처음 200줄입니다.
...سِر رایام» فرمانده قدرتمندی»
برای گارد پادشاهی بود
ولی مدتی در بستر بیماری بود
امیدوارم در کمال آرامش از دنیا رفته باشه
بله، اعلحضرت
وقتی که در خواب بودند
از این دنیا رفته
خواهران خاموش دارن جسدشون رو آماده میکنن یکی از فرقههای جدا شده از مذهب هفت هستند که قسم خوردهاند که در خدمت غریبه باشند] [و گاهی اوقات با نام "زنان غریبه" هم خطاب میشوند
فرمانده جایگزین، سِر هارولد
مایل هستن فوراً جایگزین سِر رایام در گارد پادشاهی رو انتخاب کنیم
اعلیحضرت، لردهای من
گارد پادشاهی باید دوباره هفت نفره بشه
با کمک وزیر اعظم
تعدادی داوطلب به دربار دعوت کردم
همهشون آزمونهای مهمی رو پشت سر گذاشتن
چهارمین کشتی هم گُم شده
پرچم من روی آخرین کشتی بوده
استپاستونز داره به خاکستر تبدیل میشه
با این حال شما اینجا نشستین و سر مسائل دربار دستدست میکنین
...اگه موضوعی برای بحث دارید، لرد کورلیس
...میخوام بدونم تکلیف
کشتیها و افراد من چی میشه
...دربار غرامت کشتیها
،و خدمههات رو میده ...و به خانواده افرادت هم
غرامت پرداخت میکنه - دنبال غرامت نیستم -
میخوام به زور استپاستونز رو فتح کنم
و پروارگر خرچنگ رو به آتیش بزنم
من آماده جنگ با شهرهای آزاد رو نیستم :نام نه شهر آزاد] ،براووس، پنتوس، تایروش، کوهور، لایس [لوراث، میر، نورووس، ولانتیس
این دزدان دریایی جزو شهرهای آزاد نیستن
خیال میکنی کشتیها و آذوقههاشون از کجا تامین میشه؟
اعلیحضرت، در تاریخ هفت پادشاهی
...سابقه هیچ جنگ مستقیمی
با شهرهای آزاد وجود نداشته
...اگه همچین اتفاقی بیفته
دچارهای خسارتهای فراوانی میشیم
چرا باید پروارگر خرچنگ از ما بترسه؟
به برادر خودِ پادشاه این اجازه رو دادیم که دراگوناستون رو تصرف کنه
و اونجایی رو با شنلهای طلایی تقویت کنه
بیش از ۶ ماهه که دیمون اونجاست
و دربار هیچ اعتراضی بهش نکرده
بهتون هشدار میدم، لرد کورلیس
حضور در شورای کوچک دلیل نمیشه که با ایشون همرده باشید
من اقدام کردم، کورلیس
من نمایندگانی به پنتوس و ولانتیس فرستادم
که ببینم میتونیم به منافع مشترکی دست پیدا کنیم یا نه
کشتیها و افرادمون آمادهن
به وقتش به قضیه استپاستونز رسیدگی میشه
شما اژدها سوار دارید، پدر
ما رو بفرستید
به این سادگی نیست، رینیرا
میتونیم قدرتمون رو به رخ بکشیم
حداقل شاهدخت یه نقشه دارن
...فقط منظورم این بود که میتونیم - ...شاید -
بشه از استعداد شاهدخت در جای بهتری استفاده کرد، اعلیحضرت
بهتره شاهدخت رو ببرید
تا برای انتخاب فرمانده گاردپادشاهی نظارت داشته باشن، لرد فرمانده؟
ایده خیلی خوبیه، اعلیحضرت
شوالیه جدید از تو هم محافظت میکنه
خودت باید انتخابش کنی
...«سِر دزموند کارون»
شوالیه خوبیه، شاهدخت
بیا جلو، سِر دزموند
«پسر «سِر رویس کارون
سِر دزموند چه در داخل تورنمنتها ...و چه در خارج از تورنمنتها
