처음 200줄입니다.
همیشه همینطور بودم
من وقتی ذهنم رو بزارم روی چیزی تا تهش میرم
یومیه، مگه نه؟
*قسمت چهارم*
بله
نخواستم معذب بشید به همین خاطر هرگز مطرحش نکردم
در هر حال، من که قصد زندگی در کره رو ندارم
پس برام اهمیتی نداره که داره چیکار میکنه
ولی به نظرم باید دلیل به هم زدنمونو بهت بگم
سونبه، گذشته ها دیگه گذشته
!مساله این نیست
یومی اصلاً
!به دانشگاه شما نمیرفت
!چی؟
نمیدونم چطوری از نیویورک و ییل مدرک گرفته
و استاد شده
ولی وقتی قرار میزاشتیم الکی گفته بود که یه دانشجوئه
...تازه میخواست برای بار سوم کنکور بده
لی آنا؟
!حتی به اسمشم دیگه اعتماد ندارم
!منظورتون از این صحبتها چیه؟
چیه؟ عرضه شو نداشتی؟
راستش اگه آقای چوی شهردار بشه
در ابتدا محدودیت های توسعه کمربند سبز* رو برمیداره، درسته؟
...این اتفاق هرگز نمیفته
!ببخشید؟
چیزی نیست
نباید از همون اول روی کمربند سبز کار کنه
باید نظرات عامه رو سمت خودمون نگه داریم
!معلومه! آسیاب به نوبت
ما که به ایشون اعتماد داریم
ما اون زمین رو به ارث بردیم و نکته آزاردهنده ماجرا همین
مالیات بر ارثه
بشر خبر نداره چی قراره سرش بیاد، مگه نه؟
اگه مالیات بر ارث برای اون زمین بریدن پس یعنی ارزش اون زمین بالای 700 میلیون وونه
دیگه شما نمیتونید از این حرفها بزنید
اونی که پاره وقت و ساعتی داره تو یه سوپری کار میکنه هم مالیات میده
حالا این یه مَثل بود
اول باید انتخاب بشه
همونطور که خودتون فرمودید
!آدمیزاد نمیدونه چی سرش میاد
راستی
بچه مو برای ادامه تحصیل فرستادم انگلیس
هفته گذشته که رفتیم اونجا تا بزاریمش خوابگاه
یادی از شما کردم
این دیگه چیه؟
چیز قابل داری نیست !هیچ منظوری هم پشتش نیست
مطمئنم خودتون خوشگلتر و گرونتر از ایناشو دارید
این هدیه رو با خلوص نیت تمام براتون گرفتم !لطفاً ازم قبولش کنید
صورتحساب رو خودم پرداخت میکنم
شما قهوه تونو میل کنید
آره
جوونه و یه دنده
یه ثانیه ام روی خوش نشون نداد
!از اون عفریته هاس
نظر تو چیه؟ نکنه به خاطر اینه که خارج زندگی کرده؟
شاید از کره چیز زیادی نمیدونه
این یه 100 میلیونی میشه
تا همین قدر تونستم جور کنم
یومی
تو این دنیا، با پول میشه هر دردی رو دوا کرد
ولی اگه دردی باشه که نشه با پول دوا کرد
باید از خودت بپرسی !که شاید اون مقدار پول کافی نبوده
!نه بابا، خودتو نباز
!هنوزم وقت داری
!تو که دختر باهوشی هستی
شایدم لازم باشه به شوهرت اعتراف کنی و ازش بخوای بهت پول بده
میخوای من جات زنگ بزنم؟
تو که میدونی من آدم کم حوصله ایم، مگه نه؟
!تا موعد مقرر جورش کن
!راستی، یومی
دیگه جلوی من پیدات نشه و از راه پله ها رفت و آمد کن
درب باز میشود
-به شادی -به شادی
تو امریکا زندگی کردی بعد برمیگردی دوباره انگلیسی بخونی؟
!همینو بگو
!نه بابا، من هنوز راه درازی در پیش دارم
بهت حسودیم میشه
بیشتر از همه به داشتن همچین والدینی حسودیم میشه
که اجازه میدن با دوس پسرش بره خارج
!همینو بگو
از اونجایی که تو خارج زندگی کردن
دیدگاه روشن فکرانه ای دارن
!خوش به حالت
میخواید بعد فارغ التحصیلی ازدواج کنید؟
!واقعاً؟
!!نه بابا
آره
!جون من؟
-خودم تو عروسیت میخونم -!بهت حسودیم شد
اوکی، منم میشم مجری مراسمت
برگه مرخصیتو تحویل دادی؟ کی میری؟
یه هفته دیگه
میخوای کدوم دانشگاه بری؟
احتمالاً همون دانشکده ای که اوپا میخواد بره
-کلمبیا؟ -کلمبیا؟
!شهریه اش باید سرسام آور باشه
-واقعاً؟ -معلومه، چون تو نیویورکه
!بچه ها، وایستین یه دیقه
هممون پولامونو روی هم گذاشتیم تا اینو بگیریم
