Maid

Maid

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Maid S01E10 WEBRip x264-ION10
Maid S01E10 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Maid S01E10 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Maid S01E10 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-FLUX
Maid S01E10 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-FLUX
Maid S01E10 DV 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 265-FLUX
Maid S01E10 HDR 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 265-FLUX
Maid S01E10 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Maid S01E10 1080p NF WEBRip x265 10bit HDR DDP5 1-AGLET
Maid S01E10 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-PECULATE
다음의 해설 Mahya14
█╠►محیا مبین مقدم، امیر دلپسند | DigiMoviez.com

태그

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
HD
webrip
x264
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
게시일: 2021-10-08
다운로드: 54
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

"خدمتکار"

من دنيسم يه نجات پيدا کرده‌ي خشونت خانگي

سلام دنيس

سلام دنيس

کسي مي‌خواد قبل از فعاليت ويژه‌مون چيزي بگه؟

خيلي‌خب، بيايد به حرفاي الکس گوش بديم

بيايد يه خوش آمد گويي گرم بهش بديم

ممنون بچه‌ها

من الکسم يه نجات پيدا کرده‌ي خشونت خانگي

سلام الکس

از دنيس خواستم بتونم ...يکم کار داوطلبانه بکنم و

...منظورم تميز کردن توالت بود، ولي

دنيس گفت بجاش بيام اينجا

و من گفتم نه و اون گفت آره الانم که اينجام

دفترچه‌ي قاتل سريالي‌تو نشونشون بده

ميگه نوشته‌هام شبيه قاتل سريالي هستن ...پس

يا خدا، تو همه اونا رو نوشتي؟

آره، اينو از وقتي رفتم پناهگاه مک‌مالين نوشتم

شما واسه سرگرمي چيزي مي‌نويسيد؟

برندي، نياز نيست اجازه بگيري

کلاس پنجم يه دفترچه خاطرات داشتم صورتي و خزدار بود

يه قفل کوچيکم روش بود

آره، منم يکي از اينا داشتم

سؤال سخت اينجاست

وقتي مي‌نوشتيد براي کي مي‌نوشتيد؟

هيچکس فقط براي خودم بود

آره، منم همينطور

نوشتن راهيه که با خودم راجع به احساساتم صادقم

بعضي وقتا تنها راهيه که مي‌تونم بفهمم چه حسي دارم

انگار قبلش بايد بنويسم تا بفهمم مي‌خوام راجع به چي بنويسم

نمي‌دونم منطقيه يا نه

...ولي

بنظرم نوشتنِ حقيقت خيلي راحت تر از به زبون آوردنشه

هيچکس نمي‌تونه نويسندگي رو از من بگيره

هيچکس نمي‌تونه بگه شما اشتباه مي‌کنيد يا کلماتتون اشتباه مي‌کنن

چون نمي‌کنن

حق با شماست و کلماتتونم همينطور

چون اونا حرفاي شما هستن

به هرحال، همه اينجا دفترچه و خودکار داريم

قراره اينا رو بلند بخونيم؟

اگه بخواي مي‌توني ولي اگه نخواي مجبور نيستي

خيلي‌خب، يه سري موضوع آوردم

که از يه پروفسور توي اينترنت گرفتم

که صلاحيت تدريس به بقيه رو داره

خب، يه روزي رو توي زندگيتون توصيف کنيد که خيلي خوشحاليد

مي‌تونه يه روز واقعي باشه که قبلاً اتفاق افتاده

