" که کانر ميد بزرگ گرفته؟
.خب، راستش نه
.بايد "کاکو تاتسومي" رو بهت معرفي کنم .اين زن ژاپني، قهرمان تيراندازي جهانه
.امروز قراره کمکمون کنه
.و تو اصلاً نبايد بترسي .اون توي المپيک پکن، ششم شده
شوخي مي کني؟
اون...؟ اون داره شوخي مي کنه؟
.کاليا، برو عقب. به من نگاه کن .دستتو بکش عقب
.يکي به من بگه اون داره شوخي مي کنه - .تکون نخور -
.کاکو، با شمارش من
!اون حتي مدال هم نياورده
.فقط به آهنگ من گوش کن
.من خيلي بهتر از عکسم هستم. آره
.عزيزم، توي عکس هم خيلي خوب افتادي
چرا مي خواي توي هردوتاشون خوب باشي؟
.کانر
.بايد توي مراسم انتخاب شهردار حاضر بشي - الان؟ -
...دارم با سه تا از دوستات
.چت مي کنم... - اون بلد نيست در بزنه؟ -
ببخشيد. بهم گفتي که دو ساعت قبل از مراسم .يادت بندازم که راه بيفتي
چرا؟
عروسي برادرت توي نيوپورت؟
امروزه؟ - ...مراسم شام تمريني امشب -
.توي کاخ عمو "وين" برگزار ميشه... - .خداي من، بايد برم اونجا -
و "کيکي"، "چارليس" و "نادجا" دارن .همينطور برات پيغام مي فرستن
نادجا. ميشه بگي نادجا کدوم بود؟ - .شام شب جمعه رو با نادجا خوردي -
.درسته. خيلي خوشگل بود. اما خيلي حرف نزد - .اون رومانيايي بود. خيلي انگليسي بلد نيست -
.خب، همينه ديگه .اينا رو براي مايک بفرست
من خيلي سرم شلوغه. اگه بتوني خودت .باهاشون حرف بزني، ممنونت ميشم
نه، عمراً. من به جاي تو .با اون دخترا به هم نمي زنم، کانر
.اين ديگه کار من نيست .به درک
.باشه
.باهاشون کنفرانس بزار - کنفرانس؟ -
.باهاشون کنفرانس بزار - .نه، تو اين کارو نمي کني -
.چرا، مي کنم
.ارتباط برقرار شد .اينجا کليک کن تا قطع بشه
.سلام، خانم ها. من کانر ميد هستم - .سلام، کانر -
.سلام - کس ديگه اي هم روي خط هست؟ -
...گوش کنين، من الان سرم خيلي شلوغه. پس
.مجبورم اين کارو به صورت جمعي انجام بدم...
.اين رابطه آخرش به جايي نمي رسه
صبر کن، داري شوخي مي کني؟ - چي؟ -
بگو که نمي خواي با من توي يه .کنفرانس به هم بزني
.اما من فکر کردم که از رابطه مون خيلي راضي هستي . تو از زن ها متنفري -
.کانر ميد از زن ها متنفره
نه، نه، نه. من عاشق زن ها هستم، باشه؟
.من عاشق همه زن ها هستم .مشکل همينجاست
نه. مشکل اينه که تو دو هفته با يه ...دختر مي گردي. اونو عاشق خودت مي کني
،اون عشق خودشو نگه مي داره .مثل يه آدم خسيس
خداي من، خيلي داره خوش مي گذره؟
.من دوست دارم که خوش بگذرونم
.پس به حرف هاي اين زن ها گوش نکن .اونا ديوونن
،اگه جلوي دوربين رو بگيري .بازم مي تونيم صداتو بشنويم
.درسته - .تو اصلاً احساس نداري -
. بايد بري پيش يه روانپزشک - .پسرک احمق -
.خانم ها، به نظر مياد که خيلي دلتون پره
،پس من ميرم .اما شما مي تونين با هم حرفاتونو بزنين
کيکي، نادجا، چارليس من با .همه شما اوقات بسيار خوبي داشتم
.براي همتون بهترين ها رو آرزو دارم
.خداحافظ
تو همونقدر بد هستي که اونا ميگن؟
.نه، عزيزم. يه کم بدتر از اون
البته. با من که نميخواي اينطوري رفتار کني؟
.نه. من اين کارو به خاطر تو کردم .فقط خواستم جلوي راهم باز بشه
.تو احمق ترين کسي هستي که تا حالا ديدم .در حقيقت، به خاطر همين معروف شدي
نه، واقعاً. من چرا دارم اين کارو مي کنم؟
.خب، اينو بايد از پدرت بپرسي
.خواهش مي کنم .من تاحالا حتي پدرمو نديدم
.خب، پس بيا بغل بابا
.خب، رسيديم
.بزارين يه کم تاريخي کار کنيم ...اگر در سال 1529 بوديم، مي کفتم
."مي تواني عروس را ببوسي"
بايد براي اين کار تمرين کنيم، نه؟
.خداي من - ."پائولي" -
.کانر بيا اين طرف
.اون اومد
.اون اومد - .اون اومد -
چي شده؟ - چيه؟ -
خب، همه ساقدوش هاي من به غير از يکيشون ...با کانر خوابيدن
پس اونقدر ها هم بد نيست، نه؟... - .نه -
