처음 200줄입니다.
چومه ، چومه ، چومه، کوووو !! پُلي ،پلي ،پلي ،پلي تحويل بگير !!
آهنگ " چومه ي خدمت گزار مردم ، تو روحت ! " با تکنوازيه تراکادو تسو ، هم اکنون در بازار هايه سياه تهران و شهرستان ها !!
خوب گوش کنيد !
هدفمون از مأموريت ويژه ي امروزمون ،
اينه که براي شهروندان ادو ، خطر مجرمين را ، ياد آوري کنيم ...
و جايگاه شينسنگومي را در قلب مردم ، که اخيرا در حد تيم ملي بهش گند خورده شده است را ، دوباره مستحکم کنيم !
در همين جهت ، ستاره ي موسيقي ، اوتسو - چان براي امروز فرمانده ي ما هستند ، باشد که ذهنيت مردم از ما ، دگرگون بشود !
پس خوب گوشاتونو باز کنيد ! امروز بايد شايسته ترين رفتار از تک تکتون سر بزنه ها !
و همچنين از اوتسو - چان ... نه ... فرمانده اطاعت بکنيد ... از رفتار خوبشون هم درس بگيريد !
ايول !!واقعا اوتسو - چانه !!
امضا ! جون من بيا اينجا رو امضا کنيد !
اســـگلا !!
اگه نتونيم خودمون رو کنترل بکنيم ، چجوري ميتونيم مردم رو کنترل بکنيم ؟
شرمندم ، فرمانده ، من خيلي خوب اونا رو آموزش ندادم ...
اشکالي نداره .
يه نگا به يونيفرمت بندازه ، خودتم که ازش امضا گرفتي !!
من تا دم آخر اين يونيفرم رو از تنم در نميارم !!
آه ، انگار که روحيه ها چسبيده به سقف .
اين که روحيه نيست . همشون هيجان زده شدند .
اين که روحيه نيست . همشون هيجان زده شدند .
تراکادو - سان ، اين برنامه ي امروزتونه .
آه ، بله .
تنها کاري که بايد بکنيد ، اينه که يه جا وايستيد و لبخند بزنيد ، براي همين هم خيلي خودتون رو ...
ام...
دوست ندارم که کاري رو که بر عهدم ميزارند ، نيمه کاره تمومش کنم .
پدرم هميشه بهم ميگفت
که مهم نيست که چه کاري روي دوشمه ، بايد تمام توانم رو براش بزارم .
آره ... ولي ...
درسته که فقط يه روزه ، ولي ميخوام براي همين يک روز هم ، وظايفم رو به نحو احسن انجام بدم .
براي همين هم مدت زيادي رو ، صرف فکر کردن به اين کردم که چجوري ميتونم تصوير شينسنگومي رو تويه ذهن مردم ، بهتر بکنم .
خوب ، وجود شما خودش به اندازه ي کافي ...
آهاي ، شما ها ! تمومش کنيد ديگه !
به خاطر همين دعوا هاست که اسمتون بد در رفته !
بد ترين کاري که ميتونيد بکنيد ، اينه که با همه چيز ، با خوشونت بر خورد کنيد .
اصلا من هر کي رو که امروز خشونت به خرج بده ميفرستم پيش پاگنده ي انيم ورلد !!
شمشيراتون رو هم بزاريد زمين !
اي بابا ، اين خانوم کوچولو فکر کرده که راستي راستي فرمانده شده ؟
هر کسي نميتونه اونا رو کنترل بکنه .
بعلاوه ، بدون شمشير ، کي به حرفمون گوش ميده ؟
يه شمشير ، روح يه ساموراييه ...
رو سياهيم ، فرمانده !
ميگم برم شغلمو عوض کنم ؟
توشي ! سوگو ! چي کار داريد ميکنيد ؟! يالا زود باشيد خودتون رو خلع سلاح کنيد !
کوندو - سان ! مطمئنيد که اشتباهي مغزتون رو جا شمشيرتون نذاشتيد زمين ؟
بايد تمام سعيمون رو بکنيم که ذهنيت مردم رو عوض کنيم !
