처음 200줄입니다.
قسمت پانزدهم-
میخوای چیزی بهم بگی؟
اگه پیوند کبد دریافت میکرد، میتونست زنده بمونه
گفت ازتون خجالت میکشه بخواد
گفت هیچ وقت براتون پدری نکرده
چطور میتونه کبدتونو ازتون بخواد؟
هوم؟
-چی شد؟ -چی؟
گفتی بیرونشون میکنی
وقتی جونگ سانگ ازدواج کرد
خودم میدونستم
من احمق بودم که فکر میکردم اینکارو میکنی
عزیزم
-بیا -نمیخوام اینکارو بکنم
-نمیخوام -خفه شو عوضی
من بزرگت کردم
باید جبران محبت هامو بکنی
آره، برو از هر کی دلت میخواد بپرس
وقتی بابات مریضه
نمیتونی یکی از کلیه هاتو بهش بدی؟
فک کردی چرا دو تا کلیه داریم؟
بخاطر اینه که بتونی بدیش به یکی دیگه عوضی
به خودت میگی بابا؟
مامانو طلاق دادی
خرج بچتو ندادی
-چی؟ -آیگو
این چه جور پدریه؟
بازم، بچه باید به باباش کمک کنه
مسخره بازی درنیار
-پس چی؟ -آیگو...خدایا
وجدان نداره
-میگم نه -عوضی
-بازم باباشه -نمی میری که...
بازم، نشنیدی بچه اش چی گفت؟
مسخره است...
هیونگ، خوشبختانه کِیس خوش شانسی هستی
سرطان گسترش پیدا نکرده
سه تومور زیر 3 سانت وجود داره
اگه تومور گسترش پیدا میکرد یا بزرگتر بود
پیوند غیرممکن میشد
یه نگاهی انداختم، خیلی پول میخواد
نمیتونم خانواده مو تو قرض و قوله بندازم
تا زنده بمونم
من پرداخت میکنم
با کدوم پول میخوای بدی؟
هنوز داری بدهی هاتو میدی
از پس قسطهای خودت برنمیای
نگران پول نباشید
باید به راههای زنده موندن فکر کنید
خیلی ناراحت میشم اگه بخوان شکمشونو باز کنن
جای زخمش برای همیشه می مونه
پوشکشونو عوض میکردم
مثل بچه ی خودم
بزرگشون کردم
نمیتونم بزارم برن زیر چاقو
نمیتونم ازشون بخوام
احیانا از این میترسید که دونگسنگهاتون رد کنند؟
اعضای خانواده هم ممکنه مردد باشن
دونگسنگای من فرق دارن
با هم دعوا میکنن که مال خودشونو اهدا کنن
اگه به چیزی نیاز داشته باشم، ثانیه ای تردید نمیکنن
فورا قبول میکنند
دونگسنگام بیشتر از اینم میکنن
پس ازشون بخواید
ممکنه بعدا بخاطرش سرتون غُر بزنن، هیونگ
ممکنه ازتون بپرسن که چرا...
بهشون این شانسُ ندادین تا نجاتتون بدن
هیونگ، به تنهایی تصمیم نگیرین
به خواهر برادراتون فرصت انتخاب بدین
یه نگاه به خودت بنداز
چوب خط نسیه هات پُره
میخوای وضعی به هم بزنی
بخاطر همینه این آدامس ها رو میفروشم
آجوما
وقتی بچه بودی کتکت میزدن؟
از تو که بیشتر نخوردم
آجوما، از کِی یاد گرفتی جواب پس بدی؟
از اوستاش یاد گرفتم، تو دیگه
من، داری دیوونم میکنی واقعا
جلوی چیل بوک نیشتو باز نکن
چطور جرات میکنی؟
آجوما
گند زدی به روزم واقعا
تو اینجا چیکار میکنی؟
اومده پول قرض کنه
پول واسه چی؟
واسه چی میپرسی؟
حتما برای یه کاری احتیاج داره
چقد میخوای؟
نونا تو پولت کجا بود؟
هی، تو نباید پیش بقیه تحقیرم کنی
چقد لازم داری؟
بیخیال شو
دعوا کردی؟
پنج میلیون تا داری؟
پنج...پنج؟
تو کل زندگیم
پنج هزار تا ندیدم
حالا فعلا اینو داشته باش
اینو خورد خورد جمع کردم
بیشتر جمع میکنم بازم بهت میدم
قول میدم بهت برگردونم
این کرایه اتوبوسته
اینم یه میلیون
بعدا بیشتر بهت میدم
نمیخوام
با اتوبوس برو
خرج زندگیت و...
