시즌 1

릴리스 정보

Love in the Moonlight S01E01 Moonlight Destiny 1080p BluRay REMUX AVC FLAC 2 0 TRiToN
다음의 해설 inzhagi

태그

BluRay
1080
REMUX
게시일: 2021-08-30
다운로드: 42
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

مــترجمین:امیـــدرضـا و ســارا قسمت اول

×داستان عاشقانه ایی از چوسان که ما درباره ش نمی دانیم×

راستش دلیلی که

من این همه راهو تا اینجا اومدم

بخاطره تو نبود

بخاطره دوست صمیمی و عزیزم بود

کارای عجیبُ غریبی میکنه، خیلی دلم شور میزنه براش

کدوم کارای عجیــبُ غریب منظورته؟

جوری راه میره انگار عقلشو از دست داده

میره پیش دیوار و کَلَشو میزنه بهش

از بس که الکل میخوره نمیتونه خودشو سر پا نگه داره

و خودشو قاطیــه دعوایی میکنه که اصلا بهش ربطــی نداره

وقتی مردم راجب همچین زنی حرف میزنن عصبانی میشی؟

!کاملا صحیحه

کار نکرد، این جور رابطه بدرد نمیخوره

چون رفیقت جلوتو گرفته ناراحتی

خب تو از کجا فهمیدی؟

شنیدم تو یه پیشگوی ماهری

وقتی پیشگویی کردی فهمیدم

پس شایعات حقیقت داشته

...زندگی فقط و فقط بخاطره

واس خاطره زنــا تلخ نمیشه

اشکال نداره، فهمیدم

هیچ مردی تا حالا

از اینکه به زنی گفته "عاشقتم" نَمُرده

...پس

شجــــاع باش

میخواین برین قدم بزنین؟

...من

اوه خدای من، تو حالت خوبه؟

بیشتر مراقب باشین

مثل دیوار میمونه،حتی بهت نگاهم نمیکنه

دیوار؟؟؟

منظورم اینه که اون دیوار !دفاعی خوبی تو قلبش داره

پس من باید چی کار کنم؟

برای 10 روز هیچ کاری نکن

اگه اون منو برای همیشه فراموش کنه چی؟

اگه مردی که همیشه دور و ورا می پِلِکه ناپدید بشه

هر زنی میتونه کنجکاو بشه

...پس توی این ده روز

بانوی من،جاییت زخمی نشده که؟

داری چیکار میکنی؟

حالت خوبه؟

آره، من خوبم

دیگه هیچوقت اینکارو نکن

نه، در آینده هم جلوشو میگیرم

هر بلایی که سر راهت بیاد

هر سنگی که طرفت بیاد اگه مردم مسخره ت کنن

من جلوی همشونو می گیرم

این

...این

ده روز کجا غیبت زده بود؟

×مردی از هواسونگ، زنی از گون سان×

×داستانی عاشقانه از چوسان که ازش خبر نداشتیم×

×عشق در زیر نور مهتاب×

×بخش اول،سرنوشت در مهتاب×

سرورم، بیدار شدین؟

سرورم

خیلی خیلی ببخشین ولی ضروریه

!برو تو، برو تو

!برو تو، برو

!برو ، برو

...جناب ولیعهد

لازم نیست بهش خبر بدی

!بله، عالیجناب امپراطور

سرورم

جناب وزیر

دفعه قبل شما راجبِ

قانون زود بیدار شدن و زود خوابیدن یادگرفتین

یادتون میاد؟

وقتی که خوروس شروع به آواز خوندن کرد

بیدار شو

دندان هاتو مسواک بزن

موهاتــو شونه بزن و لباس و کلاهتُ بپوش

بعدش کتابتو باز کن و به

جمع خردمندان بپیوند

کنفسیوس نشسته بود

و یان هوی و ژنگ زی پشت سر هم می رسیدن

این یعنی چی؟

یک محقق باید صاف بشینه،بدنش رو آزاد کنه

و فکرشو مثل تابیدن خورشید درخشان کنه

اون باید با وقار و ساکت و آماده باش باشه

بله، ولیعهد ما باید این فرزانگی رو

در قلبشون جا بدن و طبق اون رفتار کنن

یادم میمونه استاد

دیدن اینکه ولیعهد روی درساشون تمرکز میکنن

بهم دلگرمی میده

خدای من

منظور کتاب از

لباس پوشیدن درست چیه؟- لباس پوشیدن درست؟؟؟-

...نکنه

با پرسیدن این سوالای ساده منو دست ننداز

چیه؟

