最初の200行です。
مطمئنم بالاخره پیدا میشه
احتمالا یه جا جاش گذاشتی
این دفترچه نبود که آواتار رو پیدا کرد
تو بودی
دفترچهت فقط بهت کمک میکرد فکرهات رو کنار هم بذاری
اما چیزی که تو رو به آواتار رسوند تلاش بیوقفه خودت بود
اون فرار کرد
آخرین جنگجو
اون یه بزدله - از این بابت مطمئن نیستم -
ولی مشخصه که این آواتار
چیزی که تو یا بقیه انتظارش رو داشتید، نبود
تا پیداش نکنیم نمیفهمیم و من پیداش میکنم
من هنوز وارث تاج و تختم این باید یه معنایی داشته باشه
حتی توی این خرابشده
معنا داره
و در این مورد باید بگم
بهخاطر همینه که توی همچین نقطه سوت و کوری از دنیا هستیم
چون اینجا برگ برنده دست ماست
چند جا توی دنیا هست که یه آواتار میتونه درشون پنهان بشه؟
جزیره کیوشی چند ساعت تا اینجا فاصله داره
طبق چیزی که اینجا نوشته آواتار کیوشی سرسختترین جنگجو بوده
و استاد چیزی به اسم حالت آواتار بوده
شاید توی معبدش چیزی باشه ...که بتونه بهم کمک کنه قدرتم رو کنترل کنم تا
تا کسی رو به کشتن ندادی؟
قبل از این که دوباره اون اتفاق بیفته
وقتشه بریم خونه - چی؟ -
کار خودمون رو انجام دادیم اون رو از دست آتشافزارها نجات دادیم
...وقتشه بریم خونه. وظیفه من
وظیفه ما محافظت از دهکدهست همونطور که پدر گفته بود
اونها میتونـن از خودشون دفاع کنـن
تازه، وقتی نتونیم دنیا رو نجات بدیم نجات خلیج گرگ به چه دردی میخوره؟
کاتارا، حالیت هست چی داری میگی؟ ما؟
دنیا رو نجات بدیم؟ - چرا که نه؟ -
اگه دنیا شانسی برای نجات پیدا کردن داشته باشه، به آنگ نیاز داره
و حق با توئه
ما وظیفه خودمون رو داریم و اون هم محافظت از آواتاره
ازش محافظت کنیم؟ تو، میخوای از اون محافظت کنی؟
کسی که نزدیک بود ما رو از بالای کوه بندازه پایین؟
قضیه فقط کمک به آنگ نیست
از وقتی وارد زندگیمون شده زندگی من تغییر کرده
قبل از این که ببینمش، آبافزاریم در حدی نبود که بتونم حتی یه انگشتانه رو پر کنم
و حالا بعد از گذشت یه روز چه کارهایی از دستم بر میاد
اطرافت رو ببین
ببین الان کجاییم
تو رو نمیدونم ولی من نمیتونم برگردم
کانال تلگرام زیرنویسهای ما @Subkio
کاتارا، کیفت یه مرگیش هست
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
هی! اون غذای ماست
اون چیه؟
یه میمون میمون بالدار
قبلا تو آسمون پر بودن
این چیه؟
کاتارای عزیزم
این کتیبه نسلهاست که بین آبافزارهای قبیله ما
دست به دست میشه
-تمام چیزهایی که باید برای شروع آموزش کنترل قدرتـت بدونی، اینجا نوشته شده-
مخفی نگهداشتنش ازت کار خیلی سختی بود
اما وقتی که آتشافزارها شروع به شکار عنصرافزارهای دیگه کردن
اگر این رو به تو میدادم توی خطر میافتادی
اما حالا که به دنیای بیرون پا گذاشتی
باید چیزی که به تو تعلق داره رو داشتهباشی
تو یک آبافزاری
این کسیه که تو بودی و همیشه خواهی بود
هیچوقت فراموش نکن
میبینی؟ اگه خونه رو ترک نمیکردیم این اتفاق هیچوقت نمیافتاد
باشه. میریم جزیره کیوشی ببینم چی میشه
آنگ، آماده راه افتادن هستی؟
اول باید به یه کاری برسم
تمام زندگیم، تو کنارم بودی
اما من کنارت نبودم
خداحافظ، گیاتسو
متاسفم
«آواتار: آخرین بادافزار»
«قسمت دوم: جنگجویان»
باهامون میای، مومو؟
مومو؟
آره، شبیه موموهاست دیگه، مگه نه؟
همونطور که تو شبیه یه ساکایی - همچین بیراه هم نمیگه -
شرط میبندم مزه مرغ میدی
...زوکو، باید این رو امتحان کنی. توش
چی داره؟ - تخم بلدرچین -
تخم بلدرچین داره ...خاصیت
خاصیت حیاتی داره؟
خاصیت حیاتی داره
عمو، دقیقا اینجا داریم چی کار میکنیم؟
این بندر مقر فرماندهی ملت آتشه
مرکز اطلاعات محلیه
اگر چیز غیرعادیای این اطراف اتفاق بیفته
اینجا گزارش میشه
دیوونه شدی؟
میخوای از یه فرمانده ملت آتش بپرسی آواتار رو دیده یا نه؟
اگه خبرش پخش بشه کل دنیا میگردن دنبالش تا پیداش کنـن
ممکنه همه چی رو از دست بدم
آروم باش، شاهزاده زوکو
یه چیزی که باید یاد بگیری اینه که بدون افشا کردن قصد و نیت واقعیت
به چیزی که میخوای، برسی
باید درایت و همدلی پیشه کنی
