처음 200줄입니다.
آنچه در گاتهام گذشت
گندش بزنن
اون مادرمو کشت جیم
جلوی چشمای من کشتش
میکشمت
فکر کنم یه چیزی پیدا کردم
،هفتهای که به قتل رسید
قرار بود زنی رو ملاقات کنه به اسم کارن جنینگز
"در مورد یه چیزی به اسم "مزرعه کاج
مزرعه کاج یه برنامه مهندسی زیستی بود
توی تشکیلات وین
دوباره شروع شده بود، مگه نه؟
برای همین پدرم بعد از اون همه سال به دیدنت اومد
به محض اینکه کارن جنینگز پاشو بذاره توی زندان، میکشنش
برای همین فراریش میدیم
مردی که با مچز مالون قرار داد بسته بود تا پدر و مادرت رو بکشه
به خودش فیلسوف میگفته
و شرط میبندم همون آدمیه
که مسئول پروژه کاجه
هوگو استرنج
فیلسوف
الان رئیس آرکهامه
!یه نفرو از مرگ برگردوندیم
!عزرائیل
واقعاً تونستیم
حمایتم کن
سنت دوما ما رو نجات میده
دوما ما رو نجات میده
حمایتم کن
کافرها
دوما ازمون محافظت میکنه
کافرها
بتپرستها
!نطفههای شیطان، آماده مرگ بشید
نه، نه
نه نکن. خواهش میکنم. خواهر ؟
باهام حرف بزن لطفا حرف بزن
تو کی هستی؟
کی هستی؟
- از دیروز که بیدار شده پیشرفتی داشته؟ - نه
ولی شگفتانگیزه، مگه نه؟
تو کی هستی؟
کی هستی؟
مثل یه گاو قویه مثل یه مار سریعه
خیلی هم عصبانیه
اگه وقتی زنده میشن دیوونه باشن
برگردوندنشون چه فایدهای داره؟
نه اون که دیوونه نیست
فقط نمیدونه کیه
روحش هنوز نفهمیده زنده شده
در هم شکستهست به خرده خاطراتی که داره چنگ میزنه
چیزایی که روی دیوار مینویسه
همه متنهایی از این کتاب هستن
وصیت و فرمان سنت دوما
خانواده گالاوان از تبارِ
شوالیههای قرن دوازدهمه
این کتاب سری اونهاست
مشخصه بیمارمون تمام کتاب رو از حفظ کرده
مغزش داره تقلا میکنه که خودشو دوباره منسجم کنه
ولی داره از بخشهای اشتباهی استفاده میکنه
خب علاجش چیه؟
سوال خوبیه
چیه؟
آقای گوردون
پروفسور استرنج
ببخشید که سر زده اومدم
نه اصلاً. بفرمایید بشینین
چه کمکی از دستم ساختهست؟
توسط کسی استخدام شدم که در مورد موضوعی تحقیق کنم
امیدوار بودم بتونین کمکم کنین
البته
این کارن جنینگزه
دیشب به قتل رسید
چه غمانگیز
یه نمونه آزمایشی بود
توی یه برنامه قدیمی تشکیلات وین به اسم مزرعه کاج
کارن قبل از اینکه فوت کنه
گفت شما هم جزیی از برنامه بودین
مال خیلی وقت پیش بود
سعی کنین همهش رو با یاد بیارین
اگه میتونین
مزرعه کاج توسط توماس وین شروع شد
تلاش میکرد مشکلات مهم و ژنتیکی انسان رو درمان کنه
سالخوردگی، بیماری
حتی مرگ
ولی ماجرا طور دیگهای پیش رفت. درسته؟
کارن میگفت برنامه میخواست نقش خدا رو بازی کنه
و در نهایت چند تا هیولا خلق کردین
من فقط یه محقق بودم
که هیچی از ماجرا نمیدونستم تا وقتی که دیگه خیلی دیر شده بود
آدمی با تجربه و مهارت شما
فقط یه محقق ساده میشه؟
باور کردنش سخته
ولی حقیقته
آقای وین خیلی خوب بلد بود بخشهای مختلف زندگیش رو از هم تفکیک کنه
توی پروژه کاج
فرد دست راستش حتی نمیدونست فرد دست چپش چیکار میکنه
به همهمون دروغ گفت
اینجا آدمای زیادی شما رو به چشم قربانی نمیبینن