فکر مي کنيد که اوتسو - چان رو من همينجوري ، بدون فکر دعوت کردم ؟
نه ، شرط ميبندم که وقتي که ايشونو دعوت کرديد ، حسابي افکار خبيث تويه ذهنتون داشتيد
اوتسو - چان ... نه ... فرمانده...
بعد از اون رسوايي که شدند ، نزديک بود که کارشون رو از دست بدند ، ولي حتي اونموقع ...
ايشون بدون اينکه تسليم بشند ، هر جايي که ميتونستند ، هر چيزي رو که ميتونستند رو ميخوندند !
و وقتي که تسونپو ، توليد کننده ي موسيقي ، استعداد ايشون رو ديد ،
ايشون موفق شدند که تصوير خودشون رو کاملا دگرگون بکنند !
حالا اون يکي از بهترين ستاره هايه ادو هستش !
ايشون بيشتر از اينکه يه خواننده باشند ، يه ققنوسند !
من ميدونم که به شما ها ميگند پليساي 24 ساعته ي لات و لوط !
ولي من به عنوان فرماندتون ،
با استفاده از تکنيکايي که تسونپو - سان بهم ياد داده ،
تصوير ذهني مردم رو عوض مي کنم !
اول از همه هم بايد اون تصوير وحشيانه رو که توي ذهن مردم هست ، از بين بره !
براي همين ، فکر کردم که بهتر باشه که قوانين رو عوض بکنيم !
به قوانين شينسنگومي ميگند کيوکُچو هاتتو .
کيوکُچو هاتتو : آنهايي که به رسم يک سامورايي عمل نکنند ،
بايد سپپوکو بشوند.
ابهت داره ، ولي يکم وحشتناکه .
پس از امروز به بعد ، با اين ميريم جلو - خوک سوخاري !!
آخر جمله هاتون يه چيز قشنگ بگيد ،
در غير اين صورت خودتون رو سپپوکو بکنيد - کلونِ آدم !!
خيلي هم قشنگ نشده ها . وحشيانه ترين قسمتش که هنوز مونده : سپپوکو !
خيلي هم قشنگ نشده ها . وحشيانه ترين قسمتش که هنوز مونده : سپپوکو !
خوب اين تو خون سامورايي هاست ، واسه همين حذفش نکردم - کوهان شتر .
مترجم : اين موومينه انگار اسم يه شخصيتي هستش از يه کتابي !
آخه تو اونا ديگه از اسم و خون ساموراييا چي مونده - موومين؟
آها آره ، همينجوري !
خفه شو !
کاري از دستمون بر نمياد . هيجيکاتا - سان .
بايد يه امروزو با اين بسازيم . يه ليتر سوس سويا بخور و بمير ، هيجيکاتايه حرومزاده !
وقتي که تو بخواي به اين قانون عمل کني ، بهتر از اين نميشه !
تازه ، ما نميتونيم اين ذهنيت رو که شما ها يه مشت آدم شلخته هستيد رو عوض کنيم .
نوري بنتو : يه نوري - جلبک خشک شده - که تويه جعبه هايي براي ناهارگذاشته ميشه .
براي همين هم فکر کردم که شما ها به يه نماد خوش يمن نياز داريد - نوري بنتو .
براي همين هم خودم يه دونه براتون ساختم - دومستيک وايولنس !!
دومستيک وايولنس : خوشونت خانگي : خوشونتي که باعث آسيب ديدگي - چه از لحاظ روحي و چه از لحاظ جسمي - يکي از اعضاي خانواده بشود !!
اينجا ، اينجا !
هماي سعادت شينسنگومي : ماکوتو - چان !
آخه اين کجاش خوشگله ؟! اصلا اين بابا چه ربطي به شينسنگومي داره ؟!
اصلا اين چرا يه جنازه رو دوششه ؟ ببينم ، کدومشون ماکوتو - چانه ؟ کدومشون ؟!
اسبه ، ژله ي باقالي !!
آخه کدوم همايه سعادتي يه همچين نگاهي داره ؟
قشنگ که نيست هيچ ...
اين اصلا نماد تراژديه !!
آه ... کارم تمومه ...
گفتش " کارم تمومه " ! يعني چي ؟ مگه چيکار کرده ؟
توشي ، اين روزا يه چيزي که ازش خوشگلي داد بزنه خيلي اثر گذار نيست - ماست .
