最初の200行です。
«قسمت 13»
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در= =فروشگاه ها و سايت ها ممنوع و غير مجاز است
، همونطور که حدس ميزدم
. من بدترين خاطراتُ به جا گذاشتم
... هم براي تو
. "هم براي " کيم شين
صدامُ ميشنوي ، مگه نه ؟
. منم صداتُ ميشنوم
. خيلي واضح و رسا
... "فرمانده جنگجو " کيم شين
. به اعليحضرت سلام عرض ميکنه
... بعد از 900 سال
. به اعليحضرت پادشاه سلام عرض ميکنم
. چيزي که جلوي چشمامُ گرفته بود
... نميدونم گذشت 900 سال بود
. يا نفرتِ خدا
، با اينکه کنار گوشم بودي . ولي من نشناختمت
... تو
. وانگ يو " بودي "
... يعني
من واقعاً اونم ؟
... من واقعا
وانگ يو " ـَم؟"
. اون صورت خام و احمق
... من
بودم ؟
. جنگ ها هميشه مثل جهنم بود
. ولي با اين حال ما از اونجا برگشتيم
. دشمنامون نتونستن ما رو بکشن
، ولي ، افراد من
، خواهرِ جوونم
... . اقوام و خدمتکارهاي بي گناهم
، جلو چشمام سلاخي شدن و تير خوردن
. فقط به خاطرِ فرمان سلطنتي
فقط به خاطر جمله اي که . يه شاه خام و احمق به زبون آورد
... من
واقعاً اونم ، مگه نه ؟
... من
واقعاً "وانگ يو" ـَم ، مگه نه ؟
من هنوزم هر روز لحظه به لحظه . اون جهنمُ به ياد ميارم
... ولي تو هيچي يادت نيست
. راحت بودي واسه خودت
... حتي بعد از 900 سال
کِي تا حالا خدا طرف شماها بوده ؟
. خدا هنوزم طرف توئه
... يعني من
چه غلطي کردم ؟
چه خاطراتي براتون به جا گذاشتم ؟
چه تصميماتي گرفتم ؟
... يعني من
تا چه اندازه بزدل و نامرد بودم ؟
چي شد ؟
پارک جونگ وون ُ" ديدي ؟"
. ديدم. هم " پارک جونگ وونُ" هم " وانگ يو" رو
. وسايلتُ جمع کن. بايد از اينجا بريم
کجا ؟ - . "خونه رئيس " يو -
. باشه. ده دقيقه بهم مهلت بده
. " جي اون تاک "
چرا هيچي نميپرسي ؟
تو ميدونستي ؟
که اون " وانگ يو " بوده ؟
. اون روحه بهم گفت
... چون نميدونستم قصد و غرضش چيه
. فکر کردم درست نيست بهت بگم
... چه بهت ميگفتم يا نميگفتم
، فکر ميکردم اگه قرار باشه متوجه نشي ، نميشي
، اگرم قسمت باشه همُ ببينين
. يه روزي بلاخره ميبينيش
. معذرت ميخوام
. برو وسايلتُ جمع کن
. ما يه مدت اينجا ميمونيم
. به خدمتکارها مرخصي بده
باشه. ولي چرا شما ميخواين اينجا بمونين ؟
. ما تو اتاقِ مهمونِ طبقه دوم ميمونيم
. نگران ما نباش
باشه. ولي واسه چي ميخواي اينجا بموني ؟
. من ميرم خونه رئيسم
. نگرانشم
. طفلي از همه چيز و همه کس بي خبر مونده
. باشه پس
... همينکارُ کن. فقط اگه اتفاقي
. باشه. برو استراحت کن
. اوپا "دوک ها" منُ ميرسونه
من ؟
چي شده ؟ چرا از خونه زدين بيرون ؟
با عمو "مستاجر" دعواش شده ؟
، دعواشونم شده باشه
ميتونست عمو " مستاجرُ" بندازه بيرون . چرا خودش زده بيرون
فکر نميکني ملاحظه اشُ کرده ؟
. آخه آجوشي " فرشته مرگ" جايي واسه رفتن نداره
. راست ميگي گناه داره
. دستگاه مورد نظر خاموش ميباشد . شما به صندوق صوتي وصل ميشويد
. لطفاً بعد از شنيدن صداي بوق پيغام بگذاريد
... حتي
... تو اين زندگيتم