تونسته خودش رو ثابت کنه که چقدر قدرتمنده
«در مسیرش به «کینگز لندینگ وقتی که داشت از «جنگل پادشاهی» عبور میکرد
...سِر دزمون یک شکارچی غیرقانونی رو
به سزای اعمالش رسوند
بهتره بابت خدمتش ازش تشکر کنید، شاهدخت
بابت خدمتتون به دربار ازتون تشکر میکنیم، سِر
...«سِر رایمون مالیستر»
«پسر لرد «لایموند مالیستر» از «سیگارد
«برنده تورنمنت «سیدرهال
آخرین شوالیه سوار از اسب از بین ۲۳ نفر بود
سِر رایمون در ۱۸ سالگی نشان شوالیه گرفت
از بین این شوالیهها کسی تجربه نبرد رو داشته؟
بهجز دستگیری شکارچیان غیرقانونی
«سِر کریستن کول»
«پسر خراجگذار لرد «بلکهیون
خوش اومدید، سِر کریستن
شما در نبرد «استورملندز» بودید؟
در سرحدهای دورن، شاهدخت
یک سال در پیادهنظام درمقابل حملات دورنیها جنگیدم
سِر آرلان دانداریون» به من مقام شوالیه داد»
بعد از اینکه دو برج دیدهبانی رو در «بونوی» با خاک یکسان کردیم
من سِر کریستن کول رو انتخاب میکنم
بهتره عجله نکنیم، شاهدخت
شکی نیست که سِر کریستن جنگجوی خوبیه
...«ولی خاندان مثل «کریکهال» و «مالیستر
متحدین مهمی برای دربار هستن
،بهطور مثال، سیگارد خط اولیه دفاع و اصلی دربار
در برابر غارتگران جزایر آهنیه یک مجمعالجزایر در خلیج مردان آهن است] که در غرب وستروس قرار گرفته ،هفت جزیره اصلی آن: پایک، ویک بزرگ [ویک قدیم، هارلا، بلک تاید، و ارکمونت هستند
اون افراد شوالیه تورنمنتها هستن
فردی باید محافظ پدرم باشه که نبرد واقعی رو دیده باشه
درسته؟
البته، شاهدخت
خب، پس بریم برای مراسم اعطای نشان سِر کریستن
پایتخت «والریان» در دل یک آتشفشان ساخته شده بود
«مثل «دراگوناستون
لردهای اژدها، عالیرتبهترین اشرافزادهها
،اینجا زندگی میکردن در دهانه آتشفشان
نزدیکترین مکان به جادو و قدرتشون
و اینجا «آنوگریون» بود
محل حضور جادوگرهای خون بود
چیزی که ساختین شگفتانگیزه
اوه، نه
من صرفاً تاریخش رو مرور کردم و نقشههاش رو کشیدم
سنگتراشها ساختنش
خیال میکنید وستروس میتونه تبدیل به والریای دیگه بشه، اعلیحضرت؟
بستگی داره با زمان اوجش مقایسه کنی
یا دوران سقوط ممالک مستقل والریا
با بیش از هزار اژدها
و ناوگانی به گستردگی تمام دریاهای دنیا
شکوه والریای باستان دیگه هیچوقت دیده نخواهد شد
لعنت بهش
بهم بگو، رینیرا حالش چطوره؟
منظورتون چیه؟ - ...خب، این روزها -
بیشتر از چند کلمه باهام صحبت نمیکنه
...فکر میکنم براش سخته که
راجعبه مسائل شخصی صحبت کنه
زمان میبره
وقتی من هم مادرم رو از دست دادم همینطوری بود
کاش میومد پیشم
چرا شما نمیرید پیش اون؟
گاهی وقتها ترجیح میدم
با بالریون رعبسیاه روبهرو بشم تا اینکه با دختر ۱۵ سالهی خودم
بهنظرم اگه ازش بخواین باهاتون صحبت میکنه
چون همصحبتی با شما آنچنان سخت نیست، اعلیحضرت
از صحبتهامون چیزی به رینیرا نمیگی، درسته؟