.جني، عروس عصباني رو آروم کن - .چيزي نيست -
.کانر
.خوشحالم که مي بينمت - .تو موفق شدي -
.چقدر خوش تيپ شدي - .مرسي -
نظرت درباره کاري که با سالن کاراته عمو "وين" کرديم، چيه؟
.ديوونه شدم
.فکر نمي کردم که براي مراسم تمريني هم بياي
...خب، مي خواستم زودتر بيام
تا مطمئن شم که وقت کافي... .براي فکر کردن در مورد آخرين صحبت هامون داشته باشي
،ميدوني، درمورد عشق، ازدواج .زندگي زناشويي بي پايان
.آره، خيلي در موردش فکر کردم
.واقعاً؟ خوبه، خوبه - .آره -
،اگه خواستي تجديد نظر بکني .کليد ماشين منو بگير
.تو فقط بگو تا تمومش کنم
خداي من، جدي ميگي؟ - .حق با توئه -
.من حاضرم هر کاري برات بکنم پس کي ميخواد پشت تو وايسه؟
من و تو دربرابر دنيا، درسته؟
چرا داره کليداشو بهش ميده؟
چرا داره کليداشو بهش ميده؟ - .شرط مي بندم که داره يه ماشين بهتون کادو ميده -
.ميرم ببينم قضيه چيه - .باشه -
.کانر، ما درموردش صحبت کرديم .من مي خوام ازدواج کنم. من "ساندرا" رو دوست دارم
الان داري اينو ميگي؟ - همه چيز مرتبه، بچه ها؟ -
.چون ما هنوز داريم تمرين مي کنيم
.جني پروتي - .کانر ميد -
.لعنت به من - .درسته -
.عروس حالش داره بد ميشه - .الان ميرم پيشش -
.رفيق، هنوز حرفامون تموم نشده - در مورد چي؟ -
.جزئيات - .جزئيات -
.آره. گوش کن، کانر
.اين مهمترين هفته عمر سندي هست ...اگه عروسي اونو به هم بزني
ميام توي خونه ات و اونو... .روي سري خراب مي کنم
.قسمت اولش به نظر خوب مياد
.مي تونم کاري کنم که به نظر يه حادثه بياد .مجبورم نکن
.فقط ازش حمايت کن. طبيعي باش .نه اينکه اونو نااميد کني
.من بهترين رفتار ممکن رو انجام ميدم - .اين نگرانم مي کنه -
.قول ميدم. ازش حمايت مي کنم. هر چي
واقعاً؟ - .آره -
.بيا
ديدين؟ مي دونستم که چيز مرموزي .بين شما دو تا نيست
کانر، ساندرا رو يادت مياد؟ - آره. حالت چطوره، ساندرا؟ -
.ميدوني، الان براي ازدواج خيلي ديره
.شوخي مي کنه
.و ساقدوش ها رو هم که مي شناسي
."آره. "دينا". "دونا حالت چطوره؟
و...؟ - ."دنيس" -
.از ملاقات با شما خوشحال شدم، دنيس. خانم ها - منم همينطور. حالت چطوره؟ -
.و آقايون ساقدوش .ايشون برادرم، کانر هستن
.خيلي ازت تعريف شنيديم - .خوبه -
.مفتخريم که در کنار شما باشيم - .همچنين -
.از "ريدنت" خوشحال شدم .لعنتي، گند زدم
...ببخشيد که مزاحم ميشم، اما
بايد اينجا باشي تا بتونم... .حواسم رو بهت جمع کنم
.باشه - آماده اين؟ -
.بله، ببخشيد گروهبان
گروهبان؟ يه پليس داره اونا رو عقد مي کنه؟
."گروهبان "ميجر ولکوم .نيروي دريايي ايالات متحده
.من پليس نيستم
اين فرشته رو از کجا گير آوردي؟ - .اون پدر ساندرائه -
.گروهبان، ايشون، برادرم کانر هستن .کانر، گروهبان
.ايشون بعد از جنگ بازنشسته شدن
.جنگ کره .شايد در موردش شنيده باشي
.بيشتر از جنگ ويتنام، کشته داديم
.ما هيچي بدست نياورديم .هيچي
.ما با "آلن آلدا" هم دسته بوديم ...کسي که هميشه مي خنديد
به غير از مواقعي که يکي از... .دوستاش کشته مي شدن
.جنگ تموم شده، بابا
.مي دونين، شايد بهتر باشه که طبق برنامه عمل کنيم
طبق برنامه، تا 1530 ساعت ديگه ...شما همديگه رو با اجازه من مي بوسين
...داماد، عروس رو در دست چپ خودش مي گيره...
،اون 180 درجه مي چرخه... .به سمت شمالِ شمال غرب
.بعد من شما رو به عنوان زن و شوهر معرفي مي کنم
...آرزو مي کنم
،آرزو مي کنم... .که هميشه شاد و خوشبخت باشي
.بابايي
.خداي من - .چقدر زيباست -
.اينا منو محاصره کردن - .بيا -
.نه، من خوبم - .زودباش -
.عمو وين
.زندگي بدون تو اصلاً لذتي نداره
.نه، نه
.اين چه دکوريه؟ نه
.نه. نه
.آره
.نه
No comments yet. Be the first to leave one.