처음 200줄입니다.
هرچیزی که روی زمین وجود داره، یه روزی ناپدید میشه
برای همین ما اسم مغازهمون رو «دنیـا» گذاشتیم
«دنیا» در عربی یعنی این جهان،
جهانِ پیش از جهانِ آخرت
شما هم یه روز میمیرین
اگه فقط یه مدتی قراره توی این دنیا بمونیم
چرا ارزشمندش نکنیم؟
شیک بمیرید، باشه؟
زندگی یعنی چیزی که حس میکنی، چیزی که لمس میکنی
چیزی که میتونی تویِ دستت نگه داری
الله همون موقع که به دنیا اومدین، شما رو لخت دیده
دیگه نمیخواد اونجوری شما رو ببینه
میخواد ببینه که میدرخشین
بذارین برای ملاقات با الله آمادهتون کنم
شما در طلافروشی دنیا عضوی از خانواده محسوب میشین
جدی میگم، من به سرپرستی میگیرمتون و عضوی از خانوادهی خودم میکنم
و بعد بهترین تخفیفات رو بهتون میدم
شما پسر، دختر، پدر، مادر، مادربزرگ،
برادرزاده، خواهرزاده و هرچیزِ دیگهم میشین
حرف نداره، مگه نه؟
الله ما رو در این...
خیلی خوبه
- مگه نه؟ - رنگش...
بهترین معامله در این زندگی و زندگیِ بعدی
رنگِ گرمیه
- از اون فونت خوشم میاد - یه سری بهمون بزنید
خودم کارگردانیش کردم
همه رقیبهام رو کنار میزنه
کون لقِ رامی
اصلاً میترکونه
میدم همهجا پخشش کنن
توی تاکسی، توی تلویزیون یا کانالهای محلی
به نظر باید کلی پول خرج کنی
مگه کار و کاسبیت کساد نشده؟
کار و کاسبیم در حالِ کالیبراسیونه
باید پول خرج کنی تا بتونی پول دربیاری
بازاریابی خیلی مهمه
به همه دوستهات بگو تبلیغم رو از تلویزیون ببینن، باشه؟
باشه حتماً. فقط کسی رو نمیشناسم که تلویزیون ببینه
این حرفا دیگه یعنی چی؟
ولش کن. به همهشون میگم
ویدئوی تبلیغاتیم رو توی فیسبوک هم گذاشتم
حزب جمهوریخواه رو سرمشق خودم قرار دادم
اونا واقعاً میدونن چطور مشتری جذب کنن
مگه تو دموکرات نبودی؟
معلومه که نیستم
دموکراتها حالم رو بهم میزنن
آخه چرا باید همچین حرفی بزنی؟
- جمهوری خواهی؟ - نه!
نه این یکیام، نه اون یکی
شما جوونا واقعاً روی اعصاب آدمین
میتونین از ششتا جنسیت مختلف باشین
ولی باید دموکرات باشین
من از لحاظ سیاسی سیالم، باشه؟
(اشاره به سیالیت جنسی. تغییر یا تغییراتی در میل جنسی یا هویت جنسی شخص)
باید برم با مشتری قرار دارم
راستی از آپارتمانم هم گمشو بیرون.
نمیخواد دوش بگیری. فقط برو
یالا دیگه
« رامـی »
از اون چیزهاست که به طرفت میگه «من واقعاً ازت خوشم میاد ولی آمادگی ازدواج ندارم.
- ...ولی گرونه» - باید باهات حرف بزنم
- منتظر میمونه - ایشون بهتون کمک میکنن
چیه؟
بهت افتخار میکنم رامی، میدونستی؟
تازه به کمپینِ جدیدم هم افتخار میکنم
نمیدونم... ولی عالی داره پیش میره
نمیدونم دیدیش یا نه ولی میدونی چیه؟
نگران نباش، میبینیش
کاری که داری میکنی خیلی خوبه
اینکه یه برند فرعی میسازی
- برندِ فرعی؟ - آره
تمام برندهای عالی متعلق به یه شرکت بزرگ هستن
نستله مالکِ پلگرینوئه
کوکاکولا مالکِ اون نوشابه مکزیکیهست
جفتشون یه حباب رو دارن
بذار من مالکت باشم، عزیزم
توپوچیکویِ من بشو
آره. ببین...
