처음 200줄입니다.
آنچه در سرگذشت ندیدمه دیدید...
یه دادخواست اولیه به کانادا ارسال کردیم و درخواست بازگشت نیکول رو کردیم
فکر میکردم این چیزیه که میخوای. دخترمون در امانه. تو کانادا
مایلیم دیداری با نیکول رو ترتیب بدیم
یه دیدار تا باهاش خدافظی کنم
سرینا واترفورد. لوک بانکول
- از این دیدار چی میخواستی؟ - فقط میخواستم دخترم رو ببینم
- اون دخترت نیست - دختر تو هم نیست
میخوای بغلش کنی؟
سلام دختر کوچولوی من
لوک، یه چیزهایی هست که باید بهت بگم
نیکول حاصل عشق بود
پدرش یه رانندهست به اسم نیک
تو دیدیش
دارم کارهایی که برای بقا لازمه رو میکنم
تو هم باید برای هانا این کارها رو بکنی
اینا همش بخاطر اونه
سعی دارم بهش برسم
قول میدم
دوستت دارم
ما خانوادهای به سوگ نشسته هستیم
و این درخواست رو از دولت کانادا داریم
دختر کوچولوی عزیز ما، نیکول واترفورد،
توسط یک فراری خطرناک که از کشورمون فرار کرد دزدیده شده
نیکول متعلق به گیلیاده. ما فقط پسش میخوایم
«خانواده»
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
NimaAM ترجمه از ناصر اسماعیلی و نیما
خداوند ابدی و مقدس،
لطفاً این فرزند گیلیاد رو به منزل دوستداشتنیاش برگردون
خداوند ابدی و مقدس،
الان هر روز میبینمشون
دادخواست خانوادهی واترفورد رو شنیدن
دارن برای نیکول دعا میکنن
خداوند ابدی و مقدس، لطفاً این فرزند گیلیاد رو به منزل دوستداشتنیاش برگردون
و فقط همین رو دربارهی بچهم میدونم
اگه هنوز دعا میکنن، پس هنوز در امانه
اگه هنوز دعا میکنن، هنوز دستشون بهش نمیرسه
حتی اگه فقط همین باشه
منم دعاهای خودم رو میکنم
دعا میکنم که دعاهای اونا مستجاب نشه
و برای سرینا دعا میکنم
تا راه درست رو دوباره پیدا کنه،
تا فراتر از قلب شکستهش رو ببینه،
و یادش بیاد که نیکول اونجا باشه براش بهتره
تا فرد رو قانع کنه که بذاره اوضاع همینطور باشه
یا اینکه جفتشون رو یه کامیون بزنه لِه کنه
راستش هر کدوم شد برام فرقی نداره
یه مارتا نمیتونه این کارها رو بکنه؟
فقط گفتم یه کار بدرد بخوری کرده باشم قربان
صحیح
باید بری وسایلت رو جمع کنی
واترفورد باهات کار داره. میخواد کاناداییها رو مجبور کنه پای میز مذاکره بیان
تا دربارهی برگردوندن دخترش صحبت کنه
نگو دخترش
لطفاً، نگو دخترش
یه...
هفتهی دعای همگانی تو واشینگتن ترتیب داده
راستش فکر خوبیه
کاناداییها رو تحت فشار میذاره
میخواد خانوادهش کامل بشه
جلوهی بهتری داره
خانم واترفورد هم اونجاست؟
هر جا که تو بری
قطار ساعت چهار حرکت میکنه
ایستگاه نشنال
ایستگاه بعد، نشنال
اعلام تغییر قطارها...
باشکوه نیست؟
قبلی خیلی قشنگ بود
یه مُرتد طراحیش کرده بود
بخاطر افتخار گیلیاد نابودش کردیم
وای، چه هیجانی دارم
قبلآً اینو نمیگفتن؟
تو هم هیجان داری عزیزم؟
آره هیجان دارم عمه لیدیا
هیچکس از آدم بداخلاق خوشش نمیاد آفجوزف
شگفتانگیزه!
این حجم از وقف!
