Frankenstein

Frankenstein

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Frankenstein 2025 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
다음의 해설 warez
Translated subtitle from English to Persian

태그

webdl
게시일: 2025-11-07
다운로드: 904
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

ناخدا!

ناخدا!

می‌تونیم حرف بزنیم؟

هممم

باید یخ رو بشکنیم و رد بشیم.

مردها گرسنه و خسته‌ن.

با این سرعت نمی‌تونیم بدون عواقب پیش بریم.

گوش کنید، مردها!

هرچی بیشتر کار رو به تأخیر بندازیم،

چنگال یخ محکم‌تر می‌شه.

کار ادامه داره.

هر گروه رو نوبتی کار بدید.

آقا، با احترام...

مردها نیاز به تضمین دارن.

تضمین؟

بله، اینکه وقتی کشتی رو آزاد کردیم، برگردیم سن پترزبورگ.

اونا فکر نمی‌کنن کشتی برای مدت طولانی قابل استفاده بمونه و می‌خوان بدونن.

گوش کنید!

نه جای شماست، نه جای این افسر، که به چیزی فکر کنید.

ما برای یه مأموریت ثبت نام کردیم و اون رو به پایان می‌رسونیم.

به قطب شمال می‌رسیم.

مفهومه؟

یه انفجار، ناخدا.

حدوداً دو مایل اون‌طرف‌تر.

مردها رو بیارید.

سگ‌های سورتمه آسیبی ندیدن.

پس این همه خون از کجا میاد؟

اینجاست، ناخدا!

یه مرد زخمی، خون زیادی از دست داده.

از شونه زخم برداشته، پاش شکسته.

حمله خرس؟

فکر نمی‌کنم، ناخدا.

لارسن، کمک کن پوتینش رو دربیارم.

یه پای مصنوعی.

بذاریدش رو تخته.

عجله کنید! به سمت کشتی! همین الان!

لارسن، اون موجود داره میاد.

تفنگ‌ها رو آماده کنید!

به فرمان من.

هدف بگیرید!

آتش!

گروه بعدی!

آتش!

همه به سمت کشتی!!

اون مردی که آوردیم بالا کجاست؟

کجاست؟

اون چیه؟ چی می‌خواد؟

بیاریدش پیش من!

اون شاتگان. لارسن، اون شاتگان رو بیار!

ویکتور.

ویکتور!

من کشتمش.

من کشتمش.

هنوز زنده‌ست!

نردبون!

نردبون رو بکشید بالا!

بیاریدش پیش من!

چند تا گلوله مونده؟

یکی، ولی نمی‌تونه بکشتش.

می‌دونم.

من اونو هدف نمی‌گیرم.

لادانوم برای تسکین درد. بخورش. بخورش.

من کجام؟

شما روی کشتی سلطنتی دانمارکی، هوریسونت هستید.

من ناخدا اندرسون هستم. ایشون دکتر اودسن.

چند نفر از مرداتون رو کشت؟

شش نفر.

برمی‌گرده و خیلی‌های دیگه رو می‌کشه.

اگه لازم باشه، همه شما رو می‌کشه؛ مگر اینکه منو تحویلش بدید.

نه، نه. رفته.

تو آب‌های یخ‌زده غرق شد. مرده.

نه، نمرده!

نمی‌تونه بمیره.

سعی کردم نابودش کنم.

چه باورم کنید چه نه،

برمی‌گرده... دنبال من.

و وقتی برگشت،

باید قول بدید که منو روی یخ رها می‌کنید.

و می‌ذارید منو ببره.

خواهش می‌کنم.

اون چه جور موجودیه؟

چه جور شیطانی اونو ساخت؟

من ساختمش.

من ساختمش.

من ساختمش.

من مصمم بودم که خاطره شرارت‌هام باید با خودم بمیره.

آماده‌ست.

بعضی از چیزهایی که بهتون می‌گم واقعیت داره.

بعضی نه، ولی همه‌ش راسته.

اسم من ویکتورِ.

ویکتور فرانکنشتاین.

پدرم بود که این اسم رو بهم داد.

می‌دونید معنیش چیه؟

فکر می‌کنم آره. فاتح.

کسی که همه چیز رو فتح می‌کنه.

بله. همه‌ش با اون شروع شد.

پدرم.

و مادرم.

ویکتور!

ویکتور!

ویکتور!

