처음 200줄입니다.
...آنچه در "نیوآمستردام" گذشت
من . اختلال وسواس فکری دارم
. میخوام برگردم پیش خانواده م زندگی کنم
. توی آیداهو
. میتونی بیای پیش من زندگی کنی
فکر میکنی اگر دیگه به آدما کمک نکنی
چه اتفاقی ممکنه بیوفته ؟
اونا چی میبینن ؟
اونا احتمالا . میدیدن که چه بازنده ی تمام عیاری ام
بی عرضه، چاق، بی ارزش
سان فرانسیسکو الان بنظرم . بهترین جا میاد
. بیا از اینجا بریم بیرون
خب، الگوی رفتاریت میتونه در واقع نشون دهنده ی
یک ماهیت تشخیصی دیگه هم داشته باشه که توی کتاب تشخیص بیماری های روانی اومده
مثل چی ؟
. اختلال شخصیت خود شیفته
، سریعا بلافاصله از عنوانت کنار گذاشته شدی
، به عنوان همکار رئیس بخش انکولوژی
و همینطور از وظایفت به عنوان . جایگزین رئیس بیمارستان
، در مرکز، جایی که بهش تعلق دارن
پس معرفی می کنم
، یک شروع جدید برای تغییر اون
چیزی که همه ی پزشک های ...مارو دوباره بهم متصل می کنه
مترجم: SARVIN Telegram: @Farsiiimdb Instagram : @Farsiimdb
لیگان چیکار کرد ؟
. میدونم
کی میتونست حدس بزنه سکس کردن با دکتر
و همکار معتادم میتونه انقدر بد بشه ؟
حالت خوبه ؟
. نه، نه خیلی
این دیوونگیه که فکر کنم همه این اتفاقا دقیقا
همون وقتی افتاده که من یه پول بزرگی از
صندوق سرمایه گاری خانوادگیمون بهم رسیده ؟
چی، فکر میکنی پوله طلسم شده س ؟
فکر میکنم هر وقت که خانواده م
، یه کار میکنن اتفاق بدی میوفته
اما مخصوصا وقتی که پای پول . وسط باشه بدتره
داریم درباره ی چقدر پول حرف میزنیم ؟
، هر مقداری که توی ذهنته
، ضربدر دهش کن
و بعد آلوده ش کن به . روابط مسموم خانوادگی
خب، برو یه خونه توی همپتونز بخر
تا اونجا باهمدیگه پیر و . زمین گیر بشیم
اوضاع تو چطور پیش میره ؟
. عالی
. خوبه . کلی وقت خالی دارم
. هلن
. افتضاحه
راستشو بخوای، فکر میکردم راحت تر باشه
اما احساس میکنم داره توی . بیمارستان خودم بهم توهین میشه
. اما قرار نیست ولش کنم برم
فقط سرمو میندازم پایین
. و روی بیمارام تمرکز میکنم
، خب، ببین
حداقل بهت اجازه دادن هنوز تست . اعتیاد منو بررسی کنی
. اره
. هنوز اجازه دارم جیش کردنتو تماشا کنم
هی، امروز صبح جات توی جلسه ی روئسای بخش
. خالی بود
. اوه، مطمئنم خیلی خوب پیش رفته
فرشته کوچولوی من امروز چطوره ؟
. خوشم نمیاد از این تو بیرون گود بمونی
. نرسیدم بهت ایده ی بزرگمو بگم
لونا هم باهات سر جلسه میاد ؟
. همه عاشق دیدن رئیسشون با یه بچه ان
درواقع، وقته چکاپ شیش ماهگیمونه
پس داریم میریم سراغ بخش کودکان
. برای چند تا واکسن مهم
. خدای من، خوش بگذره
صبر کن، هنوز ایده ی . بزرگمو بهت نگفتم
. نیازی نیست - . اما میخوام بهت بگم -
. من مریض دارم
، بنظر میاد حوصله نداری
. با سی
دیدی چیکار کردم ؟ با کلمه ها بازی کردم
. خیلی بامزه بود. باید برم، خدافظ
. افتضاح بود
. سلام - . فقط یه ثانیه -
. میتونم اینو بگیرم
. به خونه خوش اومدی - . متشکرم -
. کار قشنگی بود
. چایی داغ آماده س
... اوه، ممنونم، من فقط . باید سریع برم سرکار
. باشه، پس سریع خونه رو نشونت میدم
. باشه
. اینجا آشپزخونه س - . اره -
. و اینجا هاله
. باشه
. اونجا محل کار منه
. و اینجا اتاقتو میشه
. بن...بنظر اِشغال میاد
.اره، قبلا اتاق روهان بوده
. نگفتی
، وقتی اولین بار خونه رو ترک کرد
مادرش اصرار داشت که اتاقشو همونطور که بود نگه داریم
. واسه این که اگر برگشت جا باشه
. تو رو اینجا جا میدیم
. و اینم دیوار ِ پوستر های معروفشه
. درسته - . نمیتونی به اینا دست بزنی -
. با من بیا - . باش -
. باید یه چیزیو نشونت بدم
و اینم از اتاق خیاطی همسرم . که برای بچه عالیه
گهواره رو کجا بذاریم ؟ - . اوه -
. خیلی نیازی به تغییر نداره
