Sworn to Justice

Sworn to Justice

Farsi/persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Sworn to justice 1996
다음의 해설 Mitic
ترجمه و زیرنویس از مهدی عطایی [email protected]

태그

bluray
게시일: 2026-08-05
다운로드: 3
청각 장애인용: No

Farsi/persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

0.5

‫شِلی.

‫مایکل.

‫مایکی، چی شده؟

‫مایکی.

‫اوه خدای من... شلی، شلی، شلی.

‫همه چی درست میشه، من اینجام.

‫باشه، باشه شلی.

‫تنهام نذار، تنهام نذار، نرو.

‫پاشو.

‫اینم از اوناست که دعوا رو دوست داره.

‫کجاست؟

‫مایکی.

‫وای خدای من، نه.

‫جانا.

‫جانا.

‫در این مورد مطمئنی؟

‫بالاخره که باید باهاش روبرو بشم.

‫حداقل بذار یه نفرو بفرستم اونجا رو تمیز کنه.

‫ممنون لورین، تو دوست خوبی هستی.

‫نمی‌دونم بدون تو باید چیکار می‌کردم.

‫بهم زنگ بزن.

‫اوه، کارآگاه گروهبان بریگز.

‫چرا سرتو نمیندازی بیای تو؟

‫متاسفم خانم دین.

‫می‌دونید که اینجا رسماً هنوز صحنه جرمه.

‫دو هفته‌ست خونه‌م دست شماست، پسش می‌خوام.

‫فکر کنم این مال شماست.

‫دکتر مجبور شد اینو به زور از مشتت دربیاره.

‫گوش کن، ببخشید که مجبورم مزاحمت بشم...

‫اونم تو یه همچین موقعیتی، ولی خب... مجبورم.

‫ولی به هر حال کارت رو می‌کنی.

‫فکر نکنم یه آسپرین داشته باشی؟

‫آه.

‫تموم کردم، شرمنده.

‫حتی سعی کردن لوله‌های لعنتی رو هم بدزدن.

‫ما این حیوونا رو گیر می‌ندازیم.

‫می‌ندازیمشون آب‌خنک بخورن.

‫مگه اینکه یه روان‌پزشک روشنفکر تبرئه‌شون کنه...

‫به بهونه بچگیِ سخت و اینجور چرت‌وپرت‌ها.

‫اگه دست آدمایی مثل تو باشه بریگز،

‫هنوز داشتیم جادوگرا رو تو آتیش می‌سوزوندیم.

‫من به دفاع از آدمای بیمار کمک می‌کنم، کارم اینه.

‫اوه، خوبه. حالت بهتره، حالا می‌تونیم حرف بزنیم.

‫از شوهر خواهرت برام بگو.

‫قبلاً در موردش حرف زدیم.

‫دونالد یه دائم‌الخمره، خواهرمو کتک می‌زد.

‫اینم از ارزش‌های خانوادگیِ اون.

‫فکر کنم بالاخره ولش کرده بود، واسه همین اومده بود اینجا.

‫خب، ما آوردیمش اداره، اون تو رو مقصر می‌دونه.

‫می‌گفت تو سعی داشتی رابطه‌شونو به هم بزنی.

‫آره، دقیقاً از همون اولین باری که زیر چشم خواهرمو کبود کرد.

‫اما کار اون نبود، یه دزدی بود.

‫یکی فهمیده بود من شهر نیستم...

‫و فکر کردن کسی خونه نیست.

‫و بهت گفتم که سه چهار نفر بودن.

‫می‌دونم، می‌دونم، سه چهار تا مرد.

‫ولی دونالد می‌تونسته اجیرشون کنه.

‫تو گفتی که خواهرت و اون پسر...

‫وقتی رسیدی اینجا مرده بودن.

‫بله.

‫و تو با این مردا درگیر شدی، با هر سه چهار نفرشون.

‫من خرج دانگشاهم رو...

‫به عنوان مربی هنرهای رزمی درمی‌آوردم.

‫اوه.

‫اون شب حالم خیلی بد بود.

‫اونا خواهر و خواهرزاده‌مو کشته بودن.

‫در واقع، داری دوباره حالمو خراب می‌کنی.

