처음 190줄입니다.
یک، دو، سه
خانم وینبری، برای سه پسرتون توصیهای دارین؟
- اینا... - چرا همه ما...
عشقهای زندگی منن
و دارم تو رو از دست میدم
و یکی رو که از دست دادم
ولی این یکی، هرگز. هیچوقت ازدواج نمیکنه
- نگران نباش. - توی خونه بمون
برای بچه ننههای جا خیسکن هیچ گزینهای پیدا نمیشه
رفیق، بیخیال. تمومش کن
- شوخی میکردم، توماس. - بیخیال. جاشو خیس میکنه دیگه
- مودب باش. تظاهر کن مودبی. - چهار سالم بود که جامو خیس کردم
- زود باشین. - باشه، همین کافیه
سلام، آمیلیا!
- مریت هستی، نه؟ - بله
ساقدوش مراسمت
پس امروز اولین روز از بقیه زندگیت با بنجی بود...
و اینقدر دوستت دارم
- سلام به آینده خودمون! - سلام!
احتمالا اینو با هم تماشا میکنیم
- صد درصد - منظورت بین ما روی مبله
خب، من میرم توی اتاق مهمون
- و من کجای این سناریوم؟ - مراقب هفت تا بچه مایی
- وظیفه ساقدوش داماد همینه؟ - ده تا!
- ده؟ - یازده
شش. شش تا و یه سگ؟
شش تا یه سگ؟ قبوله
امیدوارم امشب آماده باشی حسابی بترکونی، داداش...
چون فردا به طور رسمی از بازار مجردها خارج میشی
- درسته - آره
خب، اون دختر هم همینطور. نسبت قیمت به درآمد اون بالاتر هم هست
اصلا میدونی چی داری میگی؟
با تو ازدواج کردم دیگه، نه؟
به افتخار آینده
- به افتخار آینده - آینده
- به سلامتی. - هی، گوشا، میشه مراقب بچهت باشی؟
- آقای ویل، هنوز اینقدر بزرگ نشدی. - هی!
ولی شدم
- به سلامتی، گوشا - به سلامتی، گوشا
ایزابل، تو هم رسیدی
- سفرت چطور بود؟ - گریر!
اوه!
خب، هتلم اصلا خوب نیست
بهت گفتم باید پیش ما بمونی
میدونی که حریم خصوصیمو دوست دارم
ولی واقعا عضوی از خونوادهای و اینجا خیلی راحتتری
بهم محل نذار، بداخلاق شدم
خوشحالم که اینجام
توماس، حواست به ایزابل باشه
گریر؟ گریر، به کمکت نیاز دارم
وسواس داره
و شامپاین چطوره؟
یه ذره گرم ـه
ترجیح میدی یه چیزی بخوری ک یه ذره قویتر باشه؟
بله، دلم میخواد. یه چیز تند باشه
با کمال میل
لازم نیست اینو بشنوی...
- اصلا لازم نیست. - صبح روز بعد، تگراف اومد...
برای هر دوی شما خیلی، خیلی خوشحالیم
به افتخار بنجی و عروس خوشگلش
آقا و خانم وینبری...
برای عروس و داماد توصیهای دارین؟
حتما. بله
اگه نصف من و مادرتون خوششانس باشین...
یه ازدواج خیلی طولانی و خیلی، خیلی شاد خواهید داشت
- دمت گرم، بی. دوستت داریم - دوستت داریم
دوستت داریم. دوستت داریم!
به افتخار عروس و داماد. شب عروسی مبارک!
سلام! شب عروسی مبارک!
شب عروسی مبارک! تا حد مرگ عاشق این زنم
فهمیدی؟ تا حد مرگ
کمکم کنین!
پلیس نانتاکت. معاون کارل هستم
کجا؟
- بله - هی، رییس. کارل هستم
- چه خبر، کارل؟ - یه جسد اومده روی آب
خب، آخر هفته چهارم جولای تو هم مبارک باشه، معاون
کلویی
هی، فکر کنم کار سورساتت لغو بشه
لغو بشه؟ چرا؟
امروز کسی قرار نیست ازدواج کنه
یکی مُرده
چی؟ کی؟
باید برم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
بعد از ساعت شش رسیدم اینجا
اول از همه داشتم دکورم رو نگاه میکردم...
تا مطمئن بشم چیزهای کرایهای تحویل داده شدن...
