Under Salt Marsh

Under Salt Marsh

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

Under Salt Marsh S01E01 1080p WEB h264-ETHEL
解説: amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

タグ

webdl
公開日: 2026-01-30
ダウンロード: 75
聴覚障害者向け: No
FPS: 23.976

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

‫گوه توش!

‫یادت نره، ‫باید دستکش‌هات رو بیاری.

‫آره. عزیزم، ‫بهتره دکمه‌های پالتوت رو ببندی.

‫واو! چه باحال!

‫- خانم، خانم! ‫- بله؟

‫ببینید! کارش واقعاً درسته.

‫- داری نگاه می‌کنی؟ ‫- آره، دارم می‌بینم.

‫بدو دیگه کفین، نشونم بده.

‫ببینیم چه می‌کنی کفین. ‫ایول کفین، برو بریم!

‫این یه بطری معمولیه‌... ‫و وقتی فشارش می‌دی،

‫- صاف از توش رد می‌شه! ‫- خیلی باحاله!

‫تو شعبده‌باز خیلی بااستعدادی هستی، کفین.

‫ممنون، خانم الیس.

‫بده ببینم. ‫دیگه کی بلده چشمه‌بندی کنه؟

‫هیچ‌کس؟ ای بابا، انگار همه‌تون ‫باید یه چند جلسه آموزش ببینید.

‫- این رو خودت ساختی؟ ‫- آره.

‫واقعاً؟ خیلی هوشمندانه درست شده.

‫- بیا، بگیرش. ‫- ممنون.

‫اوه، بذار ببینم جای اون نیش رو.

‫اوه. وقتی رفتیم تو، ‫باید یه چیزی روش بمالیم.

‫ممنون خانم.

‫خانم الیس،

‫من دوباره کابوس دیدم.

‫گراز سیاه من رو دنبال کرد تا تو آب و من غرق شدم.

‫جیمز، وقتی تو طول روز ‫یه جایی از بدنت نیش می‌خوره،

‫شب چه اتفاقی براش می‌افته؟

‫- خارش می‌گیره. ‫- آره.

‫خب، خواب‌ها هم یه جورایی همین‌طورین.

‫اگه تو طول روز چیزی بترسونتت،

‫شب ممکنه دوباره بیاد سراغت و بترسونتت.

‫اما...

‫...اگه تو طول روز با ترس‌هات روبرو بشی،

‫شب دیگه نمی‌تونن کاریت کنن.

‫- متوجه شدی؟ ‫- ممم-هوم.

‫همه‌تون با نابودی روبرو می‌شید!

‫آب‌های سمی.

‫هوای سمی.

‫نیشا؟ ‫۲۱ گونه پارسال از دست رفت.

‫بیاین بچه‌ها. چیزی نیست. ‫همگی برید داخل.

‫برگردید تو کلاس، لطفا. ‫برگردید تو کلاس، لطفا.

‫مگه اینکه راه و روشتون رو عوض کنین.

‫- اوشان یه روانیه! ‫- گورتو گم کن اوشان!

‫داد زدن سرمو تموم کن.

‫اوشان! ‫بچه‌ها، از این طرف لطفا.

‫ولش کن. ولش کن بره!

‫ببینش، ببین داری چیکار...

‫بس کن، اوشان.

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره.

‫باشه، برو تو، ‫منم یه دقیقه دیگه می‌آم.

‫برو پیش خانم جونز. نگران نباش کفین.

‫- اون باید نگران باشه. ‫- باشه، بیا بریم.

‫همه‌شون باید نگران باشن.

‫نه، نباید باشه. اون فقط نه سالشه.

‫نمی‌تونی جلوی مدرسه این کار رو بکنی، ‫حق نداری دستت رو روی یه بچه بلند کنی، اوشان.

‫اوشان، من جکیم.

‫قبلاً درباره فکر و ایده‌هات باهام حرف زدی.

‫می‌دونم کی...

‫مهمه که مردم بفهمن.

‫- می‌دونم. ‫- بیا اینجا.

‫تو فقط...

‫اینجا نمی‌تونی این کار رو بکنی.

‫اوشان، من می‌خوام به خواهرت زنگ بزنم ‫و بهش بگم که

‫داری می‌ری خونه و اونم کتری رو بذاره جوش بیاد.

‫اگه تا ده دقیقه دیگه تو «کشتی» نباشی...