يا يه روز خيالي که آرزو مي‌کنه اتفاق بيوفته

...من روي ساعت 10 دقيقه زمان

مي‌ذارم

هيچ فشاري روي شما نيست فقط براي نوشتن داريم مي‌نويسيم

خيلي عالي بود

ميشه يه چيزي ازت بپرسم؟ وقت داري؟ - معلومه -

جواب سؤالمو مي‌دونم

ولي اجازه نداريم هيچ مهموني بياريم توي پناهگاه، داريم؟

نه، ببخشيد عزيزم

فقط مي‌تونيم قرباني‌ها و بچه‌هاشونو راه بديم

فهميدم - چطور؟ -

فقط تازه فهميدم که مامانم توي ماشينش زندگي مي‌کنه

متأسفم

مرسي

اونم قرباني خشونت خانگيه؟

قرباني‌ِ قديمي و شديد خشونت خانگيه و همينطورم توي انکار شديده

و توي توهمه و درمان نشده ...پس

بالاي 55 سالشه؟

يه طرح هست به اسم «شِير» که آدماي بي‌خانمان رو توي مراکز سالمندان مي‌ذارن

ولي بايد درخواست بده

...آره

مامانم واقعاً از هر چيزي که به دولت مربوط باشه بدش مياد

و يه مرکز آسايشگاه رواني هم دنبالشه پس اونقدر راه خوبي نيست

ولي مرسي

کس ديگه‌اي نيست مراقب مامانت باشه؟

نه، از وقتي 6 سالم بوده خودم مراقبش بودم

اگه مراقبش نباشي چي؟

فکر کنم يه کاري بکنم نمي‌دونم

وقتي ميرم داخل يه کار فوق‌العاده بکنم

اونا خيلي قوي ميان ...آره فکر خيلي خوبيه

لعنت بهش پسر

سلام مامان - الکس، سلام -

فکرشو مي‌کردم خودت باشي داشتم از سر کار برمي‌گشتم ماشينتو ديدم

آره، سخت ميشه ناديده‌اش گرفت

اينجا چيکار مي‌کني؟ - خب، ملکه رو ببين -

هوا بهاري شده

تا چند دقيقه ديگه قراره يه غروب پشمکي باشه

و من قراره تک تک لحظه‌هاي شيرينشو تماشا کنم

وقتي اومدم انگار داشتي با پرنده‌ها حرف ميزدي

نه عزيزم

اون برنامه‌ي املاء رو دانلود کردم

چون قراره درمورد مفهوم نوسنگيِ ...قايق‌هاي خورشيدي

براي بچه هاي مجموعه سخنراني کنم

و اگه مي‌تونستم اين يکي رو مي‌نوشتم ولي نمي‌تونم

چون دست کوفتيم درد مي‌کنه

گچ دستت کو مامان؟

گچ دستت کو؟

دستتو گچ گرفته بودن کوش؟

خيلي دستم مي‌خاريد براي همين به مايکا گفتم ببُرتش

بايد اعتراف کنم به طرز عجيبي شهوت‌انگيز بود

شوخيت گرفته مامان؟ اون گچ بايد تا 6 هفته ديگه روي دستت مي‌موند

مشکلي نيست - چرا هست -

تو تاندونت پاره شده و حالا ديگه خوب نميشه

اگه قراره غروب رو خراب کني پس بايد بري

...من

خوشحالم که سر راه ديدمت

ميدونم توي اتاق زيرشيرووني همراه ...بقيه اعضاي مجموعه

...زندگي خيلي عالي داري، ولي

بهت گفتم دارم ميرم مونتانا

اگه باهام بياي چي؟

توي محوطه يه خونه دارم

مي‌توني پيش مدي باشي

مي‌توني بري پياده‌روي و کل روز نقاشي کني

ببيني که مدي ميره پيش دبستاني

عزيزم، من از اين آدما نيستم

چرا؟

چون حوصله سر بر نيستم

من زندگي بزرگي دارم

من که نمي‌تونم اينور اونور دنبالت بدوئم سر بارت باشم

نه مامان جدي ميگم دارم دعوتت مي‌کنم

من به اينجا تعلق دارم عزيزم

مامانم اينجا خاک شده مادرِ مامانم هم اينجا خاک شده

لنگلي‌هاي خانم اينجا هستن

من يه لنگلي‌ام ولي دارم ميرم

مي‌دونم عزيزم تو فرق داري

...ولي

من نمي‌تونم از اينجا برم

باشه

ازت مي‌خوام قبل از اينکه برم پيش دکتر ويزيت بشي