يه نگاه بنداز . از اينجا خيلي خوشگل و کُلُـ ....
کثافت ! چرا اينکارو کردي ؟ ترسو !
هوي ، تمومش کن - تنشيندو .
تنشيندو يه غذايي هستش ديگه ...
تو خيابونا با غرور راه ميرند .
انگار که تا خرخرِ عدالتند .
همه حرفاشون ظاهريه ...
ولي حقيقتو به کسي نمي گند .
واو ، بايد بگم که فرمانده خيلي مشهورند .
هر جا که ايشون باشند عام هم اونجا هست ، خودتو از سخره پرت کن پايين و بمير ، هيجيکاتا .
ولي اين ديگه چجور آهنگيه ؟
انگار که داره ما رو مسخره ميکنه . يه فصل کتک بخور و بمير ، اوکيتا .
شما ديگه خيلي خودتون رو اذيت ميکنيد .
اين براي من يه آهنگ خيلي عادي و قشنگه ، با گاز سمي مسموم بشو و برو به درک ، هيجيکاتا .
از همتون خيلي ممنونم ! چُس فيل !!
چُسِ فيل !!
انگار که ذهنيت مردم همينجوري داره از قبل هم بدتر ميشه ، برو خودتو از سخره پرت کن و بمير ، اوکيتا .
اگه تروريستا حمله کنند چيکار کنيم ؟
هيچکدوممون الان شمشير همراهش نيست . خودتو بنداز تو آبجوش و بمير ، هيجيکاتا .
ديگه اهميتي نميدم، موممين ، اوکيتا رو بکش !
بمير ، هيجيکاتا .
بمير ، اوکيتا .
بمير اوکيتا . آ .. نه ... يعني هيجيکاتا .
خسته نباشيد ، ريئس .
ممنون .
همونجوري که ازتون انتظار داشتم ، فرمانده .
من هيچ وقت نفهميدم که چجوري
بدون اينکه خيلي به خودتون زحمت بديد ، اين همه آدم رو جمع کرديد - شاخه ي بامبو .
يه ذهنيت خوب ، سخت درست ميشه ، ولي راحت از بين ميره .
شما ها هم بدترين ذهنيت ممکن رو برايه خودتون درست کرديد .
پس ما براي شروع بايد بزنيم اون تصوير رو نابود کنيم - لوبيايه هيولا کش !
هي ، اين بابا همين الان يه چيز وحشتناکه خيلي راحت گفت ...
ولي اين خيلي غم انگيزه .
ما شب روز براي برقراريه صلح تويه ادو ميجنگيم ،
ولي انگار که کارمون بي فايدست .
اهداف ما با اون چيزي که مردم فکر ميکنند خيلي متفاوته - رقص برزخي !
ولي شما ها خيلي خوب دستور ميگيريد .
به صورت عادي ، آدما نمي تونند نظرات بقيه رو در مورد خودشون رو قبول کنند .
ولي اگه ما فقط نگران اين باشيم که بقيه چي فکر ميکنند .
اونوقته که هيچ کاري از دستمون بر نمياد - روح بي ثبات .
اين ديگه چه جور حرف زدنيه ؟ خيلي حال بهم زنه ...
منم اينجوري بودم .
وقتي که اون شايعه درست شد ، خيلي نصبت به نظر مردم حساس شدم .
اونقدري که حتي ميترسيدم پامو از خونه بزارم بيرون - تخم گورکن !
الان گفت " تخم" ؟ يه ستاره ي موسيقي گفت تخم ؟ اون واقعا ستاره ي موسيقيه ؟
از اونجايي هم که نميشه نظر مردم رو عوض کرد ...
با خودم گفتم که فراموشش کن .
تصميم گرفتم که بهترين آدمي که ميتونم بشم .
بعد از اون ، همه چيز خيلي بهتر شد - تِرياکي برگر .
ولي االان که فکرشو ميکنم ، ميبينم تنها دليلي که تونستم به اين درک برسم ،
اين بودش که دچار اون شايعه شده بودم - پايه مارماهي !
اين خيلي خوب نيستش که آدم به حرف مردم حساس باشه ...
ولي نبايد اونا رو کاملا هم حرفاشونو نشنيده بگيريم -بازگشت گربه .
