I'll Sleep When I'm Dead

I'll Sleep When I'm Dead

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Ill Sleep When Im Dead 2016 WEBRip X264-DEFLATE
다음의 해설 aLiw_HdR
★ Sub#One Team ★ 🆕 | عـــلـــی حـــیـــدری | WwW.DJMD.iR

태그

webrip
web
x264
BRip
게시일: 2018-05-28
다운로드: 42
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

.استيو رو نميشه با هر دي‌جي ديگه‌اي مقايسه کرد

.توي دنياي ديجي‌ها سبک و سياق خودشُ داره

استيو يکي از اولين هنرمندانيِ که

.دي‌جي بودن رو به يک نقطه متفاوت برد

.بنظرم استيو مثل نيروي طبيعت ميمونه

،همينه که متفاوت‌ش ميکنه

.بزرگتر از يه خصيت معمولي‌ـه

.موسيقي‌رقصي هويت خاص و واحدي نداره

.ولي استيو هويت‌هاي فراواني داره

| مــتــرجــم | .::: عـــلــــي حـــيــــدري :::.

.عناصر زيادي از اجرا هاي پانک راک وجود داره

.ولي اون تغييرشون داد و مالِ خودش کردشون

،اگه شناختي از استيو نداشته باشيد

.به محض ديدنش درک کاملي ازش پيدا ميکنين

من نميدونم چطور همزمان ميتونه هم وسط جمعيت توي .يه قايق باشه هم دي‌جي‌‌ـيشُ انجام بده

اگه داري کاري رو انجام ميدي که مردم ،ازش ميترسن يا مخالف‌ش‌ان

.بنظرم داري کار درست‌ـيُ انجام ميدي

.الان "اي دي ام" همينجوريه، نکته مثبتي براي نمايش هاي بزرگ تماشايي «اي دي ام: موزيک رقص الکترونيک»

!!!يک... دو... سه

،همه اين سوال رو از ميپرسن که

"تا کجا پيش ميره؟" و بنظر من تحولات صحنه نمايش

.بيشتر به هويت و شخصيت‌ها مربوطه

.استيو هميشه بيشتر از يه دي‌جي معمولي بود

| دوست‌دختر استيو | فراموش کرده بودم .که مادرت بدون بابات اومد اينجا

توي سال چند بار پدرتُ ميبيني؟

.تو سال دوبار گردش ميريم، معمولا تابستونه و زمستونه

.من هميشه منتظر ميموندم منتظر ميموندم تا دوباره پدرمُ ببينم

.منتظر اين گردش‌ها ميموندم .اون‌موقع ها اينجا اسکيت بازي ميکردم

.بزرگ شدن، وقتي که خواهر و برادرم توي دانشگاه بودن

بنابراين از هشت هشت سالگي .کلا مادرم بزرگم کرد

،ميدوني .هر موقع که وقت ميشد بابامُ ميديدم

| برادر استيو | پدرم وقتي استيو خيلي جوون بود

.مادرمو طلاق داد

...بنابراين مادرم مارو بزرگ کرد

...با فرهنگ ژاپني

.در محيط آمريکايي

| مادر استيو | .استيو هيچ دوست ژاپني نداشت

| دوست بچگي استيو | .اون توي يه دنياي ناخوش‌آيند گير کرده بود

...اون هيچ

دوست آسياي که مثل خودش باشه نداشت .تا باهاش ارتباط برقرار کنه

،وقتي داشتم بزرگ ميشدم

با خود ميگفتم "عضو کدوم گروه ميتونم بشم؟"

.و چنتايي رو امتحان هم کردم

،سال اول دبيرستان .سعي ميکردم يه‌چيزي رو پيدا کنم که بتونم عضوش بشم

اها - .بنابراين عضو تيم فوتبال شدم -

ولي اونا همه هيکل‌هاي قوي و درشتي داشتن .و من دور و بر پنجاه کيلو بودم

...هيچوقت بهم بازي نميدادن، حالا هرکاري که ميکردم - اصلا چرا آوردنت توي تيم؟ -

نميدوني شايد چون مجبور بودن اقدامات مثبت .و اينجور کارا بکنن

.بايد اجازه بدن همه هر انتخابي بخوان داشته باشن

،من ورزش‌هاي ديگه رو هم امتحان کردم .ولي تو هيچکدوم موفق نبودم

.فقط چنتا شکست بزرگ بودن

هيچ وقت تا حالا خيلي عصباني شدي؟ يا دعوا کردي؟

تنها دعواي واقعي که داشتم

،موقع بدمينتون بازي کردن بود ،من يه بازيکن بدمينتون بودم

.و يه آشغال عوضي بودش

.همش حرفاي نژاد پرستانه ميزد

!هي تو، نيپ لعنتي «نيپ يه کلمه ژاپنيه که خوششون نمياد ازش. تو مايه هاي "نيگا" واسه سياها»

