最初の200行です。
این مستند شامل بازسازیهای تاریخی از صحنههای جنسی، خشونت و برهنگیه که ممکنه واسه بچهها مناسب نباشه توصیه میشه با احتیاط تماشا کنید.
زیــرنـویـس اخـتـصاصـی نــــئــوتــرن NEUETERN
۲۵ میلیون سال پیش، گونهی جدیدی روی زمین ظاهر شد
"کپیهای بزرگ" اجداد مشترک انسان و میمونهای بیدم
بین اونها یه خانواده با تواناییهای خارقالعاده وجود داشت
اونها اجداد دورِ ما بودن
از طریق تکامل، اونها جهان رو متحول کردن و به گونههای جدید و پیشرفتهتری تبدیل شدن
اونها به دوردستها سفر کردن و شکار، قدرت، ابزار، عشق و خیلی زود، جنگ رو اختراع کردن
اونها با جانوران بزرگ رقابت کردن، سیاره رو تسخیر کردن و با هر آبوهوایی سازگار شدن
اونها تبدیل به ما شدن
"انسان خردمند"
"انسان امروزی"
تبار و اصلونسب ما کجا و کِی شروع شد؟
اولین نفر از ما کی بود؟
اون ویژگیای که ما رو انسان میکنه چیه؟
تفاوتهایی که ما رو از بقیه حیوانات جدا میکنه؟
به لطف آخرین اکتشافات علمی، قراره سفری به اعماق زمان داشته باشیم
تا بفهمیم کدوم یکی از اجداد ما قدم سرنوشتساز رو برداشت
و اولین انسان رو به دنیا آورد
"اولین انسان" مستند تکامل انسان: از اجداد اولیه تا ظهور انسان خردمند
داستان خانوادهی ما از ۲۵ میلیون سال پیش شروع میشه، در زمانی که گرمایش جهانی شدیدی رخ داد
با تکهتکه شدن و بسته شدنِ اقیانوس پهناور «تتیس» در خاور نزدیک، جنگلهای مرطوب از آفریقا به سمت شمال گسترش پیدا کردن
اجداد دورِ ما جنگل رو دنبال کردن و بهسرعت دنیای باستان رو پر کردن
اونها بر فرازِ درختا حکومت میکردن
صد گونهی مختلف
گیگانتوپیتکوس
راماپیتکوس
شیواپیتکوس
که از اروپا تا چینِ امروزی گسترده شده بودن
اینجا عصرِ سیارهی میمونهاست
کدوم یکی از این نخستیسانان بزرگ جدِ مشترک ماست؟
"پریماتها یا نخستیسانان، یه راسته از پستانداران که شامل تمام میمونها، کپیها و انسانها میشه"
ساحل مدیترانه، ۳۰ میلیون سال پیش در اسپانیای امروزی
یه جنگل استواییِ مرطوب
اینجا موجودی زندگی میکنه که تواناییهای استثنایی داره
این آکروباتباز، «پیرولاپیتکوس» نام داره پیرولاپیتکوس: یکی از قدیمیترین اجداد مشترک انسان و کپیها
دنیای حیوانات تا حالا همچین پدیدهای به خودش ندیده
این کپیِ بزرگ، سرآغازِ خانوادهی ماست
اما چطور؟
چی اون رو تبدیل به جدِ بزرگِ ما میکنه؟
ما تازه اولِ مسیرِ فهمیدنِ این موضوع هستیم
«پیرولو» روی درختا زندگی میکنه
و عمدتاً میوه میخوره
اون سنگینتر از اونیه که بتونه روی شاخهها راه بره
برای همین آویزون میشه
با اینکه گاهی اوقات روی دو پا قرار میگیره
اون میتونه راه بره
برخلاف باور عموم، توانایی راه رفتنِ عمودی روی زمین شکل نگرفت
بلکه اون بالا روی شاخهها به وجود اومد
«دوپایی» اختراعِ انسان نبود، بلکه کارِ میمونها بود دوپایی: توانایی راه رفتن روی دو پا
این «پیرولو» یه نرِ جوانه
اون چند روز پیش خانوادهش رو ترک کرده
حالا با یه وظیفهی دشوار روبهروئه
پذیرفته شدن توسط یه گروهِ جدید
و اون تازه یکیشون رو پیدا کرده
سرنوشتش همینجا رقم میخوره
اما هر گروه قلمروی خودش رو داره و مزاحمها به ندرت مورد استقبال قرار میگیرن
یه مادهی جوان و بچهش رو می بینید
مادرها بهشدت محتاط هستن
نزدیک شدن بهشون آسون نیست
