처음 200줄입니다.
وارنر بروس پيكچر
ماتريكس
اوضاع رو به راهه؟ - .قرار نبود به اين زودي نگهبانيم تموم بشه -
.ميدونم، ولي هوس كردم شيفت عوض كنيم
تو ازش خوشت مياد، مگه نه؟ .همش دوست داري نگاهش كني
.احمق نشو - ما قراره بكشيمش، ميفهمي؟ -
.مورفيس باور داره كه اون برگزيده است
تو چطور؟
.مهم نيست من به چي باور دارم
تو هم باور نداري، مگه نه؟
تو هم شنيدي؟ - چي رو؟ -
مطمئني كه اين خط كنترل نميشه؟
.آره، معلومه كه مطمئنم
.من بهتره برم
!بيحركت! پليس - !دستها روي سر -
!زود باش
.ستوان
اَه، لعنتي
.ستوان، به شما دستورات ويژهاي داده شده بود
.من فقط وظيفهام رو انجام ميدم
.حالا شما اين چرنديات رو تحويلم ميديد .بريد دستورات ويژه رو خودتون اجرا كنيد
.دستورات فقط براي محافظت از شما بود
فكر كنم خودمون بتونيم .از پس يه دختر كوچولو بر بيايم
!من دو واحد نيرو فرستادم !الان دارند اون رو پايين ميارند
.نه ستوان، افرادت ديگه تا حالا مردهاند
.لعنت
.مورفيس، خط رو رديابي كردن .نميدونم چطوري
.ميدونم. كابل اصلي رو هم بريدند
.وقت نداريم. بايد به يه خروجي ديگه برسي
مأمورها هم اينجا هستن؟
آره
.لعنت
.بايد تمركز كني ترينيتي
.يه باجه تلفن تو تقاطع "ولز" و "ليك" هست
.تو موفق ميشي
.خيلي خب - .برو -
.اين غير ممكنه
.بلند شو ترينيتي .فقط بلند شو
بلند شو
.اون خارج شد
.مهم نيست
.خبر چين راست ميگفت
.ما اسم هدف بعدي اونها رو داريم
.اسمش «نيو»ست
.بايد يه جستجو راه بياندازيم
.جستجو قبلا شروع شده
چي؟
اين ديگه چيه؟
خرگوش سفيد رو دنبال كن"؟"
كيه؟
.چوي هستم
.دو ساعت دير كردي
.ميدونم، تقصير اين بود
پول رو آوردي؟
.دو هزار تا
.صبر كن
.خداي من
.تو منجي مني !عيسي مسيح خصوصي من
...اگه موقع استفاده از اون گير افتادي
،ميدونم. تو رو نديدم .اصلا تو وجود نداري
.خوبه - تو چت شده مرد؟ -
.رنگ از صورتت پريده
...كامپيوترم. اون
تا حالا اين حس رو داشتي كه ندوني كه بيداري يا هنوز داري خواب ميبيني؟
.هميشه، بهش ميگن مسكالين
.توهم پروازه
.به نظرم بايد خودت رو از پريز بكشي بيرون
.و يه كمي تفريح كني
تو چي فكر ميكني دوژور؟ چطوره اون رو با خودمون ببريم؟
.حتما
.نه نميتونم. فردا بايد برم سر كار
!بي خيال
.بهت خوش ميگذره. قول ميدم
باشه
.حتما ميام
.سلام نيو
اين اسم رو از كجا ميدوني؟
.من خيلي چيزها دربارت ميدونم
تو كي هستي؟ - .من ترينيتي هستم -
ترينيتي؟
همون ترينيتي كه سيستم اداره ماليات رو هك كرد؟
.اون مال خيلي وقت پيش بود
.خدايا
چيه؟
...من فكر ميكردم
.كه تو پسر باشي
.بيشتر پسرها همين فكر رو ميكنن
تو توي كامپيوتر من بودي؟
چطور اين كار رو كردي؟
...الان تنها چيزي كه بهت ميتونم بگم
.اينه كه تو در خطر هستي
.من تو رو به اينجا آوردم كه بهت هشدار بدم - از چي؟ -
.اونها مراقبت هستن نيو
كيا؟
.لطفا فقط گوش بده
.من ميدونم تو چرا اينجا هستي نيو
.ميدونم داري چيكار ميكني
...ميدونم چرا به سختي ميخوابي
.و چرا تنها زندگي ميكني ... و چرا هر شب و هر شب
.ميشيني پشت كامپيوترت
.تو دنبال اون ميگردي
اينها رو ميدونم چون يه زماني .من هم به دنبال اون ميگشتم
...و وقتي اون من رو پيدا كرد
.بهم گفت كه من در واقع به دنبال اون نبودم
.من به دنبال يك جواب بودم
.اون سؤال ما رو هدايت ميكنه
.اين اون سؤاله كه تو رو به اينجا كشونده
...تو اين سؤال رو ميدوني
.همونطور كه من ميدونستم
