最初の200行です。
...آنچه در «بیلی د کید» گذشت
چرا به من زل زدی؟
فکر میکردم قیافهت آشناست
اسمت چیه؟ - من پت گرتم -
با دوست خوبت میپلکم
،آخرین بار که جسی رو دیدم
آبمون تو یه جوب نرفت
سلام جسی
خیلی خوشحالم که میبینمت بیلی
!ترتیب مدارک رو دادیم، رفقا
تیراندازی اخیر بین اعضای گروه» سون ریور گنگ
و بعضی از گاوچرانهای چیزم
«باعث مرگ پنج نفر شد
چرا باید از امثال من دزدی کنی و اونا رو بکشی؟
از جمله پسری هفده ساله
الان داری معروف میشی
چون همهجا ازت پوستر هست سر زبون مردم هستی
این برام معنایی نداره
قطعاً نمیخوام واسه آدمکشی معروف بشم
رفقا، بذارید یکی از دوستان قدیمیم رو بهتون معرفی کنم
فرانک بیکر
رفقا، نقشهمون اینه که به شهر لینکلن بریم
یه کلهگندهای توی لینکلن هست اسمش لورنس پی مورفیه
،میخواد از کارش محافظت کنه
و ما هم واسه همین اومدیم اینجا
بیلی، مطمئن میشیم که تو
بیشترین سهم رو میگیری
وقتی که خواستیم پولا رو تقسیم کنیم
یه لحظه وایسا
...اگه مردم به خدمات من احتیاج دارن
باید بابتش پول خرج کنن
...یه پیام برات دارم
از طرف مالکیس سئورا
اون توی زندانه
قرار شد بریم لینکلن برنامهش رو چیدیم
من اونجا میبینمتون
بیلی، تو اومدی
مجبور بودم تو به خاطر من افتادی زندان
دلم برات تنگ میشه
تا ابد برادریم
بیلی - رفقا -
خوشحالم میبینمت - منم همینطور -
مأموریت نجاتت چطور پیش رفت؟
آزادش کردم فقط همین مهمه
ببین کی اینجاست
ایناهاش
فرانک
چشمم روشن
بیلی، گوش کن
اوضاع اینجا واسه ما خوبه
حق با فرانک بود
این یارو مورفی، توی لینکلن صاحب یه مغازۀ بزرگه
...ولی
یکی خیلی بزرگتر از اون
،آره. دربارهت بهش گفتم
ولی اون تو رو قبلاً میشناخت
و میخواد تو رو ملاقات کنه
باشه
دو سهتا دستیار داره که دارن براش کار میکنن
و اونجا کارها رو راستوریس میکنن
به اسم جانی رایلی و جیم دولان
هردوشون باهوش هستن
،یه شرکتی به اسم «خانه» دارن
جدای از مغازۀ مورفی ادارهش میکنن
همونجا میخوان تو رو ببینن
کِی میتونم ببینمشون؟
سلام عرض شد
!بیاین تو
جسی، فرانک - آقای مورفی -
خوشحالم که دوباره میبینمتون
خب، تو بیلی کید هستی؟
بله قربان
خب بیلی، میخوام بگم که باعث افتخار بزرگیه که
بالاخره دارم از نزدیک میبینمت افتخار بزرگیه
چطور؟ - «میگه «چطور؟ -
چون تو شناختهشدهای
،از جایی که من ایستادم تو حسابی معروفی
میدونی که چطور باید مراقب خودت باشی
من دنبال اینجور آدما هستم آدمای سرسخت
!که بتونن هر مشکلی رو تحمل کنن
و چه کسایی واسه چالشهای جدید ترسی ندارن
درست میگم، پسرجون؟
بله فکر کنم
معلومه که درست میگم
،تو ایرلندی هستی
عین خودم
،عین همکارهام که اینجا هستن جانی رایلی و جیم دولان
سلام کنید رفقا
از دیدنت خوشحالم
خب، بیلی، نمیدونم که این بچهها ،چی بهت گفتن
ولی ما اینجا واسه کار درست پول خوبی میدیم
یه بخش مهم از کارت
باعث تقویت منافع کاری ما میشه
احتمالاً اون مغازۀ جدید توی آخر خیابون رو دیدی
،این یارو تانستال
،یه گله حیوون آورده
و داره زمینها رو تصاحب و گاوچرونها رو اجیر میکنه
و ما میخوایم جلوش رو بگیریم
...بیلی، چیزی که باید بفهمی
اینه که اینجا قلمروی منه
قلمروی خودم
،خودم تأسیسش کردم و از هیچی بهش پر و بال دادم
پس خاک تو سر من که به یه غریبه اجازه بدم
