The 1000 Eyes of Dr. Mabuse (Die 1000 Augen des Dr. Mabuse)

The 1000 Eyes of Dr. Mabuse (Die 1000 Augen des Dr. Mabuse)

Die 1000 Augen des Dr. Mabuse

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Die 1000 Augen des Dr Mabuse
다음의 해설 mansouryy
با نسخه 720

태그

other
게시일: 2020-04-24
다운로드: 92
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

هزار چشم دکتر مابوزه

با توجه به بي ربط بودن زيرنويس انگليسي موجود با ديالوگ هاي فيلم، قسمت عمده اين ترجمه شنيداري صورت پذيرفته است که بالطبع با اشکالات فراوان

با احترام به استاد سعيد قطبي زاده عزيز

بخش ويژه قتل

بخش ويژه قتل گروهبان نويبر هستم.

"روانشناسي قتل" براي شماست رييس دکتر کورنليوس اه

اوه نه.

- نويسنده احمق نميخوام باهاش حرف بزنم.

حرف زدن باهاش که ضرر نداره

اون جنايت باج خواهي رو يادتونه ، خيلي کمکمون کرد تا حلش کنيم

کراس هستم.

من هستم کورنليوس.

- زندگي يه نفر داره بوسيله پليدي مرگبار از بين ميره.

خطري وجود داره

- ادامه بده

- بطور خاص دو تا ماشين مي بينم که پشت چراغ ايستادند

تابلوي اسم خيابون هست هانسارينگ

خطر نزديک ميشه دو تا آدم مي بينم

بدذاتي يک نفر

يه نقشه شيطاني

جنايت!

"ايستگاه تلويزيوني" - چرا هنوز بارتر اينجا نيست؟

برنامه سي ثانيه ديگه شروع ميشه.

- مطمئنم خودش رو ميرسونه، تلفن زد و گفت پانزده دقيقه ديگه سر برنامه داغترين خبر سال هستم.

بوريل يه جايگزين براي بارتر داريم.

- باشه سريع باش.

همه تو استوديو ساکت باشند.

دو ثانيه ديگه!

ماريا فرانک گزارش ميدهد

برنامه خبرهاي داغ امروز

به علت مرگ گزارشگر پخش نخواهد شد

پيتر بارتر

که در اتومبيلش وقتي روي فرمان افتاد بود پيدا شد.

و ظاهرا دچار حمله قلبي شده است.

دکتر!

شماره دوازده همه چيز مرتبه.

- ادامه بديد بدون معطلي پلاک ماشين رو عوض کنيد

سريع فرستنده رو برداريد و رنگ ماشين رو به يه رنگ ديگه تغيير بديد.

سريعا هم با کشتي به هلند بفرستيدش.

باشه.

- دلم ميخواد اين دکتر رو رو در رو ببينم

- کي اهميت ميده اون هميشه خوب پول داده.

- راستش رو بخواي خيلي کنجکاوم.

مطمئن نيستم که يه روزي بتونم بفهمم اون چه شکليه؟

آره و او روز ختم به مرگت ميشه.

هنوز هرمان رو بخاطر دارم.

اون هم کنجکاو بود و بايد با دکتر شخصا صحبت کرده باشه

مطمئنا هم جايزه اش رو گرفت

که يه گلوي بريده بود

- اما هنوزم دلم ميخواد بدونم اين رفيقم چه شکليه؟ اين آقاي دکتر.

اتفاقاتي مثل اين رو ميتونم توضيح بدم.

تصاويري که من مي بينم براي خودم هم خيلي مرموزه کمسير.

اما جادو اين ارزش رو داره که بشه باهاش حقيقت رو پيدا کرد

من پيش آمد يک فاجعه رو احساس ميکنم

يه کابوسه که پر از مکان هايي است که هيچي در موردشون نميدونم.

درد و رنجي در اون مدت من رو دربر ميگيره بله، شديدا رنج ميبرم.

اما متوجه شدم که غيرممکنه بشه در مورد جادوي سياه بحث کرد

هميشه مثل يه قبرستان ميمونه اون هم توي يه شب سياه تاريک

- به هر حال پليس بايد جلو بره و به تلاشش تا حصول نتيجه ادامه بده

ميدونستي که اون يه گزارشگر بيچاره بوده؟

- يکي دوبار حدود يکسال پيش يه مدت کوتاهي سعي کردم بهش جا بدم

آمد به اين آپارتمان

هميشه دنبال چيزاي غير معمولي ميگشت

و خيلي هم شکاک بود مثل شما.

تو حوزه ما اين يه چيز معمول اه.

پليس اساسا توجهي ناچيزي به فرمول هاي جادويي داره

بايد بگم که خودم هيچوقت چيزي به اسم شب سياه تاريک آشنايي نداشتم.

