Tsugumomo

Tsugumomo (つぐもも)

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Tsugumomo S1 (1-12) full zip
다음의 해설 Sakht_sar
forums.animworld.net ***** @Awsub @Awforum

태그

TS
게시일: 2020-08-23
다운로드: 40
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 153줄입니다.

وقتی پیچش های پیله ای شکل اوبی از هم باز شد

یه دختر به سفیدی برف رو دیدم‏.‏

اون یه شبحه؟ یه روحه؟

هیچ راهی برای فهمیدنش نداشتم

ولی‏،‏

ولی قیافه اش خیلی برام آشنا بود‏.‏

تسوکوموگامی

، روحی که بعد از چندین سال در وسیله ای سکنا می گزیند

. که بالاخره روزی قدرت تبدیل به دست می آورد

Temari & Amin.F

ها؟

اینجا کجاست؟

داریم از هم جدا میشیم ؟

... نه

نرو‏!‏

تنهام نذار‏!‏‏!‏

چه غلطی داری می کنی‏،‏ منحرف‏!‏‏!‏

چیکایشی چیساتو

سینه و همه جام رو دست مال کردی‏!‏ خجالت بکش‏،‏ بی حیا‏!‏

چرا اینطوری بیدارم می کنی؟

کاگامی کاگویا

به چی زل زدی؟

سفیده‏!‏

حیا نمی کنی‏،‏ نه؟

وقتی می ره رو منبر‏،‏ یکی دو ساعتی تو همین فاز می مونه‏.‏

اون پسره بدبخته؟ من که اینطور فکر نمی کنم‏.‏

همیشه این رفیق بچگی مون بعد مدرسه مدام برامون سخنرانی می کنه‏.‏

اینجا ساحل چیساتوئه‏.‏ اون از حالا به بعد دیگه هیچ مشکلی نداره‏.‏

اون رویا‏!‏

شاید فقط یه خواب بوده‏!‏

این اوبی از مادرم به جا مونده‏،‏

زیاد مادرم رو به خاطر نمیارم‏.‏

اگه یکی دوبار تو هفته بوش نکنم‏،‏ نمی تونم زندگی رو تحمل کنم‏.‏

عطر ساکورا‏.‏‏.‏‏.‏

خب دیگه‏،‏ باید برگردم خونه‏.‏‏.‏‏.‏

یه کلاه گیس؟

موهای کسیه؟ کلاه گیسه؟

چی شد؟

کازویا‏-‏کون کجاست؟

می تونم تو راه برگشتن به خونه کلی واسش سخنرانی کنم‏.‏

به دادم برسین‏!‏‏!‏

بسه دیگه‏!‏

چه اتفاقی داره میوفته؟

این یه آماسوگیه‏.‏

داره میاد‏!‏

ولی‏.‏‏.‏‏.‏

چی شد‏.‏‏.‏‏.‏

آه‏.‏‏.‏‏.‏ الانه که بمیرم‏.‏‏.‏‏.‏

ای کله پوک

هی کازویا،‏ خیلی وقت بود ندیده بودمت‏.‏

تو دیگه کی هستی؟

عجبا

نمک نشناس‏!‏

اوه‏،‏ پس تو هم اینجایی‏.‏

ما الان اینجا تو یه وضعیت خطرناکی هستیم‏. ‏ باید سریع خودت رو‏.‏‏.‏‏.‏

کازویا‏.‏‏.‏‏.‏

اون میزبانه‏.‏

به دارایی بقیه چشم نداشته باش‏.‏

این یارو مال منه‏.‏ احمق‏!‏

گفتی دارایی؟؟

این دومین باریه که جونت رو نجات دادم‏،‏ ببینم مشکلی باهام داری‏.‏

فکر می کردم قراره خوراک یه هیولا بشم ولی حالا شدم نوکر یه هیولا‏.‏

به کی گفتی هیولا‏،‏ اسکول‏!‏

من یه تسوکوموگامی هستم‏!‏ چطور جرات کردی ما دو تا رو یکی بدونی‏!‏

خب آخه یه شباهت هایی به همدیگه دارین‏!‏

هیچم اینطور نیست‏،‏ کله پوک‏!‏

کازویا‏-‏سان‏.‏

خب حالا می خوای چیکار کنی‏،‏ کازویا؟ خدمتکارم می شی و منم نجاتت می دم؟

باشه بابا‏.‏ قبوله‏.‏ نجاتم بده‏!‏

قبول می کنم‏!‏

اونقدر وقت نداری که بخوای دلواپس کازویا بشی‏!‏

مشت اوبی‏!‏

بگیرش که اومد‏،‏ ضربه فنی اوبی‏!‏

چه جالب‏!‏

نمی تونی بکشیش‏!‏

خیلی سر و صدا می کنی‏،‏ دیگه شورش رو دراوردی‏.‏

بفرما‏!‏

تموم شد و رفت‏!‏

واقعا احساساتت خیلی قویه‏.‏

نمی تونی عشقت رو با انداختن اون آماسوگی ای که احضار کردی به جونش برگردونی‏.‏

سر عقل بیا و گرنه احساساتت هم حروم میشه‏.‏

