처음 200줄입니다.
زیرنویس از مینوت
زیرنویس از مینوت
شبحهای اسماعیل
ایوان ددالوس...
ایوان...
ددالوس
عذر میخوام
- بفرمایید - ممنون
صبح بخیر
وزارت امور خارجه
صبح بخیر
روز بخیر
آقا!
اوه ژاک
صبح بخیر
- تو اینجایی؟ - بله!
- یعنی دیگه پاریسی شدی؟ - نه
فقط داشتم رد میشدم ددالوس هنوز نزدیکته؟
نه تو وین مستقره
اما از اون موقع خبری ازش ندارم
- تو وزارت نیست - مطمئنی هنوز با ماست؟
- یهو از رادار خارج شد؟ - کدوم رادار؟
دنبالش میگردین؟ واسه تحقیق؟
نه داشتم رد میشدم داشتم فکر میکردم
ایوان ناپدید شده. برای همین میپرسم
به زنم گفتم
«قراره سه سال تو ویلینیوس باشیم»
- کجا؟ - اونم همینو گفت
دلش لندن یا ترینیداد رو میخواست
دو هفته باهام قهر کرد
بیچاره تو!
واسه ویلینیوس زیادی پیرم سرما راحت میره تو استخونم
در هر حال ویلینیوس فراتر از تحملمه
اما وسایلمو جمع کردم و شروع به یادگیری زبان لیتوانیایی کردم
من رفتم پراگ که هیئت اوکراینی رو ببینم
این یه رازه. اونا شروع به صحبت در مورد روسا کردن
از دبیر اول پرسیدم - اون کی بود؟
اونا آقا، آقای...
ددالوس!
- معلومه! - بهترین مردمون
پاسپورت لطفاً
ممنون
ددالوس کیه؟
اومدم که با اون صحبت کنم
اما ایوان ناپدید شده
تو اینکار متخصص بود
یعنی چی؟
شایعهها رو که یادته
فقط من نیستم که یه وقتایی فکر میکرد این آدم...
- یک فرشته بود - یا یک جاسوس
- نه - آره
یه مأمور مخفی؟
چرا باید اینکارو بکنه؟
چطور وارد اون سازمان شده؟
یهو تو ۳۵ سالگی، بدون دیپلم و با یه قیافهی عجیب پیداش شد
بهترین امتیازها، متقاضی خارجی شرایطش زیادی خوب بود
آقای ددالوس؟
میدونی کی خیلی از ایوان خوشش میومد؟
اون استخدامش کرد، آموزشش داد!
- کلاوِری! - اون خائن!
کلاوری. ۳۰ سال در این کار بود
تو ورشو تحت فرمان ژیرک مستقر بود
احتمال میرفت یک جاسوس کمونیست باشه
اونوقت گفتن آمریکاییا استخدامش کردن
تو آسیا شایعههایی از فساد بود
که دورسه (Quai d'Orsay) هیچی پیدا نکرد اما به زور بازنشستش کردن
اما...درهمین حال، زمان زیادی گذشته.
دنبالم بیا
- سلام - سلام
میتونم بشینم؟
لطفاً بفرمایید
ما اینجاییم تا برای شما یک مأموریت پیدا کنیم
واقعاً؟
نتایج امتحانت عالی بودن تبریک میگم
- ممنون - تبریک
من مسئول امنیت، حفظ محرمانگی،
و چیزهایی از این قبیلم
که ارزشش اینجا خیلی بالاست
خونه پیدا کردین؟
هنوز نه. صبح با قطار رسیدم اینجا
شما مسیر غیرمعمولیای داشتین
عذر میخوام اما دیگه خیلی جوان نیستید
و تحصیلات «سنتی» رو طی نکردید
این یعنی؟
تحصیلات دانشگاهی در رشتههای علوم سیاسی یا زبان...
- زیاد خوششانس نبودم - اما به شش زبان صحبت میکنی
خب یکم عربی رو میفهمم اما نمیشه گفت کاملاً مسلطم
میتونم بپرسم این زبونها رو کجا یاد گرفتید؟
خودم در روبه یاد گرفتم
با کتابچههای راهنما
استعداد خاصی دارید؟
من عاشق علومم اما حقوق خوندم
بهصورت غیرحضوری!
