처음 200줄입니다.
تقديم به تمام ايرانيان اصيل سرزمين پارس
هشدار ، پرواز شماره 9 به زودي حرکت ميکنه
مسافرين پرواز شماره 9 آماده حرکت باشن
در خدمتم قربان هواپيما براي مقصد "بون" داريد يا نه ؟-
معمولا روزي سه پرواز داريم اما متاسفانه تا اطلاع ثانوي جاي خالي نداريم
دلت ميخواد اسمت رو براي رزرو جا بنويسم ؟ آره -
اسمتون لطفا ؟ دِري ، فِرِد دري-
حدود چقدر ممکنه معطل بشم ؟ حداقل تا پرواز شماره 37 تا نوزدهم اين ماه ممکنه معطل بشي-
خيلي زياده ، نميتونم اينقدر منتظر بمونم خيلي دلم ميخواد که زودتر به خونه برسم
متاسفم قربان ، اما قبل شما هم خيلي ها اسم نوشتن ببخشيد ، من اومدم بليطم رو تحويل بگيرم-
اسمم هم جورجه ، جورج گيبنز درسته ، اسمتون اينجاست-
ممنون اگه اشکال نداره ، بايد بارتون رو وزن کنيم-
ببخشيد آقا ، اون چمدون ها رو بزار اونجا لطفا خواهش ميکنم-
شما ميتونيد يه سري هم به قسمت نيروي هوايي ارتش بزنيد
کجا هستن ؟ داخل ساختمون ورودي فرودگاه اسکان دارن-
خيلي ممنونم
شما 16 پوند اضافه بار داريد قربان اشکال نداره ، پولش چقدر ميشه ؟-
بله قربان
بچه هايي که ميخواستن با پرواز 93 پرواز کنن ، خوب گوش بدن
منظورم پرواز شماره 93 به مقصد سانفرانسيسکو و سياتل ه
متاسفانه اين پرواز تا اطلاع ثانوي کنسل شد
در خدمتم رفيق پرواز براي ديترويت داريد ؟-
نه نداريم ، اما براي کليولند پرواز داريم ، ميخواهي ؟ کليولند ؟-
آره ، همون هم خوبه پس اين فرم رو پر کن-
پس داريم ميرم کليولند شهر قشنگيه -
حرفت درسته ، اما راهم دورتر ميشه چون من ديترويت زندگي ميکنم
گروهبان ، چقدر شانس دارم به بون پرواز گير بيارم ؟
داري به عنوان يه ارشد دستور ميدي ؟
آره بسيار خب-
الان که پروازي نداريم ، اما شما اين فرم رو پر کنيد هر وقت پراوز براي بون داشتيم ، خبرتون ميکنم
باشه ، فکر کنم بايد منتظر بمونم
بچه ها ، من به کمک چند نفر از شما براي حمل اين وسيله به داخل هواپيما احتياج دارم
باشه يالا ديگه
پاشو ديگه
شرط ميبندم يه تني وزنش باشه تو چرا کمک نميکني ؟ يعني اينقدر خسته اي ؟-
از اينطرف بياريدش بچه ها
بچه ها ، حواستون باشه از روي پله ها خيلي آروم پايين بياريدش
گرفتيدش ؟
آروم از پله ها بياريدش پايين
دِري
کاپيتان فرد دري دارم ميام-
پاريش ، هامر پاريش؟ اومدم-
تو دري هستي ؟ آره -
تو هم پاريشي ؟ آره خودمم-
از پايگاه فرماندهي بهمون اطلاع دادن که يه هواپيما بي -17 بايد به شهر بون برده بشه
بايد باهاش چند جا فرود بياييد ، اما تا فردا بعد از ظهر ميرسيد خونه
خيلي خوب شد خب ، اينجا رو امضا کنيد-
پسر ، چه حالي ميده که آدم بخواد بره خونش
بگيرش ملوان ، نوبت توست که امضا کني اينجا رو امضا کن -
اگه بخواهي خودم برات مينويسمش فکر ميکني که نميتونم اسم خودم رو بنويسم ؟-
...نه ، فقط فکر کردم که
خودم ميدونم ميخواهي چي بگي گروهبان از لطفت ممنونم
بهتره عجله کنيد
باشه ، بازم ممنون راه بيفت بريم ملوان
وسيله هات کجان ؟ عذر ميخوام سرجوخه -
تو هم اهل بون هستي ملوان ؟ آره کاپيتان-
ديگه لازم نيست مثل نظامي ها هي به من بگي "کاپيتان" ، من ديگه نظامي نيستم رفيق
کجاي بون زندگي ميکني ؟ خيابون 17 غربي-
محله "جکسون هايت" رو که بلدي ؟ البته که بلدم-
ما دو تا بلوک اونطرف تر ميشينيم
سلام گروهبان سلام ، حالت چطوره؟-
من فرد دري هستم من هم ال استيونسون هستم-
ايشون هم هامر...فاميلت چي بود هامر ؟ پاريش -
از ديدنت خوشحال شدم رفيق شما هم اهل بون هستيد ؟