من یکی از اونایی بودم که توماس وین رو مجبور کردم برنامه رو متوقف کنه
...ولی تا اون موقع
آدمای زیادی آسیب دیدن
من یه نظریه دارم
به نظرم شما مدیر پروژه مزرعه کاج بودین
و معتقدم دوباره برنامه رو فعال کردین
...و دوست دارم بدونم
واقعاً برای چی اینجایین آقای گوردون؟
ببخشید؟
تمام شهر به شما پشت کرده
با این وجود دوباره و دوباره زندگیت رو برای نجاتش به خطر میندازی
برای روانکاوی نیومدم پروفسور
نه بیشتر شبیه بازجویی میمونه
توسط مردی که دیگه پلیس نیست
کسی که دیگه نباید جواب گرفتن رو حق خودش بدونه
اگه الان روی اون صندلی نشستین
به خاطر اینه که من اجازه دادم
پس بذارین ازتون بپرسم
... چرا ... اومدی
اینجا ؟
همونطور که گفتم، یه موکل دارم
فکر کنم بروس وین باشه
یعنی این یه شغله؟
برای اومدن به اینجا بهت حقوق میده؟
مطمئناً نه
تمام اتفاقای که این یک ساله برات افتاده
یه پلیس قهرمان بودی که به علت قتل محکوم شناخته شد
و غیرعادلانه به زندان بلکگیت فرستاده شد
و الان که برگشتی چی شده؟
همه چیزو از دست دادی
میخوای گناهان گذشتهت رو جبران کنی
و معتقدی این پرونده یه جورایی
باعث رستگاریت میشه
نه
این کارو به خاطر موکلت انجام نمیدی
برای خودت انجامش میدی
اشتباه میکنی
همین الان حقایق زیادی رو میشه از چشماتون خوند
تیکهای صورت و حرکات چشم
،مردم وقتی دروغ میگن همینجوری ناخواسته
دست خودشونو رو میکنن
بیا در مورد ویکتور فرایس صحبت کنیم
ویکتور فرایس مُرده آقای گوردون
واقعاً؟ دیشب خودم دیدمش
غیرممکنه
این حکم دادگاهه
توسط دادستان دنت امضا شده که فرایس نبش قبر بشه
کجا خاک شده؟
سوزانده شد
ممنون
برای چی؟
من میتونم حقایق رو از چشماتون بخونم
داری دروغ میگی
باید مطمئن میشدم تو پشت این قضیهای
و الان دیگه مطمئنم
ترجمه از ایـلیـاEILIA
! دروغ نگو ! صداتو شنیدم
بیخیال. خواهش میکنم
ولم کن
!ولش نکن! جونشو بگیر
!بکشش! همین الان بکشش
- شما دو تا دوباره دارین دعوا میکنین؟ !- بهم گفت چاق
من کاری نکردم. من نبودم
کار لوسی بود
دوباره همون شخص خیالی
چه رفتار زشتی
ببین موضوع پیچیدهست
لوسی توی سرشه
برای همین رودی یه بیماری داره به اسم شخصیت چندگناه
توی سرش؟
- پس میارمش بیرون - نه نه نه
اون... اون... یه روحه
- روح؟ - آره
و رودی رو مجبور میکنه چیزایی بگه که خودش دلش نمیخواد بگه
میتونم ببینمش
لوسی؟
خیلی رو اعصابی
رودی رو مجبور میکنی این حرفا رو بزنه
خودت که میدونی هلزینگر چاق نیست
در واقع گفتی هلزینگر خوشتیپه
!منو هل نده
زد تو گوشم
حالا یه چیزی بهت میگم لوسی
دست از سر رودی برمیداری
اگه دوباره برگردی اینجا
خودم حسابتو میرسم
ممنون لوسی
واقعاً اون مجبورت میکرد این حرفا رو بزنی؟
آره
خودم نبودم
ببخشید
لوسی فکر میکنه من خوشتیپم؟
آره، مگه نه لوسی؟
اون اینجا چیکار میکنه؟
سلام جیمی
برو به جهنم اد
خودت منو انداختی اونجا
اینجا
ولی زیاد طول نمیکشه رفیق
یه راهی برای خروج پیدا میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.