最初の200行です。
زيرنويس از مهدي shine021
غزه 29ژانویه 2024
ارتش اسرائیل دستور تخلیه محله تل الهوا را صادر کرد.
این فیلم بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده است
و تماسهای اضطراری ضبط شده در آن روز
صـــدای هنــد رجــــــــب
مرکز تماس اضطراری هلال احمر فلسطین رامالله، کرانه باختری ۵۲ مایلی غزه
باید جلوی خونریزی رو بگیری.
هلال احمر فلسطین.
هلال احمر فلسطین، بفرمایید؟
آمبولانس داره میاد.
نزدیکترین آمبولانس داره میاد.
صدات رو نمیشنوم.
باشه.
آخر خیابون ناصره یه میدون هست.
بعدش مستقیم برو.
مستقیم برو.
نگران نباش، دارم میبینمت.
مستقیم برو. تو نقشه من قرمزی.
اون کار رو برام انجام دادی؟
آهان، گزارش.
عالیه، ممنون.
حالت خوبه؟
همه چی مرتبه؟
رانا. -نسرین.
تو هنوز اینجایی؟ مگه قرار نبود امروز صبح بری خونه؟
هنوز یه کار دیگه دارم که تموم کنم. خیلی خستهام.
دلم میخواد زودتر برسم خونه.
سنگ، کاغذ، قیچی.
6-3، دارم حسابت رو میرسم.
یه لحظه صبر کن، یه تماس اضطراری دارم.
اتاق اورژانس هلال احمر، رامالله. عمر هستم، بفرمایید؟
تماسهای اضطراری از غزه از وقتی بمباران شروع شده، به اینجا منتقل میشن.
یه لحظه... کجا؟
غزه؟
ولی تو داری از آلمان با من تماس میگیری؟
باشه.
شماره برادرت و آدرس ماشینش رو برام بفرست.
باشه، ممنون.
مهدی؟
بله، عمر.
ممکنه به یه آمبولانس تو شمال غزه احتیاج داشته باشم.
تو شمال؟
تو یه پمپ بنزین. بذار چک کنم، با من باش.
پمپ بنزین فارس.
چه خبر شده؟
بشار حماده، با زن و بچههاش داشتن با ماشین از تل الهوا خارج میشدن.
400 متر دورتر از خونشون مورد اصابت قرار گرفتن،
نزدیک پمپ بنزین فارس، ساعت 1 ظهر.
ساعت 1 ظهر. -بله.
الان ساعت 2:35 دقیقه است. یعنی یه ساعت و نیم پیش.
بله، درسته.
کسی زنده مونده؟
من با برادرش تو آلمان صحبت کردم.
اون نمیدونه هنوز تو ماشین قایم شدن،
یا تونستن پیاده فرار کنن.
اون دستپاچه است. معلوم نیست.
اونجا منطقه ممنوعه است.
ارتش امروز صبح اونجا رو محاصره کرده.
به این شماره زنگ بزن، جواب میده.
من شماره تلفنشون رو دارم. -بهشون زنگ بزن.
من زنگ میزنم. با من باش.
داره زنگ میخوره.
صداهای پشت تلفن واقعی هستند
الو؟
الو.
دارن بهمون شلیک میکنن!
الو.
دارن بهمون شلیک میکنن!
تانک بغل منه!
قایم شدین؟
آره، تو ماشین. تانک کنارمونه.
تو ماشینین؟
عمر؟
هنوز رو خطه؟
عمر؟
عمر، باید با رانا صحبت کنی. اون سرپرستته.
عمر داشت با یه دختر تو غزه حرف میزد. تیراندازی شد.
عمر؟
حالت خوبه؟
نیاز به مشاوره داری؟ به نسرین زنگ بزنم؟
نه.
کشتنش.
اسمش چی بود؟
وقت نشد بگه.
عمر.
سلام عمر.
چه حسی داری؟
اینا رو میبینی؟
اینا رو میچسبونیم به میزمون،
وقتی اسم یا عکسی نداریم
از کسایی که موقع تماس فوت کردن.
وقتی عکسشون رو دریافت میکنیم،
اون بالا آویزونشون میکنیم.
به عنوان ادای احترام و برای احترام بهشون.
و این بهت اجازه میده...
