Secret Royal Inspector & Joy

Secret Royal Inspector & Joy (어사와 조이)

Farsi Persian 자막 다운로드

Specials

릴리스 정보

 어사와 조이 Secret Royal Inspector Joy MoonRiverTeam E12
다음의 해설 moonriverteam1
All.Vers.HDTV.ViU.HoneyG تیم ترجمه مون ریور دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما @moonriverteam_sns https://moonriverteam.blogsky.com/

태그

other
게시일: 2021-12-14
다운로드: 10
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

همه مکان ها، شخصیت ها و رویدادها در این سریال ساخته ذهن نویسنده است

منظورت چیه که پارک ته سو، طبیب تقلبی بوده؟

مطمئنی؟

من اون روز رو مچ اون طبیب متخصص کورک، یه زخم دیدم

...و همون زخم رو

روی مچ پارک ته سو دیدم

... پس واقعیت داشت که

...پارک سونگ تو مرگ ولیعهد

دخالت داشته

ولی چرا؟

چرا باید همچین کار ترسناکی رو بکنه؟

این دفتر داروسازیه که همراه پارک ته سو بود

هر اتفاقی که در داروخانه اتفاق افتاده بوده رو ثبت کرده

ولی اینا فقط اتفاقاتی که افتاده رو ثبت کرده

هیچ بخشی از این، اشاره ای به پارک سونگ نداره

این به تنهایی نمیتونه ثابت کنه که اون ولیعهد رو به قتل رسونده

به خصوص الان که اون دکتر واقعی هم مرده

اگه این دفتر داروخانه بوده

...چرا پارک ته سو، اونم وقتی فراریه

باید این همه راه رو معبد جینین بره، اینو پیدا کنه؟

...پارک سونگ از پسر نامشروعش، پارک ته سو استفاده کرد

تا مالیات های استان چونگ چئونگ رو بدزده

...حتی با مقامات دولتی اونجا تبانی کرد

تا سودهای غیرقانونی به دست بیاره

بدون تردید، بازرس مخفی سلطنتی که اعلیحضرت فرستاده بود رو به قتل رسوند

و همه مدارک رو دزدید و جلوی ارسال گزارش ها رو گرفت

میتونست بدون پشتوانه ای تو قصر این کارها رو بکنه؟

...پارک سونگ، در عوض مسموم کردن ولیعهد

...استان چونگ چئونگ رو

از یکی گرفت

...داری میگی که

همه چی از این نقطه شروع شده

اخرین بخش اون دفتر حساب سوخته

ولی به اندازه ای بود که دزدی مالیات رو ثابت کنه

!ارباب

...و دفاتر حسابی که از مخفیگاه گروه تجاری سویانگ پیدا شد

ثابت میکنه که اونا با افسرای دولتی چونگ چئونگ تبانی کرده بودن

این یه دفتر حسابه

با همکاری افسرای دولتی، هر کار بدی از دستشون بر می اومد کردن

...پارک ته سو

یه معدن غیرقانونی درست کرد تا نقره استخراج کنه

و حتی اونجا، اقونیطون پرورش میداد

...ضمن اینکه، پارک دو سو

هونگ سوک کی، منشی ارشد حمل و نقل دریایی رو به قتل رسوند

باید یه چیزی تو این دفتر داروخانه باشه

...باید در طول بازجویی ثابت کنیم که

پارک سونگ، با همه این وقایع ارتباط داره

حدسیات تو، خیلی محتمل هستن

ولی این مساله خیلی عمیق تر از اونی هستش که بشه تنهایی ادامه اش داد

...اگه یه اشتباه مرتکب بشیم

ممکنه خودمون صدمه ببینیم

باید درست تحقیق کنیم

خیلی خطرناکه

...به خصوص اگه به این فکر کنیم

که چه کسی پشت پارک سونگ هستش

مشاور ارشد

فعلا، در طول این تحقیقات

اصلا مساله ولیعهد رو پیش نکش

درک میکنم که چقدر بیتاب حل این مساله هستی

ولی الان، باید رو گرفتن پارک سونگ تمرکز کنیم

...اول قدرتش رو ازش میگیریم

و بعدش، حرکت بعدی رو میزنیم

این تنها شانس ماست

درحال حاضر، این واقع بینانه ترین گزینه ست

...ببخشید که این رو میگم

این آخرین باریه که اینو قبولش میکنم

منظورت چیه؟

اون آدم خَیر، قصد نداره کمکهاش رو قطع کنه

اطلاع دارم

اگه مبلغش کافی نیست

میتونم یه پیام بفرستم

...به لطف اون آدم خَیر

وقتی هیچ جایی نداشتیم تونستیم تو جزیره دُم واسه خودمون یه زندگی دست و پا کنیم

...بهمون شجاعت این رو داد که

بتونم زنده بمونیم

زمینی که برای خودمون کشاورزی کنیم

و گاو پرورش بدیم

ما هم به اندازه کافی پول به دست آوردیم که بتونیم مستقل بشیم

ولی، مشکل این نیست

...بیشتر افراد ما، آدمای رانده شده، یتیم

و یا فراری هستن

اونا به عنوان شهروندان چوسون، شناخته نمیشن

هیچ نشان هویتی به اسم خودمون نداریم

و حتی اگه مریض بشیم و بخوایم بریم پیش پزشک

بیشتر وقتا، جوابمون میکنن

