처음 157줄입니다.
Evenstar ترجمه و زيرنويس توسط
باورم نمیشه
باورم نمیشه دارم میمیرم
این امکان نداره
این فقط قراربود یه کارباشه از طرف اون آشغالای عوضی
آخه واسه چی اینجا اومدم؟
هی...یکی کمکم کنه
مثل اینکه واقعا دارم میمیرم
لعنتی
نمی خوام بمیرم
می خوام برم خونه
واقعا نمیخوام بمیرم
بیا داخل برو بیرون
به اطرافت نگاه کن
پر از سروصداست تونمیتونی منو ببینی اما به خوبی صدامو میشنوی
نذار دیونت کنه نذار دیونت کنه
با دقت به این دنیایی نگاه کن که همه چیزش وارونه شده
حالا دیونه شو حالا دیونه شو حالا دیونه شو حال دیونه شو
دیونه شو دیونه شو دیونه....دیونه....دیونه
متوقف نشو به عقب برنگرد
اگه نگاه کنی میفهمی تمام اینا گذشته
احساس میکنم خیلی سریع دارم تکه تکه میشم آه آه
آه آه
متوقف نشو به عقب برنگرد
اگه نکاه کنی میفهمی تمام اینا گذشته
احساس میکنم خیلی سریع دارم تکه تکه میشم آه آه
آه آه
متوقف نشو به عقب برنگرد
اگه نگاه کنی میفهمی تمام اینا گذشته
احساس میکنم خیلی سریع دارم تکه تکه میشم آه آه
آه آه
متوقف نشو به عقب برنگرد برنگرد
لحظه ی نهم
اگه همه چی اونجورکه فکرمیکنم جلوبره....نه
...اگه همه چی طبق نقشه ساگاوا پیش بره
صاحب خونی که دست اوناست ازحالت سکون بیرون کشیده میشه
چی؟
حق با توئه ، احتمالا ازدید ساگاوا این پیرمرد بزرگ ترین مزاحمه
بدون قدرت انتقال سریع این پیرمرد قدرت دختردوم مثل سلاح هسته ای میمونه که نمیشه پرتاب کرد
اگه اون برای جلوگیری ازهماهنگی پیرمرد و دختر ...یکیشون روبکشه
هی... چی میگی؟
اگه تورو ازدست بدیم همه چی تموم میشه وماهم از دست میریم
این دخترهم همراه بقیه خانوادت کشته میشن
ساگاواحتی به بچه ها هم رحم نمیکنه
...امکان نداره نه اون واقعا راست میگه
اون همیشه به ما دستورمیداد که چکار کنیم
اون بهمون گفت جوری شما روبکشیم که انگاراصلا وجود نداشتید
به هرحال میخوام یه چیزی ازتون بپرسم
شما میتونید کسی روبکشید؟
برای حفاظت از خانوادتون
سنگ خونو خورد
عقب وایسا
الان چتردریایی بزرگ میشه و مارودر خودش میگیره
میگم.. حالا کجا رو بگردیم؟
بیایید از جایی شروع کنیم که ساگاوا و بقیه از اونجا رفتن
به غیر ازاین چه کاردیگه ای میشه کرد؟
فکرکنم یه مقدار زیادی بزرکش کردید
چی شده؟
...چیزی نیست
ولی فکرکنم باید هرچه زودترسنگ روپس بگیریم
اگه اتفاقی برای سنگ بیوفته هیچکدوممون نمیتونیم حالت سکون رو ترک کنیم
ترک کردن اینجا شامل هممون نمیشه
اگه اینقدردوست دارید ازحالت سکون بیرون برید راه دیگه ای هم وجود داره
!..پدربزرگ
....این دیگه چه حسیه
!...عروس دریایی
!امکان نداره هی ...هی
!سپر توضیح مترجم: باایجاد سپر میخواد ازبیرون رفتن شبح جلوگیری کنه
!پدربزرگ
هیچ راهی نیست که جلوشو بگیریم؟
!...هی
!...اینکه
دیگه دیرشده
اگه شبح رودنبال کنیم ، جای سنگ رو پیدا میکنیم اما ساگاواهم اونجا خواهد بود
حتی اگه سنگ رو پیداکنیم بازم زمان کافی نداریم
پدربزرگ ، منتقل شو به جایی که سنگ هست
چی؟..این امکان نداره حتی نمیدونیم سنگ کجاست
اگه فکرکنه که میتونه اینکاروانجام بده پس حتما میتونه اینکاروبکنه
سنگ رو تصور کن
وزنش رو ...شکلش رو...رنگش رو
..درسته خود سنگ میتونه به عنوان یه محل حساب بشه
