Queer As Folk

Queer As Folk

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 5

릴리스 정보

Queer as Folk S05E05 720p WEB-DL x264-Pahe StreamWide
다음의 해설 RainbowSubs

태그

webdl
게시일: 2025-06-08
다운로드: 29
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫- * یک، دو، سه، ‫چهار، پنج، شش *

‫* تکانش بده، رفیق

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫- عصر بخیر، ‫آقای تیلور.

‫- اوه، خدای من. ‫تو همون آدم عجیبه هستی.

‫- می‌تونی هر وقت خواستی ‫منو از نو بسازی،

‫از بالا تا پایین.

‫یا از پایین به بالا.

‫- اینو تو ذهنم نگه می‌دارم.

‫- تو آقای محبوب هستی.

‫- اوه، شگفت‌انگیزه که ‫ستاره تلویزیون بودن چی کارا که نمی‌کنه.

‫- همم. ‫فکر کنم دنبال

‫آقای محبوب دیگه هستی.

‫- اون گفت ‫یه سورپرایز برام داره.

‫- اگه یه بدن خوش‌فرم ‫و حداقل نه اینچ نباشه،

‫تعجب می‌کنم.

‫سالن ویژه جدید ‫اعلی‌حضرت.

‫فقط با دعوتنامه.

‫- خوش اومدی، آقای تیلور.

‫- چطوره تغییراتی که ‫تو این مکان دادم؟

‫- مثل همیشه، ‫سلیقه‌ت بی‌نقصه.

‫- بعضی‌ها ‫ممکنه بگن بابل

‫دیگه هیچ فایده‌ای ‫نداره.

‫ولی من فکر می‌کنم ‫هنوز صد و یک کاربرد داره.

‫شاید حتی... صد و دو تا.

‫- آره. ‫سلام، عزیزم.

‫- عزیزم.

‫- اوه!

‫- عزیزم من. ‫- بیا پیش مامان.

‫- ممم. ‫- سلام، عسلم.

‫- سلام. ‫- اوه، آره!

‫- خب، رفیق، بعد از مدرسه ‫میای خونه؟

‫- نه، فکر کردم به ‫سیرک دو سولیل بپیوندم.

‫- زرنگ.

‫- دیگه کجا قراره برم،

‫حالا که بهم ‫مودبانه گفتن

‫بهتره برای همه ‫مربوطین

‫اگه دیگه تو تیم شنا نباشم؟

‫- فعالیت‌های فوق‌برنامه ‫دیگه‌ای نیست

‫که بتونی توشون شرکت کنی؟

‫- منظورت جاییه که ‫زندگی بقیه دانش‌آموزا رو

‫به خطر نندازم؟

‫هی، چی توی ‫باشگاه شطرنج؟

‫گرچه، ممکنه به خاطر ‫کیش‌ومات کردن حریفم اخراج شم.

‫- می‌تونی اینو تموم کنی؟ ‫- نه، چرا تو

‫با پیشنهادات لعنتی ‫مفیدت تموم نمی‌کنی؟

‫- باشه، شما دو تا.

‫- فقط می‌گم ‫می‌تونی دور بزنی

‫و عصبانی و تلخ باشی، ‫یا می‌تونی

‫فراموشش کنی ‫و ادامه بدی.

‫- این ضرر اونا ست، هانتر، ‫نه تو.

‫- آره، شرط می‌بندم ‫همه‌شون از این موضوع داغون شدن.

‫- به دو تا بابای من خوش اومدی.

‫- هی، قهرمان.

‫- گور بابات.

‫- به نظر می‌رسه نرمال بودن ‫با این پسر جور درنمیاد.

‫- بهتره برم سر کلاس.

‫- می‌تونم برسونمت، ‫استاد؟

‫- نه، ممنون. ‫اتوبوس می‌گیرم.

‫گوچی، گوچی.

‫- یا، اگه ترجیح می‌دی، ‫پرادا، پرادا.

‫- کجا بودی؟ ‫- ها؟

‫- هفته پیش تو بابل ‫دلتنگت شدیم.