چه برسه به یه انگلیسی احمق که بخوان اینجا رو از من بگیرن
از این خبرا نیست
همچین اتفاقی نمیفته
نه تا وقتی که تو هستی، بیلی
قطعیه دیگه، نه؟
خب، اینم از شریک جدیدمون
تو، جسی و دوستات
همتون به «خانه» خوش اومدین
امیدوارم که این همکاری رو به رشد
به ما سر و سامان بده
خب، به سلامتی شما
هی بیلی
جسی. برای تو هم بو میده؟
چه غلطی داری میکنی؟
میدونی آقای تانستال کجاست؟
چند کلام باهاش حرف داریم
الان آقای تانستال توی سانتافه تشریف دارن برای انبار خرید دارن
این جو بوی نم میده
حتماً خیس شده
هرچیزی که اینجاست آشغاله
مثل جنسهای آقای مورفی نیستن
میتونم بهتون اطمینان بدم که هرچیزی که اینجاست
کیفیتی مشابه با اجناس فروشی از مغازه آقای مورفی دارن
واسه ما ادای باهوشها رو درنیار، پسر
هی
دیگه کاری اینجا نداریم
به آقای تانستال بگو ما برمیگردیم
چقدر مؤدب شدی بیلی
آره. تو هم اسکلی
چه خبره؟
آره، خودشه
همون مکسویینِ خائن
اونم احتمالاً زن جدیدشه
باورم نمیشه که برگشته
فکر میکردم برای همیشه رفته
پیانو؟ فکر کرده الان کجاست؟ نیو اورلینز؟
فکر نمیکنم اون مرد فقط برای
پیانو زدن به این شهر اومده باشه
چی میخواین؟
ما از طرف آقای مورفی اومدیم
چیکارم دارین؟
فقط اومدیم یه سر بزنیم
،یکی به اسم جان تانستال به گوشمون خورده
،که توی لینکلن صاحب یه مغازهست
از کشاورزها واسه غلات، گواهی جمع میکنه
تو همچین گواهی رو امضا کردی؟
بله
داری توافقی که براش با آقای مورفی سوگند خورده بودی رو زیر پا میذاری
بهش غلات بدهکاری
تو یه توافقنامهای رو با آقای مورفی امضا کردی
نمیتونی بزنی زیرش
یه خارجی جدید هست به اسم تانستال
واسه محصولاتم پول بیشتری پیشنهاد داد
آقای مورفی سرم کلاه گذاشت
چی میگه؟
میگه مورفی سرش کلاه گذاشته
گوش کن چی میگم، مکزیکی حرومی
هی، جسی
تو پای توافقت با آقای مورفی میمونی
...یا پای امضات میمونی
یا اینکه ما برمیگردیم اینجا
سر واموندهت رو تکون بده میفهمی؟
بیا جسی
میفهمی یا نه؟ - منظورت رو رسوندی -
خب، شما چرا ترتیب یه ملاقات رو دادین؟
به نظرمون الان وقتشه که حقیقت رو بهت بگیم، لارنس
حقیقت اینه که «خانه» توی دردسر بزرگی هست
این یارو تانستال، حریف گردنکلفتیه
،داره به ما آسیب میزنه و توی کسبوکار ما دخالت میکنه
حقیقتش اینه که ما یه عالمه بدهی داریم
ما شرکت رو با نیت پاک از تو خریدیم
ولی تو اصلاً نگفتی که اوضاع قراره بدتر بشه
ما برگههایی به مبلغ بالای ۱۲ هزار دلار امضا کردیم
تا کسبوکار رو در جریان بذاریم
،و تو این وضعیت فعلی
ما امیدی توی از راه به در کردنشون نداریم
شایعاتی رو شنیدیم که ،تانستال، مکسویین رو اجیر کرده
همون وکیلی که قبلاً برای تو کار میکرد
،اگه راست باشه شرایط برای همهمون
خیلی دشوارتر از الان میشه
چون آخرین چیزی که بهش نیاز داریم
سرک کشیدنِ قانونه
گوش کن
ببین چی میگم
هردوتون میدونین که توی جاهای بزرگ آشنا دارم
هیچکس قرار نیست سد راه ما بشه
هیچکس
و هیچکس به ما غلبه نمیکنه
فهمیدین؟
بله
خب، انگار شریکهای تانستال اونجا هستن
،اون بابایی که روبرو میبینیش اسمش جورج کوئه
کشاورزی که با تانستال همکاری کرده
برای چی اومدن این سمت از دره؟
من میگم بریم باهاشون حرف بزنیم
تو جورج کو هستی؟
خودمم
No comments yet. Be the first to leave one.