. داري از اون احمق محافظت ميکني
... برادرم
کجاست ؟
. از خونه زد بيرون
. با من
پس اون چي ؟
. فکر کنم خونه باشه
. پس هنوز زنده است
. گمون نکنم از همون اولشم زنده بوده باشه
. راست ميگي
، راستي
... درباره زندگي قبليت که يادت اومد
چطوري يادت اومد ؟
. شهواني بود
چي ؟
. ميگم بيا با هم مشروب بخوريم
سوجو يا آبجو ؟
. دختر جون
. درباره اينکه گفتي آدما 4 بار زندگي ميکنن
. خيلي فکر کردم
. به نظرم الان زندگي چهارمم باشه
چرا ؟
. از دوتاش که خبر دارم
... توي زندگي الانم برادرمُ ديدم
. حتي عشقمُ هم ديدم
تو چي ؟
... من دلم ميخواد که الان
. زندگي اولم باشه
چرا ؟
... تا بتوني تو زندگي دوم و سوم
چهارمتم برادرمُ ببيني ؟
بايد وقتي تو گوريو بود ميديديش . که چقد کله شق و يه دنده بود
چرا با اينکه ميدونست کشته ميشه برگشت ؟
. بايد ميرفت يه گوشه زندگيشُ ميکرد
... آخه انصاف نيست
. ما پول قبضُ مساوي تقسيم کنيم
از وقتي اومده طبقه پايين . ماهي 4 دلار دارم اضافي ميدم
. اون آپارتمانشُ داده اجاره اومده اينجا
. گناه داره
پس من چي ؟
... منم ذره ذره پولامُ جمع کردم
. تا يه خونه واسه خودم بگيرم
... فکر کنم
، چه زندگي اول باشه چه چهارم
هر دوتاش با ارزشِ ، مگه نه ؟
منظورتون چيه ؟
. لوله ها يخ زدن
. اصلاً از شيرآب بيرون نمياد
چرا بايد به خاطر يکي ديگه من پول اضافي بدم ؟
. همينُ بگو
. سرنوشت ميتونه غم انگيز باشه
... يعني آخرش مجبور ميشن
قيمت گزافي بپردازن ؟
. واقعاً نبايد اينکارُ کنم
اسمتون چيه ؟
. پول نقد بهم بده. کارت اعتباري قبول نميکنم
، خبر مرگتُ بهم بده
. منم غم و اندوهمُ برات ميفرستم
... من
. دلم نميخواد بميري
. اونا به خاطر تو نيومدن
. هر کدوم به بهونه ديدن تو اومده اون يکي رو ببينه
... "اون فرشته مرگ از " جانگ هانگ-دونگ
، در حد شايعه است
... ولي ميگن يه روح گولش زده
. تا دست شخص مُرده رو بگيره
... موندم نکنه اون روحي که ميگن
. هموني باشه شما دفعه قبل گمش کردي
گوشت با منه ؟
. سونبه نيم
. بله
چي گفتي ؟
اين روزا چت شده ؟
گفتي روح گمشده چيکار کرده ؟
. پس اينجايي
... قيافه ات نشون ميده
. بالاخره رفتي گرفتي
. دستشُ
خب چي ديدي ؟
گناهت چي بود ؟
. من اونجا نبودم
. فقط خودش اونجا بود
... اون دختره تو زمان هاي قديم
. ملکه بود
منم اونجا بودم ؟
اون دستي که جوشونده گياهي دستش بودُ هم ديدي ؟
همون دستايي که مثل دستاي تو . ظريف و رنگ پريده بود
ميدوني تو اون جوشونده چي بود ؟
. گناه من گناه توئه
. نه
. امکان نداره
. تو کسي هستي که جوشونده رو ميدادي دستش
. چقد رقت انگيز شدي
، حافظه اتُ از دست دادي
. حتي نميتوني دست خودتُ تشخيص بدي
. نه
. حقيقت نداره
. نگران نباش
. رازت پيش من محفوظِ
... اگه بالايي ها بفهمن از قدرتت براي
. منافع شخصي استفاده کردي ، تو دردسر ميفتي
... پس بيا دوتايي
... گناه هاي همديگه رو
. مثل راز نگه داريم
. پس تو "کيم سون " بودي
No comments yet. Be the first to leave one.