‫- اوه، درسته.

‫- همه ابرقهرمانای ‫مورد علاقه‌ت اونجا بودن،

‫پرواز می‌کردن...

‫و گشت‌وگذار می‌کردن.

‫- خب، من خودم ‫داشتم پرواز می‌کردم.

‫یه بچه داشتن ‫واقعاً آدمو رو انگشتاش نگه می‌داره.

‫- خب، وقتی تو و بن ‫از شیردهی خسته شدید،

‫باید یه سر بیای.

‫- اینا واقعاً قشنگن.

‫و برات فاج درست کردم. ‫سه نوع.

‫شکلاتی، باتراسکاچ، ‫و راکی رود.

‫- عجب، من چی کار کردم ‫که مستحق همه اینا شدم؟

‫- اگه از من بپرسی، ‫تو مستحق همه‌چیز هستی.

‫- یکی مسابقه زیبایی ‫برده؟

‫- آره، دوشیزه کون گنده 2005.

‫- تو چاق نیستی. ‫تو زیبایی.

‫- این خانم درست می‌گه.

‫شوخی‌های خودتحقیرکننده ‫دیگه بهت نمیاد،

‫پس دیگه نپوشش.

‫- ممنون، آقای چشم عجیب، ‫برای نکته مد.

‫- خب، من... ‫بهتره برم سر کار.

‫- مراقب خودت باش، عزیزم.

‫و بازم ممنون ‫برای همه این خوراکی‌ها.

‫بعداً می‌بینمت. ‫- باشه.

‫- ممم.

‫یه کم می‌خوای؟

‫لورتا اینو ‫فقط برای من درست کرده.

‫- اوه، چقدر شیرین.

‫اینم همین‌طور.

‫- این یه ابراز محبته، ‫نه مسابقه شیرینی‌پزی.

‫- آره، خب، اگه مقدار شکر ‫نشونه‌ای باشه،

‫اون بیشتر از شیرین ‫به تو علاقه داره.

‫- داری درباره چی ‫حرف می‌زنی؟

‫- به اندازه رنگ

‫چشمات.

‫سلام؟ ‫گل‌های رز، آب‌نبات.

‫طرز نگاه کردنش به تو، ‫بدون پلک زدن.

‫به من نگو ‫نمی‌تونی ببینیش.

‫- اون به من علاقه داره.

‫این روشش برای تشکر کردنه ‫برای همه کارایی که براش کردم.

‫- باور کن، ‫بیشتر از اینه.

‫خیلی بیشتر.

‫اون عاشق تو شده.

‫- این غیرممکنه. ‫من یه زن خوشبخت متاهلم.

‫من از مردا خوشم میاد.

‫لازم نیست به من بگی.

‫می‌شنوم که تو و کارل ‫هر شب حسابی مشغولید.

‫اصلاً کوتاه نمیای، ‫نه؟

‫- خب، فایده‌ای نداره ‫یه کاری رو

‫نصفه‌نیمه انجام بدی.

‫خب، حالا چی کار کنم؟

‫- خب، اول، ‫باید گل‌های رز رو

‫توی آب بذاری،

‫بعد فاج رو فریز کنی،

‫بعد باید بهش ‫توضیح بدی

‫به آرومی ولی محکم

‫چرا هیچ‌وقت نمی‌تونه بشه.

‫- «بشنو، لورتا،

‫حتی نمی‌تونم تصور کنم ‫که برم توی یه واژن.»

‫- چیزی تو همین مایه‌ها.

‫وگرنه، مثل ‫یه لزبین واقعی،

‫ماشین آفرودش رو ‫جمع می‌کنه

‫و میاد خونه‌ت ساکن می‌شه.

‫- باشه، می‌تونی شلوارت رو ‫بکشی بالا.

‫- چه تغییر جالبی ‫از درخواست معمول.

‫- پس کی ‫اولین بار پیداش شد؟

‫- چند روز پیش.

‫- ایده‌ای داری چطور بهش گرفتار شدی؟

‫- احتمالاً ‫از کشیدن زیادی.

