처음 200줄입니다.
« فــیـــوز »
هوی هوی
!هی وایسا
برو دنبال گری - چی؟ -
گه توش گندش بزنن
خانوم؟
چی شده کلریس؟
باید اینو ببینین
خدای من
کجاست؟
محل ساختوساز توی آبگیر پدینگتون
اوه
بمب منفجرنشده توی وستمینستر داریم
تصاویر رو الان برات میفرستم
مال جنگ جهانی دومه
به نظر یه بمب هزار پوندیه
باید یه حریم با شعاع 800 متری ایجاد کنیم
صبح بخیر قربان - صبح بخیر -
گروهبان، باید به عنوان رابط اونجا باشی
بله قربان
راستی، "نوریس" مرخصی استعلاجی گرفته
برای همین سرجوخه "هنسون" جایگزینش شده
!چقدر خوششانسیم
شاید یه چیزی یاد بگیره
سریع به پلیس خبر بده برای تخلیه اقدام کنن
من همین الان میرم اونجا
توی سالن رقص میبینمت
باید با بخش برنامهریزی اضطراریِ شهرداری وستمینستر هماهنگ کنیم
حملونقل، پلیس، سازمان ترابری و شهردار
!همه سریع و با حفظ خونسردی به هایدپارک برن
این منطقه در حال تخلیه شدن هست
لطفا با حفظ خونسردی به "هایدپارک" برین
میتونید کتهاتون رو هم با خودتون بردارید
بچهها لطفا از پلهها برید پایین
یه بمب قدیمی توی منطقه ساختوسازی همین نزدیکی پیدا شده
داریم اینجا رو تخلیه میکنیم
این منطقه در حال تخلیه شدنه لطفا همه خونسرد باشین. ممنون
لطفا سریع منطقه رو تخلیه کنید
بله قربان، کاملاً درکتون میکنم
داریم کل این محدوده رو تخلیه میکنیم
غرض شخصی در کار نیست
کجا بریم؟
در تماس باش داداش
مراقبشون باش
باشه
اگه پرواز رو از دست بدیم چیکار کنیم؟
خیلی ممنون
سرجوخه
خیلی خب، من "گری" هستم
سرکارگرِ اینجا
میتونم بهت نشونش بدم رفیق
اینجاست
خیلی خب
یه نقطه دید بهتر لازم داریم اون ساختمونه امنه؟
آره، رفیق
باشه
ممکنه هر لحظه بترکه؟
از نظر تئوری، آره
باید تخلیهش کنیم سرجوخه
چشم، قربان
اون کابین مال توئه؟
آره - اشکالی نداره ازش استفاده کنیم؟ -
البته - ممنون، گری، دیگه میتونی بری -
خدا رو شکر - خب، اونجا میشه مقر فرماندهی ما -
میخوام یه سری حفاظ دورش بسازن
مهندسای خنثیسازی برن پشت اونجا بعد توی مقر فرماندهی با کتشلواریا جلسه میذاریم
صبر کنین قربان، یواشتر، یواشتر کجا دارین میرین؟
من باید لپتاپمو بردارم
مستقیم برو، مستقیم برو - ببخشید -
قربان؟ قربان؟ کجا دارین میرین؟
برگرد اینجا! یه ساکن داره تو خیابون میدوه
..گفتم
یا خدا
این بمب اندازه همونیه که دو سال پیش تو اکستر منفجرش کردن
همونطور که میبینین اگه قبل از مهارش منفجر بشه
اون وقت خیلی خوشحال میشین که منطقه رو بسته بودیم
هاردیپ گیل، برنامهریزی اضطراری شورای وستمینستر
ببخشید دیر کردم ترافیک بود
این دیگه خیلی بمب بزرگیه؟
بله، هست - یا خدا -
خب، درست از زیر این کارگاه ساختمونی
یه کابل برق اصلی چهارصد کیلوولتی رد شده
باید برق کل منطقه رو قطع کنیم
تا وقتی بمب خنثی بشه - باشه -
میخوام برق کمترین زمان ممکن قطع باشه
حتماً - رئیس پلیس -
خوبه که به بیسیمهای پلیس مربوط به محدوده قرنطینه دسترسی داشته باشیم
مشکلی نیست
گروهبان کین در تماس نزدیک میمونه
خوبه، ممنون، سرگرد
آره، سعی میکنم همهچی رو روون پیش ببرم
موفق باشین
یا هر چی خودتون میگین
گند نزن
اینو ما میگیم
این منطقه تخلیه شده
اگه صدای این اعلامیه رو میشنوین
لطفاً فوراً خودتونو به ما معرفی کنین