اون بالا، یه مادهی مسنتر هست برقراری ارتباط با اون خیلی راحتتریه
یه نرِ درشتهیکل، مشخصاً یه «نرِ آلفا» و غالبه نر آلفا: رئیس و قدرتمندترین عضو گروه
آروم به نظر میرسه
ولی نزدیک شدن بهش خیلی خطرناکه
برای اینکه پذیرفته بشه، اول باید دیده بشه
یه لحظهی پُر تنش
چون مادهی جوان بوی اون رو حس کرد
اون زیباترین «پیرولویی» هست که تا حالا دیده
به نظر میاد همهچی داره خوب پیش میره
ولی با نرِ آلفا داستان فرق داره
ممکنه اون رو بکشه
اما فعلاً فقط داره با هیکلش اون رو میترسونه
اولین تلاشِ نرِ جوان با شکست تموم میشه
اما حالوهواش یه واکنش غیرمنتظره رو برمیانگیزه
اجداد ما یه ویژگی جدید داشتن که قبلاً ناشناخته بود در قلمروی حیوانات
چیزی که بین گونههای خیلی کمی مشترکه
"همدلی"
"درکِ احساساتِ دیگران"
حتی خارقالعادهتر از اون
اونها تحت تأثیر احساسات دیگران قرار میگیرن
"همدردی"
این اتفاق داره برای مادهی مسن میفته
اون پریشونیِ نرِ جوان رو حس میکنه
و این نگرانش میکنه
باید کاری بکنه
میخواد دربارهش بیشتر بدونه
همدلی یه نیروی قدرتمنده
همون چیزیه که امروز به ما اجازه میده در یه جامعه زندگی کنیم
چرا اون نیاز داره که توسط غریبهها پذیرفته بشه؟
این مربوط به ساختار اجتماعیِ «پیرولاها» میشه
مادهها هرگز گروه رو ترک نمیکنن، در حالی که نرها در نوجوانی مجبور به ترک گروه میشن
اشاراتِ مادهی پیر چه معنیای داره؟
آیا میتونه بمونه؟
نه هنوز
نرِ جوان فاصلهش رو حفظ میکنه
اون نیاز به خواب داره
بیشتر پستانداران فقط چند دقیقه در هر نوبت میخوابن
ولی «پیرولاها» نه
در زمینهی خواب، اونها انقلابیان
پیرولاها یه اختراعِ خارقالعاده ارائه دادن
اونها نوکِ درختا برای خودشون لونه میسازن
اما یاد گرفتنِ ساخت لونه زمانِ زیادی میبره
و تنها راهِ یاد گرفتنش از مادره
نرِ جوان همیشه تو لونهی مادرش میخوابیده
هنوز بلد نیست لونهی خودشو بسازه
این بالا، پیرولاها از شرِ شکارچیها در امان هستن
و زیراندازهای برگیشون مانع از سقوطشون میشه
اونها میتونن تمام شب رو بدون ترس بخوابن
شبهای طولانی و نیروبخش
به لطفِ معجزهی خواب، پیرولاها قوای ذهنیشون رو بهبود میبخشن
خواب به مغزِ ما اجازه میده تا اطلاعات رو دستهبندی کنه
همهی چیزایی که در طول روز دریافت میشن مفید نیستن
مغز ما بعضیها رو میریزه دور و بخشهای ضروری رو تو حافظهمون ذخیره میکنه
همهی اینها وقتی خوابیم اتفاق میفته
شگفتانگیزه
پیرولاها این ویژگی رو برای ما به ارث گذاشتن
بدون این اختراع، ما هرگز نمیتونستیم انسان بشیم
امروز صبح، گروه اومده پایین، کفِ جنگل
نرِ جوان دنبالشون کرده
اون میخواد دوباره با گروه ارتباط برقرار کنه
پیرولاها عاشقِ طعم شیرینِ میوهن
اما یه مزیتی نسبت به گونههای دیگه دارن
معدهی اونها میتونه انواعِ غذاها رو هضم کنه
خب، البته هنوزم غذاهای مورد علاقهی خودشون رو دارن
اونجان
نرِ جوان انتخابش رو کرده و میخواد به مادهی مسن نزدیک بشه
از بین تمام غذاهای مختلف جنگل، بعضیهاشون بهشدت سمی هستن
اونها از کجا میدونن چی خوردنیه و چی سمی؟
برای پیرولاها، جوابش «به اشتراکگذاری تجربیات» هست
مادر به بچهش یاد میده چطور انتخاب کنه، چطور بچینه
این دانش از نسلی به نسل دیگه منتقل شده
آغازِ یک فرهنگ