حتی اگه بگیم که هزینه معمول درمان رو پرداخت می کنیم

خریداری دارو، سخته

...از همه اینا مهم تر، هر وقتی مقامات دولتی بخوان

میتونن بیان و روستا رو از هم بپاشونن

در یک ترس دائمی زندگی میکنیم

و برای همین، آماده شدیم که بریم

میخواین برین؟

شنیدم که به جز چوسان، کشورهای زیادی هستن

...و خودمم کشتی هایی که از کشورهای خارجی

به جزیره گانگهوا می اومدن رو دیدم

همین که به اندازه کافی پول جمع کنیم که سوار اون کشتی ها بشیم

زنها و بچه ها رو برمیدارم و از چوسون میرم

حتما باید همچین کاری بکنی؟

...برای همین

قبل از رفتنمون، میخواستم اون آدم نیکوکار رو ببینم

میخواستم ببینمشون و شخصا ازش تشکر کنم

میشه بهم بگین اون کیه

و کجا زندگی میکنه؟

عذر میخوام

ولی من فقط یه پیام آور هستم

نمیتونم درباره‌ش چیزی بهتون بگم

صبر کن ببینم، اون ته سو نیست؟

هی، ته سو، ته سو

!ته سو

واقعاً خودت رو تسلیم کردی؟

شماها نتوستین فرار کنین؟

شرمنده دیگه

اون منگ سوی احمق، واسه خریدن کفش کلی وقت تلف کرد

کی بود که سه تا کاسه رشته خورد؟

چون شما دیر کردی مجبور شدم سفارش بدم

احمقا

هان کی کجاست؟

نمیدونم

یعنی گوکدو تونسته سالم فرار کنه؟

!خانم

چی شده؟ چرا نفس نفس میزنی؟

کانگ هان کی

کوگدو زیر و رو شده

منظورت چیه؟

...مقامات از اون طرف دریا اومدن

و دارن همه چیز و همه کس رو با خودشون میبرن

خانم

چی شده؟ وسیله‌هامون چی شدن؟

...تونستیم از ابزارهای تجاری و

پیشکش پادشاه که اونا دزدیده بودن محافظت کنیم

...ولی

به نظر می رسید اونا درباره تفنگ‌ها یا باروت چیزی نمیدونن

ولی دفتری که اسم ما توش هست رو نمیتونم پیدا کنم

زندگی کردن به عنوان توروکسون؟

وزارت دادگستری داره دنبال این میگرده

این پروانه که اینجاست، نماد توئه

کانگ هان کی چی شد؟ اون هم گرفتن؟

چرا علامت تو، این تو هستش؟

دقیقا درگیر چه ماجراهایی شدی؟

...اگه اذیتت میکنه

...میتونی به خاطر من، مرتکب جرم بشی

یا برای خودت عدالت رو دنبال کنی

تنها کاری که باید انجام بدی تصمیم گرفتنه

نقشه‌ات رو خراب کردیم؟

نقشه ات چیه؟

ته سو، از عمد اومدی اینجا؟

واقعا؟- دهنتو ببند-

باید ساکت بشم؟

نگران ما نباش، طبق نقشه ات عمل کن

اینجا وزارت دادگستریه

مثل اون دفاتر دولتی کوچیک و دور افتاده نیست که راحت سرتو مینداختی میرفتی بیرون

درسته

اگه شما دوتا مثل احمقا گیر نمی افتادین

تا الان میتونستم پارک سونگ رو بکشم

واقعا میخواستی واسه خاطر این کار خودتو قربانی کنی؟

...اگه تنها بودم هرکاری که لازم بود میکردم

...حتی اگه به قیمت زندگیم تموم میشد

تا با این کار پارک سونگ رو تموم کنم

باید راجع بهش بهم میگفتی ناراحت شدم

واسه این بود که تو خطر نیافتیم نمی فهمی؟

وا، چرا اینقدر بدبینی؟

چرا هرچی که من میگم رو ایراد میگیری

خوب گوش کنین

شما ها بگین هر کاری کردین، به دستور من بوده

زنده بمونین و هر جوری شده از اینجا برین بیرون

...نمیتونی جلوی مجازات رو بگیری

ولی اگه بگی چون من بهت گفتم انجامش بدی ...و چاره دیگه ای نداشتی

از جونتون میگذرن

پس تو چی؟

بعد اینکه شماها رو محکوم کردن میان سراغ من

از این استفاده میکنم تا گزارش پارک سونگ رو بدم

با این حال، چطوری میتونیم همچین کاری بکنیم و تو رو تنها بزاریم؟

...منم نمیتونم

روی جون شما قمار کنم

...پس لطفاً

دهنتو ببند و زنده از اینجا برو بیرون

باشه

فهمیدم

سعیمو میکنم

میدونی که وقتی دل به کار بدم توی نقش بازی کردن کارم خوبه

باشه

منگ سو، تو هم همینطور

باشه

دفتر معاملات باروت کجاست؟

...اینو بعداً بده به یوک چیل

باید اینو به عنوان مدرک تو گزارشم ثبت کنم

بله، متوجه شدم

قربان

یه چیزی رو فراموش کردم، سریع برمیگردم

باشه

...وقتی اونجایی

یه چرتی بزن و استراحت کن

بازجویی تا فردا به تاخیر افتاده

به تاخیر افتاده؟

...محافظایی که برای گرفتن کانگ هان کی

رفتن به جزیره گانگهوا، هنوز برنگشتن

زیاد نگران نباش و کمی استراحت کن

بله قربان، همین کارو میکنم

!ارباب

!ارباب

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left