!حتی گفته شده سه بارم باید بخندی

× سه بار بخند×

اونا چطور میتونن همچین کارایی بکنن! واقعا مسخره ست

اونو برام بیار

بله سرورم

سرورم! ما مستحق مرگیم

سرورم! ما مستحق مرگیم

اون اون... مرتیکه بی نزاکت

هرکاری که تو گفتی کردم

چون یه شاگرد نباید از حرفای استادش سرپیچی کنه

حالا میبینم که بیشتر گندشو بالا آوردم

...سرورم، من

نه

تو باید به شاگردت یاد بدی

نه اینکه از یاد دادن بهش جا بزنی

نباید جا بزنی

لطفاً منو ببخشین سرورم

خدای من

شوخی کردم

تو مگه چه اشتباهی کردی

تقصیر باده که بدون اطلاع قبلی یهویی می وَزه

سرورم، اون دیگه چیه؟

کاغذی که تو آسمون پرواز میکنه

! کاغذ پرنده

سلام- سلام-

!روز خوبی داشته باشین

اون جوونَک کیه که همه میشناسنش؟

چی؟ تو نمیدونی اون کیه؟

اون زاده شده برای موفقیت، اون آدم بزرگی میشه

! هرکاری برای پول میکنه

!اون سام نومه

×خواجه پذیرفته میشود.باید 10 یانگ پرداخت کنید×

خب اونقدر هست که بتونم باهاش قرضامو بدم؟

...خواجه

وقتی بوشو شنیدی باید بلند بشی

چرا چرخ زدی اونور؟

تو بخورش

من حتی لیاقتشو ندارم با اون طلب کارایی که سراغمونن

جوشونده گیاهی بخورم

پدر، اینطوری نباش

بلند شو- گفتم بسه دیگه-

چرا اینقدر اصرار میکنی؟

منو تو هیچ ارتباطی باهم نداریم

تو حتی فامیلی خانواده منو هم نداری

چرا دیگه نمیزنی به چاک؟

ای بابا

اینقدر بهم نگو برو،جای دیگه ایی برای رفتن ندارم

تو منو پیدا و بزرگم کردی پس مسئولیتمو قبول کن دیگه

!فقط بخاطره اینکه من تو رو پیدا کردمه

تو بهم گفتی برام پول در میاری و مادرتو پیدا میکنی

تا کی میخوای وانمود کنی که یه پسری؟

دوباره- خونه ایی؟-

!آه بله

دیگه این حرفا رو نزن و دارو هاتو بخور

را اون

بهت گفتم منو اینطوری صدا نزنی

من سام نومم، هونگ سام نوم

اگه یه روزی برنگردی

خیلی خیلی خوشحال میشم

میدونی منظورم چیه

من ناراحت میشم

برمیگردم

ارباب!سام نومُ آوردم

اینجایی

اهه ای بابا

این چیه دیگه پوشیدی؟

خودم درستش کردم، چطوره؟

این یونیفرم استتار تو جنگه

عمرا بتونی تشخیص بدی

که من درختم یا درخت منه

درسته؟

آره، حق باتوئه

با من چیکار داشتی؟

بزار ببینم

اون نگرانه که نکنه گرده باعث شه من عطسه کنم

اون نگرانــمه

تو تو جوابش چی نوشتی؟

چی باید بنویسم؟

اول بهم بگو چه حسی داری

من فقط دارم از طرف تو می نویسم

نمیتونم دروغ بگم، نه؟

آره راست میگی

بزودی همراه یه گروه میخوام برم

تا کی میخوای برات نامه بنویسم؟

پس ما باید چیکار کنیم؟

دوست داری ببینیش؟

واقعا دلت نمیخواد ببینیش؟

میخواد

چشمات مثل مروارید سیاه قشنگن

دماغت مثل هلال ماه تیزه

لبات مثل انار سُرخن؟

اون کیه؟

کی همچین مزخرفاتیو راجب خواهرم نوشته؟

نمیدونم سرورم

من فقط نامه رو طبق

زمان و مکان مقرر گرفتم

راستشو میگم سرورم

میخوام قبل اینکه بهار تموم بشه ببینمت

میتونم زیر درختی که تو کوه مونگ میوک هست منتظرت بمونم؟

میتونــه یا نمیتونه؟

امکان نداره

پس به شاهزاده میونگ ایون چی میگی؟

ببخشین؟

بهشون میگم که عمرا نمیتونن برن بیرون

که میخواد بره

بهشون میگم جناب ولیعهد خیلی نگرانشون هستن

اینطوری منو سرزنش میکنه

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left