و اونجا افتاده بود، روی جسد، کرخت بود
رییس کارتر
افسر هنری. دن کارتر. ایشون راجر پلتون، برنامهریز عروسی هستن
کارآگاه هنری، ولی خودت میدونستی
خب، راجر، این پرستار بچه رو دادستانی فرستاده
اولین باره سوار هلیکوپتر شدی؟
نه، یه کم قهوه لازم شدم
توی پرواز هیچی نبود که بخورم
خب شما خانم سَکس رو خوب میشناختی که عروسیشو برنامهریزی کردی؟
راستشو بگم بیشتر با گریر سر و کار داشتم
گریر...
گریسون وینبری
و اینجا خونهشه؟
این ملک پنج نسل در خونواده شوهرش بوده
قبلا زمین خیلی بیشتری داشت
- چی شد؟ - تراژدی همیشگی آمریکایی
بچه ناخلف و ناجور خونواده همه رو به باد داد
آره، خب، مشخصه همهشو به باد نداده
ممنونم، آقای پلتون
- آقای پلتون، لطفا بشینین. - باشه
- کارآگاه الان میاد پیش شما - باشه
کارآگاه الان میاد
ممنونم
خونه وینبری، سامرلند...
یه کلبه ۴۰ میلیون دلاری دنج کنار دریاست
خانم گریر یه اتاق مخصوص پیچیدن کادو داره
ولی من همه هدایا رو توی اتاقم میپیچم
خیلی پولدارن
اینقدر پولدار که روی یه جزیره خصوصی میتونن به بچهها تجاوز کنن
پولدار در حد اینکه حوصلهم سر رفته بیا بریم یه میمون بخریم
پولدار در حد اینکه یکی رو بکشی و از زیرش قسر در بری
خانم سَکس؟
کارآگاه نیکی هنری هستم. ایشون هم رییس دن کارتر
چند تا سوال ازت داریم
چرا لباس عروسیت تنته؟
عروسی قرار نبود تا ظهر امروز شروع بشه
میشه بهم بگی چطور پات اینطوری زخمی شده؟ خانم سَکس؟
- یادته که چطوری... - هی...
شوکه شده
برات چای داغ اوردم
دوست داریم بدونیم دیروز چه اتفاقی افتاد
صبحبخیر، همسر آینده! دوستت دارم
اوه
اوه
میشه همه صندلیها رو بیاریم اینطرف؟
نه فقط اونا، همهشون، میخوام نزدیک خونه باشن
- و شراب دم در باشه - باشه
همینو میگن
اه...
آمیلیا
مگه بهت یه لباس خواب ندادم؟
چرا، دادی
یه کفشدوزک بود
چی؟
کفشدوزک
که اینطور
گریر
اون شبیه...
شما چطوری میگین...
یه جارو داره؟
نه یه عصا داره
یه عصا رفته توی کونش
پسرها از خانم گریر میترسن؟
البته
هر سه تاشون
ولی بدون ترس، کنترلی وجود نداره
گوشا؟
باید به کاتجا توی گلخونه زنگ بزنی...
و توی این گرما گلهای قاصدک رو با رز عوض کنی
چشم، خانم گریر
- صبحبخیر - عالی شد
اگه فرصتش پیش بیاد، چند تا گل میخک خوشگل...
توی فروشگاه گل سالم دیدم
چی؟
- شوخی میکنم - چه بامزه
صبحبخیر، دختر بامزه
توی این لباس خیلی خوشگل شدی
مطمئنم در آخر هر چی داشته باشیم عالی میشه
سر چیزهای کوچیک خودتو اذیت نکن، جیجی دابز
آره، آمیلیا هیچوقت سر چیزهای کوچیک خودشو اذیت نمیکنه
که برای همین با تو ازدواج میکنه، کیر مدادی
هی!
- باشه. چقدر بچهای - کربوهیدرات خوب رو هدر نده
فاتحه لباس عروسی خوندهس، ها؟
گوشا، میشه لطفا پودینگ چیای منو بیاری، لطفا؟
توی...
بفرما. بخواه تا بدستش بیاری
ممنونم
- مخلوط مهمونی - چه خوشمزه
متوجهی که نصفشون ویتامین ـه، نه؟
ولی کدوم نصفی؟ باحالش همینه
ویل، رولت دارو بازی میکنی؟ میخوای چند تا قرص اینجا بریزی؟
هر چی داشتم رو فروختم
چه دسته بچههای خوشگل و سردرگمی
ممنونم
- اینم از آبمیوه شما، آقای تگ - ممنونم، گوشا. ممنونم
حالت خوبه؟
خیلی گیج شدم، کلی کار سرم ریخته
اینو ببین
- خیلی خوشگل کار میکنی - بیخیال
No comments yet. Be the first to leave one.