ولی مهمتر از همهچیز... برنج شفته
عمو، وقت این کارها رو نداریم
اوناهاشـش
خانم غولپیکر ترسناک
اوه
اینجا رو
ساکا، همینجوری میخوای بری داخل؟
آنگ
ساکا - چی؟ چی شده؟ -
مواظب باش - هی -
بدون اجازه وارد خاک مقدس شدید
وایسید! دارید اشتباه میکنید اون آواتاره
چرند نگو. اگه آواتار بود تا الان یه نشونهای به وجود میاومد
فکر کنم این همون نشونهست
خیلی وقته که مهمونی نداشتیم
دلیل خوبی هم داره
صد سالی میشه
جزیره کیوشی از آشوبهای جنگ در امانه
ما به دنیای بیرون کاری نداریم
و انتظار متقابل ازش داریم
ما نیومدیم دردسر درست کنیم
من فقط میخوام درباره آواتار کیوشی چیزهای بیشتری بدونم
مگه هدف این جزیره، همین نیست؟ که خاطرش رو زنده نگهداره؟
ما براتون تهدیدی محسوب نمیشیم - شاید نشید -
ولی شاید مهمونهای بعدی بشن نمیتونیم استثنا قائل بشیم
ما هر مهمونی نیستیم اون آواتاره
حرفهای تو و یه انعکاس نور از یه مجمسه این رو ثابت نمیکنه
میدونم ترسیدید نمیدونم زندگی اینجا چهطور بوده
راستش، اصلا چیزی از شرایط زندگی نمیدونم حالا چه اینجا چه هر جای دیگهای
چند وقتیه که غایب بودم
ولی جایی که من ازش میام
مردم به هم کمک میکنـن
میدونم من به اینجا تعلق دارم
اخیرا خیلی این حس بهم دست میده
ولی اگر بتونید کمکم کنید
اگه یاد بگیرم چهطور آواتار باشم
شاید بتونم اینجا رو به جایی که میشناسختم تبدیل کنم
و دنیایی که مردمش شادتر بودن رو برگردونم
مگه اشکالی داره بذاریم به چند تا کتاب نگاه بندازه؟
مشکل اونها نیستن
مشکل افراد بعدیای هستن که ممکنه سر برسن میدونم
ولی اگه واقعا آواتار باشه چهطور میتونیم ازش رو برگردونیم؟
تو جنگجوی قویای هستی
با این وجود قلب مهربونی داری - مادر -
سوکی، تو یه جوونی باید بدونی که خیلیها توی این دنیا هستن
که از این قلب مهربون سواستفاده خواهند کرد
من جوون و خام نیستم فقط دنیا رو ندیدم
یادمه خود کیوشی هم از کمک و لطف غریبهها
بهره میبرد
و به عنوان آواتار
به کمک کردن به کسایی که نمیتونـن به خودشون کمک کنـن، باور داشت
ما به مدت چهل و هشت ساعت
پذیرای مهمونهامون در دهکدهمون هستیم
امیدوارم به حد و حدود سخاوتمون احترام بذارید
میفهمـم. میدونم چرا میخواید ما از دهکدهتون بریم
خودم هم بودم همین کار رو میکردم
محافظت از جون این همه آدم به عهده شماست مسئولیت بزرگیه
خودم به شخصه همچین مسئولیتی رو خیلی جدی میگیرم
چون خودم هم نگهبان دهکدهمون هستم
تو؟
آره
نگهبانی؟
چهطور داری از مردمت محافظت میکنی؟ تو که اینجایی
چی؟ نیستم
چیز یعنی... هستم
شاید شخصا اونجا نباشم ولی خب
...آخه
اول باید دنیا رو نجات بدم
کاتارا، وظیفهمون چی بود؟
محافظت از آنگ یعنی همون محافظت از دهکده
هی
خلاصه که وجه مشترک زیاد داریم جفتمون جنگجوییم، درسته؟
آواتار کیوشی قبل از مرگش
یک نیرو از جنگجویان ممتاز رو با شمایل خودش تعلیم داد
نیرویی که نه تنها آماده محافظت از جونمون بلکه آماده محافظت از رسم و رسوم زندگیمون باشه
این سنت نسل به نسل رسیده
و برای من افتخاریه که از این مردم محافظت کنم
و ارزشهای آواتار رو حفظ کنم
برای همین هم من فقط یه جنگجو نیستم
من یک جنگجوی کیوشی هستم
فرماندهت کو؟
گزارشهای نظارتی اخیر رو میخوام، همینحالا
ببخشید؟ - نقشه هم میخوام -
نقشههای دریایی ترجیحا پر جزئیات
و شما کی باشی؟
شاهزاده زوکو
باعث افتخاره که اعضای خانواده سلطنتی پا به پایگاه حقیر ما گذاشتن
چه کمکی از دستم برای ولیعهد ساختهست؟ - ...همونطور که گفتم -
لطفا برادرزاده من رو ببخشید
خیلی وقته داریم دریانوردی میکنیم
و ادبمون مثل لنگرهامون پوسیده
ژنرال آیرو، نیازی به عذرخواهی نیست
شما هم از سر خطاهای ما بگذرید
خیلی پیش نمیاد همچین مهمونهای ویژهای به ما سر بزنـن
دیگه چه برسه به «اژدهای غرب» پرآوازه
همونطور که برادرزادهم گفت
ما به دنبال نقشه و گزارش نظارتی هستیم
دنبال دستههای کوسههای مرکب هستیم
کوسههای مرکب؟ - بله -
الان فصل مهاجرتشونه
خیلی لذیذ هستن با کمی لیمو که کباب بشن
بهبه
No comments yet. Be the first to leave one.