처음 194줄입니다.
آخرین لحظات دور نهمه .و نتیجه بازی مساوی ــه
،دوتا اوت داشتیم، بیسها پُر شدن
.و شمارشها، به 3 توپ و 2 استرایک رسیده
،این بازی برای تیم بیسبالِ دبیرستان آکاجی
.به آخرین بازی تبدیل شد
!بازی تمومه
.مدرسهها، صف بگیرید
.هی تو، زودباش برو تو صف
!ایجون
.متاسفم
!نتونستم شماها رو به مسابقاتِ ملی ببرم
...ایجون
...ای چان
این یارو چشه؟
تیمی که نمیتونه حتی پرتابهای زمینی و پرتابِ ساده هوایی رو بگیره، میخواد بره مسابقات ملی؟
شنیدم میخوان به همین زودی مدرسهتون .رو خراب کنن
اومدی دمرفتنی خاطره بسازی؟
غیرممکنه ما به تیمی که یه دختر تو تیمشون .دارن، ببازیم
.ما رو مسخره نکن
.این روحیه ماست
.روحیه دبیرستانِ آکاجی
ها؟
!اینو بگیـــــــــــــــــــر
!ایجون
وسط میدون مبارزه از حدِ خودت فراتر برو
وسط میدون مبارزه از حدِ خودت فراتر برو
،لحظهای که بهم برخورد میکنیم همهچیز مشخص میشه
،لحظهای که بهم برخورد میکنیم همهچیز مشخص میشه
پس بیا قلبهای آتشینمون رو تا جایی که میتونیم، جلو ببریم
پس بیا قلبهای آتشینمون رو تا جایی که میتونیم، جلو ببریم
همین الان شروع به مبارزه کن
همین الان شروع به مبارزه کن
دیگه نمیتونم منتظر بشم
دیگه نمیتونم منتظر بشم
با لحظهای که نیاز داریم، روبرو میشیم
با لحظهای که نیاز داریم، روبرو میشیم
تو حریفِ منی
تو حریفِ منی
و آژیر خطر به صدا دراومده
و آژیر خطر به صدا دراومده
غریزههامون به خواب میبریم
غریزههامون به خواب میبریم
ولی دیگه نمیتونن ساکت بمونن
ولی دیگه نمیتونن ساکت بمونن
چون این بزرگترین زمینِ مبارزهست
چون این بزرگترین زمینِ مبارزهست
قلبهامون در حال غرشه
قلبهامون در حال غرشه
زندگیم رو به خطر میندازم و .ذهنمو آماده میکنم
زندگیم رو به خطر میندازم و .ذهنمو آماده میکنم
و از پوسته خودم خارج میشم
و از پوسته خودم خارج میشم
برای آزاد کردنِ خودم و احساساتم
برای آزاد کردنِ خودم و احساساتم
پس وسط میدون مبارزه از حدِ خودت فراتر برو
پس وسط میدون مبارزه از حدِ خودت فراتر برو
نورهایی که به سمتِ چشمامون تابیده میشن
نورهایی که به سمتِ چشمامون تابیده میشن
وجود واقعیمون رو بیدار میکنن
وجود واقعیمون رو بیدار میکنن
بیاید ضربه بزنیم و با هم بدویم
بیاید ضربه بزنیم و با هم بدویم
،لحظهای که بهم برخورد میکنیم همهچیز مشخص میشه
،لحظهای که بهم برخورد میکنیم همهچیز مشخص میشه
پس بیا قلبهای آتشینمون رو تا جایی که میتونیم، جلو ببریم
پس بیا قلبهای آتشینمون رو تا جایی که میتونیم، جلو ببریم
پرتاب اول
!نفهـــم
میدونی چه بلایی سر خودت آوردی؟
مربی تیم حریف و خانوادههاشون با .نعرهکشی بهت حمله کردن
،بازیکناشون با نفرت بهت خیره شدن
!بعدش بهشون سیلی زدی و سرشون داد زدی
...واقعا با اینکه اینجوری
سه سالِ رکورد بیسبال دبیرستانیت رو تموم کنی، راحتی؟
.مربی، عصبانیتت رو درک میکنم
،واقعا از اینکه به چنین تیم پُر از دلقکی باختم .خجالت میکشم
!مسئله اون نیست
!راجع به نتیجه بازی حرف نمیزنم
!راجع به مراسم سیلی زنیت حرف میزنم
اوه، اون؟
!آره دیگه
.اوه، خجالتم نده
...بعد از اینهمه زحمتی که به عنوان کاپیتان کشیدی
،گفتنش واسه من سخته
.ولی ممکنه دیگه دبیرستانی تو رو نخواد
.چیزی نمیشه
تمام چیزی که واسه بیسبال بازی کردن .لازم دارم، توپ و چوب ـه
.تمام این مدت هم همینطوری بازی میکردیم
...واقعا نمیفهمی چی میگم
.ساوامورا کون
مدیر؟
،اگه بیسبال رو دوست داری .باید یاد بگیری که از قوانینش پیروی کنی
،خشونت هیچوقت جوابِ درست نیست .حتی اگه بخاطر همتیمیهات باشه
.باشه
خوب، فکر کنم به اندازه کافی اصلاح شدم !فعلا دیگه جیم میشم
!هوی، برگرد اینجا ببینم، ساوامورا
.بیخیال، سانو سنسی
...ولی
میخواد مردم قبل از خراب شدن مدرسهمون .اسمش رو بخاطر بسپارن
از اینکه هرروز اینقدر تا دیروقت ،سر تمرین میموند، بهش افتخار میکنم