حضور در ايرلند من رو متقاعد کرد

که براي کمک به سلامتي چيزهاي منحصر به فرد و ماوراء الطبيعه رو باور داشته باشم

اونجوري ميتونم ببينم.

متاسفم که چيزهايي جلوتر رو بهتر از ديگران ميتونم ببينم.

- شايد، اما در مورد بارتر منظره تو، يا حالا هر چي که اسمش رو ميخواي بذاري

دوباره يک کم کوتاه فکري به نظر مياد.

به جاي جنايتي که شما حدس ميزديد و اخطارش رو داديد

اين فقط يه حمله قلبي ساده بود.

بله؟

يک لحظه

براي شماست.

بله؟

- گزارش کامل آزمايشگاه رو ميخوام تا نيم ساعت ديگه مي بينمت.

کورنليوس

کالبد شکافي نشون داده که مورد بارتر حالا ديگه يه جنايت اه

اما يه سوزن فولادي بلند به سرش اصابت کرده

ترکيب: بهترين فولاد ايريديم.

طول:68.4 ميليمتر.

سوزن فولادي با تاثيري حيرت انگيز به جمجمه جنازه وارد شده

و در نتيجه قسمت بزرگي از مغز را در ناحيه استخوان پس سري تحت تاثير قرار داده است

"به عزيزترينم پيتر با تمام عشقم به او در اولين کريسمس امون"

کورينا.

بد هم نيست.

"دفتر وقايع تلويزيون پيتر بارتر"

ته يه کاغذ هم اينجا نيست.

دفتر روزنامه رو هم بردند

- وسايل ضبط صدا هم گم شده اند. - البته.

دنبال هر گونه نوشته اي باشيد اما ممکنه که مربوط به برنامه خبري تلويزيون باشه

اگر چيزي اينجا باشه بايد مطمئن باشيم که اينا پيداش ميکنند

هيچ اثر انگشتي پيدا نمي کني اين يه کار درست و تميز بوده.

ما فقط يه چيز داريم اون هم همون سوزن فولادي بلند.

يه سلاح کاملا غير معموله آقايون.

الان گزارشش رو براتون ميخونم

يک سلاح که با فشار هوا سوزن فولادي پرتاب ميکنه، بدون هر گونه صدا.

اين يه سلاح جديد پياده نظامه

و اينطور که به من اطلاع دادند تو فورت بنينگ ايالات متحده تست شده

اما حالا ميرسيم سر قسمتي که جذاب ترينشه

قبل از اينکه اين سلاح شانس اين رو داشته باشه که به توليد انبوه برسه

مدل تست شده دود شد رفت هوا

دزديدنش

سرويس اطلاعاتي ارتش آمريکا

دزد رو پيدا کرد

يه سرباز آمريکايي که فرستاده بودنش به آلمان

تو يه پايگاه هوايي قديمي

با گلويي بريده شده

کاملا واضح بود که بدجوري زدنش

و البته هيچ اثري هم از سلاح نبود

کي اين اتفاق افتاده؟

سال گذشته.

حالا اين سلاح که با سوزن فولادي مسلح شده براي کشتن بارتر به کار گرفته شده

- يه جوري در مورد اين پرونده احساس آرامش ميکنم منظورم اينه که

انگار که قبلا باهاش درگير بودم.

چه جوري بگم

شنيدن اسم دکتر مابوزه چقدر راهگشا است؟

- هيچي -هيچي

يه نابغه ايده آل گرا.

- ميخواست وحشت ايجاد کنه و همه جور ترس عجيب غريب هم راه انداخت.

ميگفت ميتونه تو دولت آلمان انقلابي راه بندازه

خيلي زود احساس کرد که کل جهان رو تغيير بده

بالاخره يه جا قطعش کرد و خيلي زود بعدش اقدام به خودکشي کرد

بالاخره در سال 1972 مرد با ديووانگي کامل

يه وصيت نامه از خودش بجا گذاشت که پر بود از ساختارهاي جنايي که خودش برنامه ريزي کرده بود

اگر چه اگر با جنايتکاران قديمي که اون رو مي شناختند صحبت کنيد

همه اشون يه چيز رو ميگن "دکتر مابوزه نمرده"

اون هيچوقت نمي ميره.

قصه هميشگي.

چه چيزي رو به خاطر شما مياره از اين اسمش چي بود؟

مابوزه.

دکتر مابوزه.

اون روزا تو بخش جنايي به عنوان دستيار سوم منصوب شده بود

و يک پرونده جنايي رو داشتيم که خيلي شبيه بود.