خیلیخب عزیزم
فردا میبینمت
برو سر جات
سر جام؟
تحمل بینظمی رو ندارن،
نه توی پایتخت
برو دیگه
دختر خوبی باش
بخاطر امنیت خودتون،
و امنیت کسانی که دوستشون دارین،
لطفاً از سکو فاصله بگیرید
مراقب فاصلهی بین،
قطار و سکو باشید
عصر متبرکی رو داشته باشید
برکت به میوهی دل
خداوند به بار نشاندش
به واشینگتن خوش اومدی
سکوتکنندگان متبرک هستند،
چرا که فقط آنان صدای خداوند را میشنوند
سرتون پایین لطفاً
اینجایی!
عصرتون متبرک فرمانده
اون با ماست. واترفورد
بله. البته قربان
مهمانان فرماندهی ارشد، وینزلو هستیم
خدا رو شکر
بلند شو
دوباره همه کنار همیم
این خوب نیست؟
بله قربان
تحت حفاظت او خانم واترفورد
امیدوارم خوب باشین
و بریم،
مثل یه گروه از لاکپشتهای خاک گرفته
این یک اعلامیهی پیش از حرکت به مقصد کلمبیاست
لطفاً به سکوی پنج بیاید
کلمبیا روی سکوی پنج
خداوند به بار نشاندش
سلام
سلام
- دلم برات تنگ شده بود - منم همینطور
نمیتونه این رو بخواد
دلش برا بچه تنگ شده
هممون شدیم
تنها چیزیه که تو عمرش میخواست
این زیبا نیست؟
باید تو یه هتل میموندیم
نیازی نیست نگران باشیم
شنیدم خیلی خاکی هستن
این یه فرصته
برای کی؟
ما
هممون
نیکول
شبتون متبرک
خیلی متاسفم
کنفرانس بودم
خوش اومدین
شبتون متبرک
باعث افتخاره فرمانده
واترفورد
ممنون که ما رو به منزل متبرکتون دعوت کردین
میتونین بابت دعوت،
از خانم وینزلو تشکر کنین
حتمآً این کار رو میکنم
ممنون
بفرمایید
خب
برنامهی هفتهی هیجانانگیزی رو ریختیم
بله
باید بخاطر تصاویری که،
به جهان مخابره میکنیم، هوشمندانه عمل کنیم
قطعاً
تصویر درست میتونه رایشون رو تغییر بده
شب بخیر بابایی!
شب بخیر عشق من!
این پالی هست،
که مشخصاً در زدن رو یادش رفته
شبت متبرک پالی
پسرام کو؟ خیلیخب
مایکا!
اینم پسرام. خیلیخب!
خدایا! بقیه همه دارن میخوابن
سلام
سلام!
خوش اومدین. من اولیویا هستم
از دیدنتون خیلی خوشوقتم
باعث افتخارمونه
ممنون که ما رو به خونهی متبرکتون دعوت کردین
لطفاً شلوغی اینجا رو ببخشید
خودتون رو به آقا و خانم واترفورد معرفی کنین
این آیزایا هست
اگه باورتون بشه از همه آرومتره
سلام
من سرینا جوی هستم
خیلی خوشحالم که همهی شما رو میبینم
- فرد واترفورد - سلام
- چطوری آقا؟ - من سیدی هستم
همشون بچههای شما هستن؟
پس میخواین برا کی باشن؟ مایکا!
تامارا. میشه لطفاً مهمونا رو راهنمایی کنی؟
خیلیخب. بریم شام بخوریم
تا حالا اینقدر بچه دیده بودی؟
نه
بیشترین بچهای که تو یه خونه دیده بودم...
سه تا بوده.
اینا پنج تایی داشتن
شما اینجا میمونین،
همراه آفجورج
خدا رو شکر
ممنونم
اونا یه ندیمه دارن؟
مزیت ردهبالا بودنه،
به گمونم
شبت متبرک
بله؟
داری جابجا میشی؟
آره
ممنون که بهم سر زدی
چقدر بچه داشتن. قابل توجهه
یه معجزهست
No comments yet. Be the first to leave one.