بیا پایین، پدرت داره میاد

مامان؟ مامان؟

اینجام، مادر

اینجام

پدرم یه بارون و جراحی برجسته بود

اون مادرم رو بیشتر از سر مصلحت به عقد خودش درآورده بود

چون مهریه‌ش قابل توجه بود و تبارش هم اصیل

این، امکانات لازم رو برای پدرم فراهم می‌کرد تا رتبه و املاک خانوادگیشو حفظ کنه

اون توی زندگی ما غایب بود

اما وقتی به خونه می‌اومد، تمام اهل خونه تسلیم اراده‌ش می‌شدن

کلر، عزیزم

بقیه اوقات

ویکتور

پدر

بقیه اوقات، مادر مال من بود

نه، اونو بیار اینجا

نمک گوشت خونتو تقویت می‌کنه

همچنین خون بچه رو

یادت که هست، تو برای دو نفر غذا می‌خوری؟

بخور

مغذیه

فرشته نگهبان

همراه شیرین

کنارم باش و ترکم نکن

زیر چتر حمایتت،

منو پناه بده، و...

صدای بگو مگوی بی‌وقفه اونها رو از پشت دیوار می‌شنیدم

که سر ثروت، املاک... و من سر هم فریاد می‌کشیدن

صداشون منو پر از ترس می‌کرد

مامان؟

مامان؟

اون مرد از هر دوی ما متنفر بود

موهای مشکی کلاغی‌مون، چشم‌های عمیق و تیره‌مون

حتی خلق و خوی آروم و بعضی وقتا عصبی‌مون

به نظر می‌رسید که تا سر حد جنون عصبانیش می‌کرد

طبقه‌بندی قدیمی رو هر چقدر که می‌تونی با دقت فهرست کن

اخلاط بدن انسان رو

خون، سودا، صفرا و بلغم

قلب متوسط مرد. وزن؟

نه تا یازده اونس، پدر

قلب متوسط زن. وزن؟

هشت تا ده اونس

چرا فکر می‌کنی اینطوره؟

تفاوت در جرم قلب زن؟

عمق احساسات؟

گرایش به مالیخولیا؟

جرم. حجم خون، پدر. خونرسانی عضلانی.

دقیقا. محتوای روحانی توی بافت وجود نداره

و هیچ احساسی در ماهیچه نیست

حالا، لطفاً وظیفه اصلی دریچه سه‌لتی رو توضیح بده.

نمی‌تونم به یاد بیارم، پدر، اما مطمئنم یادم میاد

آره، مطمئنم که میاد

عاج که خونریزی نمی‌کنه، ویکتور

اما گوشت چرا

تا وقتی که تو یه حقیقت رو به یاد بیاری، بیمار تو ممکنه مرده باشه

می‌فهمی؟

وظیفه اصلی دریچه سه‌لتی

اینه که از بازگشت خون به ورید اجوف جلوگیری کنه

نه، دست‌هات نه. دیگه نه

اونا حالا ابزار کار و اراده تو هستن

و باید ازشون مراقبت کنیم

اما صورتت، غروره

تو نام منو یدک می‌کشی، ویکتور، و با اون، اعتبار منو

امیدوارم اینو یادت بمونه

حس می‌کنم یه چیز خیلی خوب داری، parce que

سه

دو

یک

این غیرممکنه

من بر می‌زنم

مادر؟

مامان؟

پدر!

پدر. مادره

مامان

آب داغ و ملافه تمیز می‌خوام. مقدار زیادی.

الان. آقا

نه، ویکتور! مادر؟

مامان! ویکتور!

پدر! پدر!

ویکتور! نجاتش بده، لطفاً!

مادرم، کسی که اونو بخشی از وجود خودم می‌دونستم،

کسی که فکر می‌کردم هرگز ترکم نمی‌کنه،

کسی که زندگی بود... حالا مرگ بود

چشماش خاموش شده بود

لبخندش، غذای خاک سرد شده بود

برین بیرون!

همه‌تون برین بیرون!

بخشی از جهان خالی شده بود

و گنبد آسمان حالا برای همیشه تاریک شده بود

حالا، چشم‌هاتو بپوشون

تا وقتی که نگفتم نگاه نکن

حالا

ویلیام پر از شور و نشاط و لبخند بزرگ شد

اون خلق و خوی آرام‌تر و ملایم‌تری داشت که واضحا مورد علاقه پدرم بود

ممنون، پدر

آه، باعث افتخاره، پسرم

اون نسیم بود، من ابر طوفانی بودم

اون سراسر خنده بود، من سراسر اخم

More Farsi Persian subtitles for Frankenstein

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left