- من آگهی تبلیغاتیت رو دیدم - دیدی؟ حرف نداره. محشره
همه عاشقشن
هیچکس عاشقش نیست
کل بلوک دارن مسخرهت میکنن
الان دیگه میم شدی
میم؟ چی؟
بذار کارت رو راحت کنم، باشه؟
من بقیهی جنسهات رو میخرم
به قیمتِ خوبی هم میخرم و بعد دیگه میتونی بری از زندگیت لذت ببری
عزیزم، خیلیخب
بذار یه چیزی رو برات توضیح بدم
هر کسب و کاری پستی و بلندیهای خودش رو داره
در حال حاضر توی بلندیهاشی
ولی یکی رو نیاز داری که پستیها رو بشناسه
واقعاً به نظرم دیگه باید بازنشسته بشی
میبینم که عوض شدی
اصلاً دیگه به کسی اهمیت میدی؟
- من از خانوادهتم - میدونم
واسه همین میخوام یه معاملهی خوب بهت پیشنهاد بدم
واقعاً به نظرم باید قبولش کنی
این سنگ روی بستری از مولداویت قرار داره
یه مدت طول کشید تا پیداش کردیم
یه سفارشِ خیلی خاصه
آره، طرف خیلی خاصه
خیلی وقته دنبالِ این سنگ هستم
این سومین محمولهی این ماهته، درسته؟
سریع و موثر پیش میری
یوال میتونه ازت یاد بگیره
کیسه
کیسه؟
باید واسه این بهمون پیش قسط بدی، حداقل نصفش رو
حتماً
بفرمایین
وقتی دیدمت نمیدونستم چه فکری دربارهت بکنم
ولی تو یکی از مایی
البته به جز این خرِ احمقی که پشت سرم وایساده
حتی عمهش آیالا هم حسابی از دستش کفریه
بهش بگو توی اسلامِ شما فقط انگشتش رو نمیبریدن
من قصدم صرفاً کمکه
خب معلوم بود داره دربارهی من حرف میزنه
رفیق، چه بلایی سرِ انگشتت اومده؟
خب مردم فکر میکنن تو انگشت اشارهت رو نیاز داری ولی در واقع تو فقط
لازمه با شست و انگشت کوچیکت چیزهارو برداری
- متوجهای؟ - چی شده، حاجی؟
یه کم خرابکاری کردم
ولی حالم خوبه
به دین و اعتقادم برگشتم و مثل روزِ اولم
خوبم
میخوای بدی برات تراشش بدن؟
یکی رو میشناسم که کارش خیلی خوبه
نه، این یه سنگ کمیابه. چندماهه دارم با این مشتریم کار میکنم
میبرمش پیش آشنایِ سلیم. تا آخرهفته میخوامش
میبریش پیشِ شمولی؟ تا یه هفته معطلت میکنه
اینی که من میگم همین امشب تحویلت میده
تازه محل کارش هم کنار یه سالنِ ماساژِ خفنه که میتونیم بریم برامون بمالن
(سالن ماساژ مکانی است برای حمام بخار، ماساژ و ارائهی خدمات جنسی)
- سالن ماساژ؟ - آره
تو که همین الان گفتی برگشتی سر دین و اعتقاداتت
دقیقاً هم به همین خاطر میرم اونجا
این یه توافقیه بین من و اون زنها
چون اونا میدونن برای مردها مقدر شده که گناه کنن
نمیخوام قضاوت کنم ولی تو خودت برای سکس کردن قانونی نداری؟
ولی آخه سالن ماساژ؟ قانونت اینه؟
میگی چی کار کنم؟ برم همینجوری با یه دختر بخوابم
و وانمود کنم پادکستش رو گوش میدم؟
این که دروغگوییه
اینجوری خدا برمیگرده میگه: «وایسا ببینم...
رابطهی جنسیِ خارج از ازدواج داشتی و تازه به پادکستش هم گوش ندادی؟»
به نظرم یه راهحلی وجود داره که شامل پادکست یا سالنهای ماساژ نمیشه
ببین، من که نمیام
امشب برنامه دارم
- میتونی ردیفش کنی؟ - حله
مگه امشب چی کار داری؟
میرم دیدن یکی از دوستهام
- ایول - نه، بهت که گفتم با کسی نیستم
واقعاً دوستمه
خب بعداً بهم بگو چطور پیش رفت
- باشه - بهم زنگ بزن، رفیق
باشه. یوال فقط بده سنگه رو تراش بدن
مشتری منتظره
از دیدنت خوشحالم
ببند گاله رو
ببین کِی بهت گفتم، اون زنه زل زده بود به من و براندازم میکرد
انگار منو میشناخت
هیچکس تعقیبمون نمیکنه بابا
دیگه داری شلوغش میکنی
چی؟
نه، به خاطرِ این نسله، خب؟
اگه زنی بگه یه مرد بهش حس بدی داده، میشه قهرمان
حالا اگه من حس بدی بگیرم، میگن دردسرسازم
ببین، درک میکنم که استرس داری
تا حالا از این برنامه استفاده نکردی؟
(شوگر ببینی جوانهایی هستند که در ازای دریافت پول و هدایا با افراد مسنتر از خود وارد رابطه میشوند)
- چی؟ - برنامهی شوگر بیبی
باید قبلش پولم رو بدی
پول رو قبلش میگیرم
چون باید ویزا بگیرم
پس تنها چیزی که بهش اهمیت میدی پوله؟
پول؟ دیگه هیچی؟
ببین، در حال حاضر یه کم دستم خالیه، خب؟
همین چند وقت پیش کلی پول خرج یه آگهی تبلیغاتی کردم، باشه؟
بهت نشونش میدم. اصلاً حرف نداره
ولی باید صبر کنم تا... خب، تو که برات مهم نیست
بیا. باشه؟
اینو بگیر. حله؟
ولی نگهش دار فعلاً نفروشش تا قیمتش بره بالا
ببین عزیزم، این کارها...
به خاطر سکس نیست
منم یه زمانی مثل تو یه جوونِ مهاجر بودم
دارم حمایتت میکنم، باشه؟
یالا. سوئیت رزرو کردم
« ترجمـه از سحـر » Telegram: @ItsSaharFrb
ببین، رفیق
امشب چه شبی بشه
مخصوصاً با این مسابقهی کُشتی. آنجل ویش برام بلیط جور کرد
شِرِد آلیسون قراره موقعِ برنده شدنش اسمِ منو صدا بزنه
«این چیزیه که اون گفت»
رفیق، یه کم نون بهم بده
لینا داره برات خرد میکنه
نه، اونا واسه خودشه
لقمهی کوچیک دوست داره
No comments yet. Be the first to leave one.