بزرگ کردن بچه رو میدم
اگه نه، دیگه اینو ازم نمی شنوی
تو اولین و آخرین عشقمی
من اگه یه کاری رو شروع کنم، تا آخرش میرم
وای مامان
چش شده؟
مثل آدماییه که قراره بمیرن
آیگو، یخ زدم
کل شب اینجا بودی؟
حداقل بهم پول دادی
نمیتونم اینطوری برم خونه
چقد میخوای؟
-صد میلیون -هی
لازمش دارم تا بتونم با بچم زندگی کنم
وقتی شکم بزرگ شه که نمی تونم کار پاره وقت بگیرم
منو بُکش
ما سر 5 میلیون توافق کردیم
دوباره راه اشتباهُ نرو
و زندگیتو تباه نکن
ازت خواهش میکنم
چیه؟ رژیم گرفتی؟
یخورده لاغر شدی
بریم
عروسی گرفتین
اما ازدواجتونو ثبت نکردین
ممکنه بزودی بچه دار شین پس بچه دارم نشین
صدات کردم اینو بهت بگم
مادر
اگه ارتباطتو با برادر خواهرات قطع کنی
شاید دوباره درباره اش فکر کنم
نمیتونی؟
پس میخوای با پسر یکی یدونه ام
کل عمرتو مراقبشون باشی؟
مگه از رو جنازه ام رد شی
نمیتونم برادر خواهرامو کنار بزارم
اما قول میدم تاثیری تو زندگیمون نزارن
چیکار داری میکنی؟
من قابلیتهای زیادی دارم
خودمم دلم نمیخواد اینکارو بکنم
اما فکر میکنم باید انجامش بدم
میخوام از صمیم قلب انجامش بدم
یه آدم تحصیلکرده اینجوری حرف میزنه؟
از این کارات حالم به هم میخوره
برو...فورا برو
مادر، مادر
کارای خونه رو تقسیم کنیم
طبق "دفترچه راهنمای استفاده از شوهر" عمل کن
ازم کار بکش
دفترچه ات اینو میگه؟
احتمالا
حتی اگه ازدواج کرده باشیم، باید حد و حدود خودمونو بشناسیم
بویژه وقتی بحث پول به میون میاد
فقط مواظب خانواده های خودمون باشیم
تو هم بدهی داری
منم بدهی دارم
هفته ی بعد ازدواجمونو ثبت کنیم؟
وقتی ثبت کنیم که
مادرت اجازه داد
وقتی مادر گفت ثبتش کنی
با آبجو که موافقی؟
اوکی
شنیدم رفتی به دیدنش
دیگه نرو اونجا
واکنش مامان من کاملا مشخصه
کاریُ کردم که باید میکردم
ما عروسی کردیم، من دیگه عروسشم
جونگ سانگ
تو شاید کلی برادر خواهر داشته باشی
اما تو یه زن تنهایی
منم
مامانو دارم، اما تنهام
روز عروسیمون
دیدم چطوری جلوی اشکاتو گرفته بودی
قلبم شکست
از الان من خانواده ی توئم، کنارتم
به من تکیه کن
از الان بیا به هم تکیه کنیم
هیونگ نیم
بهت زنگ نزد؟
اوپا بندرت اونم...
در موارد اضطراری بهم زنگ میزنه
چطور؟
هیچی
به هیچ کس نگو
خواهش میکنم
میدونم راهی رو رفتم که هیچ بازگشتی نداره
میتونم خواهش کنم؟
پنجاه میلیون بهم قرض بدی؟
سه ماهه بهت پس میدم
نباید اینو میفرستادم
نادیده اش بگیر
واقعا شرمنده ام، پشیمونم
No comments yet. Be the first to leave one.