처음 200줄입니다.
کسي نيست
ممنون که اومدي و يه کوچه اونطرف تر پارک کردي
و ساعت 5 صبح هم رفتي
خوب چي بگم؟ تو ارزشش رو داري
من فقط مي خوام که کارم توي محيط کارم بمونه. متوجه اي؟
من که ديوونه نيستم
...که بخوام
برو برو برو
سايه رو بگير سايه رو بگير
عفريته اَه
بالاخره مي گيرمت
نکن. من از اينکار متنفرم
اوه
اصلا تو چرا بيداري؟
چون بچه ي احمقم منو بيدار کرد
بهتره بپرسم که چرا اين همه آرايش داري؟
هنوز دوست ندارم جاش قيافه ي خوابالوي صبحم رو ببينه
براي همين دوبار ساعت رو کوک مي کنم يکي ساعت 4 و يکي 5
بلند مي شم موهامو درست مي کنم و آرايش مي کنم
مي رم تو رختخواب و خودمو مي زنم به خواب تا ساعت بعدي زنگ بزنه
اونوقت اون بيدار مي شه فکر مي کنه اين شکلي ام
اي حقه باز آره ديگه
سکس ارزشش رو داره؟
حتما برات مي گم
تصميم گرفتم بعد از اون يارو قانون 10 بار قرار رو از اول شروع کنم
اوه
ولي نبايد مي ذاشتم جاش شب بمونه
همه ي شب حالت دفاعي داشتم
خوبه
اينجا چي کار مي کني؟ نمي دوني که طلاق چطوريه؟
يه کلاس گُلف ساعت 6:30 دارم
براي همين مي خوام يه فنجون قهوه بدُزدم
خب ، باشه
اوه، صبح بخير عزيزم
بايد براي حساب ديفرانسيل پيشرفته درس بخونم
سلام رفيق، کمک مي خواي؟
آره حق با توئه. با کي دارم شوخي مي کنم؟
استن رو نگه مي داري تا بتونم براي کار حاضر شَم؟
با خودم مي برَمِش توي حموم
ولي هميشه روي پاهام مي شاشه
سلام بابي سلام
به به . به به اوهوم
عجب طولاني بغل کردي رفيق گُنده
تراويس
بيدارم
اون گاري حمل وسايل گُلف چيه اون بيرون؟
ماشينم خراب شد، منم اينو يه جورايي قرض گرفتم
از باشگاه گلف، مي دوني در عوض يه سواري
خيلي باحاله نابغه
چون دوشاخه داره
دليل نمي شه که باحال باشه
مزخرفه مي خواي برسونمت سرِکار؟
اوه، حتما
ولي اتفاق نمي افته
تراويس
ممنون
باورم نمي شه که 5 صبح از خواب بيدار شدم
چون اين بچه پستونکش رو وِل کرد
قبل از اينکه بچه دار بشم آخرين باري که اينقدر زود بيدار شدم
وقتي بود که20 ساله بودم و از شب تا صبح بيدار مونده بودم
اون شب رو يادمه که توي نيويورک شروع شد
و توي مايَمي تموم شد
حالا ببين شدم 23 ساله
دارم ساعت 4 صبح کلوچه مي خورم
بعدش متوجه شدم که يارو کُرُواتي تفنگ داره
تا اينکه تموم شد چون تا اون موقع
درگير جشن بودم
و قاطعانه مي گم که
به مدت 45 روز پشت سر هم جشن گرفتم ووو هووو
چي؟
نوبت توئه
بهترين داستاني بود که از دوران 20 سالگي ات شنيدم
آره و وقتي هم 22 سالَم بود
يه بچه داشتم و تنها تو خونه بودم
باقي مانده ي عمرم رو صرف بزرگ کردنش کردم
پايان
بوو
ديگه نمي خوام اين بازيو ادامه بدم باشه؟
بيا از آشپزحونه بريم بيرون. بيا
مي تونم يه فنجون قهوه براي خودم بيارم؟
نه. هميشه تا آخرين قطره رو مي خوره
انگار خوشمزه ترين چيز دنياست
مي دوني چقدر اين حرف آزار دهنده است؟
اوه، عزيزم مي خوام بدوني که برام مهمي
ولي فکر مي کنم که نمي تونم به اونجا برسم
درکت مي کنم
يي يي يي يي
تو چِته؟
فقط مي خوام يه مادر خوب باشم
صبح بخير گريشون
سلام
چهار ساعته که بيدارم صبحانه تخم مرغ خوردم
چي؟ اوه معذرت مي خوام
فکر مي کردم که
همه اش حرفهاي بي ربط در مورد خودمون مي گيم
خوب وقتي طوري رفتار مي کني که انگار نمي خوام باهام حرف بزني
باعث مي شه که من بخوام بيشتر از هميشه باهات حرف بزنم
اين احتمالا آزار دهنده ترين ويژگي شخصيتي دنياست
درسته؟ تو هيچ وقت از اين احساس هاي طاقت فرسا بهت دست داده؟
اينکه حس کني همه چيزو از دست دادي؟
من احساس طاقت فرسا نداشتم
جدي؟ ما ...ما هردوتامون به تازگي طلاق گرفتيم
و درگير اين مسائل شديم
مي دوني چيه؟ مي تونيم اين کارو ادامه بديم
ما وقتي روزنامه ها مون رو بر مي داريم با هم همصحبت مي شيم مي تونيم رفقاي روزنامه اي باشيم
نه ممنون
حالا بازم بيشتر مي خوام که باشه
هه هه هه
وووووووو هوووووووو
اَه! به الي نگو
بعدا، جي بِرد
اوه خداي من عجب قهوه ي خوشمزه اي
مي دونم.
