처음 200줄입니다.
زیــرنـویـس از میـکائـیل و مـــحمد.م ≡ #MK , MohamadM ≡
شما دوتا اومدین دنبال نوههاتون؟
بیخیال «ببز»
تنها بار تو گاتهام که مشروبش تکمیله مال توئه
و اگه شما دوتا دایناسور قصد دارین بازم بیاین اینجا،
بهتره اطلاعات بهدردبخور بیارین
یه سرنخ از بازار سیاه نفتِ گرمایشی گیر آوردیم
یه لیوان
واسه هر دوتاتون
بعدش میرین یه جای دیگه نفسای آخرتونُ میکشین
یه نگاه به اون بنداز
«دیکس»، نگاش کن
رو پاهات راه میری، حرومزادهی پیر
چند وقتیه دنبال شما دوتا میگردم
خب، پیدامون کردی
شماها هیچوقت به گذشته فکر میکنین؟
به کاری که کردیم؟
داری درباره چی حرف میزنی، «دیکس»؟
دربارهی اون دختر
بلایی که سر دختره آوردیم
اون دیگه کیه؟ انگار هرچی
زامبی بوده ریخته اینجا. کافیه دیگه
هی، بابابزرگا
وای
«گـــاتـــهــام»
میشه داستانتون رو برای آقای «وین» تکرار کنید خانوم؟
ما توی پناهگاه در وستاند زندگی میکنیم
آدمای زیادی با هم چپیدیم اون تو.
با یه عالمه تردید و ترس بینمون
و با مسموم شدن رودخونه باید بدتر هم میشد
ولی...مردم متحد شدن
اونجا رو مثل خونه خودشون کردن
چه اتفاقی افتاد؟
چند هفته پیش، ما...
شایعاتی درباره یه چیزی زیر ساختمون شنیدیم
جایی که به فاضلاب متصل میشه
بعدش ناپدید شدن مردم شروع شد
«هنک»، شوهرم
میخواست دنبالشون بگرده
گفت ما یه خونوادهایم
پس دو تایی رفتین دنبالشون بگردین
خیلی تاریک بود
ندیدم چی بهمون حمله کرد
سرم ضربه خورد
و وقتی به هوش اومدم «هنک» رفته بود
خواهش میکنم آقای «وین»
ما یه دختر داریم
ما هر کاری ازمون بر بیاد انجام میدیم
باید به «گوردون» بگیم؟
اون همینجوریش هم کلی مشغله سرش ریخته
«آلفرد»، ما نمیدونیم کی یا چی اون پایینه
ما میدونیم یه مرد اون پایینه که جونش در خطره
و میدونیم این خانوم ما رو خبر کرده
پس بگو ببینم به نظرت باید چیکار کنیم؟
بریم پیداش کنیم
تو شرایط عادی واسه دو تا جسد
خبرتون نمیکردم
معمولا وقتی مشتریهات چاقو میخورن چیکار میکنی؟
اجسادشونُ دفن میکنم
کسی که کشتهشون رو پیدا میکنم و جسد اونم دفن میکنم
میدونی، این چیزی نیست که لازم باشه به یه پلیس بگی!
ما توی دنیای متفاوتی زندگی میکنیم «هاروی»
-خب چرا خبرمون کردی؟ -یه نگاه بندازین
«باگز» و «لوییس»
میشناسیشون؟
پلیس بودن
قبل از اینکه تو بیای رفتن
-چه اتفاقی افتاد؟ -اومدن اینجا
اطلاعات درجه سه فروختن
داشتیم تعطیل میکردیم واسه همین گذاشتم بیان داخل
بعدش یه فسیل دیگه بهشون چاقو زد
اونو دیدی؟
آره، حتما دزدکی اومده داخل. اونم شبیه پلیسا بود
این دوتا میشناختنش
مسئول بار گفت اونا صداش کردن...
