처음 195줄입니다.
=خانم گو که سکوت میکنه=
منظورت اینه که
چن ان میتونست در مورد بیماریش به خانواده اش بگه
درسته
ولی خانواده اش انتظار بالایی ازش داشتن
اونم از این شهرتش لذت میبرد
برای همین باید قوی و قوی تر میشد
نمیتونست ضعیف بشه
یه آدم عالی و بی عیب
همیشه باید درست بگه
نباید اشتباهی کنه
تو درکش میکنی؟
اره
اگه تو جای چن آن بودی
چیکار میکردی؟
من
اگه تو بودی
به خانواده ات میگفتی؟
من
میشه
بدترین کاری که کردی رو
بگی؟
من
نمیدونم
من کار بدی کردم؟
نه اصلا
به عنوان مثال گفتم
غذای خودتو بخور
مثلا بزرگ شدی
این چه رفتاریه؟
برادر؟
برادر
تو چرا خونه ای؟
شام نخوردی نه؟
بذار برم برات شام بیارم
مامان
تو خونه چیکار میکنی؟
مگه کلاس نداشتی؟
بعد از ظهر کلاس نداشتم
برای همین
میخواستم بیام خونه
که چی بشه؟
میدونی چقدر طول میکشه بیای؟
این هدر دادن وقته
میدونی زمان چقدر برات مهمه؟
من
میخوام یه چیزی بگم
چی؟
گزارش پزشکی؟
خبر خوبیه؟
برادر من همیشه با خودش خبر خوب میاره
میدونستم
مامان
من به عنوان یکی از
دانشجو های برجسته ی دانشگاه ها انتخاب شدم
تو دانشگاه ما فقط من بودم
سال قبلم انتخاب شده بودی نه؟
زیاد خودتو دست بالا نگیر
این دانشگاه که دانشگاه پکن یا تینگوا نیست
وقتی سال بعد فارغ التحصیل شدی
و وارد اجتماع شدی
معلوم میشه
همه ی تلاش های الانت
برای اینه که
برای یه رقابت بزرگتر آماده بشی
مامان
برادر تازه برگشته
بس کن
فردا زودتر بیدار شو و برو مدرسه
هیچ کلاسی رو هم از دست نده
برای همچین موضوع کوچیکی هم
دیگه نمیخواد برگردی خونه
بیا برادر
اینو بخور
تو هم بخور
مامان
برادر
خوابیدی؟
برادر
چی شده؟
هیچی
چشمام از خوندن زیاد
اذیت میکنه
نگران شدم
فکر کردم گریه کردی
چرا باید گریه کنم؟
مامان گفته
مامان گفته هر کی گریه کنه یه ترسوئه
برادر من
عالی ترین
شاهزاده ی دنیاست
یه قهرمان
کاری نیست از پسش برنیاد
بی همتا
امروز چه خبره
چیزی هست که میخوای؟
میشه یه لطفی
به من بکنی؟
میدونستم یه چیزی ازم میخوای
چیه؟
برادر
این سوالا
خیلی برای من سخته
اگه اینا رو حل نکنم
معلمم فردا دعوام میکنه
مامانم عصبانی میشه
میدونی
بذار برات توضیح بدم
ببین
این سوال
من نمیتونم خوابم میاد
باید ساعت هفت صبح از خواب بیدار شم
برادر
برادر تو رو خدا
میدونی اگه یه دختر
تا دیروقت بیدار بمونه
زودتر پیر میشه
باشه
برات حل شون میکنم
یادت باشه
نذار مامان بفهمه
باشه
زودتر بخواب
شب بخیر
شب بخیر
کپسول ریسپریدون
یادت باشه
عین دست خط من بنویس
باشه
شب بخیر
شب بخیر
بای بای
چرا باید داروتو نمیخوری؟
اگه بخورم
تو از دنیام نا پدید میشی
میدونستم منو تنها نمیذاری
تو تنها دوست من
تو این دنیایی
تو تنها کسی هستی که
من واقعیمو میشناسی
من تنهات نمیذارم
من همیشه کنارتم
برادر
اگه من بیشتر بهت اهمیت میدادم
میتونستم سر از بیماریت در بیارم؟
و تو تبدیل به یه قاتل
نمی شدی؟
"قسمت شانزدهم"
به طور معمولی
حافظه ی شخص
تو یه مکان
راحت تر بازیابی میشه
اینجاست؟
اون موقع
ساختمون جدید تازه تموم شده بود
ولی از وقتی اون قتل اتفاق افتاد
دیگه کسی این اطراف نمیاد
فکر کنم
اینجاست
بهتون خورد؟
ما در حال بازسازی ساختمونیم
از دست مون در رفت
واقعا ببخشید
اشکالی نداره
بیشتر مراقب باشین
کی آر؟
نفس عمیق بکش
به خودت بیا
فکر کنم
همه چی یادم اومد
چی رو به یاد آوردی؟
یه مرد
یه مرد اینجا بود
کی؟
چیز دیگه ای یادت نیست؟
من بهت اعتماد کردم
که همچین پرونده ی مهمی رو بهت
سپردم
نه تنها خیلی وقته
پرونده به جایی نرسیده
بلکه به تعداد دیگه ای مردن
همه توی شهر
ترسیدن
اگه احیای به موقع نبود
ون یائو یائو هم مرده بود
داری چه غلطی میکنی؟
رئیس
نمیخوام بگم
من هیچ تقصیری ندارم
ولی ما اصلا انتظار نداشتیم
اون اتفاق بیفته
ما از هر ثانیه استفاده میکنیم
و قاتلو به سزاش میرسونیم
دیگه دیره
چن هو از سمت کاپیتان عزل شود
No comments yet. Be the first to leave one.