처음 200줄입니다.
غیرممکنه که همیشه بتونی کار درست رو انجام بدی
غیرممکنه که همیشه بتونی کار درست رو انجام بدی
فقط احمقها رویای تصمیم منطقی گرفتن با قلبشون رو دارن
فقط احمقها رویای تصمیم منطقی گرفتن با قلبشون رو دارن
اما مردم هم که نمیتونن بدون رویا داشتن زندگی کنن
اما مردم هم که نمیتونن بدون رویا داشتن زندگی کنن
،چیزی که باید دور بندازیم
،چیزی که باید دور بندازیم
ممکنه برای کسی غیرقابل جایگزین باشه
ممکنه برای کسی غیرقابل جایگزین باشه
اگه توی همچین موقعیتی بیافتیم، چیکار باید کنیم؟
اگه توی همچین موقعیتی بیافتیم، چیکار باید کنیم؟
احتمالاً نمیتونیم بدون جنگیدن جلو بریم
احتمالاً نمیتونیم بدون جنگیدن جلو بریم
امیدوارم هرجا که هستی بتونی لبخند بزنی
امیدوارم هرجا که هستی بتونی لبخند بزنی
امیدوارم باد کلماتم رو به گوشت برسونه
امیدوارم باد کلماتم رو به گوشت برسونه
الان برام مهم نیست اگه کسی بهم بخنده
الان برام مهم نیست اگه کسی بهم بخنده
چون به زودی آیندهی خوبی در خونهم رو میزنه
چون به زودی آیندهی خوبی در خونهم رو میزنه
Bloodrose & ShinigamiS کاری از
...نیروی دفاع به منطقهی ویژه اعزام شد
،ایتامی و دخترا به دهکدهی مخفی الفهای سیاه رفتن
.و به کمک دوستان یائو با اژدهای آتشین جنگیدن
با اینکه افراد زیادی رو از دست دادن .اما موفق شدن اژدهای آتشین رو بکشن
و تونستن زخم روحی توکا که بخاطر مرگ پدرش .بوجود اومده بود رو درمان کنن
،کاپیتان تیم سوم بازسازی منطقهی ویژه
.ستوان اول ایتامی یوجی
به مدت 2 هفته جریمه
.و محروم از فرمان میشی
.باید توی مرکز فرماندهی منطقهی ویژه بمونی
.انتظارشو داشتم
!بایدم داشته باشی
.افرادت رو ول کردی و رفتی
.واسش آماده بودم
!نایب ژنرال
!ماشالا بهت پسر
!جان؟
وزیر دفاع برای نجات اون زنِ دزیده شده .بهت تقدیر درجه یک داده
،شاه دوران، از استان البه
بهت یک نامهی تشکر و .رتبهی اشرافزادگی داده
رئیس قبلیهی الفهای سیاه هم
بعنوان تقدیر، بهت عنوان .رئیس قبیلهی افتخاری رو داده
.و این
.هنوزم هست
.مال اون دختره یائوـه
.اما قانونی رو نشکونی
.و حالا آخریش
،ستوان اول ایتامی یوجی ،از مرکز ارتش منطقهی ویژه
.باید درباره منابع طبیعی منطقهی ویژه تحقیق کنی
منابع منطقهی ویژه؟
.هرجا میخوای برو و دنبال منابع بگرد
.میتونی اون دخترا که همیشه باهاشونی رو هم با خودت ببری
،وقتی جریمهت تموم شد .بلافاصله شروع میکنی
.بله، قربان
.میخواستم یه استراحتی کنم
!للی، کارت خوبه
.استرس دارم .باهام حرف نزن
بهش عادت کردی، آره؟
.یجورایی
.داری خوب انجامش میدی
.مخصوصاً در مقایسه با بقیه
چــی؟
.خیلیخب، از همین مسیر میریم به روندل
...اطاعت
قسمت 18 : شهر جادویی روندل
...شهر جادویی روندل
.امیدوارم تا بعدازظهر بتونیم مسافرخونه گیر بیاریم
.خیابونهای روندل باریک و شلوغن
باید اینم در نظر بگیری که .خیلی وقت میگیره تا ازشون رد شیم
راستی، تا ورناگو چقدر فاصله داره؟
...تا ورناگو، منظورت
.درسته. یکی از معابد هاردی اونجاست
.میخوام اون دختره رو ببینم و بهش بگم که هیچوقت زنش نمیشم
.اگه میشه، منم دوست دارم بیام
...خب، اگه قبل از تحویل ارائهی علمی للی وقت داشته باشیم
.مشکلی نیست
جایی هست که بخوای بری؟
من؟
.خب، تازه بردیم جایی که نمیخواستم برم
مگه نه، بابا؟
...ببخش دیگه
.نمیخواد عذرخواهی کنی
.واقعاً بخاطر کاری که کردی ممنونم
.خواهش میکنم
واقعاً اژدهای آتشین رو شکست دادیم؟
.تاریخ روندل از مال امپراتوری هم قدیمیتره
