처음 133줄입니다.
ترجمه اختصاصی دنیای انیمه Empire eyes
تو فکرت چی میگذره، ترور؟
،من فکر میکنم از همه چیز و همه کس متنفرم
،برای همین میخوام با یک آبجویی مست کنم
،که توی یک لاشه گوسفند پیر حال آمده
،بعدش میخوام کیر کوچیکم رو توی سگ مردهای که توی گودال پیدا کردم فرو کنم
تا یک مشت تولههای جدید یا همچین چیزایی درست کنم
.آخه من از یک لجنم کم عقل ترم
،تو یک آدم مزخرف، حال به هم زن هستی
،و تو یک معنای دیگه به کلمات مزخرف و حال به هم زن دادی
،چون من معنای تمام کلمات رو میدونم، چون من از همه باهوشتر هستم
،و یک روز برمیگردم و با خانوادم تو یک گاری ارزون زندگی میکنم
.که باعث میشه من از همه بهتر باشم، و شما همگی توی آتش بسوزید
.اونم یک آتش خیلی بزرگ
.وای خدا، دارم عقلم رو از دست میدم
.یک ماه گذشته
.البته فکر کنم
.فکر کنم برای اولین بار، قراره شب خوبی رو در پیش رو داشته باشیم
.امیدوارم. پاهات شبها خیلی یخ میزنه
چی کار کنم دیگه؟
.موجودات فرا طبیعی
.من که اصلا نمیتونم پاهام رو تکون بدم
،با اینکه خودمم علاقه ندارم بهشون نزدیک بشم
.ولی همیشه خودشون بهم جذب میشن
فکر میکنی قبل غروب میتونیم به شهر بعدی برسیم؟
.اگه شانس بیاریم، فکر نکنم زیاد طول بکشه
فکر میکنی سرصدای بیشتری باید راه بندازیم؟
.نمیخواد. همین جوریشم صدامون رو میشنون
.بهتره زود پیداشون بشه. خیلی گشنمه
.منم نوشیدنی لازم دارم
.همین الانهاست که شروع کنیم
.بذار خوب نزدیک بشن تا مطمئن بشن
.میدونم
.دارن میان
!وای نه! مخلوقات شب
،حالا چه خاکی توی سرم بریزم، اونم تک و تنها توی این جنگل
با این خدمتکار اسکلی که فقط در مورد آبجو صحبت میکنه؟
.از الان محکوم به نابودی شدم
.یا خدا، دوباره شروع شد
.گفتم که، محکوم به نابودی شدم
!بیدفاع با ترس و لرز سرجام خشکم زده
داری یکم پیاز داغش رو زیاد میکنی سایفا، موافق نیستی؟
،همیشه وقتی بهشون دست بالا رو میدیم
.کارمون راحتتر میشه
.چهارتا هستن- .میدونم-
.به فاک رفتن
.واقعا
.هیولاهای حیونکی بیچاره
!هـــــــــــــــــا
.آرام بچهها. تا چند دقیقه دیگه تمام میشه
اگه بگم گوه خوردم راضی میشی؟
!هــــــــــــا
.شرمنده طول کشید. نمیتونستم اجازه بدم جنگل آتیش بگیره
.صدقه سرت. راستش، خودمم زیاد منتظر نبودم
فکر کنم خیلی سریع تمامش کردیم، درسته؟
.آره. مثل آبخوردن بود
!آنها اصلا انتظار بلادیس و بلمونت رو نداشتن
...خب
.الان دیگه باید از خدمتکار اسکل بودن ترفیع گرفته باشم
،میدونستی معنای اصلی لغت بلمونت
میشه خدمتکار اسکل؟
.اصلا هم اینطور نیست
.ناسلامتی یک سخنورم. همه چی میدونم
الان داری چی کار میکنی؟
.دارم خودمون رو بیمه میکنم
،اونم بین گلههای سرگردان، مخلوقات شب
،و راهزنان و مجرمان فرصتطلب