بین خودت و آماسوگی ارتباط برقرار کن‏.‏

اگه اینکار رو بکنی جلوی انتشار این نفرین رو می گیری‏.‏

اگه قبول نکنم چی

‏.‏‏.‏‏.‏می خوام نابودش کنم‏!‏

سپر محافظ

کایوزا

خورد به دستم‏،‏ چیزیم نشده‏.‏

بگیرش که اومد‏!‏

دیگه بیشتر از این گند نزن‏،‏ آشغال عوضی‏!‏

تمومش کنین‏!‏

بهتره از کایوزا ممنون باشی‏!‏

اون کلاه گیس تسخیر شده رو گذاشته بود سرش‏.‏‏.‏‏.‏

ولی نمی دونم چرا یهو بهم حمله کرد؟

همین طور که احساساتش نسبت بهت افزایش پیدا می کرد‏،‏ توی اون کلاه گیس فرو می رفت و تبدیل به یه آماسوگی شده بود‏.‏

آماسوگی؟

. خواسته ای خیلی شدید برای بازیچه کردن تو به وجود اومده

. میشه بهش گفت وسیله تسوکوموگامی

. یه روح داشت این بچه رو کنترل می کرد

اگه آدم اسیرش بشه‏،‏ حتما از یه سوراخی یه جوری به دیگران حمله ور میشه‏.‏

از یه سوراخ می زنه بیرون‏.‏‏.‏‏.‏

ولی می دونی‏،‏ تا حالا هیچ وقت اونقدر به دختری نزدیک نبودم که حالا بخواد به خاطرم عقده ای بشه‏.‏‏.‏‏.‏

اگه اینطور باشه که می گی‏،‏ پس اون باید یه پسر باشه‏.‏

جدی؟

حالا جدای این حرفا‏،‏می تونی یکمی بیشتر راجع به خودت و آماسوگی توضیح بدی‏.‏‏.‏‏.‏

هی با توام‏!‏

دیگه وقت خونه رفتن گذشته‏.‏ اینجا چه غلطی می کنی؟

ببخشید‏!‏ ولی این دختره اینجا غش کرده‏!‏

کار خودت بوده؟

نه به خدا‏،‏ من کاری به کارش نداشتم‏.‏

من اومدم‏!‏

خوش اومدی‏،‏ یا‏-‏کون‏!‏

می خوام برم یه دوشی بگیرم خواستی تو هم می تونی باهام بیای‏!‏

یکم واقع بین باش‏،‏ من که دیگه بچه نیستم‏!‏

جدی چیزی یادم نمیاد‏.‏

اون دختری که جونم رو نجات داد‏.‏‏.‏‏.‏

موندم یعنی کی می تونه باشه‏.‏

انگاری منو می شناخت‏،‏

ولی هیچ یادم نمیاد که قبلا اونو جایی دیده باشم‏.‏

گفتش که یه تسوکوموگامیه‏.‏

تسوکوموگامی‏:‏ یک شی بسیار قدیمی‏،‏ وقتی یه چیزی مدتها بمونه‏،‏ ممکنه میزبان یه روح بشه یا روح یه مرده تسخیرش کنه و تبدیل به یه جور هیولا بشه‏.‏

پس اون یه هیولاست‏.‏

وقتی از بالا پشت بوم افتادم پائین‏،‏ همه چیز از تو کیفم ریخت بیرون‏.‏‏.‏‏.‏

ولی دیگه اوبی مامانم رو پیدا نکردم‏.‏

اینکار رو نکن‏.‏

لطفا ترکم نکن‏.‏

خواب دیدم‏.‏

یا‏-‏کون‏.‏ چیزی شده؟

ها؟

به جون خودم چیزی نشده‏.‏

... جدی ؟ شنیدم جیغ زدی

. چیزی نیست به خدا

! آره ، پام لیز خورد و افتادم

جدی ؟ پس حالت خوبه ؟

! آره ، آره ! خوبم

... آه

! احمق بی همه چیز

!این چه طرز رفتار با اربابته ؟

ولی اگه خواهرم می دیدت

، خب شاید خیلی بد رفتار باشی ، ولی از اونجایی که یادت نمیاد

. یه توضیح خیلی خوب برات میدم

... اول من

تسوکوگامی کیمونوئه اوبی هستی ، درسته ؟

چی ؟ یادت هست ؟

. نه ، اگه بهش فکر کنی منطقیه

. یه لباس طناب شکل از کوله پشتی من بیرون اومد

. و بعدش یه دختر ظاهر شد

... در مثل اوبی مادرم

. بوی شکوفه های گیلاس

. اوبی توی کیفم غیبش زد

. پس با اطلاعاتی که از اوبی و تسوکوگامی دارم ، این نتیجه گیری طبیعیه

. حتی برای یه احمق هم جواب خیلی خوبیه

. درسته ، من همون ابریشم خالص دست ساز هستم

More Farsi Persian subtitles for Tsugumomo

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left