처음 61줄입니다.
«دوم پاترول» «فصل چهارم قسمت نهم»
صبح بخیر، ارواح سکس
صبح بخیر دوروتی
روز ایمورتیماس مبارک
!واو
کیسی! بهت گفتم از در جلویی استفاده کن
اونوقت چطوری تو اولین کسی باشی که
روز ایمورتیماس رو بهش تبریک بگم؟
بلند شو، بریم صبحونه بخوریم
قبل از اینکه کلیف همشو بخوره
صبح بخیر دوروتی
روز ایمورتیماس مبارک
روز ایمورتیماس مبارک
صبح بخیر ارواح سکس
سکس صبحتون رو انجام دادید؟
میدونی که دادیم
!ایول
این نرمترین ژاکت تو کل دنیاست
ما رو ببین، عالی شدیم
داری عجیب رفتار میکنی دیگه ژاکتت رو نوازش نکن
ویک! خوش اومدی مرد دیترویتی برگشته
روز ایمورتیماس به همه مبارک
دریک هدایایی فرستاده
لری! ژاکتت داره سرد میشه
و تو داری، این همه لذت رو از دست میدی
صبح بخیر، کیگ
روز ایمورتیماس مبارک
اگه یه یونیفرم میداشتم که میتونستم هر روز بپوشم
لازم نبود این تصمیماتو بگیرم
ریتا میگه ما باید تولد ایمورتوس رو نشون بدیم
آه - بیا -
چرا همیشه بدترین کار روز ایمورتیماس به من میفته؟
من اینجوری نمیگم
باحال به نظر میاد
چطوری میتونی مثبتاندیش بمونی؟
دست خودم نیست روز ایمورتیماسه
!شادترین روز سال
آره
پس چرا حس میکنم مشکلی وجود داره؟
شاید خود درونیت سعی میکنه چیزی بهت بگه
اخیراً صدایی تو سرت نشنیدی؟
چیز عجیبی میشه
آره، بریم سر کار
چی؟ - چی؟ -
هیچی، اه، اون دیگه زیادی بود؟
چیزی گفتی؟ - هممم -
...اوه
ببخشید، بیخیال
...من، من باید، ام
!آره - اوه -
هممم
لورا
کارهای زیادی باید انجام بشه
قبل از اینکه ایمورتوس برای شام بیاد
خب، اگه که بیاد
وقتی بیاد، همه چیز باید عالی باشه
خب، اونجوری هم میشه اگه تو مسئول کارها باشی
...با هم انجامش میدیم چون
...تو زندگی زیبایی با مالکوم ساختی
و من نابودش کردم
با احترام بگم که من همچین کاری نمیکنم
No comments yet. Be the first to leave one.