最初の200行です。
تقدیم به پارسی زبانان سراسر جهان
به چی فکر میکنی؟
.انگار روی یه چیزی تمرکز کردی
...نگران نباش
.به تو فکر میکنم
.باورم نمیکم
مطمئنم به چیز .دیگهای فکر میکردی
...صورتم صورتم چطوره؟
اغلب تو خیابون زنها .برمیگردن منو نگاه میکنن
.برای این که خوشگلی
.منم قبلاً همین فکرو میکردم .ولی حالا دیگه نه
...صورتم
یه جورایی برای .زنها غیرقابل تحملهِ
غیرقابل تحمل؟
صورت زنی که روزهای عمرشو بدون .تردید و دودلی تو هتل سپری میکنه
.وقتی برامون باقی نمونده
...وقت...وقت
همیشه قبل از این که فلنگو .ببندی این حرفو میزنی
...بانوی من
میشه یه یادگاری به من بدی؟
چطور...؟
بیرون از هتل چیزی .بین ما وجود نداره
...دوربینمو .همراهم آوردم
...خب
...اگه خاطرجمعت میکنه باشه
« زن دریاچه »
# براساس رمان دریاچه # # اثر یاسوناری کاواباتا #
# ساخته یوشیشیگه یوشیدا #
...عکسها رو چاپ نکردی
تازه از لابراتوار یکی از .دوستام گرفتهم
.خودم چاپ میکنم
میخوایی به کی بدی چاپ کنه؟
...عکس بدن لخت توئه
...چون عکس بدن لخت منه .میخوام اول خودم ببینم
...پس به من اعتماد نداری
من و تو دیر یا زود .از هم جدا میشیم
نمیخوام کاری کنم که .بعدها پشیمون بشم
...دلم میخواد فقط یه بار
...آروم با تو از خواب بیدار شم
توی رختخواب .زیر نور صبحگاهی
مگه به اندازه کافی پیشت نمیمونم؟ .انقدر عذابم نده
!...هر کاری بتونم میکنم
حالا یه شب طولانی و .خسته کننده شروع میشه
متوجهی چی میگم؟
.من میرم - .من باهات نمیام -
...اینطوری بهتره درسته بانوی من؟
.خودت خوب میدونی چرا .انقدر دمدمی نباش
...یه لحظه صبر کنید .داره میاد
امشب جلسه تصمیم گیری در مورد .لایحه بر علیه "توتو دنتستو" دارم
امشب دیر میام .منتظرم نباش
آقای کیتانو برای .دکوراسیون اتاق اومدن
.بگو بیاد تو - .بله -
...چی شده صبح به این زودی؟
.نگاتیوها رو بردن
...فردای اون شب .یه نفر منو تعقیب کرد
کی...؟ - .یه آدم ولگرد -
اسمتو از کجا میدونست؟ - .کیفمو پرت کردم تو صورتش -
...توش هم یه مقدار پول بود
با یه دفتر یادداشت .که اسمم توش بود
پیش پلیسم رفتی؟
نگاتیو عکسها توی .کیف دستیم بود
دنبال پول بود؟
میگفت فقط .میخواد منو ببینه
خانوم...؟ !...تلفن دارین
!...خیلی خب - .دیدنش نرو -
خودت میدونی ...منظورم چیه
...هر لحظه
هرکسی میتونه .بدن لخت منو ببینه
...کی میدونه
.شاید میزوکی هم ببینه
شوهرتو میگی...؟
شاید از رابطه ما .بو برده باشه
شایدم یکی رو اجیر کرده .که ما رو تعقیب کنه
میزوکی...یه سردی خاصی .تو وجود این مرد هست
!...بانوی من
:یه فرصت خوب هست
...طلاق بگیر
.بعد با من ازدواج کن
این حرفو جدی گفتی؟
...میدونی که .من یه بچه دارم
!...چه ترس بیموردی
"وجود "یوئیجی .فقط یه بهانهس
تو هیچوقت خیال نداشتی .با من ازدواج کنی
...درسته
به نظرت آدم ظالمیَم؟
!...بانوی من
.نمیتونم تو رو تحمل کنم
...لذت میبری از این که ...من عذاب بکشم
.من حسودیم میشه
.حسودی به شوهرت ...به این مَرده
.همونی که عکسهاتو دزدیده - !...بس کن -
!...نمیخوام بهش فکر کنم
!...خودشه
.از رابطهمون اطلاع داره
.ما رو میبینه
.صداتو میشنوم
از جون من چی میخوایی؟
پس فردا قطار سریعالسیر .یونو ساعت 16:28
یه بلیط برای .کاتایامازو" بگیر"
.یادت باشه تنها بیایی
فهمیدی؟
...اگه پیدات نشه
فیلمو میفرستم .اداره شوهرت
.مطمئن باش
میدونم مدیر بازرگانی یه .شرکت بزرگ توی توکیوست
کی بود این وقت شب زنگ زده؟
.یکی از دوستام بود
همچین ساعتی .منطقی نیست