‫...به خدمات اجتماعی زنگ می‌زنم. باشه؟

‫فقط برو خونه.

‫تو جلسه می‌بینی، جکی الیس.

‫هیچ راه فراری نیست.

‫نه... راه فراری... نیست.

‫برو خونه.

‫آره، شاید باید به فکر آموزش دادنش باشیم.

‫ما قرار نیست کنترل جمعیت رو به برنامه درسی اضافه کنیم.

‫تست می‌کنیم... تست می‌کنیم، یک، دو.

‫بسیار خب!

‫صدام می‌رسه؟

‫- ممنون! ‫- ساکت باشید!

‫- صدام رو دارید؟ ‫- بله! ‫- بسیار خب.

‫خب، آره، می‌دونم تا حالا خیلی ‫اومدم اینجا،

‫همه‌تون قبلاً من رو دیدید، اما...

‫این دفعه یه خبرهایی دارم.

‫پول برای دیواره ساحلیه، نه؟

‫می‌خواید کتابخونه رو برگردونید؟

‫درسته، خب، می‌دونم که شما ‫پول زیادی جمع کردید

‫واسه دیواره ساحلی، خب؟

‫آره، و کارش هم شروع شده.

‫- دیگه وقتش بود! ‫- اما...

‫- کافی نیست. ‫- چرا که نه؟

‫ما باید شما رو به بیرون از مورفا منتقل کنیم.

‫داری چی می‌گی؟

‫باشه، تو بگو، من نمی‌تونم.

‫- گوش کنید. لطفا. ‫- بریم؟ کجا؟

‫گوش کنید، وقت‌تون تمومه، باشه؟!

‫ما پنج سال پیش از اون طوفان ‫جون سالم به در بردیم.

‫این زمستون فرق می‌کنه.

‫ببینید، موج‌های ناشی از طوفان می‌تونه سطح آب رو

‫- پنج تا شش متر بیاره بالا. ‫- اوه، بی‌خیال بابا!

‫اینطوری کل جاده ساحلی زیر آب می‌ره و راه‌تون قطع می‌شه،

‫و وقتی طوفان... گوش کنید دیگه...

‫وقتی یه همچین طوفانی بیاد،

‫- کل این شهر می‌ره زیر آب. ‫- نه با این دیواره ساحلی ما!

‫ببینید، باید با این فکر که اینجا رو ترک کنید جدی روبرو بشید.

‫شما نمی‌تونید تو جنگ با آب پیروز بشید.

‫نمی‌تونید همین‌طوری هی دیواره‌های ساحلی ‫بزرگتر و بزرگتر بسازید.

‫این دقیقاً همون کاریه که داریم می‌کنیم.

‫ما داریم دیوار رو می‌سازیم، تمومش می‌کنیم،

‫و اون از شهر محافظت می‌کنه.

‫گوش کن! ما نمی‌ترسیم ‫و هیچ جا هم نمی‌ریم!

‫چه‌تون شده آخه؟!

‫ببین، این رو می‌بینی؟ می‌بینیش؟

‫ها؟!

‫گوسفندهای ما تو این زمین چرا کردن

‫بیشتر از ۵۰۰ ساله و بهت بگم که ‫هیچ جا هم نمی‌رن!

‫ها؟

‫- درسته؟ ‫- دقیقاً همین‌طوره.

‫ما هیچ جا نمی‌ریم.

‫زنده باد مورفا!

‫همم!

‫اینجا نه.

‫بیا دنبال من.

‫نه، نه، نه!

‫نه! نه، کفین! نه!

‫وای خدای من!

‫نه! نه! کفین!

‫اورژانس. ‫چه خدماتی لازم دارید؟

‫آمبولانس.

‫الان وصلتون می‌کنم.

‫الو. موقعیت‌تون کجاست؟

‫من تو مورفا هالنم.

‫مورفا هالن؟

‫توی یه کانال آب، نزدیک خیابون ویلیامز.

‫- مصدوم هوشیاره؟ ‫- نه.

‫- مصدوم نفس می‌کشه؟ ‫- نه.

‫باشه. مد بالاست و جاده ساحلی بسته شده.

‫ما فوراً اولین امدادگر محلی رو می‌فرستیم.