آره ، من هم اهل بون هستم چه مدت که به خونتون سر نزدي ؟
!فکر کنم چند قرني ميشه
بريم بشينيم توي کابين خلبان ، تا اجازه پرواز رو صادر کنن
بعدش هم از دماغه هواپيما آمريکا رو از توي هوا خوب نگاه ميکنيم
به اون ماشينهايي که پايين دارن حرکت ميکنن نگاه کنيد بچه ها
،چقدر از اينجا راحت ميشه اونا رو ديد حتي آدمهاي داخل ماشين ها هم از اينجا پيداست
آره ، از اينجا به نظر مياد که از روي نقشه پرواز ميکنيم
اولين باره که سوار هواپيما ميشي ؟ آره-
پرواز هواپيما زياد ديدم ، اما توي هيچ کدمشون نبودم چون من روي ناو خدمت ميکردم
اما هيچ وقت فکر نميکردم که از اينجا همه چيز اينقدر زيبا باشه
واقعا زيباست
اما از نظر من اصلا قشنگ نيست آخه مدت زيادي اينجا مثل دفتر کار من بود
تو خلبان جنگنده هاي بمب افکن هستي ، درسته ؟ آره-
زمان زيادي از عمرم رو توي بمب افکن ها سپري کردم بعضي مواقع از خستگي از زانو مي افتادم
به طنز : تو اون حالت (زانو زدن) دعا هم ميخوندي ؟ آره -
سيگار ميکشي هامر ؟ آره ، ممنون
مشکلي نيست ، خودم ميتونم بردارم
من کبريت دارم کاپيتان
ممنون
شما که خرافاتي نيستيد ؟ نه -
اما من هستم
بايد موقعي که ميخوام در يه آبجو رو باز کنم ، منو ببينيد
اصلا نميخواد نگران چيزي باشي ممنون -
فکر کنم زياد تو خط مقدم بودي نه اتفاقا زياد اونجا نبودم-
منظورم اينه که مثل شماها زياد نجنگيدم
نه ، من در قسمت لوازم يدکي در زير يه ناو جنگي خدمت ميکردم
توي جنگهاي زيادي بودم
البته هيچ وقت از نزديک با دشمن روبرو نشدم
دريکي از ماموريتها ، کشتي به گِل نشست و دشمن ما رو بمبارون کرد
به من دستور داده شد بود که روي کشتي باشم همونجا بود که آتيش گرفتم
موقعي که به هوش اومدم ، ديدم که در ناو هستم و دستهام رو هم قطع کردن
بعد از اون همه چيز برام راحت شد راحت شد ؟-
آره ، اونا از من خوب نگهداري کردن و بهم آموزش دادن
به من طريقه استفاده از اين چنگک رو ياد دادن
بعد از نصب اين چنگک ها ، ميتونم ماشين برونم ، تلفن کنم حتي ميتونم در تلفن هاي سکه اي سکه بندازم
...خلاصه اوضاعم خوبه ، اما
اما چي ملوان ؟ ...خب
ميدونيد ، من نامزد دارم
اون ميدونه چه بلايي سر دستات اومده ؟ البته که ميدونه ، همه فاميل ميدونن-
اما هنوز از نزديک چنين چيزي رو نديدن
اسم نامزدت چيه هامر ؟ ويلما-
ما از دوره دبيرستان تا الان با هم هستيم
مطئنم که ويلما دختر فوق العاده ايه آره ، همينطوره-
همه چيز روبه راه ميشه رفيق ، خودت ميبيني
آره ، بايد منتظر وايستم و ببينم چي ميشه
(ويلما هنوز بچه ست ، تا به حال چنين چيزي نديده ( چنگک
موقعي که به خونه رسيدم ، حتما ماجراي اين سفر رو براي خونوادم تعريف ميکنم
توي خانواده ما ، من اولين نفري هستم که سوار هواپيما ميشه
هي ، ال چيه ؟-
يادت مياد که بهت گفتم چه حسي در حين پرواز داشتم ؟
آره ، دقيقا يادمه، همونطور که اسمم يادمه
الان هم همون حس رو دارم
فقط يه مقدار بيشتر
درکت ميکنم
فکر کنم چون دارم از ارتش ميام بيرون يه مقدار عصبي هستم
اما من بيشتر از بعدش ميترسم از عکس العمل مردم و اجتماع از زندگي الان به بعدم ميترسم
من هم فقط يه کار خوب ، يه آينده روشن و يه خونه خوب ميخوام که من و زنم بتونيم راحت زندگي کنيم
اگه اين چيزهايي که گفتم رو به دست بيارم ، دوباره به زندگي بر ميگردم
خواسته زياد بزرگي هم نبود
تو ازداوج کردي ال ؟ آره-
چه مدته ؟
بيست ساله که ازدواج کردم
!بيست سال ؟
خداي من
من و زنم ، قبل از اينکه من به جنگ برم ، بيست روز هم با هم نبوديدم