.تمرین کردن برای اون هدف
منو مجبور کرد اتوبوس بگیرم و ،بازیهای تمرینی ببرمشون
،بعدشم منو مجبور میکرد که بعد از بُرد .واسشون کباب بخرم
،حالا که دیگه لازم نیست اینکارا رو بکنم .دارم از خوشحالی بال در میارم
،وقتی همتیمیهاش رو مسخره کردن .حسابی قاطی کرد
واقعا کارِ خیلی "ایجون" ــی برای تموم .کردن ماجرا به کار برد
آخرشم، نتونستم تو سال اولِ دبیرستانم .یه بُرد بیارم
!ای چان
مربی بلاخره ولت کرد؟
خیلی عصبانی بود؟
.آره، خیلی زیاد
.چون خفه نمیشد، زدم بیرون
!آره، همیشه همینجوری هستی
یعنی الان دیگه عصبانی نیست؟
بعد از اون اتفاق، پیدا کردن دبیرستان واست سخت نیست؟
چی میگی، واکانا؟
میخوای چیکار کنی، احمق؟
.باید قبل از عمل کردن، فکر کنی
!شماها چتونه؟ لازم نیست اینقدر نگران شید
.هممون به یه دبیرستان میریم
.آخه، بهش فکر کنید
حتی اگه مدرسهها ادغام شن و مدرسه خودمون ،خراب شده
اگه با هم بمونیم، هنوزم روحیه مدرسهای .که داشتیم رو داریم
،سال اول نتونستیم به مسابقات ملی بریم
،ولی بیاید تا وقتی تو دبیرستانیم !عملیش کنیم
...ای چان
.آره
!مسابقاتِ ملی، منتظرمون باش
!داریم میایم سراغت
...خوب
چطور میخوای بدون دعوتنامه وارد بشی؟
مدرسهای که ما میخوایم ثبتنام کنیم .اونقدرا هم ساده دانشآموز نمیپذیره
.مُشکل اساسی ما، اون مغز پوک توئه
شماها همتون درس خوندید؟
.هرکی باشه درس میخونه
جدی؟
!من هنوز رو درس ریاضیم موندم
.فکر کنم دیگه باید بیخیال شی
!عمرا اگه تسلیم شم
باید ببرم
!ایجون
!هوی، ایجون
.یکی اومده ببینتت
!بدبخت شدم، بابابزرگ
،همه دارن از اینجا میرن !منو تنها میذارن
!از توهم بیا بیرون
.زودباش، سر و صورتت رو بشور و بیا پایین
.یه نفر اینهمه راه رو از توکیو واسه دیدنت اومده
از توکیو؟
.از آشناییت خوشوقتم
.باید ساوامورا ایجون باشی
ری تاکاشیما دبیرستان بیسبال سیدو
من دستیار مدیرِ تیم دبیرستان .بیسبالِ سیدو هستم
.اسمم، تاکاشیما ری ــه
.خیلی دوست داریم تو رو تو تیم خودمون داشته باشیم
دبیرستان سیدو؟
!هوی
دبیرستان سیدو، یه دبیرستان بیسبالی معروفه .که چندین بار قهرمان مسابقاتِ ملی شده
که چی مثلا؟ حالا باید تعجب کنم؟
،مثلا داری بیسبال بازی میکنی یعنی اسم سیدو رو هم نشنیدی؟
.نه
کُلی بازیکنِ حرفهای تو تلویزیون هستن که .از سیدو فارغالتحصیل شدن
بیسبال واقعی بازی کردن خیلی بیشتر از .تو تلویزیون بیسبال دیدن لذت داره
!دهنتو ببند
.نفهمی نوه منو ببخشید
.اشکال نداره
ولی، چرا چنین مدرسه معروفی واسه بُردن اون اومده؟
اون روز شاهد بازی تیمشون بودم و .استعداد عالی ساوامورا توجهم رو به خودش جلب کرد
...ولی بعد از مسابقه، یه اتفاقاتی افتاد
آره، استفاده از مُچش تو سیلی زدن .واقعا نشوندهنده اینه که یه پیچر عالی ــه
!ایجون، شانس بهت رو کرده
،قبل از اینکه نظرشو عوض کنه !پیشنهادش رو قبول کن
!امشب جشن میگیریم
...ها؟ صبرکنید
حرفی داری؟
اینهمه راه برم توکیو که فقط بیسبال بازی کنم؟
بعدشم، نمیخوام تو چنین محیطِ از خودراضی .بیسیبال بازی کنم
میفهمی داری چی میگی؟
اصلا درک میکنی چه پیشنهاد فوقالعادهایه؟
.واقعا که! این بهترین شانس تو واسه دبیرستانه
درسته که اینجوری خیلی راحتتر از امتحان .ورودی دادن واسه یه دبیرستانه
.ولی من هرجا برم، یه رویا رو دنبال میکنم
بخاطر همین، ترجیح میدم با همتیمیهایی .که اینجا دارم، اونکارو انجام بدم
...ا .. ایجون
.که اینطور
خوب، میخوای یه سر بهمون بزنی؟
صبر کــ
،به مرور زمان سرمون حسابی شلوغ میشه
.بخاطر همین خیلی خوب میشه اگه زودتر بیای
ا .. اصلا شنید چی گفتم؟
زمینِ بیسبال، آیینهایه که روحیه .بازیکنها رو منعکس میکنه
ساوامورا کون، اونجا تنها جایی ــه که .میتونی حقیقت رو پیدا کنی
حقیقت؟
...اون بازی
No comments yet. Be the first to leave one.