最初の200行です。
...آنچه در "سوپرمن و لوییس" گذشت
.میخوام از خدمت کنار بکشم
.جایگزینکردنت سخته
.بالاخره یه نفرو پیدا میکنن
.جان هنری از یه زمین دیگهست
،اون زنم بود .مادر دخترم
.زود بر میگردم
مالتیورس و جهانهای موازی
.هرکدوم با زمین خودشون
!مامان - .من دیدم که مُردی -
.من ناتالی رو از دست دادم
وقتی تو و برادرت حدود
.18ماهتون بود، من حامله شدم
.و آخرش بچه رو از دست دادم
.قرار بود اسمشو ناتالی بذاریم
فقط برام سوال بود که آیا
زمان بیشتری نیاز داری تا .با اندوهت کنار بیای
.امکان نداره
مامان؟
مامان؟
!مامان - .نه، نه، نه، نه -
!نات. نات! نات! نات! نه .نات. نه. نه. نه
-فقط--فقط، اومم
.قضیه، اومم--قضیه پیچیدهست
--ببین، اون .اون مادرت نیست
چی؟
.اون هنوز مُرده
اما تو چرا اینجایی؟
بذار برات توضیح بدم، باشه؟
.لوییس، باید یه چیزی بگی
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
:مترجمین Sara Lance & ErfanTabarsi & AliNeverMore
!پسرا، باید بریم
عزیزم، سنسِر داریم؟
اگه نداشته باشیم .میتونیم یه بطری ساو بلانک بیاریم
آره، اما سنسِر مشروب موردعلاقهی .لاناست
.پس برو به مغازهی لارک و یکی بخر
.باشه
کسی قول داده؟
.مثل همون قبلیا
میدونی، پِری منو
.وقتی که هیچ تجربهای نداشتم استخدام کرد
بعضی وقتا با یه خبرنگار تازهکار مسئله بیشتر
.ذوق و شوقشونه، نسبت به چیزای دیگه
چیه؟
هی، برادرت کجاست؟
آا، نمیدونم، شاید داره
.برای بار هزارم لباسشو عوض میکنه
!جوردن، بریم
.اوه، وای
چیزی شده؟
...اوهوم
.بو...بوی بد میدی
.اوه
.عطر جالب توجهی زدی عزیزم
آره رئیس، کل شیشهاشو خالی کردی رو خودت؟
اون چیه؟
.هیچی - هیچی؟ -
.یه سورپرایزه برای سارا
کل روز رو باهاش میگذرونی؟
.مامان، یک ماه نبوده
.فقط واسه شام خودتو برسون
.باشه باشه
...و
.میدونی، اولین روز مدرسه ناتالیعه
میخوای زنگ بزنی و واسش آرزوی موفقیت یا همچین چیزی بکنی؟
.کلارک، نمیدون چی بهت بگم
هنوزم باهام حرف نمیزنه، باشه؟
.باید به این مصاحبهها برسم
بابا، چقدر قراره اینجوری باشه؟
.نمیدونم
.زودباش، سوار کامیون شو و بریم
.اوه، لطفا پنجره رو بده پایین
اینقدر ناجوره؟
.قویه رفیق، بدجور بوش قویه
.هی، بجنب
.اون مسخرهبازیو ببین
اصلا تبلیغاتی کرد سوپرمن
.کار قشنگی نیست
آخرین چیزی که لازم داریم، اینه که
اسمالویل بخاطر اتفاقات مورگان اج
.تبدیل به مقصد توریستی بشه
اگه به درد اقتصادمحلی میخوره پس بذار بشه، کی اهمیت میده؟
.خیلیهامون - .خیلیهامون نمیدیم -
.فکرکنم خودشه
!سلام - .سلام -
.سلام
.اوه عزیزم دلم برات تنگ شده بود
.منم همینطور
.کلی آدم منتظرن دیدارتان
.آره - .سوفی، جوردن
.آره، منم همینطور
چطور بود؟
کمپ چطور بود؟ - .خوب بود -
.یعنی، اونجا بودن خوب بود
.فقط بود به عنوان مربی یکم فرق داشت
بهتر بود؟ - ...آره، همه چیز -
.همه چیز بهتر بود
پس پارسال رو کمپ پیامرسون بودی؟
.اولین داستانم منتشر شد
، قبلش، کلی طرحبندی میکردم