‫- این تاول نیست، برایان. ‫این یه زخم سیفلیسه.

‫به نظر می‌رسه ‫یه مورد سیفلیس گرفتی.

‫- سیفلیس؟

‫ولی این مال دهه ۸۰ه.

‫دهه ۱۸۸۰.

‫- دیگه نه. ‫دوباره حسابی مد شده،

‫مخصوصاً ‫تو جامعه همجنس‌گراها.

‫- آستینت رو بالا بزن، ‫لطفاً.

‫- فکر می‌کنی بتونی، اوم، ‫مشخص کنی کی بهت داده؟

‫شاید سوزنو ‫پیدا کرده باشی،

‫ولی پیدا کردن انبار کاه ‫یه دردسر بزرگه.

‫- مشت کن.

‫- همیشه شماها ‫که خیلی رسمی هستید

‫عاشق چیزای عجیب و غریبید.

‫آخ.

‫با یه آزمایش V.D.R.L. ‫تأییدش می‌کنیم،

‫فقط برای اطمینان.

‫اینو نگه دار.

‫- بعدش چی؟

‫- بعد یه آمپول پنی‌سیلین ‫بهت می‌زنیم.

‫اون باید درستش کنه.

‫با این حال، باید ‫برای چند روز از سکس دست بکشی

‫برای چند روز.

‫- چند روز؟

‫- می‌دونم، برای تو، ‫این معادل

‫مدتیه که برای ‫خلقت جهان طول کشید،

‫ولی، اوم...

‫من بیشترین ایمان رو دارم ‫که تو از پسش برمیای.

‫- این تقریباً ‫تنها چیزیه که برام گذاشتی.

‫- اوه، و یه چیز دیگه.

‫باید به همه‌کسایی که ‫باهاشون تماس جنسی داشتی اطلاع بدی

‫تا اونا هم آزمایش بشن.

‫- «کاش دنیا و زمان ‫به اندازه کافی داشتیم.»

‫- * فکر می‌کنم چشمام بازن

‫* مطمئن نیستم چی می‌بینم

‫* و تو می‌دونی ‫که من هنوز امیدوارم *

‫* این برای من اتفاق نیفته

‫* مردم درست از تو من ‫نگاه می‌کنن *

‫* ولی کنار می‌رن ‫تا بذارن من رد شم *

‫* یه جورایی خنده‌داره ‫چطور این اتفاق می‌افته *

‫* ولی نمی‌ذارم اونا ‫منو گریه‌کنان ببینن *

‫* بذارن منو گریه‌کنان ببینن

‫* منو گریه‌کنان ببینن

‫- خودکار اضافی داری؟

‫مال من گم شده.

‫- داری سعی می‌کنی ‫خوب باشی؟

‫- آره. ‫- خب، زحمت نکش.

‫- باشه، اگه ترجیح می‌دی ‫تنها بشینی.

‫- تو تنها کسی بودی ‫که درباره من می‌دونست.

‫- تنها کس.

‫و حالا یهو، ‫کل مدرسه لعنتی

‫می‌دونه من قبلاً چی کار می‌کردم.

‫وای، فکر کنم ‫چطور این اتفاق افتاد.

‫- من به هیچ‌کس نگفتم.

‫هرگز همچین کاری ‫باهات نمی‌کردم.

‫- پس اونا ‫چطور فهمیدن؟

‫- پدر و مادرم.

‫خودت بهشون گفتی، ‫یادت میاد؟

‫وقتی سرت ‫به لبه استخر خورد،

‫اونا به چند تا ‫از والدین دیگه زنگ زدن،

‫که به بچه‌هاشون گفتن، ‫که به دوستاشون گفتن،

‫و وویلا، تو حالا معروفی.

‫- آره، ‫یه سوپراستار کثیف.

‫منتها نمی‌بینم کسی ‫برای امضام بیاد.

‫- پدر و مادرم برای کاری که کردن ‫یه مشت آدم عوضی‌ان.

Queer As Folk subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Queer As Folk

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left