ديگه به اثر جاودانه ي ميازاکي هايائو رحم بکن ديگه !
ولي من مطمئنم که همتون از پسش بر ميايد . چونکه همين حالا هم داريد تمام سعيتون رو ميکنيد ، مونونوکه هيمه .
اوتسو - چان ... شما زن خوبي هستيد - برو بِرين !
آ ، الان اين بار دومتونه که گفتيد " برو برين " !!
دفعه ي بعدي که اين حرف رو بزنيد بايد بريد سپپوکو بشيد - کوهان شتر !!
آه ، شما کوهان رو هم براي بار دوم گفتيد اوتسو- چان . خرطوم فيل .
اِ ؟ پس اگه اينجوريه بيا بگيم که اصلا يه همچين اتفاقي نيوفتاده !
اين راز کوچولويه ما هستش ، دُمِ موش .
واقعا ... ميخوام کتکشون بزنم ...
حرومزاده !! کي بهت اجازه داده با ناموس مردم گفتمان کني ها ؟
ماکو - چان !
يه ماکوچانه ديگه تويه ماکوچان هستش !
ها ؟ پس بالا تنش کجاست ؟
آه ... کارم تمومه ...
کارم تمومه ... هوي ، ديگه واقعا کارم تمومه ...
فکر کردم يه گرازه ... کارم تمومه ...
قربان ، نمي دونم چه اتفاقي افتاده ، ولي کاري که شده ، ديگه شده .
بنوش و از ياد ببر .
ميدوني ، من غير عمد اون تير رو شليک کردم . کارم تمومه ...
تمومش کن !!
چه غلطي داري ميکني ؟! مگه خير سرت همايه سعادت ما نيستي ؟
چرا اومدي يه همچين جايي ؟
کارم تمومه ... هيچوقت فکرشون نمي کردم که تويه جنگل يه آدم پيدا کنم .
هي ! چرا داري يه جوري حرف ميزني که انگار جرم بدي رو مرتکب شدي ؟
ماکوتو - چان !
ماکوتو - چان ! زود باش بيا اينجا !
يه گروه از بچه ها دارند از مکتب ميرند به خونه هاشون !
حالا وقتشه ! بچه ها معصومند ، براي همين هم ميشه راحت تصوير ذهنيشونو عوض کرد !
تازه اگر هم به مامان بابا هاشون هم بگند ، شهرتمون خيلي سريع افزايش پيدا ميکنه !
بچه ها از چيزايه قشنگ خوششون مياد .
وقتشه که خودتو نشون بدي ، ماکوتو - چان !
صبر کن ! تو ميدوني که اين بابا چه گذشته اي رو پشت سر گذاشته ؟!
هوي ! چپکيه ! ماکو - چان ! اشتباه سوار شدي !
اين به مولا يه پا هيولاست !
مواظب باش !
جلو ! برو جلو ! اي داد ! جنازه افتاد زمين !
نه بابا بهتر ! کاريش نداشته باشيد ! اينجوري کمتر ميترسند !
گفتم بيخيال جنازه !!
خوشم نمياد که گروهي بريم خونه ؟
کاريش که نميشه کرد . با اون اتفاقايه اخير چيکار ميتونيم بکنيم ؟
آخ ...
هي ، موفق شديم ؟
نمي دونم . هيچ چيزي رو نمي تونستم ببينم .
جنازه ! چطور بود ؟ موفق شديم ، جنازه ؟
اينقدر خودتو به موش مردگي نزن ديگه !
هي ، چه غلطي داريد ميکنيد ؟!
حس کردم که يه جايه کار عجيبه ها !
پس شما ها بوديد ! بايد حدس ميزدم !
نه ! اشتباه شده ! اوتسو - چان ازمون خواست که ...
خفه شو ! ميدونيد که چقدر دردسر برامون درست کرديد ؟ هدفتون از اين کارا چيه ؟
نه ! دارم راست ميگم ، اوتسو - چان ازمون خواست ...!
ساعت 14:17 ، به دليل جلوگيري از اجراي عدالت ، بازداشت هستيد .
چي ؟ واقعا ؟
اينکارو نميتونيد بکنيد ! جلو گيري از عدالت ؟ مگه چيکار کرديم ؟
No comments yet. Be the first to leave one.