The Handmaid's Tale

The Handmaid's Tale

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 3

릴리스 정보

The Handmaids Tale S03E06 720p WEBRip x264-TBS
The Handmaids Tale S03E06 WEBRip x264-TBS
The Handmaids Tale S03E06 1080p HULU WEB-DL AAC2 0 H 264-NTb
The Handmaids Tale S03E06 iNTERNAL 1080p WEB H264-BAMBOOZLE
The Handmaids Tale S03E06 WEB H264-MiNX
The Handmaids Tale S03E06 XviD-AFG
The Handmaids Tale S03E06 720p HEVC x265-RMTeam
The Handmaids Tale S03E06 480p x264-mSD
The Handmaids Tale S03E06 720p WEB x264-PHOENiX
The Handmaids Tale S03E06 WEBRip x264-ION10
다음의 해설 Naser_69
💢 ناصر اسماعیلی ،NimaAM نیما 💢 DibaMoviez.com

태그

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
게시일: 2019-06-26
다운로드: 60
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫آنچه در سرگذشت ندیدمه دیدید...

‫یه دادخواست اولیه به کانادا ارسال کردیم ‫و درخواست بازگشت نیکول رو کردیم

‫فکر می‌کردم این چیزیه که میخوای. ‫دخترمون در امانه. تو کانادا

‫مایلیم دیداری با نیکول رو ترتیب بدیم

‫یه دیدار تا باهاش خدافظی کنم

‫سرینا واترفورد. لوک بانکول

‫- از این دیدار چی می‌خواستی؟ ‫- فقط می‌خواستم دخترم رو ببینم

‫- اون دخترت نیست ‫- دختر تو هم نیست

‫میخوای بغلش کنی؟

‫سلام دختر کوچولوی من

‫لوک، یه چیزهایی هست که باید بهت بگم

‫نیکول حاصل عشق بود

‫پدرش یه راننده‌ست به اسم نیک

‫تو دیدیش

‫دارم کارهایی که برای بقا لازمه رو میکنم

‫تو هم باید برای هانا این کارها رو بکنی

‫اینا همش بخاطر اونه

‫سعی دارم بهش برسم

‫قول میدم

‫دوستت دارم

‫ما خانواده‌ای به سوگ نشسته هستیم

‫و این درخواست رو از دولت کانادا داریم

‫دختر کوچولوی عزیز ما، نیکول واترفورد،

‫توسط یک فراری خطرناک که ‫از کشورمون فرار کرد دزدیده شده

‫نیکول متعلق به گیلیاده. ما فقط پسش میخوایم

‫«خانواده»

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

NimaAM ترجمه از ناصر اسماعیلی و نیما

‫خداوند ابدی و مقدس،

‫لطفاً این فرزند گیلیاد رو به ‫منزل دوست‌داشتنی‌اش برگردون

‫خداوند ابدی و مقدس،

‫الان هر روز می‌بینمشون

‫دادخواست خانواده‌ی واترفورد رو شنیدن

‫دارن برای نیکول دعا میکنن

‫خداوند ابدی و مقدس، لطفاً این فرزند گیلیاد ‫رو به منزل دوست‌داشتنی‌اش برگردون

‫و فقط همین رو درباره‌ی بچه‌م می‌دونم

‫اگه هنوز دعا میکنن، پس هنوز در امانه

‫اگه هنوز دعا میکنن، ‫هنوز دستشون بهش نمی‌رسه

‫حتی اگه فقط همین باشه

‫منم دعاهای خودم رو میکنم

‫دعا میکنم که دعاهای اونا مستجاب نشه

‫و برای سرینا دعا میکنم

‫تا راه درست رو دوباره پیدا کنه،

‫تا فراتر از قلب شکسته‌ش رو ببینه،

‫و یادش بیاد که نیکول اونجا باشه براش بهتره

‫تا فرد رو قانع کنه که بذاره اوضاع همینطور باشه

‫یا اینکه جفت‌شون رو یه کامیون بزنه لِه کنه

‫راستش هر کدوم شد برام فرقی نداره

‫یه مارتا نمیتونه این کارها رو بکنه؟

‫فقط گفتم یه کار بدرد بخوری کرده باشم قربان

‫صحیح

‫باید بری وسایلت رو جمع کنی

‫واترفورد باهات کار داره. میخواد کانادایی‌ها ‫رو مجبور کنه پای میز مذاکره بیان

‫تا درباره‌ی برگردوندن دخترش صحبت کنه

‫نگو دخترش

‫لطفاً، نگو دخترش

‫یه...

‫هفته‌ی دعای همگانی تو واشینگتن ترتیب داده

‫راستش فکر خوبیه

‫کانادایی‌ها رو تحت فشار می‌ذاره

‫میخواد خانواده‌ش کامل بشه

‫جلوه‌ی بهتری داره

‫خانم واترفورد هم اونجاست؟

‫هر جا که تو بری

‫قطار ساعت چهار حرکت میکنه

‫ایستگاه نشنال

‫ایستگاه بعد، نشنال

‫اعلام تغییر قطارها...