.تازگیها رفتارت عجیب شده
یعنی چی عجیبه؟
یه زن کامل .مثل هوا میمونه
کسی وجودشو ...حس نمیکنه
ولی بدون اونم .نمیتونیم زندگی کنیم
ولی تو دیگه اون هوایی که .من میشناختم نیستی
...خب
"تو که "شوهر کامل هستی چه کار میکنی؟
تلاش میکنم تو زندگی چیزی .کم و کسر نداشته باشی
.ولی انگار کافی نبوده
میدونستم الآن .میخوای اینو بگی
چیزی نیست که بخاطرش .اعصابتو خرد کنی
...به شوهرت چی گفتی؟
گفتم رفتم دیدن یکی از .دوستان دوران دبیرستان
.همین
...شاید این مرده .الآن تو این ایستگاه باشه
...فکر کردی
از این که یا همچین مردی روبرو بشم...چه احساسی دارم؟
...حدود .بیست هزار ین جور کردم
به چی فکر میکنی؟ .قصد و غرضش واضحه
با این همه...لازم نیست .راجع بهش حرفی بزنیم
واقعاً میخوایی بری اونجا؟
!...من میگم نرو
...بیا
!...دستمو بگیر
...دست یه زن
بجز شوهرم تنها کسی .هستی که خبر داری
شاید همین الآن...یه گوشه .وایساده داره از ما عکس میگیره
تنها من نیستم ...که عذابم میده
...تو هم سرافکنده میشی
اگه رابطه ما فاش ...بشه و سر زبونا بیفته
درست نمیگم آقای کیتانو؟
...بانوی من
در مورد من چی فکر میکنی؟
ما فقط ماهی 2 ، 3 بار .همدیگه رو میبینیم
تو مردی نیستی که از همچین .رابطهای رضایت داشته باشی
میخوایی بگی این آخرین دیدارمونه؟
.من که راضی نیستم
هرچی میخواد ...بشه بذار بشه
بیشتر از یه شایعه .پشت سرت که نیست
.خداحافظ
#...مسافرین محترم #
# قطارهای خطوط توکیو # # .و تاکازاکی تاخیر دارند #
# ...عذر ما را...از بابت # # .تاخیر به وجود آمده بپذیرید #
اونجا بودی؟ - .یک هفته ازت بی خبر بودم -
تو به این میگی عاشق بودن؟
.فقط خیلی کار داشتم .نه چیز دیگه
واقعاً که خیلی .سرت شلوغه
.رفتم اداره بابا رو ببینم
...آقا و خانوم میزوکی
چقدر دکور اتاقهاشونو .تغییر میدن
...دکوراسیون داخلی .چه شغل باحالی
تموم شد؟
بهت گفته بودم .تو کار من دخالت نکن
!...حتی بعد از ازدواجمون
بعضی وقتا میتونستی ملافههارو عوض کنی...نه؟
!...مردا شدیداً بو میدن
#...قابل توجه...مسافرین # # ...کلیه خطوط راه آهن #
# به دلیل از خط خارج # # ...شدن قطار کیتاگاوا #
# از مسافرین محترم # # ...قطار به مقصد #
# ...کاتایامازو اونسن # # ...خواهشمندیم تا برطرف شدن #
# ...مشکل ترافیکی خطوط # # .در اتاق انتظار منتظر بمانند #
آزاردهندهس نه؟ - .معلومه -
معلومه که...خودشونم .نمیدونن کی میتونیم بریم
...بله متاسفانه
...ظاهراً تنها هستید
به نظرم بهتون .خوش نمیگذره
مقصدتون کجاست؟
.کاتایامازو
اتفاقاً مقصد منم .همونجاست
.جای دل انگیزیه .ساحل قشنگی هم داره
...شما بودین که با من تماس گرفتین؟
.بله
:بیا با هم بریم .زیاد دور نیست
...با ماشین حدوداً .نیم ساعت راهه
سونای دلپذیری .اونجا هست
...اونجا منتظر باشیم .از اینجا بهتره
# خانوم میاکو میزوکی # # ...اهل توکیو #
# لطفاً به دفتر رییس # # .ایستگاه مراجعه فرمایید #
# خانوم میاکو میزوکی # #...اهل توکیو...لطفاً به "
#سالن انتظار دفتر رییس # # .ایستگاه مراجعه فرمایید #
...ببخشید
...من میزوکی هستم .شما منو صدا زدید
آه..میاکو میزوکی؟
اون یکی کجاست؟ - .یه لحظه پیش اینجا بود -
ایشون مرد بودن؟ - .بله -
...عجیب غریب ...منتظر بود
.اعلام میکنم - !...منتظر میمونم -
منتظر میمونید؟
.خب...میتونید همینجا منتظر باشید - .خیلی از لطف شما ممنونم -
...ببخشید میشه یه لطفی به من بکنید؟
میتونم یه تلفن به توکیو بزنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.