صبر کن ببينم. چي ناراحتت کرده بود؟
نمي دونم خيلي به هم ريخته بودم
اينکه يه داستان خوب ندارم برات بگم. متوجه مي شي؟
يه لحظه اينو بگير
بله
امروز صبح خيلي وقت روي موهام گذاشتم
احساس کردم دارم با مرگ دست و پنجه نرم مي کنم
من به پشيموني اعتقادي ندارم جولز
چون توي اين چيز بزرگ، عظيم و ديوانگي که بهش مي گيم زندگي
به نظر مي رسه که تو داري براي يه زندگي طولاني آماده مي شي
براي همين اول بايد بپرسم فکر مي کني
اين لباس مناسبي براي کاره؟
تا يه ثانيه پيش يه همچين فکري داشتم
خيلي خب
قرار نيست چيزاي جفنگ بپوشي
من توي کشوم يه سري لباس زير براي مواقع ضروري دارم
چيزي که مي خواستم بگم اينه که
اگه داستان خوبي براي گفتن نداري
مي توني از همين الان براي ساختنشون شروع کني
داري لباس زيرت رو سرِ ميز من عوض مي کني؟
مهم نيست
اينطوري دوست دارم جولز، تو هنوزم مي توني دوران 20 سالگي ات رو داشته باشي
منظورم اينه که نصف راه رو رفتي
تو همين الان يه دوست پسر با نمک داري که به دلايلي
هنوز باهاش نخوابيدي
قانون 10 قرار
من نمي فهمم که اين چي معني ميده ولي نکته اينجاست که
الان کاري بايد بکنيم که بريم سراغ خوشگذروني
مثلا از اين مشروب فروشي به اون بار بريم، سفر
ساعت 3 صبح کلوچه بخوريم
عاليه ، من عاشق کلوچه ام
امشب بيا با من دل رو به دريا بزنيم
دل به دريا زدن ، به نظر مي آد خوش بگذره
منم براي همين گفتم باشه ، هستم
آره واي
اوه، صبر کن . امشب مي خوام با الي برم سينما
مي خواي اينجوري به جووني ات برگردي
پف فيل بگيري دستت و بشيني و بخوري
خيره خيره به يه صفحه نگاه کني
من بهتره برم با تو و اون دوست دهاتي ِ مسخره ات يه نوشيدني بگيرم
اِلي خيلي مشتاقه که بياد
بگو بياد گازم بگيره لاري هم گرفتار شده
اوه راستي اِلي اين به صبح دَر
چي؟ عفريته
يه اشتباه بزرگ کردم مگه نه؟
آؤه
خيلي خب، رژ لب، خط چشم ، دستمال
تنقلات، آسپرين ديگه چي؟
تمبر
آره تمبر
صبر کن چرا داري سر به سرم مي ذاري؟
چون حال ميده
وقتي پيرتر باشي وسايل بيشتر نياز داري
براي همين بِسيِ پير رو آوردم اينجا
اين که کيف پولِ اسم ندمي ذارن روش
بِسي داره
براي يه بارم که شده خوش بگذرون
ممنون. پيش بابات خوش بگذره
خب، اين اصلا نبايد مايه ي خجالت باشه
خداي مهربون
پس اِلي با بچه اش رفته حموم
براي همين هم روي پاهاش شاشيده
حالا نکته رو گوشکن الي بعدش کفت
که پوستش خيلي نرم و لطيف شده بود
پس بهتره منم برم براي خودم يه کم شاش بچه پيدا کنم
ولي اِلي اگه بفهمه منو مي کشه
مي دوني که مردم نمي تونن حرفهاتو نشنيده بگيرن
برگرد ببينم، رفيق روزنامه اي
خيلي خب، صبح دم صندوق پستي ات مي بينمت
عمرن
الي، من برگشتم
بايد دست به کار بشي
اوه از طرفي
من تونستم توي شرابش بادو زميني بذارم بدون اينکه متوجه بشه
اوهوم، چه باحال
بهتره يه خورده کوتاه بيام دارم وِزوِزو مي شم
فعلا فقط همين ها هست
قبل از اينکه بريم بيرون و نوشيدني بگيريم
اوه، خوب شد اومد
من گير افتادم بايد برم
نه نه نرو
چرا باهام نمي آي؟
نه، به من داره خوش مي گذره و مي خوام بمونم
ولي من ديگه اينطوري خوش نمي گذرونم
توي خونه ام خيلي مشروب بهتر از ايني دارم
واقعا دلم مي خواد لباس زيرم رو در بيارم. از جووني ات لذت ببر
من دوستم نيزي رو دعوت کردم که باهامون بگرده
No comments yet. Be the first to leave one.