،و اون یارو که قایقش رو روی ارابه سوار کرده بود
...و اسم خودش رو دزد دریایی جادهها گذاشته بود
.بهتره وقتی به یک شهر جدید میرسیم مارو دوست بدونن نه دشمن
.زدی تو خال
.خب، راستش یک ماهی شده
.دیگه داشتیم امیدمون رو از دست میدادیم
.سی روز کوفتی شده، لنور
.شانس آوردیم که تونستیم شبها هشت ساعت راه بریم
.واقعا ببخشید
برای چی پیادهروی میکردین؟
.اسب بهتون داده بودن برای قشنگی
شما بهم اسبهای خونآشام جاودان که نداده بودین؟
.هشتصد مایل راه، و توی هر وجبش یک مشت انسانهای حرامزاده
!اسبهامون همون هفته اول قربانی تیر و شمشیر شدن
!اون بیرون بدجور درب و داغونه
،انسانها همدیگه رو میکشن، مخلوقات شب دیونه شدن
.حتی گروههای خونآشامی سعی دارن قلمروهایی رو تصاحب کنن
،عملا بین اینجا و بریلا
.کسی نیست که نخوام بکشمش
حالا میخوای چی کار کنی، کارمیلا؟
.اول که امروز رو باید کاملا حمام کنم
.و بعدشم یک نقشهکش به تالارم بیارید
.شاید یک نقشه داشته باشم
.آه، یادم آمد
.استریگا. این رو ببر به یک سلول و زندانیش کن
.روزی یک وعده غذایی هم بندازین جلوش
این دیگه چیه؟
،یک تیکه گوه نقنقو
،که توی این یک ماه گذشته با کمال میل میتونستم بکشمش
.و بندازمش توی یک چاله تا بگنده
.ولی حیف که یک استاد آهنگری هست
.زنده نگهـش دار. چون نقشهای که دارم اون رو هم شامل میشه
.این رو ببر به سلول ضلع غربی. نکشش
.و یکم آبم بریز روش
.بوی گوه میده- .آخ-
،اگه کار ضروری دیگهای ندارید، توصیه میکنم بریم داخل
.تا یک استقبال بینظیری ازتون کنیم
.هــــــــــم، خواهرای فوقالعادهام
،من این ده روز گذشته رو صرف یک پیادهروی جهنمی کردم
...و نمیدونستم قبل از رسیدن به خونه از گشنگی میمیرم یا اتفاق بدتری برام میافته
.و نمیدونستم که هنوز شما منتظرم میمانید یا نه
مورانا کجاست؟
.داخل منتظرمونه. زودباش
.پس اینجایی، مورانا
.خیلی خوش حالم که دوباره میبینمت
.خیلی دیر کردی
...سی روز جون کندم ت
.تا دیر برسی
.ما نیروهامون رو توی فاصله یک روزه از برایلا مستقر کرده بودیم
اسبها کجان؟
.به وسیله انسانهای روانی کشته شدن
.و نصفـشونم توسط یک گروه گرسنه مخلوقات شب خورده شدن
.و هزار جور کوفت زهرماری دیگه که نمیتونم بشمارم
.نقشه میتونست بدتر از اینم پیش بره
.پس بهتره یک نوشیدنی بزنی
.هـــــم، خون آدم باکره
.خدا این قلب های سنگی کوچیکـتون رو خیر بده. هنوز من رو دوست دارید
.به خونه خوشآمدی کارمیلا
.واقعا خوشحالیم که پیشـمون برگشتی
.این نقشه در مقابل سلامتی تو هیچ اهمیتی نداره
.به قلعه و قلمرو خودت خوشآمدی
.الان ما با دنیا طرفیم، کارمیلا
.مثل همیشه
.آقای سِنت ژرمین
.همون سنت ژرمین صدام کن. لطفا
پس آقا نیستی؟
No comments yet. Be the first to leave one.