‫باشکوه نیست؟

‫قبلی خیلی قشنگ بود

‫یه مُرتد طراحیش کرده بود

‫بخاطر افتخار گیلیاد نابودش کردیم

‫وای، چه هیجانی دارم

‫قبلآً اینو نمی‌گفتن؟

‫تو هم هیجان داری عزیزم؟

‫آره هیجان دارم عمه لیدیا

‫هیچکس از آدم بداخلاق خوشش نمیاد آف‌جوزف

‫شگفت‌انگیزه!

‫این حجم از وقف!

‫خیلی‌خب عزیزم

‫فردا می‌بینمت

‫برو سر جات

‫سر جام؟

‫تحمل بی‌نظمی رو ندارن،

‫نه توی پایتخت

‫برو دیگه

‫دختر خوبی باش

‫بخاطر امنیت خودتون،

‫و امنیت کسانی که دوستشون دارین،

‫لطفاً از سکو فاصله بگیرید

‫مراقب فاصله‌ی بین،

‫قطار و سکو باشید

‫عصر متبرکی رو داشته باشید

‫برکت به میوه‌ی دل

‫خداوند به بار نشاندش

‫به واشینگتن خوش اومدی

‫سکوت‌کنندگان متبرک هستند،

‫چرا که فقط آنان صدای خداوند را می‌شنوند

‫سرتون پایین لطفاً

‫اینجایی!

‫عصرتون متبرک فرمانده

‫اون با ماست. واترفورد

‫بله. البته قربان

‫مهمانان فرمانده‌ی ارشد، وینزلو هستیم

‫خدا رو شکر

‫بلند شو

‫دوباره همه کنار همیم

‫این خوب نیست؟

‫بله قربان

‫تحت حفاظت او خانم واترفورد

‫امیدوارم خوب باشین

‫و بریم،

‫مثل یه گروه از لاک‌پشت‌های خاک گرفته

‫این یک اعلامیه‌ی پیش از حرکت به مقصد کلمبیاست

‫لطفاً به سکوی پنج بیاید

‫کلمبیا روی سکوی پنج

‫خداوند به بار نشاندش

‫سلام

‫سلام

‫- دلم برات تنگ شده بود ‫- منم همینطور

‫نمیتونه این رو بخواد

‫دلش برا بچه تنگ شده

‫هممون شدیم

‫تنها چیزیه که تو عمرش می‌خواست

‫این زیبا نیست؟

‫باید تو یه هتل می‌موندیم

‫نیازی نیست نگران باشیم

‫شنیدم خیلی خاکی هستن

‫این یه فرصته

‫برای کی؟

‫ما

‫هممون

‫نیکول

‫شب‌تون متبرک

‫خیلی متاسفم

‫کنفرانس بودم

‫خوش اومدین

‫شب‌تون متبرک

‫باعث افتخاره فرمانده

‫واترفورد

‫ممنون که ما رو به منزل متبرک‌تون دعوت کردین

‫می‌تونین بابت دعوت،

‫از خانم وینزلو تشکر کنین

‫حتمآً این کار رو میکنم

‫ممنون

‫بفرمایید

‫خب

‫برنامه‌ی هفته‌ی هیجان‌انگیزی رو ریختیم

‫بله

‫باید بخاطر تصاویری که،

‫به جهان مخابره می‌کنیم، هوشمندانه عمل کنیم

‫قطعاً

‫تصویر درست میتونه رای‌شون رو تغییر بده

‫شب بخیر بابایی!

‫شب بخیر عشق من!

‫این پالی هست،

‫که مشخصاً در زدن رو یادش رفته

‫شبت متبرک پالی

‫پسرام کو؟ خیلی‌خب

‫مایکا!

‫اینم پسرام. خیلی‌خب!

‫خدایا! بقیه همه دارن میخوابن

‫سلام

‫سلام!

‫خوش اومدین. من اولیویا هستم

‫از دیدن‌تون خیلی خوشوقتم

‫باعث افتخارمونه

‫ممنون که ما رو به خونه‌ی متبرک‌تون دعوت کردین

‫لطفاً شلوغی اینجا رو ببخشید

‫خودتون رو به آقا و خانم واترفورد معرفی کنین

‫این آیزایا هست

‫اگه باورتون بشه از همه آروم‌تره

‫سلام

‫من سرینا جوی هستم

‫خیلی خوشحالم که همه‌ی شما رو می‌بینم

‫- فرد واترفورد ‫- سلام

‫- چطوری آقا؟ ‫- من سیدی هستم

‫همشون بچه‌های شما هستن؟

‫پس میخواین برا کی باشن؟ مایکا!

‫تامارا. میشه لطفاً مهمونا رو راهنمایی کنی؟

‫خیلی‌خب. بریم شام بخوریم

‫تا حالا اینقدر بچه دیده بودی؟

‫نه

‫بیشترین بچه‌ای که تو یه خونه دیده بودم...

‫سه تا بوده.

‫اینا پنج تایی داشتن

‫شما اینجا می‌مونین،

‫همراه آف‌جورج

‫خدا رو شکر

‫ممنونم

‫اونا یه ندیمه دارن؟

‫مزیت رده‌بالا بودنه،

‫به گمونم

‫شبت متبرک

‫بله؟

‫داری جابجا میشی؟

‫آره

‫ممنون که بهم سر زدی

‫چقدر بچه داشتن. قابل توجهه

‫یه معجزه‌ست

More Farsi Persian subtitles for The Handmaid's Tale

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left