مثلاً دکتر مفاصل - عمراً -

واسه فردا برات نوبت مي‌گيرم خب؟

دم مطب همو مي‌بينيم اگه فهميدي سرتو تکون بده

نمي‌خوام وقتي رفتم نگرانت باشم مامان

اونجا رو، پشمک

از اينجا حرکت مي‌کنيم از بالاي چند تا کوه رد ميشيم

قراره بريم اسپوکن که شهر خيلي بزرگيه

بعد بازم از روي کوه‌هاي بيشتر رد ميشيم

بعد باز دوباره از روي چند تا کوه رد ميشيم

تا خود ميزولا

اينجا

ميزولا

ميزولا

انقدر ساعت طول مي‌کشه برسيم

2-3-4-5-6-7-8-9

نُه ساعت

و شوپ - دقيقاً -

"چهل و پنج دلار"

!نه

"نود دلار"

"صد وسي و پنج دلار"

،سلام، ميخوام "کتاب مرجع انگليسي 102 بلوک 5" رو سفارش بدم

"صدوسي پنج دلار"

"منفي 128 دلار"

واسه کتابا؟

هيچ کپي دست دومي داريد؟

"سيزده دلار و پنجاه سنت"

عاليه، ميشه يکي از اونا واسه من کنار بذاريد؟

مي‌تونم سه شنبه بيام ببرمش

ممنون

"تماس از تارا"

سلام تارا - چه خوب، سلام -

يه خبر جديد برات دارم

تازه از دفتر حسابرس برگشتم

اوه اوه - نه چيزي نيست -

،به اطلاعيه‌ي جابه‌جاييِ مدي اعتراض کردن ...که خودمون هم خبر داشتيم

ولي درخواست براي کسب حضانتِ ... اورژانسي، ارسال شده

و يه دستور "ممنوعيت تماس" موقتي هم ...کوبيدم توي صورت يارو

پس اينطوري ديگه منظورمون رو ميفهمه

پس شان نميتونه باهام تماس بگيره؟ - درسته -

...امروز صبح، کلانتر احتمالا دستور ممنوعيت تماس

و درخواست حضانت يک‌طرفه رو بهش ابلاغ کنه

...خيلي خب. عه

خب الان چي ميشه؟ - منتظر ميمونيم -

.من براي وکيل شان پيغام گذاشتم به زودي خبردار ميشيم

خيلي خب، خيلي ممنون

خواهش ميکنم، خداحافظ

برندي، فکر کنم بعدش نوبت تو بود، نه؟

...من نميدونم اين شادترين روز زندگيم هست يا نه

ولي اون روز، فکر کردم که باشه

عاليه

بچه که بودم، با بابام ميرفتم پياده‌روي"

ماه ژوئن ميرفتيم، قبل از اينکه گرماي مزخرف آخرتابستون شروع بشه

يه بستني‌يخي پرتغالي فلينت‌استون از فروشگاه "سون الون" ميخريدم

از اونايي که بايد کلي زور بزني تا از جلدشون بيان بيرون

،کنار اقيانوس راه ميرفتيم ...و صورت فلکي سنبله رو نگاه ميکرديم

آخه تولد من 4 روز قبل از تولد بابامه

...بابام به آسمون اشاره ميکرد و بهم ميگفت

اون دب اکبره و من دب اصغر

وقتي بابام مريض شد، ديگه نرفتيم پياده‌روي

ولي من اخيرا با پسرم برگشتم اونجا

براش يه بستني‌يخي پرتغالي فلينت‌استون خريدم

الان خيلي راحت‌تر از جلدشون درميان

،به آسمون شب نگاه کردم ...و اونا اونجا بودن

انگار اصلا زماني نگذشته بود

"دب اکبر و دب اصغر

تموم شد

خب البته که ما ميخوايم ...فقط حرف‌هاي مثبت بزنيم

ولي اميدوار بودم که بتونيم ...درمورد بعضي از تصاويري که

،از داستان برندي توي ذهنمون ميمونن صحبت کنيم

"گرماي مزخرف آخر تابستون"

"الان خيلي راحت تر از جلدشون درميان"

"انگار اصلا زماني نگذشته بود"

"دب اکبر و دب اصغر"

کس ديگه اي ميخواد حرفاش رو به اشتراک بذاره؟

More Farsi Persian subtitles for Maid

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left