.کپیهارو ادیت میکردم - .اوه -
...قطعا اینا به کارمون میاد
.حالا بین باقی چیزا
، البته اکثر مواقع بهشون یاد میدادم
.که چطوری از سایت، پول دربیارن
همه اینکارارو بلدی؟ - .البته که بلدم -
.من تو بلاگم ازاونا بیشتر درآمد دارم
بلاگ شخصی داری؟
.هستم GOAT و WHOA من صاحب پیج
.توییتر 40 هزارتا فالوور دارم
.لوییس
...ملاقات 9:30 - .سلام، مایکل هستم -
آره، همون صاحب WHOA و GOAT
.مرسی که اومدین، خوشحال شدم
.بهتون زنگ میزنم - .اوکی -
.ممنون
اگه بقیه مصاحبههای کاری امروز هم
.مثل این هستن، همرو کنسل کن
.لوییس، حتی باهاش حرفهم نزدی
لازم نبود گوش بدم! ما یکیو میخوایم
.که شغلش واسش از فالووراش مهم تر باشن
، درضمن! مقالهای که نوشته بود هم
بدترین نوع از روزنامهنگاری پیشگویانه بود
، یک ماهه دارم آدم میارم
.و از یکی خوشت نیومده - ، بله درسته -
.چون هیچکدومشون مناسب نبودن - .بهترینهایِ در دسترس بودن -
، ببین یا خطرشو میپذیریم
!یا بی خبرنگار میمونیم
.بدجور کمک لازمایم
.باشه
.ببین چی اومد
.اوه خیلی هیجان دارم
.اوه
.اوه، اینا عالیان
نظرت چیه؟
.اگه از تیشرت تبلیغاتی خوشت میاد عالیه
.اوه، باید صورت دنیل رو روش بزنی
.شهردار بسی جذابی میشه
.نه سارا، قیافهاش مهم نیست
، فقط کافیه جورج دین رو شکست بده
و منم هرکاری ممکن باشه میکنم
.تا مطمئن بشم این اتفاق میفته
کیه؟ - .احتمالا جوردنه -
.دیدم داره میاد
اینجاست؟ یعنی، الان؟
.احتمالا فقط اومده دیدنت
.قبلش پیام نداد
.سلام - .سلام -
، سلام...احتمالا باید پیام میدادم
، ولی راستش م...من فقط
نمیتونستم یه لحظه دیگه واسه .دیدارت صبر کنم
.خب، زمانبدی مزخرفی داری
مامانم یه کمپین شهرداری برای این
، دنیل هارت تدارک دیده
.پس قراره اینجا حسابی شلوغ بشه
.فهمیدم
خب میتونی یه ساعت دیگه
بیایی اطلسپاند پیش من؟
.میخوام یه چیزی نشونت بدم
.هی، بجنب.ببرشون بردی. زودباش
سفید شماره 22
.سفید شماره22 آماده
.آفرین، دسخوش
.شماره18 تو صف
!آره
!زوباش عزیزم، بریم
!قوی شروع کردی
.عالی بود پسرم
.خب، کوارتربک شماره2, بجنب
.بجنبین بریم سراغش! وقتشه
.فقط بازی غیرتمرینیه
.بریم
.کندیس، اونجا بودی خودت دیدی
.یه هفتهاس نذاشته بازی کنم
بابا،با مربی گینز حرف زدی؟
.آره
.داره آروم برت میگردونه به بازی
.خب دوهفتهاس فقط تمرین کردیم
، بله جاناتان میدونم
.پارسال بازوتو دوبار شکوندی
.اوکی! بعدش که خوب شد
، گوش کن، مطمئنم مربی
.صلاحتو میخواد
، شاید بتونی باهاش حرف بزنی
، بهش بگی حالت گرفتهاس
.و ببینی چی جواب میده
.آره، درست میگی
.یه دلیلی داره دوست دخترمی دیگه
موقعیت؟
!سیصد متر
.من میرم مزرعه هابرد
.بن میخواست ماشین درو-اش رو چک کنم
...باشه آم، ماهم
.ماهم باهمیم دیگه
مزرعه هابرد چقدر دوره؟
!تانک رو منفجر کنین
!یخ جلوی گردش هوا رو گرفته
!بیشتر بریم پایین زیردریایی میترکه
!!سوپرمن نجاتمون داد
No comments yet. Be the first to leave one.