«میکس»...«هیکس»
-«دیکس»؟ -شاید
امکان نداره
«دیکس» قبلا همکار «هاروی» بود
خب، اینم از این. پرونده بسته شد
پس داری میگی این بابا روی یه ویلچر اومد اینجا
به این دوتا چاقو زد و رفت بیرون؟
روی ویلچر نبود
پس نمیتونسته «دیکس» باشه. اون
15 سال پیش فلج شده
«هاروی»، داری منو با کسی که به این چیزا اهمیت میده اشتباه میگیری
از روی ادب خبرتون کردم و الان دارم آرزو میکنم که کاش
این دوتا جنازه رو مینداختم تو کوچه
اصلا خبر داری «دیکس» بعد از انفجار پلها
توی گاتهامه یا نه؟
حدودا یه سال پیش شنیدم به یه آپارتمان جدید نقل مکان کرده
میخواستم برم بهش سر بزنم، ولی...امکان نداره کار اون باشه
متوجهم چی میگی، ولی با این حال باید باهاش حرف بزنیم
شاید یه چیزی بدونه
باشه
حالت چطوره؟
-خوبم. مرسی که پرسیدی -ببین
یه مدت تنهات گذاشتم
ولی باید درباره اینکه اوضاع قراره چطور پیش بره حرف بزنیم
من میخوام توی زندگی این بچه باشم
انگار خیلی از این حرفت مطمئنی
آره هستم
تجدید اتحاد قراره انجام بشه
باید فکر کنی که اون موقع میخوای
چطور آدمی باشی
این برات یه فرصته که از نو شروع کنی
من از همینی که هستم خوشم میاد
اوهوم
باید چند ساعت پیش میومدی
آره
ولی باید ناهار میگرفتم
- با «دیل» هم آشنا شدم -دارم میبینم
تو اینو میبینی؟
نقشهی مخفیمون برای فرار از این جزیره
آروم باش
«دیل» کاملاً قابل اعتماده
اگه تازه باهاش آشنا شدی چطور میدونی قابل اعتماده؟
چون لالـه و تا دلت بخواد احمقه
ببین، میدونم توهم داری که دارن ما رو میپان
مطمئنم یکی داره ما رو میپاد
فکر میکنی چرا این سیستم اعلام خطر رو نصب کردم؟
و با اینکه با این
ابتکارِ زنگولهایت کاملا احساس امنیت میکنم،
رفتم بیرون و چندتا قلچماق گیر آوردم
قابلی نداشت.
حداقل تو داری یه کاری میکنی
زیردریاییِ من «گرچرود» در چه حاله؟
کار زیردریاییِ ما داره خوب پیش میره، ممنون.
داشتم روی ردیاب صوتی کار میکردم
که، کاشف به عمل اومد
از چیزی که انتظار داشتم خیلی پیچیدهتره
خب، من مطمئنم که تو یه راهی پیدا میکنی
البته که یه راهی پیدا میکنم
چون من برای همهچی یه راهی پیدا میکنم
سیستم ناوبری،
سیستم مبدل اکسیژن.
من برای همهچی یه راهی پیدا میکنم
چون تنها کسیام که کار میکنه
این قرار بود کار مشارکتی باشه
خب هست
من قبلا با دزدیدنِ هر چیز با ارزشی
که تو گاتهام هست سهم خودمو انجام دادم
-که نصفش هم به تو میرسه -نه
افرادت دزدیدنشون
و بعد تو کشتیشون
منتظر کسی بودی؟
من ممکنه منتظر کی باشم آخه «آزوالد»؟
بهت که گفتم یکی داره میپادمون
«دیل»، برو کاری رو که بابتش بهت پول میدم انجام میده
از ما محافظت کن
دست نگه دار
«پن»؟
سلام آقای «کابلپات»
تو...تو واقعا؟ من...
باورم نمیشه. تو زندهای
بله قربان، زندهم
ولی تو تیر خوردی. خودم اونجا بودم
این همه وقت
فکر میکردم مردی
ولی زندهای
اونوقت تازه الان برگشتی پیشم؟
من خیلی متاسفم آقای «کابلپات»
میخواستم بیام ببینمتون ولی
اون بهم اجازه نمیداد
اون؟
اون کیه؟
آقای «کابلپات»
این...
آقایِ
«اسکار فیس»ـه
عالی شد
ببین، من مطمئنم «دیکس» کاری نکرده،
ولی ما باید ازش سوال کنیم
موضوع این نیست
فقط...حس بدی دارم
باید زودتر از این بهش سر میزدم من تنها کسیام که داره
خب، ببین
چه میشه کرد، ها؟
«دیکس»
چه مرگته آخه؟
«بولاک»؟
خودتی؟
آره
شلیک نکن
باشه
بیا تو
همیشه وقتی در میزنن اینجور جواب میدی؟
این روزا آدم هرچقد احتیاط کنه بازم کمه
مخصوصا کسی مثل من
اگه یه بچه بیاد تو
به خاطر یه ظرف سوپ گلومُ میبُره
هوم
بگذریم، انتظار نداشتم تو بیای اینجا
فکر کردم منو فراموش کردی
ببین، همکار
وقتی پلها خراب شدن، سرم شلوغ شد و...
آره آره. منو یادت رفت
همه فراموش میکنن
من فراموش نکردم
میخوای بری مسافرت؟
No comments yet. Be the first to leave one.