!!این دیگه چیه؟
-!بازش کن -!چیز قابل داری نیس
همین که مهمونی خداحافظی برام گرفتین !از سرمم زیادیه
خوشگله، مگه نه؟ !چقدر بچه های بافکری هستیم ما
-بوش اصل کاریه -یه بوییش بکن
قشنگ نیس؟
-بزن ببینم -!زود باش! زود باش
سلام، من خبرنگار بوکوک دیلی هان جی وون هستم
من از فارغ التحصیلای همون جام
بله، تماس گرفتم
چون میخواستم دنبال یکی از پذیرفته شده ها سابقتون بگردم
نه، فارغ التحصیل نه پذیرفته شده
به اسم لی یومی
در بین سالهای 1995 تا 2005
فقط 10 نفر پذیرفته شده داریم
ولی هیچ کدومشون رشته های هنرهای زیبا نخوندن
میشه خواهش کنم دنبال سوابق یکی دیگه هم بگردید؟
-حتماً -لی آنا
میشه چک کنید که یه سال هم مرخصی گرفته یا نه؟
حتماً، چند لحظه لطفاً
مادر جان
!ببین کی اینجاست
!منو یادتون میاد؟
تو جی وون خودمونی !چطور یادم نیاد
چهار سال آزگار کنار هم زندگی کردیم
پانسیونُ تعطیل کردید؟
آره، دنیا دیگه عوض شده الان مدیریت یه استدیو آپارتمان دستمه
پس استدیو آپارتمان شده؟
سه سال پیش کوبیدیم و ساختیمش
!عالیه، بابا صابخونه بهتون حسودیم شد
لی یومی؟ معلومه میشناسمش
هرگز نتونستم فراموشش کنم
چطور؟
وقتی اثاث کشی کرد
اجاره دو ماهو نداده فلنگو بست و فرار کرد
!فرار کرد؟
اجاره اش دو ماه عقب افتاده بود
چندین روز نیومد خونه
گوشیشم جواب نمیداد
زنگ زدم خونشون فهمیدم
بدون اینکه چیزی به من بگه گذاشته رفته امریکا
تمام خرت و پرتاشم جا گذاشته بود
وقتی داشتم اتاقشو تمیز میکردم کلی لباس رنگ و وارنگ پیدا کردم
این همه راهو تا استان گانگوون رفتم
تا اجاره دو ماه
و کرایه مسیر رو از پدرش بگیرم
کجای استان گانگوون؟ احیاناً به خاطر دارید؟
هونگچون
...هونگچون
یادم مونده چون پسرم سربازیشو همون جا رفت
درست اول بازار یه خیاطی داشتن
بازار؟
وقتی رفتم دیدنشون، اوضاعشون خوب نبود
همه دار و ندارشونو به پای دخترشون ریخته بودن
تو اعیاد شکرگزاری همیشه برام طالبی میفرستادن
اون موقع ها طالبی خیلی گرون بود
آهان، طالبی
هنوزم وقت داری
شایدم لازم باشه به شوهرت اعتراف کنی و ازش بخوای بهت پول بده
میخوای من به جات زنگ بزنم؟
واااو، چوی جی هون
احداث یک بنیاد بورسیه اونم تو این موقعیت تقلب انتخاباتی به حساب نمیاد؟
-قضیه چیه؟ -!یه نگاه به این بنداز
هم خوش لباسه هم با بقیه دوستانه رفتار میکنه
به همین خاطر بچه ها دوسش دارن
عملکرد شاگردایی که از زیر دستش فارغ التحصیل شدن، چطور بود؟
...بزار ببینم... معلم لی
یکیشون رفت ییل دو تاشون کالز آرت
یکیشون شیکاگو سه تاشونم اس یو بی
یکی رم فرستاد انگلیس
یه هشت نه تایی میشن دیگه؟
چیز غیرمعمولی ازش دیدید؟
انگلیسیش چندان هم عالی نبود
لهجه بریتیشش هم عجیب میزد
گفتید لهجه بریتیش داشت؟
بله
هر از گاهی زبان کره ای بعضی از بچه ها می لنگید
انگلیسی حرف زدنش با بچه ها رو شنیدم ولی لهجه اش یه جوری بود
اونی
کپی مدارک تحصیلیش دستته؟
چهل و دو
...سه، چهار
چهل و پنج
-سلام -خوش آمدید
میشه منو ببرید به بازار هونگ سونگ؟
-باز هونگ سونگ؟ -بله
بازار جدید رو نمیگید؟
نه، بازار هونگ سونگ. چطور مگه؟
اونجا که دیگه خبری نیست دارن اونجا ایستگاه قطار میسازن
الان فقط بر و برهوته
دارم دنبال یکی میگردم قبلاً تو بازار هونگ سونگ مغازه داشت
پس باید به بازار جدید تشریف ببرید
تمام کاسبای اون منطقه مغازشونو بردن به بازار جدید
واقعاً؟ پس میشه منو یه سر به اونجا ببرید؟
بزن بریم
آره
خانم کیم بهم گفتن
بله
واقعاً؟ خبر نداشتم
بله
No comments yet. Be the first to leave one.