‫- وای خدای من! ‫- می‌تونید تا وقتی می‌رسن ‫پیش مصدوم بمونید؟

SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط

✦ @ amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

« زیـــرِ مـــردابِ نـــمـــک »

‫واقعاً امروز داریم ‫صحنه‌های زیبایی رو می‌بینیم.

‫فقط تپه‌های آدلاید رو نگاه کنید.

‫خیره کننده‌ست. ‫امروز اینجا هوا عالیه.

‫می‌بینیم که باد یه کم ‫کار رو سخت کرده

‫و لای شاخه‌های درخت‌های اکالیپتوس می‌پیچه،

‫باد از چپ به راست می‌وزه و می‌خوره به شونه‌های دوچرخه‌سوارها.

‫واقعاً نمی‌فهمم تماشای این چه لذتی داره.

‫- خیلی کسل‌کننده‌ست! ‫- می‌دونم، خسته‌کننده‌ست، نه؟!

‫حتماً خودشه.

‫اوه، جک. ‫آه، الان اصلاً وقت مناسبی نیست.

‫منتظر بودم کفین بیاد خونه.

‫باید باهات حرف بزنم، شل.

‫- جکی، خوبی؟ ‫- بیا تو.

‫دن.

‫خدا، جک، بیا تو.

‫بیا تو. ‫پسرا، بیاین، ام...

‫بیاین بریم برای خواب آماده بشیم، هان؟ ‫پنج دقیقه وقت دارید.

‫- نه، نه، نه، اصلاً در این مورد بحث نمی‌کنیم. زود باشید. ‫- زود باشید.

‫ما باید به جکی کمک کنیم.

‫- بدوید. ‫- بیا تو جک. بشین.

‫باشه؟ چی شده؟

‫ام... بشینید.

‫- نمی‌خوام پسرا صدامون رو بشنون. ‫- اوه، نگران اونا نباش.

‫حالت خوبه؟ فکر می‌کردم روبراهی، جک.

‫- می‌خوام به بابات زنگ بزنم، باشه؟ ‫- نه، گوش کن.

‫واقعاً متأسفم که مجبورم این رو بهت بگم.

‫ولی همین الان کفین رو پیدا کردم.

‫توی یه کانال آب پیداش کردم.

‫فکر کنم اون...

‫فکر کنم غرق شده، شل.

‫این یه جور شوخیه؟

‫پلیس، اونا تو راهن.

‫و یه امدادگر فرستادن،

‫واسه همین الان «ایرا» پیششه.

‫این یه جور شوخیِ کثیفه.

‫دنی؟ این چه وضعیه آخه؟ پلیس باید اینجا باشه.

‫تو راهن شل، دارن می‌آن.

‫نه. متأسفم. ام... من می‌رم...

‫ما می‌ریم. راه بیفت بریم.

‫نه، ما هیچ‌جا نمی‌ریم. اون

‫برمی‌گرده. گشنه‌ش می‌شه. شام می‌خواد.

‫شل، باید بریم. همین

‫الان! من هیچ‌جا نمی‌رم.

‫- اون برمی‌گرده... ‫- اون رو بذار زمین. باید همین الان بریم.

‫بذارش زمین. بذارش زمین! پالتوت رو بپوش. - دنی...

‫- کجاست؟ ‫- ...باید منتظر پلیس بمونی.

‫- کجاست؟ ‫- توی خیابون ویلیامز، توی کانال.

‫بیا بریم، بدو همین الان. ‫تو اینجا بمون.

‫حواست به پسرا باشه. یه کلمه هم بهشون نمی‌گی، فهمیدی؟

‫بزن بریم شل، زود باش. راه بیفت.

‫اونقدرها عمیق نیست. وسطش کلاً یه وجب آبه؟

‫فکر کنم بتونی از توش رد شی.

‫توی کامیون چیه؟

‫نخاله. مال دیواره‌های ساحلیه.

‫- چی، مگه اونجا کار می‌کنی؟ ‫- نه، من فقط بار می‌برم.

‫مارچوبه ساحلی. خیلی خوشمزه‌ست.

‫- اینا چیه؟ ‫- با منن.

‫- کارآگاه سرگرد بول. ‫- می‌شه یه لحظه همون‌جا بمونید؟

‫تیم تشخیص هویت اومدن؟ عکاس چی؟

‫آره. پشت سرمونن، رئیس.

‫- شنیدم یه بچه‌ست. - آره.

‫نسا تامنه؟

Under Salt Marsh subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Under Salt Marsh

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left