اینجا چطور ؟
. اه، عالیه
. حالا بهت حموم رو نشون میدم - . باشه -
به مکس گفتی داری میری ؟
!امروز میگم! قول میدم
. الاندرا سیفرت، زن 33 ساله
. راننده ی ماشین در یک تصادف رانندگی . چندین آسیب شکستگی
چی داریم ؟ - . خون ریزی در قفسه ی سینه -
. به جراحت شریان ریوی شک کردم
. داره با خون ریزی کوچیک خون از دست میده
کی میتونیم ببریمش اتاق عمل ؟
الان دارم شریان پمپاژ کننده شو . دارم میبندم، بعدش مال توئه
خانم، چرا با من نمیاید تا دکترا بتونن کارشونو بکنن ؟
.نه، اون خواهرمه
.فلوید، قراره جراحی طولانی ای باشه
مطمئنی واسش آماده ای ؟
. زخمم خوب شده، مشکلی پیش نمیاد خودت چطور ؟
. زخمم خوب شده، مشکلی پیش نمیاد
. فشار خون 80/40 و داره میاد پایین . تپش قلب روی 130 و داره میره بالا
. هی، باید بریم - . باشه، من تقریبا تمومم -
. الگوی تنفسش موثر نیست
. باشه، دست شما
، الاندرا داروی خاصی مصرف میکنه
یا بیماری خاصی داره ؟
. دارویی مصرف نمیکنه. اون تو نیروی دریاییه
! کاملا سالمه. خواهش میکنم کمکش کنید
باشه، خیلی خب، هر کاری از . دستمون بر بیاد انجام میدیم
! برو بریم - . یکی داره میاد -
. از سر راه برین کنار - . تری مسترسون -
. 18ساله با شوک آنافلاکسی
دو بار اپی نفرین تزریق شده . بدون پاسخ
. اپی نفرین با دوز بالا
فشارش از اول 130 روی 70 بوده . و تا 110 روی 50 پایین اومده
. ضربان قلب 148. اکسیژن 84 و داره افت میکنه
. باشه، دوزو دوبل کن
. ضربان قلب روی 160 - . باشه، اما اکسیژن داره تا 90 بالا میره -
. داریمش - . تری -
تری، تا حالا اتفاقی مثل این قبلا برات افتاده ؟
. نه - باشه، سابقه ی بیماری ای داری -
که ما باید بدونیم ؟
. لنفوم داشتم
. چهار سال پیش
. باشه - . دکتر شارپ درمانم کرد -
باشه، باشه، چند تا آزمایش میگیریم
تا بفهمیم چی باعث واکنش آلرژی شده
. و شارپو پیج کنید
. هی - . سلام، دکتر گودوین -
. به دکتر الدر خبر میدم اینجایین
. متشکرم
. اوه
...جای کسیه
. اوه، ببخشید
. ممنون
واسم میخوای راه بری ؟
امروز قراره راه بریم ؟
بچت چند سالشه ؟
. شیش ماه
. راه افتادنش داره کم کم شروع میشه
.اره، منم شنیدم
همه ش میذارمش روی . تردمیل ، اما فرجی نشده
. خب، این دختر لرزون اسمش بابیه
. اوه، سلام به تو
. این دختر شیرینم اسمش لوناست
میدونی، خوبه که آدم بزرگا
لازم نیست اسم توصیفی
. قبل از اسمشون بذارن
درواقع، فکر میکنم اگر این کارو بکنیم . باهم دیگه بهتر رفتار میکنیم
. سلام، من آلیس " مضطرب در بیمارستان " هستم
. منم مکس " قایم شده پشت لبخندم " هستم
هی. ایده ی بزرگ مکسو شنیدی ؟
بدون کامپیوتر کار کردن ؟
. ایده ی بزرگیه
، هیچ نمایشگری توی اتاق بیمار نباشه
. نه تبلت، نه کامپیوتر
اون که جدی نگفته، گفته ؟
. قطعا جدی بوده
اما ما که مجبور نیستیم واقعا این کارو انجام بدین، مگه نه ؟
، قطعا باید همین کارو بکنید، و نه تنها اون
بلکه به عنوان رئیس وظیفت اینه که این قانون به بقیه ی بخشت
. اطلاع بدی و درمیون بذاری
. به یکی گفتی. با بقیه موفق باشی
. دکتر شارپ - . دکتر بیکر -
انقدر اسممو با مهربونی نگو . وقتی مشخصه چقدر عصبانی ام
. این غیر قابل قبوله
. مطمعن نیستم داری درباره ی چی میگی
بدون کامپیوتر ؟
. من به این هیچ ربطی ندارم
. پس باهاش مخالفت کن! ما به صفحه ی نمایشگرمون نیاز داریم
. دوره ی پارینه سنگی که نیست
، همون طور که مطمئنم شنیدی . من دیگه رئیس نیستم
، فقط یه دکترم مثل خودت
سرمو انداختم پایین و روی . مریضام تمرکز کردم
. دکتر شارپ
نبود هیچ صفحه ی نمایشگری در طی ملاقات با بیمار
. صادقانه بگم، عجیب و غریبه
. دکتر الیراز، خیلی وقته ندیدمتون
No comments yet. Be the first to leave one.