من با دختري ازدواج کردم که در دوره آموزشيم در تگزاس باهاش آشنا شدم
پس تو زنت اين شانس رو داريد که بيشتر با هم آشنا بشيد
آره
توش موندم که هامر چطوري ميتونه با اين اوضاعش ، با اون دختر روبرو بشه ؟
ويلما رو ميگي
اميدوارم که ويلما دختر فهميده اي باشه
فرد : به نظر مياد شهرمون زياد هم تغيير نکرده
ال : درسته
نگاه زمين گلف کنيد چقدر مردم اينجا گلف بازي ميکردن
به نظر مثل روز اولش مياد
بچه ها ، نگاه زمين فوتبال جکسون هايت کنيد
Boy, I sure would like to have a dollar for every forward pass I threw down there
اُه ، محله خوب من
به نظرم اين هم فرودگاه جديد شهرمونه ؟ آره ، بايد همين جا فرود بياييم-
خداي من
هامر : هيچ وقت اين همه هواپيما ، يه جا نديده بودم
ميخوان اون رو اسقاط کنن چي ؟ -
اُه ، پسر نگاه کن
با اين همه هواپيما ميخواهيم چه کار کنيم
آره ، همينطوره
بعضي از اون هواپيماها به نظر صفر کيلومتر ميان
يه زماني خوب بودن ، اما الان ديگه به درد نميخورن
بهتره بريم عقب بشينيم يواش يواش بايد فرود بياييم
نگاه ورزشگاه تيم "پارک بال" کنيد
الان در جدول مسابقات در جايگاه چندم هستن رفيق ؟ الان ششم هستن-
پس هنوز هم دارن در دسته 2 بازي ميکنن
هي ، اينجا محل کاره " بوچ" ه بوچ ؟-
آره بوچ ، اون هميشه در حال پيانو زدن زير نور لامپ هاي رنگيه نئونه
تا حالا به محل کار اون نرفتيد ؟ بوچ عموي منه
واقعا آدم باحاليه اون صاحب يه بار (کلوپ ) در شهره
بارش يه جاي فوق العادست پس بهتره که بعضي مواقع يه سر بريم اونجا -
اين هم خيابونيه که ما داخلش زندگي ميکنيم
پلاک چند باايستم؟ الان پلاک 1517 هستم چهارتا خونه برو جلوتر -
خيلي دلم ميخواد ويلما هم خونه باشه
نظرتون چيه که به بار بوچ برگرديم و چند پيک مشروب بزنيم؟
بعدش ميتونيم به خونه هامون بريم
ديگه ديره ، رسيدي جلوي درتون پسر
پس ، به اميد ديدار رفقا
خداحافظ هامر
کجا برم قربان ؟ چند دقيقه همين جا بمون-
اين که هامر ه ماما ، بابا ، هامر برگشته
ويلما ، ويلما
ويلما بيا اينجا
پسرم عزيزم-
چقدر خوشحالم که دوباره ميبينمت
اين فوق العاده نيست که پسرمون اومده ؟ ويلما هم اومد-
بسه ديگه ، بزن بريم راننده
...خب نميخواد شما زحمت بکشيد ، خودم ميارمشون پدر-
چي شده مامان ؟-
هيچي ، هيچي عزيزم
مادرت خيلي از ديدنت خوشحال شده پسرم
آره ، ميدونم
نيروي دريايي خيلي خوب طريقه استفاده از اون چنگک ها رو به اون ياد داده
اما نتونستن يادش بدن که چطوري نامزدش رو بغل کنه و موهاش رو نوازش کنه
حالا بايد برم سمت چپ ؟ آره ، سر خيابون بپيچ سمت چپ-
هي فرد ، چرا اول تو رو به خونتون نرسونيم ؟
نه ، تو بايد نفر بعد پياده بشي
فعلا هم نميخواد به بار بوچ فکر کني هر وقت که استراحت کردي برو
فکر ميکنم مثل جنگ دارم به قلمرو دشمن نزديک ميشم
اينجا ديگه چه جاييه که داري زندگي ميکني ؟ به نظر مياد محل زندگي فروشنده هاي مشروبه
نه ، شغل من با کلاسه من تو بانک کار ميکنم
چقدر ميشه ؟ نميخواد دست به جيب بشي ، خودم حسابش ميکنم-
اين يه دستوره باشه کاپيتان -
موفق باشي رفيق ممنونم-
بله ، انجامش ميدم
چشم قربان
چند لحظه صبر کنيد لطفا گفتم صبر کنيد
کي رو ميخواهيد ملاقات کنيد ؟ ميخوام خانم استيونسون رو ملاقات کنم-
چند دقيقه همين جا صبر کنيد بايد به ايشون اطلاع بدم
احتياجي به اين کارا نيست من شوهرشم
شما آقاي استيونسون هستيد ؟ آره ، من گروهبان استيونسون هستم-
No comments yet. Be the first to leave one.