ماتريكس چيه؟
.پاسخ، اون بيرونه نيو
.داره دنبالت ميگرده
و بالاخره پيدات ميكنه
.اگر كه خودت بخواي
!لعنتي
!لعنتي. لعنتي
شما در درك اختياراتتون دچار .سوءتفاهم شدهايد آقاي اندرسون
شما فكر ميكنيد كه استثنايي هستيد .و قوانين در مورد شما صدق نميكند
.كاملا واضحه كه شما در اشتباهيد
اينجا يكي از بزرگترين شركتهاي ...نرمافزاري دنياست زيرا
.كارمندان اينجا خودشون را جزيي از كل ميدانند
پس وقتي يكي از كارمندان مشكلي .داشته باشه يعني كل شركت مشكل داره
.زمان تصميمگيري فرا رسيده آقاي اندرسون
...يا از امروز سر وقت پشت ميزتون باشيد
.و يا بدنبال كار ديگري برويد
روشن شد؟
.بله آقاي "راين هارت" .كاملا روشنه
توماس اندرسون؟
.بله، خودمم
.عاليه
.روز خوش
سلام نيو. ميدوني من كي هستم؟
مورفيس؟ - !بله -
.من دنبالت ميگشتم
نميدونم براي ديدن چيزي كه .ميخوام نشونت بدم آمادگي داري يا نه
.اما متاسفانه ما وقت زيادي نداريم
اونها دارن ميان سراغت و .من نميدونم كه چه خيالي دارن
كي داره مياد سراغم؟
.بلندشو و خودت ببين
چي؟ همين الان؟
.بله
.حالا
.آروم پاشو
.نزديك آسانسور
!اي واي
اونا چي ميخوان؟
نميدونم. و اگه تو هم نميخواي .بفهمي بايد از اونجا فرار كني
چطور؟
من ميتونم كمكت كنم ولي بايد .دقيقا كاري رو بكني كه بهت ميگم
.اتاق مجاور خاليه
...اما اگه اونها - !برو، حالا -
.يه لحظه همين جا بمون
وقتي بهت گفتم، برو به آخر راهرو
.به سمت اون اتاق كار
.تا اونجا كه ميتوني سرت رو پايين بگير
!برو، حالا
.خوبه،حالا اون بيرون يه داربست فلزيه
تو اينها رو از كجا ميدوني؟ - .من وقت توضيح ندارم -
.سمت چپ يه پنجره هست، برو جلوش
.بازش كن
.به وسيله داربست به پشت بام برو
!نه! نه !اين ديوانگيه
.فقط دو راه براي خروج از ساختمون وجود داره
.يكي از طريق اون داربسته .ديگري هم تحت كنترل اونهاست
من انتخاب هر كدوم از دو راه .رو به خودت واگذار ميكنم
!اين جنون محضه
چرا اين بلاها سر من مياد؟
مگه من چيكار كردم؟
.من كه كسي نيستم. كاري نكردم
.خودم رو به كشتن ميدم
!لعنتي
!لعنت
.نميتونم
لعنت
همينطور كه ميبينيد ما مدتي است كه .شما رو تحت نظر داريم. آقاي اندرسون
به نظر ميرسه كه شما .زندگي دوگانهاي داريد
.در يكي از اونها شما توماس اندرسون هستيد
.برنامهنويس يك شركت معتبر نرمافزاري
.بيمه تامين اجتماعي داريد ...مالياتهايتون رو ميپردازيد
...حتي شما
.به صاحبخانهتان در حمل كيسهزباله كمك ميكنيد
.زندگي ديگر شما در كامپيوترهاست
.جايي كه با نام مستعار «نيو» يك هكر هستيد
و تا حالا تمام قانوني كه در رابطه .با كامپيوترها بوده شكستهايد
،يكي از اين زندگيها .آيندهاي دارد
.ولي ديگري ندارد
ميخوام تا اونجا كه ميتونم .صريح باشم، آقاي اندرسون
...شما اينجاييد
.چون ما به كمك شما نياز داريم
ما ميدونيم كه يك .شخص خاص با شما تماس گرفته
.كسي كه خودش رو مورفيس مينامد
هر چه كه شما درمورد او ميدانيد .كاملا بيارتباط با واقعيت است
...در واقع از نظر بسياري از مقامات
.او خطرناكترين انسان زنده حال حاضر است
...همكاران من
.معتقدند كه من دارم وقتم رو با شما تلف ميكنم
اما من مطمئنم كه شما .ميخوايد كار درست رو انجام بديد
.ما هم با كمال ميل پرونده شما را پاك ميكنيم
.و يك زندگي تازهاي براي شما درست ميكنيم
...در عوض تنها چيزي كه از شما ميخوايم
No comments yet. Be the first to leave one.