مسیر غیرمعمولیه
عجیبه که انقدر دیر شروع به کار کنی
مدتی برای پدرم کار کردم
تو فایلت دیدم کارخانهی رنگرزی
سنتی
همونجا مدرک حقوقتو بهصورت غیرحضوری گرفتی
برای جبران ورشکستگی پدرم
وقتی بچه بودم مادرم فوت کرد
و پدرم به تنهایی بزرگم کرد
- سربازی نرفتی؟ - نه
اینجا نوشته: «معافیت پزشکی»
مریض بودی؟ - بله
الان احساس سلامتی میکنی؟
دورهی درمانی خوبی داشتم
کنجکاوی من رو ببخشید اما چرا به اینجا اومدید؟
یه آگهی شغل دولتی در روزنامه دیدم
اما چرا که دورسه؟
خب...
فکر کردم...
من در مورد جهان خیلی کنجکاوم
عالیه
امیدوارم مأیوستون نکنم
به اینجا خوش اومدی
اگر قبول نمیشدی چکار میکردی؟
هیچی
خسته بودم
«هیچی. خسته بودم»
- بله؟ - منم
هنری...
- مزاحم شدم؟ - مراحمی
ساعت چنده؟
ساعت ۳ صبحه اما نمیتونم بخوابم
دارم عقلمو از دست میدم!
- نترس - به کمکت احتیاج دارم
- دارم میام - دیگه بسمه!
بیست دقیقه دیگه اونجام! منتظرم بمون هنری
- منم - بیا بالا!
خواب دیدم کارلوتا مُرده
دوست من...
بیا
داشتم این اسلایدا رو نگاه میکردم
و فکرای سیاه...
...منو احاطه کردن.
شبا نگاهشون نکن افسردت میکنن
دلم برای دخترم تنگ شده
هرشب خواب اون چالهای رو میبینم که...
...گلوی دخترم رو توش بُریدن
یه جای کثیف با یه عالمه کاغذه
و سرده
ساکت
وقتی کارلوتا ناپدید شد از تو متنفر شدم
میدونم
تو فکر این بودم که چکار کردی...
که باعث شدی دختر به این شادی اینطوری ناپدید شه
- چکار میتونستم بکنم؟ - نمیدونم
بهش خیانت کن
هنری داری بی انصافی میکنی!
کی شوهر خیانتکارشو ترک میکنه؟
اون کسی بود که با همه میخوابید
آره!
مثل من قوی بود
عاشق زندگی بود - آره
داشت از تو فرار میکردم
داشت از همهی ما فرار میکرد
معلومه
و کارلوتا اصلاً شاد نبود
اشتباهه!
اون خیلی معصوم بود! میدونست چطور بخنده!
غصه داره تو رو از پا درمیاره.
تو...
...معلقی
هیچ زنی تا حالا ترکم نکرده
ولی من خیلی جوون بودم...
...یک شوهر عجیب که توی فیلماشو و سینما غرق شده بود
یک عوضی خودخواه
نمیتونستم مراقبش باشم
راهشو البته میدونستم
تو یه پدر دستوپاگیر بودی، انقد دستوپاگیر...
که انگار اون توی سایهت زندگی میکنه و بعدش توی سایهی من
سایهی تو در برابر سایهی من هیچی نیست!
اینو میدونم استاد
یک پدر قوی اما یک همسر ضعیف
این عکسا رو نگاه کن
نگاه کن
تو مرگش رو اعلام کردی و الان منم که نمیتونم بخوابم
من گم شدنش رو اعلام کردم نه مرگشو
تو ۱۸ سال منتظرش موندی و دیگه نتونستی تحملش کنی
میخوام برم ساحل میتونم برم؟
بله
دیروز به فستیوال فیلم تلآویو دعوت شدم
عالیه!
باهام میای؟
با کمال افتخار و خوشحالی بله
هنوز با پارتنرتی؟
- سیلویا - بله
اون زن خیلی از تو سرتره
نباید میومدی به دیدنم
شب بخیر - شب بخیر
قربان؟
میشه تلفنتون رو قرض بگیرم؟
یه تلفن به پاریس. هزینهشو میدم
حتماً
منم
الان از خونه هنری دراومدم
بیدارت کردم؟
اون نصفهشب زنگ زد
میتونم بیام پیشت؟
No comments yet. Be the first to leave one.