.با تو ام احمق، چشم کجَکي

!آره! تو فکر کردي ميتوني ببري؟

.خيلي سر و صدا ميکرد، انگار توي فيلمي چيزي بود - .آره -

.همه رفقاش هم پشت سرش بودن و ميخنديدن ،من باورم نميشد

،و همينجوري نشسته بودمُ و هي پشت سرمُ نگاه ميکردم

!خيلي عصباني ميشدم، خيلي

از اين عصباني بودم که دوستاش هم پشت سرش بودنُ .ميخنديدن و هيچکس جلوشُ نميگرفت

.هيچکس هيچ کاري نکرد، هيچکس

ميدوني، مخصوصا زماني که درحال رشدي

،و يه نيمکت نشين هستي

و همينطور بچه‌اي هستي که دوست پيدا کردن ،سخته واسش

مطمعناً به اين فکر هم نميکني که يه روزي .واسه خودت کسي ميشي

.دلم ميخواست که يه بچه محبوب باشم

.دلم ميخواست همه ازم خوششون بياد .ميخواستم همه‌جا پذيرفته باشم

...استيون هيچوقت به من چيزي نگفت

.ولي دلش واقعا براي پدرش تنگ شده بود

فکر ميکنم اون هميشه تلاششو ميکنه که خودشُ به .پدرش ثابت کنه

،هر چقدر هم که اين مسئله رو رد کنه

من فکر ميکنم که راکي نيروي اصلي بود

.پشت همه اون شور و اشتياق هاي استيو توي زندگيش

،اون تاثير زيادي توش زندگي استيو داشت .يا بهتر بگم استيو فقدان نبودشُ حس ميکرد

که همين قضيه استيو رو به کوشش بيشتر مُجاب ميکرد

تا به يچيز بزرگ از .آرزوي هر انسان ديگه‌اي تبديل بشه

استيو به مناسبت منتشر شدن آلبوم جديدش تصميم گرفت در "مديسن اسکوئر گاردن" جشن بگيره

،بدون معطلي بيشتر .مايلم استيو آئوکي رو بهتون معرفي کنم

،وقتي به اجرا در اينجا فکر ميکنم ...به اين فکر ميکنم که

چه سفر طولاني داشتم از اون موقعي که اولين .بار موزيک زدم

.از کلاب‌هاي کوچيک به تالار هاي بزرگتر و فستيوال ها

،و حالا هم که به عنوان يه هنرمند ،يک نوازنده الکترونيکي

،دارم توي "مديسن اسکوئر گاردن" اجرا ميکنم .يکي از لحظات نادره واسم

...و من فقط ميتونم بگم باعث افتخارمه

،و همينطور

مفتخرم اعلام کنم که آلبوم دو بخشي جديدم رو ،ميخوام انتشار کنم

.که بيش از 2سال روش کار کردم "Neon Future" آلبوم

.ميدونين، همينطور نيويورک هم يه جاي خاصه واسم ...اينجا

.پدرم تمام طول زندگيم اينجا بوده

واسه همين قلباً نيويورک رو دوست دارم

...و ميدونم اگه اينجا بود چقدر بهم افتخار ميکرد

به اينکه پسرش داره توي "مديسن اسکوئر گاردن" لعنتي .اجرا ميکنه

...خيلي

...ديوونه واره مرد. من نميتونم

.لعنتي

،وقتي بزرگ ميشدم، هميشه سؤالم اين بود "چطور پدرمُ تحت تأثير قرار بدم؟"