بر میگرده به زمانی که ،خدایان یادگیری یعنی اروران و را
.هنوز نیمه خدا بودند .اونا اینجا یک مدرسه تاسیس کردن
.واقعاً از تاریخ سرت میشه ها
.از ظاهر اینجا معلومه شهرِ جادو و یادگیریـه
.تمام مردم شبیه دانشآموزها هستن
مردم اینجا توی برنامه ریزی ضعیفن .و آدمهای غیرمنطقیای هستند
.توی این مسیر کلی مسافرخونه هست
.عالیه. بزن بریم
شما همراه بانو هستید، درسته؟
.از این طرف
،خوش اومدید، قربان
.و همینطور پیروانتون
باعث افتخار دریای کتابهاست که .بانو روری اینجا اقامت داشته باشند
ما کی پیروان روری شدیم؟
.مشکلی نیست
اگه مهمون مهمی باهامون باشه .مسافرخونه بهتر ازمون پذیرایی میکنه
همهجا تمام شهرهای قدیمی مثل همن، ها؟
.به روندل خوش اومدید
.بهترین اتاقهامون رو آماده کردیم
اینها شما رو به اتاقهاتون میبرن و .در زمان اقامت شما در خدمتتون هستن
.اونا بهترین کارکنانمون هستن
.نگران چیزی نباشید
ممکنه که شما برای کار اون خانوم جوان اینجا باشید؟
حدس میزنم میخواد توی یکی از مدارس اینجا .ثبت نام کنه
!حالشو ببریــد
.اتاق دوم توی قسمت جنوبی طبقهی سومه
...ام
اتاق من کجاست؟
اوه، تو خدمتکارشونی؟
.تو توی اتاق سوم اونطرف راهرویی
اینجا انباریـه، اما تصمیم گرفتم .با گذاشتنت نزدیک بهشون بهت کمک کنم
مدیونمی، گرفتی؟
،اولش پیرو بودم حالا شدم خدمتکار؟
میشه بیام تو؟
.حتماً
.عالی شدی
.شبیه کلهگندهها شدی
این لباس محلی ِاینجاست؟
افرادی که میخوان به رتبهی استادی برسن .موقع اقامتشون توی روندل از این لباسها میپوشن
استاد، ها؟
یه چیزی مثل پروفسور دانشگاهه؟
.شبیهترین معادلش توی دنیای شما همینه
لباسهام بهم میان؟
.آره. عالی بنظر میرسی
.خوشگل شدی
،اگه بقیه استادها ارائهی علمیم رو قبول نکنن
.جوهر و روغن به لباس سفیدم پرت میکنن
بعدش وقتی اینجام دیگه نمیتونم به کارم ادامه بدم
.و بعدش دیگه نمیتونم استاد بشم
،تو خیلی بااستعدادی .مهم نیست چی بخونی
.پس مشکلی واست پیش نمیاد
!او - اون لباس
با این سن میخوای یک استاد بشی؟
.منم خدمتکار نیستم .یادت باشه
،اونجا هم سالن اجتماعاتـه .که اونجا مطلبت رو ارائه میدی
.اونجا هم شهرداریـه
.اینجا هم منطقهی تحقیق و توسعه است
...که یعنی استادان بزرگ اینجان
.اونا منزویان
منزوی؟
.آره
!نتیجهی تحقیقم
!کمک
!جلوشو بگیرید
روی اون کاغذ تمام فرمولهایی که !این همه روشون کار کردم نوشته بود
!یک شکست دیگه
!کاغذم خیس شد
!مامانــــــی
.منزوی -
.که اینطور
بله؟
.للی هستم
!خدای من
.خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم
...عزیزم، عزیزم، عزیزم
!خودتی
!لیلی
.نخیرم. اسمم للیـه
.اسمتو میدونم
.اما لیلی قشنگتر و نازتره
چرا اسمتو نمیزاری لیلی؟
.نمیخوام
!خیلیخب، همه بیاین تو
!خوش اومدین
.خـ - خیلی بشاشـه
.منم همین فکرو میکنم
!اوه. اوه. اوه، اوه اوه اوه
!که اینطور! که اینطور
!شگفتانگیزه، لیلی
.اسمم للیـه
،فکر میکردم واسه استاد شدن هنوز خیلی جوونی
اما موفقیتهات که کاتو توی نامهاش نوشته .خودشون همهچیز رو توضیح میدن
.استاد بزرگ میموزا
بله؟
راستی آرپجیو کجاست؟
.رفته خرید
،از اون مهمتر، لیلی
میشه کمکم کنی چند تا صندلی برای مهمونهامون بیارم؟
...اسمم للیـه
استاد بزرگ؟
.خیلی سر به هوام. افتادم
حالتون خوبه؟
استاد بزرگ؟
آرپجیو؟
!متاسفم
!استاد بزرگ، گفتم که خرابکاری نکنی
...ای وای
.خودم تمیزش میکنم
!برو کنار بایست
!برو بیرون
...گوش کن، وقتی تو رفته بودی بیرون، لیلی اومد
No comments yet. Be the first to leave one.