خواهش میکنم تلاشتو بکن
فقط تلاش کن مارو منتقل کنی فقط همین
منتقل شو
!..تومیتونی
صدای فرود اومدنشون رونشنیدم پس باید خیلی دورشده باشن
صدای چی بود؟
فایده نداره سنگ تمام خون رو خورده
...اگه پدربزرگ رو از دست بدم
اینکارو میکنم ، اشکاللی نداره
من میتونم اونا رو برگردونم
..جوری
نه..اینکارونکن
...اینکارو نکن
..تموم شد
پدربزرگ حالت چطوره؟ خوبی؟
!.اونا اومدن پدربزرگ باید فرار کنیم
منتقل شو
هنوز داخل خونه ایم ----دوباره انجامش
..صبرکن
میخوام به شما ملحق بشم منم باخودتون ببرید
چی؟
اینم خیلی بد نیست
!..اووه پیرمرد حالت خوبه؟
!..شیومی
اونا ورد رو متوقف کردن؟ که یعنی...؟
!..ببین باعث شدی چه اتفاقی بیفته
مگه چی شده؟
سنگ رو شکستی؟
اره
مطمئن نبودم که شکستن سنگ میتونه جلوی ورد رو بگیره یا نه اما با این حال شکستمش
تو سنگ رو شکستی؟ واقعا؟
! حالا دیگه اصلا نمیتونیم ورد سکون رو آزاد کنیم
حالاچکارکنیم؟ یعنی اینجا گیرکردیم تا زمانی که بمیریم؟
ما میتونیم از حالت سکون بیرون بریم
اگه اون(جوری) ازقدرتش استفاده کنه ...مامیتونیم اینجاروترک کنیم اما
...اما خودش نمیتونه
!واقعا؟ نه بابا
اما تا زمانی که امتحان نکنیم نمیشه فهمید
حالا فهمیدی؟ وقتی نمیتونم یعنی واقعا نمیتونم
یعنی چی !؟ آخه چرا همجین کاری کردی؟
آخه تو چقدر خری
اشکالی نداره همتون رو از اینجا میبرم بیرون
ازاین به بعد باهام مهربون باشید و بهم بگید پرنسس
متأسفم که همچین وضعی پیش اومد
چی شده؟ دوباره میخوای بری دستشویی؟
هیچی نشده
کوکوکو
مثل اینکه هیچ اسلحه ای همراهت نداری
با اینحال خیلی سریع نظرت عوض شد
مهمترین اولویت همه اینه که سالم وسلامت برگردن خونه مگه نه؟
این شامل منم میشه
ساگاوا رو بخاطراین دنبال میکردم تا از امنیت خودم مطمئن باشم
اما کارکردن با اون آدما درحالی که ...میخواستن دنیا روبه جای بهتری تبدیل کنن
فقط منو به سمت یه مرگ زودرس میبرد
سنگ اعظم ازبین رفته
پس دیگه همراه ساگاوا بودن هیج نفعی برام نداره
به همین دلیل اومدم سمت شما
و خیلی ناگهانی تصمیم به انجام این کار گرفتم
ساگاوا هم همین رو فهمید بخاطرهمین اونجا سریع بهم حمله کرد
!..که اینطور
راستی اون ساگاوا میتونه احساس کنه آدمای دیگه کجا هستن؟
محدوده و دقت قدرتش در چه حده؟ ...قبل ازاینکه جواب سوالتو بدم
میتونی بهم اطمینان بدی که منو ازحالت سکون میبرید بیرون؟
خب اون دیگه به پرنسس خانوم بستگی داره
این به نفعته که برای ما مفید باشی
فهمیدم
اول اینکه اون فقط میتونه جای آدمای دیگه روحس کنه اما نمیتونه بفهمه اون آدم کی هست
و محدوده قدرتش در حد 100 متره
زمانی که درحد 100 متری اون باشی حتی میتونه تعداد افراد روتشخیص بده
به عبارت دیگه مهم نیست چقدرازش دور باشی
اون میتونه حضورت رو در حالت سکون احساس کنه ومسیری که به تو میرسه رو پیداکنه
اونا میگفتن زمانی که کسی قصد کشتن یه بی حرکت شده روداشته باشه قاصدها واکنش نشون میدن
این یعنی قاصدها مکان دقیق اون شخص مزاحم رو میدونن این شامل ساگاوا هم میشه
اون خیلی قدرتمند شده مگه نه؟ لعنتی
میدونی نقطه ضعفش چیه؟ اصلا نقطه ضعفی داره؟
مثلا یه چیزی که ساگاوا ازش خوشش نیاد ؟
No comments yet. Be the first to leave one.