چطور بهش نشون ميدم که من قراره موفق بشم؟

| خواهر استيو | ،استيو از پدرمون يه بت ساخته بود

،همونطور که، ميدوني .همه برادرا و خواهرام

.اون هميشه بچه هاشُ تشويق به کار بيشتر ميکرد

،هيچوقت خبري از استراحت نبود .ما هرگز نميتونيم استراحت کنيم

.اون هيچوقت کمکم نکرد

.خيلي ژاپني‌ـه

اون تلاش و جاه طلبي .و اخلاق کاري

.پدر استيون قبل خيلي بزرگي داشت

.ولي بعضي وقتا ميتونست خودخواه هم باشه

...اگه روي اون چيزي که ميخواست بدستش بياره تمرکز ميکرد

.کلا خانواده‌اش رو فراموش ميکرد

.بهش ميگن راکي آئوکي

.راکي آئوکي - .راکي آئوکي -

!ما راکي رو ميخوايم

پدرم اولين بار بعنوان کشتي‌گير ژاپني براي المپيک .به آمريکا اومد

،وقتي توي نيويورک بود از گروهش خارج شد

.و توي شهر موندگار شد

با پولي که از بستني فروشي توي ،منطقه "هارلم" جمع کرده بود

.اولين رستوران خودشُ تو نيويورک افتتاح کرد

.من راکي آئوکي هستم

،وقتي 9 سال پيش به اين کشور اومدم

.يه رويا تو ذهنم داشتم

.من روش آشپزي "هيباچي" رو به آمريکا معرفي کردم

.مردم عاشقش شدن

.امروز رستوران‌هاي بنيهانا همه‌جا هستن

،اگه تا بحال بنيهانا نخورديد

.يه تجربه فوق‌العاده آمريکايي رو از دست دادين

.يه نابغه بود تو تجارت

اون مستقيم از ژاپن آشپز آورد .و گذاشتشون روي خود ميز غذا رو بپزن

اون سرگرمي و فن نمايش رو به غذاي ژاپني .تزريق کرد

اخلاق کاري‌ـش بي مانند بود با هرکسي که توي .زندگيم تا حالا ديدم

.من نيازي به خوابيدن ندارم .4ساعت تو روز ميخوابم

.من روزي 16 17 ساعت کار ميکنم

.خيلي خوبه، فوق‌العادس

.انگار همه‌رو ميشناخت

،با محمد علي کِلِي ميگشت

،با "جان لنون"، ميدوني .با همه افراد با نفوذ و پرقدرت

.دقيقا به همچي مسلط بود

راکي! چه خبرا؟

همه کاري که کرد ،هميشه مربوط به يچيز بود

.بنيهانا

،علاوه بر رستوراندار بودنش .يه ورزش دوست هم بود

.بي باک بود

.اين مرد ديوانه بود

.رکورد جهاني بالنُ شکست

،روحشم خبر نداشت که داره چيکار ميکنه .فقط انجامش داد

.من از مُردن نميترسم

!هيچ اهميتي نميدم

.من تا ابد زنده ميمونم

،من اونقدرام ديوانه نيستم

.چون اون واقعا رواني بود

...آئوکي به داخل آب پرتاب شد

...قايق موتوري‌ش توي خليج سان‌فرانسيسکو چپ شد

،اوه خداي من ...انگار قايق داره غرق ميشه

...در چند وهله تا نزديکي به مرگ پيش رفت

،زماني که روي تخت بيمارستان خوابيده بود

آئوکي گفت قصد داره تلاشش

.براي تبديل شدن به سريع‌‍‎‏‌ مرد روي آب ادامه بده

....پدرش يجوراي يه

.ابرقهرمان بود واسه استيو

.که احتمالا يه شخص خوب براي الهام گرفتنه

،اين پدري که خيلي کم ميشناسيش .ولي بحرحال داره ميترکونه

.بيشتر از هرکسي که تا حالا ديدم جربزه داشت

.من خيلي افتخار ميکنم که اون شخص پدرم بود

.کلي از اين عکسا دارم

.اينجا انگار سال هاي اولشه

.اون سيبيلُ نگاه کن

.سيبيل خودتم اونجوريه

خاطره جالبي از پدرمون داري؟

،اولين بار که رفتيم توي بالن رو يادمه

.گير کرديم تو درختا و سقوط کرديم

،6ماه بعد .آماده بوديم که دوباره امتحانش کنيم

.همون زماني که ما پرواز کرديم به سانفرانسيسکو

.اون دومين تلاش واسه گذشتن از اقيانوس آرام بود

تو به اين باور داشتي که راکي ميتونه تا آمريکا برسه؟

تا آمريکا؟

.ميدونستم که ميتونه

.ميگفت که کوه فوجي خيلي زيبا شده بود در طول پروازش

،قبل از اينکه به سانفرانسيسکو برسن .بالن خيلي بالا رفته بود

.بخاطر همين يخ زده بود و باعث شد که پايين بيان

.تقريبا تا سطح اقيانوس پايين اومده بود

...بنابراين دوربين ها و همه متعلقاتشُ انداختن

.تا بالن بالاخره شروع به بالا رفتن کرد

.و اونا تا آمريکاي شمالي رسيدن

.دور و بر 35 سالش بود

.هم سن الان من - .آره -

.همه‌اينکارا رو انجام داده، باور نکردنيه

اونموقع ها تو ژاپن هيچکس همچين کار هايي .انجام نميداد

.حالا استيو هم شبيه راکي ‌ـه

.هي ميپره و من نگرانش ميشم

دوست نداشتم راکي دوم بشه، ميدوني؟

."بنابراين ميگفتم، "واو! يه راکي ديگه

.فوق‌العاده بود .که يک شخص اينهمه کار انجام ميداد

.با عقل جور درميومد که بنيهانا رو تأسيس کرد

،در تلاش بود تا واسه مخاطب‌هاي آمريکايي يک نمايش درست کنه

،نه فقط يه رستوران معمولي .بلکه با سبک و سياق خودش

.يه شومَن تمام‌عيار بود

در پي آماده شدن براي اجرا در مديسن اسکوئر گاردن .استيو 140 اجرا در دور دنيا اجرا خواهد کرد

.من بيش از 10 ساله مدير استيو هستم

I'll Sleep When I'm Dead subtitles in other languages

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left