قطعاً یه پونصدتاییه
از اینجا معلوم نیست ...اسدی"ـه یا "اس سی"ـه، پس"
هنسون، واردی - بله؟ -
میشه این آب لعنتی رو خالی کنین؟
بله قربان
بفرما، اینو بگیر - این کوفتی قراره به چه دردم بخوره؟ -
از غرورت محافظت میکنه
خب، آمادهای؟ - قربان -
پس بزن بریم
و گند نزن
دارم میرم، قربان
خب، برق اصلی قطع شد
گروهبان کین هستم گزارش میدم
پمپاژ آب اطراف بمب رو شروع کردیم
وقتی مرحله بعدی رو شروع کنیم دوباره گزارش میدیم
دریافت شد
محدوده امنه اجازه ادامه عملیات دارین
هیچی تکون نمیخوره
شروع میکنیم
تونی، یکم پایینتر ببرش
مرسی
همونجا نگهش دار، تونی برو روی حالت حرارتی
برگرد به حالت قبلی
یه روباه کوفتیه
خوبی رفیق؟ - دزدگیر مغازههای جاده اجور روشن شده -
باید چکشون کنیم - همهجا دزدگیرها به صدا دراومدن، رفیق -
برق رو قطع کردن
کل منطقه رو به خاطر یه بمب قدیمی تخلیه کردن
چی، یعنی اصلاً نمیتونم رد شم؟
همهجا بسته شده کاری از دستم برنمیاد
باشه، ممنون - باشه -
مرسی رفیق، باشه
آب کامل تخلیه شد، قربان
خوبه
خب، اینقدر هول نکن
برای الان که نیست
یه رسم کوچیک خودمه
برای وقتی که کار تموم میشه
مجبورت نمیکنم
خوبی؟
آره
فکر کنم به اون متوقفکننده تایمر نیاز داشته باشیم
بله قربان - خب، میدونی اون چیه؟ -
بله قربان، دوشنبه چکش کردم - آره، خب -
میدونی کجا گذاشتیش؟ - آره -
خب پس برو لعنتی رو بیار - چشم قربان -
لعنت بهش
جی
آلفا هتل دو هفت یه گشت سریع دور محدوده بزنین لطفاً
دریافت شد، گلد
فقط امضاتون پای این لازمه، خانم
ممنون
کارو متوقف کنین
یه ماشین رد شد
لعنتی
بیرون خبریه؟ - نه، بیرون هیچ خبری نیست -
انگار آخرالزمان شده
مطمئنی همهچی رو بررسی کردین؟ - بله خانم -
فقط یه بررسی روتینه
ادامه بدین
خب، گوشی پزشکی رو
تا جایی که میتونی نزدیک ببر - قربان -
همون پایین برام بذارش - چشم قربان -
گند نزنی قربان
سرگرد کنار بمبه و آمادهست وضعیت چاشنی رو بررسی کنه
داریم آخرین چک امنیتی رو انجام میدیم؟
آلفا هتل دو هفت؟
فوراً از محدوده خارج شین
واحد خنثیسازی عملیات رو شروع کرده
دریافت شد، گلد داریم میایم بیرون
همهچی روبهراهه، دوتز؟ صدامو میشنوی؟
دارم آخرین بررسی رو میکنم، قربان
هر وقت شما آماده باشین
خب، اینم از این
خب، اینم چاشنی ضربهای
جهتِ عقربه ساعت دوازده. آلومینیومیه
نپوسیده. درپوش حملونقل داره
گندش بزنن
این یکم پیچیدهتره
خب، میشنوی دوتز؟ چاشنی زماندار داره
میکروفون گوشی پزشکی وصل شد
لعنتی داره تیکتاک میکنه
!عقب! پشت سنگر برین سریع
!پشت سنگر
!بجنبین، بجنبین، بجنبین
یه اتفاق غیرمنتظره پیش اومده
یه چاشنی دوم و یه تایمر وجود داره و فعاله
اینا طوری طراحی شده بودن که
بیشترین وحشت و آشفتگی رو ایجاد کنن
ممکنه تا 48 ساعت آینده هر لحظه منفجر بشه
!در حال نصب متوقفکننده تایمر
سرگرد قراره یه متوقفکننده مغناطیسی تایمر نصب کنه
تا چاشنی رو از کار بندازه
اوه، لعنتی
!هیچکس تکون نخوره
!سرتونو بیارین پایین
!خب، سرجوخه، چراغ سبزه
!خودتونو آماده کنین
!روشنش میکنم
!خب، خطری نیست
!سرجوخه، ساختن دیوار محافظ رو شروع کن
بپر بالا رفیق - برگردین سر کار -
No comments yet. Be the first to leave one.