مادهی مسن حتی میتونه تجدیدِ دیدار کنه
مثل همهی پیرولاها، نرِ جوان راه و رسمِ هدیه دادن رو بلده
انجیر
آیا قبولش میکنه؟
نشونهی خوبیه
حالا میتونه مکالمه رو شروع کنه
زبانِ پیرولاها عمدتاً از «جوریدن» تشکیل شده جوریدن: رفتار اجتماعی میمونها برای تمیز کردن موهای هم و محبت کردن
تیمار کردن و نوازش، خیلی بیشتر از کلمات حرف برای گفتن دارن
ولی دست زدن به مادههای گروه، خطرِ عصبانی کردنِ نرِ آلفا رو داره
مادهها از نرِ جوان در برابر آلفا دفاع میکنن
تعدادشون باعث قویتر شدنشون میشه
آلفا مجبوره عقبنشینی کنه
بین پیرولاها، مادهها قدرت رو در دست دارن
نرِ جوان گامِ مهمی برداشته
اون تبدیل به سوگلیِ مادهی پیر شده
حالا نوبتِ مادهست که اون رو نوازش کنه
ولی این به نظر چیزی فراتر از نوازشه
اون دقیقاً چی میخواد؟
نرِ جوان هیچ تجربهای از لذت نداره
برای آروم کردن جو، پیرولاها یه رفتار کاملاً جدید اختراع کردن
"خندیدن"
این پیشرفت، که درگیریها رو حل میکنه، اختراع انسان نیست
بلکه یه میراثه
اجداد ما در یک بهشتِ زمینی زندگی میکردن
میوههای فراوون، آبِ شیرینِ در دسترس در همهجا و همهی فصول
تنها خطر واقعی، درندگانی هستن که کفِ این جنگل بزرگ پرسه میزنن
برای شناسایی اونها، پیرولاها نشونههای جنگل رو میخونن
اونها درکِ عمیقی از محیطِ اطرافشون دارن
فریادِ یه پرنده هوشیارشون میکنه
زنگ خطر به صدا درمیاد
یه ببر
اونها برای هر شکارچی، فریادِ متفاوتی دارن
این یعنی وضعیت سفید و خطر رفع شده
حالا میتونن برگردن
پیرولاها در عصرِ طلاییِ کپیهای بزرگ زندگی میکنن
اما این دورانِ خوشی نمیتونه دووم بیاره
تغییر و تحولاتِ بزرگی در افقه
آفریقا در مسیرِ برخورد با اروپاست
فعالیتهای تکتونیکی که بهزودی محیط زیست رو نابود میکنه
فعالیتهای تکتونیکی یعنی "جنب و جوش زمین" حرکتهای آهسته و بزرگ لایههای رویی زمین
نرِ جوان بیرونِ گروه میمونه
اون محتاطه
آلفا هنوز خطرناکه
برای اینکه کاملاً پذیرفته بشه، نیاز به رضایتِ آلفا داره
اون شاید بهترین لونهساز نباشه، ولی از گروهی میاد که بلدن چطور حشراتِ خوشمزه رو بگیرن
یه تکنیکِ شگفتانگیز
که مادهی چشمطلایی تا حالا ندیده
اون از یه تیکه چوب برای گرفتن موریانهها استفاده میکنه
هیچی خوشمزهتر از موریانه نیست
این اختراع حیاتیه
این چوب، اولین ابزاره
امتدادِ دست، که به ما اجازه میده کارهای جدیدی انجام بدیم
ایدهای که برای ما بسیار ارزشمند خواهد بود
اونها متوجه شدن
حالا نرِ جوان جذابیتِ اصلیِ گروهه
بچه قربانیِ شکمپرستیِ خودش شده
اون آموزشهای مادرش رو فراموش کرد و مسموم شده
سرنوشتی که بچهها خیلی دچارش میشن
نرِ جوان این سم رو میشناسه
پیرولاها از قبل یه دانشهایی درباره قدرتِ درمانیِ گیاهان دارن
این دانش بین گروههای مختلف متفاوته و بهشون اجازه میده بعضی بیماریها رو درمان کنن
به نظر میاد نرِ جوان اطلاعاتی در این مورد داره که این گروه نداره
انواعِ مختلفی وجود داره
گیاهانی که کرمهای انگل رو به خواب میبرن
گیاهانی پوشیده از خارهای ریز که کرمهایِ خوابیده رو به دام میندازن
پیرولاها گیاهشناس بودن
داستانِ این پیرولای جوان ممکنه فرعی به نظر بیاد ولی داره یه قصهی دیگه رو تعریف میکنه
داستانی قدرتمندتر
No comments yet. Be the first to leave one.