که رو به جلو حرکت کنی و بتونی به بقیه کمک کنی.
ممنون.
عمر.
اگه نیاز داری حرف بزنی، من اینجام.
در اتاق من همیشه به روت بازه.
میتونی خالی شی.
باشه؟ خجالت نکش.
من باید برگردم.
من دارم میرم خونه. چیزی لازم نداری؟
نه، برو خونه استراحت کن.
یه دختر 6 ساله تو ماشین زنده است. بهش زنگ بزن.
رانا، بیا!
عمر، چیه؟
عمو میگه یه دختر 6 ساله هنوز تو ماشین قایم شده.
خب، بهش زنگ بزن.
عمر؟
ادامه بده، تو برای این کار آموزش دیدی.
بهش زنگ بزن.
من دارم میرم خونه.
الو، عمو؟
الو.
با من بمون!
گوش کن عزیزم، تمرکز کن.
بگو چه اتفاقی افتاده.
الو؟
وقت نیست!
چی؟ قایم شدی؟
زود باش!
اسمت چیه؟
هیچکس پیشم نیست.
اسمت چیه؟
هیچکس پیشم نیست.
اسمت رو نمیشنوم. من عمرم، اسم تو چیه؟
اسم من هنوده.
اسمت چیه؟
هنود.
هنود؟
اسم خواهرت چیه؟ - بیا منو ببر.
خواهرت کجاست؟ - بیا منو ببر!
میام، ولی خواهرت کجاست؟ - من خواهر ندارم.
مهدی؟ - بله، عمر.
یه دختر 6 ساله هنوز تو ماشین قایم شده.
یه دختر 6 ساله تو ماشین؟ بقیه چی؟
بقیه رو نمیدونم.
میگه تنهاست. با من رو خطه.
کی با تو رو خطه؟ - دختره.
اون از خانواده حماده است؟
ازش بپرس.
هنود؟
هند رجب حماده.
هند رجب حماده؟
باشه.
رانا.
زیر صندلیها قایم شو. نذار کسی ببینتت.
باهاش بمون.
باشه؟
آره.
پدر مادرت کجان؟
اینجا نیستن.
صبر کن، باشه؟ الان بهت زنگ میزنم.
نه. بیا منو ببر.
دارن شلیک میکنن.
پیشرفتی داشتی؟
منتظرم ببینم کدوم یکی از نیروهای نجاتمون در دسترسن.
وقت نداره. لطفا سریع بهشون زنگ بزن.
دیگه زنگ زدن فایده نداره.
اونا باید اطلاعات رو جمع کنن و به من خبر بدن.
هنود؟
قطع نکن، الان برمیگردم.
باشه.
ما فقط یه تیم تو شمال داریم.
مستقیم بهشون زنگ بزن.
برگرد با دختر کوچولو حرف بزن و بذار من کارم رو انجام بدم.
مستقیم به 'زینو' زنگ بزن.
'ابراهیم' مسئول نیروهای نجات تو غزه است.
اون تصمیم میگیره که ما بهشون زنگ بزنیم یا نه.
دارن بهش شلیک میکنن.
اونا میکشنش، درست مثل اون دختر دیگه.
از 'رعنا' بخواه بیا 'عمر' رو ببره.
مهدی.
دارن بهش شلیک میکنن.
اینم خودش.
الو، 'ابراهیم'؟
بگو.
یه لحظه.
یادداشت میکنم. یه ثانیه.
نیروهای نجات، 'یوسف زینو'.
'یوسف زینو'، رفیق من.
راننده.
'مدهون'، دیگه کی؟
'احمد مدهون'.
نوع آمبولانس.
'ساوانا'.
1-0-7...
باشه. - به 'زینو' زنگ بزن.
باشه، ممنون. من هماهنگی رو شروع میکنم.
هماهنگی؟
وقت نداره!
من به 'زینو' زنگ میزنم ببینم راه حل دیگهای هست یا نه.
نیست.
چرا به 'زینو' زنگ میزنی؟
چرا با اون حرف میزنی؟ تو سرپرستشی؟
نه، ولی میخوام دختر رو نجات بدم!
وظیفه تو نجات دادن دختر نیست. وظیفه منه.
No comments yet. Be the first to leave one.