در اون زمان هم يه مرد از طرف ماشين کناري اش مورد اصابت قرار گرفته بود

به نظر ميرسه مرگ بارتر دقيقا دوباره کاري همون روش هايي که توسط دکتر مابوزه استفاده ميشد.

گفتي که تو سال 1932 مرده که؟

بله.

خوب من تو مراسم تدفين اش حضور داشتم ميدونم که مرده

قبلا در اين مورد چيزي نشنيده بودم.

- به نظرم دوستانش موفق شدند که جلوي ثبت هر گونه مورد جنايي رو بگيرند.

- اما حتما بايد از کاراهاي مابوزه يه پرونده يه جايي باشه.

شمار هشت هستم.

سوئيچ رو بزن.

- داره درست کار ميکنه. بايد تيز باشي.

توجه، اين دکتر مابوزه است .

توجه، اين دکتر مابوزه است که صحبت ميکنه.

- اين آمريکاييه ، هنري وي تيلور براي چهار روز توي شهره.

- آقاي تيلور انگيسي ها قطعا تمام شرايط شما رو پذيرفتند. - خوبه.

خوب؟

يه نکته هست که هنوز بحث اش رو نکرديم

- وقتي مسئوليت موضوع سهام کارهاي اتمي رو از جانب ما به عهده گرفتيد

به عنوان نماينده دولت ايالات متحده اين کار رو کرديد يا

يا اين سرمايه گذاري موکدا جنبه شخصي داشت.

اين اصلا مهم نيست.

- از وقتي که بزودي سر هم کردن ساخت اين راکت ها توي منطقه آزمايشگاهي خودم تو آمريکا آغاز کنم

طبيعيه که همه چيز تحت کنترل نيروهاي ايالات باشه.

موارد مالي رو چه جوري براي اين قرارداد مديريت کرديد؟

- اونطوري که وکلاي من قرار داد رو قبول کردند همه مبلغ در ماه پيش رو بوسيله چک پرداخت ميشود.

واحد بي و سي

تکرار ميکنم واحد بي و سي

موظف هستند هر حرکتي که اين تيلور انجام ميده زير نظر داشته باشند.

هر دوازده ساعت منتظر ارائه گزارش از تيلور هستم

تيلور تو سوئيت لاکچري شماره چهارده تو هتل لوکسور زندگي ميکنه.

يه پيام از طرف کميسر کراس.

"گزارش شده که مفسر تلويزيون پيتر بارتر آخرين بار تو هتل لوکسور ديده شده

در همان ساعتي که در مسير رفتن به شوي تلويزيوني يه قتل رسيده است.

به همه نيروهاي ويژه اطلاع داده بشه که 29 دقيقه ديگه در جلسه اي که براي اونهاست حضور داشته باشند

من به کميسر اينترپل آمبروز ميگم.

- قبل از هر چيز بذاريد يه نگاهي به حقايق بندازيم

يه تعداد از جنايات هستند که به عنوان حل نشده تو قسمت ما طبقه بندي شدند

فکر کنم حدود پانزده تاش رو در جريانم

در روز پانزدهم مارس 1985

يه هواپيماي هلندي برفراز مرزهاي طرابلس پيداش ميشه

هشت انفجار رخ ميده علت خرابکاري عمدي

ماموران در بازداشت به سر ميبرند

اضافه شود که، اوني که به قتل رسيد رييس بانک فرانسه لوشار بود

و حاصل مرگ ناگهاني اون وحشتي بود که بر بازار اوراق بهادار سايه انداخت

لوشار، اينجا چند روزي رو تو يه هتل اقامت داشت در حقيقت تو هتل لوکسور

در نيمه شب سوم نوامبر 1958 آقاي دلانو مرده پيدا شد.

دلانو رييس يک کمپاني فولاد بود

اينجوري پيداش کرديم يه چاقو زدن پشت اش

تو واگني که باهاش سفر ميکرد

يه ساک با طرح آبي گمشده بود

اون هم براي مدتي تو هتل لوکسور اقامت داشت.

در دوازدهم مي 1959

يه دلال ارتش الجزاير به نام حسين

بلافاصله بعد از اينکه يک بمب

توي ماشينش منفجر شد به قتل رسيد.

حسين قبل از اينکه بميره

فقط با يکي از متصديان خوشنام بار هتل لوکسور ديده شده

و اين قصه همينطور ادامه داره.

اين جنايت هاي عجيب

تهديدي است با طراحي نظامي

جنايت هر پرونده با قبلي فرق ميکنه و هيچ پرونده هم حل نشده

همشون با يک نقطه مشترک به هم مرتبط هستند

The 1000 Eyes of Dr. Mabuse (Die 1000 Augen des Dr. Mabuse) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The 1000 Eyes of Dr. Mabuse (Die 1000 Augen des Dr. Mabuse)

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left