처음 74줄입니다.
"قوانين تغيير ناپذير عشق اول"
کيم جئونگ هون در نقش جونگ گو
سونگ جي ايون در نقش يئو ري
:: قسمت 7 : بيماري عشق ::
اين آخرين هديه ست؟
داشتم از گشنگي ميمردم
با اتوبوس از خونه من تا خونه تو بيشتر از يه ساعت طول ميکشه
بايد زود بيدار ميشدم خودمو خوشکل ميکردم
و تو يه محله نا آشنا دنبال خونه ي تو ميگشتم، پس صبحانه نخوردم
خب چرا خودتُ واسه چنين چيزايي اذيت ميکني؟
چون ديوونه ـم! خوشحال شدي الان؟
خاله خانوم، نميخوام نودلم زياد بپزه
باشه
نميخوري؟ اينجا خيلي معروفه
اگه الانم بريم بيرون باز دير مي رسيم
خدايا، زمان از دستم در رفت
به هر حال دير مي رسيم، پس بيا جلسه صبح رو نريم و براي اولين کلاس اونجا باشيم
اولين کلاست کِي هست؟
زنگ چهارم- عاليه، براي منم هينطور، خيلي وقت داريم-
!چيکار ميکني؟ نودلت زيادي خيس خورد
يکم ديگه ميمونم
تا کِي؟ تا وقتي نودلت مثل اودن بشه؟ ×اودن نوعي غذا×
من فقط اينجوري ميخورم
چزا؟ مگه تو هموني نبودي که نقِ زمانُ ميزد؟
چون يه کاسه برام کافي نيست، اينجوري بيشتر ميشه
خب يه کاسه ديگه سفارش بده، مشکلش چيه؟
صبر کن
بايد خيس تر بشه
درسته
فقط بايد براش يه کاسه ديگه ميخريدم
....نودل خيس خوشمزه نيست
نميدونم چرا زياد باهاش خوب نبودم
چرا يه عالمه چيز هست که درست براش انجام ندادم؟
حتي هيچ وقت ازش نپرسيدم دوست داره چيکار کنه
معلم، داري چيکار ميکني جلوي من؟
گفتم نميتونم
گفتم نميتونم قلبمُ بهت بدم
چون چيزي رو درست براي يئوري انجام ندادم
حتي اگه به جاي يه قلب 100 تا يا 1000 تا قلب داشتم نميتونستم هيچ کدومو بهت بدم
داري زياده روي ميکني....فقط خواستم باهم نودل بخوريم
ديگه بهت نميچسبم، اين اخرين باره
گفتم ديگه دنبالت نميکنم
آخرش.....چطور ميتوني باعث شي احساس رقت انگيز بودن بکنم
!هي گو هه جو
حتي دخترام برات قلدري ميکنن؟
اونا دامن پوشيدن، اما دختر نيستن
چي؟- عجيب غريب حرف ميزني-
ببين! ما ازش پول نخواستيم- پس چي؟-
ما فقط داريم کارمونو ميکنيم
اونوقت کارِتون چيه؟
کِش رفتن سيگار؟ يا اسنک؟
اينجوري نميشه. اسم مدرسه، پايه، اتاق و شمارتونو بهم بدين
طبق يونيفرمتون، انگار از مدرسه يئونگ کوانگ هستين ، درسته؟
آجوما، تا مودبانه حرف ميزنيم برو
آجوما؟
آجوما رو دوست نداري؟ پس خاله خانوم صدات کنم؟
ديگه دارم قاطي ميکنم، ميخواي بميري آره؟
آجوما، بيخيال شو، پشيمون ميشيا
چرا؟ تو سردسته شوني؟
بهت هشدار دادم
!ولم کن
!ولم کن
وايسا
ميسوزه
اگه ميفهميدن کي هستي چيکار ميکردي؟
بايد مطمئن شم نميدونن- اگه من لوت بدم چي؟-
داري ناجي ـت رو تهديد ميکني؟
اونا واقعا ازم پول نخواستن
پس چرا دورت کرده بودن؟
..چيزه
نميگي؟
اگه قول بدي نخندي ميگم
قول ميدم
گفتم قول ميدم
No comments yet. Be the first to leave one.