...چون
میترسم نتونه درک درستی ازش داشته باشه
نه، اعلیحضرت
فقط شش ماه از فوت مادرم میگذره
ولی تو این فاصله کم دنبال اینن که پدرم ازدواج کنه
و کس دیگهای وارث دارش بشه
من اون مردها میشناسم و میدونم
وقتی من رو از شورای کوچک میفرستن بیرون چه نقشههایی میکشن
نباید تو مسائل لردها و پادشاهها دخالت کنی، رینیرا
اگه پدرت بخواد دوباره ازدواج کنه چی؟
پدرت دوستت داره
تو رو وارث خودش انتخاب کرد
.من رو انتخاب نکرد بلکه میخواست دیمون رو انتخاب نکنه
بیا کنار من زانو بزن
این راهیه که میتونم با مادرم باشم
اینجا در سکوت سپت
بهش احساس نزدیکی میکنم
میدونم احمقانه بهنظر میرسه - از نظر من که اینطور نیست -
احمقانه نیست - خوبه -
چون گفتم ممکنه خودت هم بخوای امتحانش کنی
،اگه بهخاطر من انجامش نمیدی بهخاطر اونها انجامش بده
چی بگم؟
هر چی که دلت میخواد بگو
فقط بین خودت و خدایانت میمونه
میخوام من رو به چشم یه دختربچه نبینه
پدر من هم زبون دخترها رو نمیدونه
وقتی که میخوام باهاش صحبت کنم
میدونم که چه کار سختیه و خودم باید پا پیش بذارم
ممنون
اعلیحضرت
خوشحالم که تونستم ببینمتون
میدونم که امروز عصبانی شدیم
...و میخواستم این اطمینان رو بهتون بدم
که چه ارزشی به پیوند خاندانهامون قائلم
در هر حال، رینیس دخترعموی مورد علاقه منه
...منم خواستم بابت اتفاق امروز در شورای کوچک
از شما عذرخواهی کنم، اعلیحضرت
قصد توهین به شما رو نداشتم
ناوگان شما یکی از باارزشترین داراییهای این قلمروئه، لرد کورلیس
...ولی باید درک کنید
که وظیفه پادشاه اجتناب از جنگه
تا زمانی که اجتنابناپذیر باشه
هیچکدوممون خواهان جنگ نیستیم
میتونم رُک حرفم رو بزنم، اعلیحضرت؟
من همیشه از نظرات رُک اعضای شورای کوچک استقبال میکنم
میترسم چشم دشمنهامون در حال حاضر به «ردکیپ» باشه
ملکه فوت شده
یک دختر وارث تاجوتخت شده
اون هم برای اولین بار در تاریخ
برادر پادشاه هم دستش از تاجوتخت کوتاه شده
...بدون هیچ مقاومتی قلعه تارگرینها
در دراگوناستون رو تصاحب کرده
...و الانم یک قدرت خارجی یک مستعمره
در حیاتیترین خط کشتیرانی ما ایجاد کرده
واقعاً حکمرانی من رو صادقانه جلوه میدین، لرد کورلیس
نظر صادقانه همینه، پسر عمو
درحال حاضر، دربار آسیبپذیر جلوه میکنه
و حمله کورکورانه به استپاستونز
تنها راهی برای اثبات خلافشه؟
،برای اجتناب از طوفان یا باید بزنی به دل طوفان
یا باید دورش بزنی
ولی هیچوقت نباید منتظرش بمونی
...پیشنهاد خاصی داری که بگی
لرد؟
خاندانهامون رو متحد کنید
با دختر ما «لینا» ازدواج کنید
دو خاندان بزرگ باقیمونده والریایی رو متحد کنید
با پیوند خونی اژدهای تارگرین و ناوگان والاریون
میتونین به کل مملکت نشون بدید
که قویترین روزهای دربار در پیش روئه
بیشتر از گذشته
No comments yet. Be the first to leave one.