‫با این حال دلم می‌خواد بیای اداره...

‫و با چهره‌نگارمون صحبت کنی.

‫برای دهمین بار می‌گم، اونا ماسک زده بودن.

‫هوا تاریک بود.

‫حالا هم برو بیرون.

‫ممکنه مجبور بشم چند تا سوال دیگه هم بپرسم.

‫پس با خودت یه سری جواب بیار.

‫اوه شلی.

‫نه خواهش می‌کنم، نه، نه.

‫اوه خدایا، نه.

‫نگهش دار.

‫گل اژدها؟

‫سلام آقای یانگ.

‫تسلیت می‌گم.

‫من...

‫ممنونم.

‫جای شکرش باقیه که هنوز می‌تونی لبخند بزنی.

‫چی باعث شده فکر کنی دارم می‌خندم؟

‫نوری که تو چشماست، قابل قیاس نیست...

‫با درک و شهودِ روح.

‫و قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.

‫قصد توهین ندارم، ولی این شعارهای عرفانی رو برا خودت نگه دار.

‫از تمرینات هنرهای رزمی‌ت اینقدر کم یاد گرفتی؟

‫هی، من هنوز زنده‌ام.

‫این خودش یه جور رکورده برای...

‫محله‌ای که من توش بزرگ شدم.

‫ساعت ده، اون بالا.

‫لطفاً، این یه مسئله شخصیه.

‫برو سر کار.

‫به شورای لوردن بگو...

‫که تو کل ایالت فقط دو تا متخصص...

‫تو بازسازی تصادفات موتورسیکلت داریم...

‫و آدم ما تو چهار تا پرونده اخیرش اون یکی رو شکست داده.

‫و بعدش بهش بگو برامون یه چک بفرسته.

‫لطفاً از طرف من بابت گل‌ها از همه تشکر کن.

‫جانا.

‫سلام.

‫خب... واقعاً حالت چطوره؟

‫امیدوارم این یه دیدار دوستانه باشه.

‫باید برگردم سر کار.

‫برو خونه.

‫نمی‌تونم، نمی‌تونم این کارو بکنم، فعلاً نه.

‫البته.

‫امم، مشکل حل شد، من یه...

‫جای کوچیک رو به ساحل دارم، برو اونجا بمون.

‫ممنونم، ولی خب من بازم... باید برگردم سر کار.

‫خوشحالم که برگشتی.

‫اوه، سلام.

‫سلام.

‫سلام.

‫اِ... جانا، ایشون نیکولاس لنگفورد هستن.

‫ببخشید، الکتریسیته ساکن بود.

‫تخصصتون چیه، جانا؟

‫روان‌شناسی.

‫نیکولاس متخصص حقوق مؤلفه.

‫ایشون وکیل و ناشر هستن.

‫اوه اوه، موکلم پنج دقیقه دیگه منتظرمه.

‫باید برم.

‫بیا.

‫زود باش، فکر کنم یه چیزی برات داشته باشم...

‫که ممکنه برات جالب باشه.

‫فروشگاه‌های "گلوبال شاپر" دارن روی یه برنامه امنیتی جدید کار می‌کنن...

‫و نظر یه روان‌شناس جنایی رو می‌خوان.

‫اوه، و اگه حوصله‌ش رو داری...

‫دارم یه مهمونی کوچیک برای کمپین شهرداریِ دادستان راه می‌ندازم.

‫همین‌جا، جمعه، ساعت پنج.

‫خوشحال می‌شم تو هم باشی.

‫تو اونو نمی‌خوای، واقعاً می‌گم.

‫تئودور لوگان اسکاگز.

‫وکیلش ای. جی ویتمنه.

‫اوه خدایا، بذار حدس بزنم.

‫متهم آدم معروفی نیست، پس یا یه قاتل سریالیه...

‫یا خرپول.

‫یه پلیس رو کشته.

‫ویتمن پرونده رو رایگان قبول کرده.

‫بوی قرارداد چاپ کتاب به مشامم می‌رسه.

‫دادگاه تازه شروع شده و تا همین الانش...

‫دو تا متخصص اولِ ویتمن گند زدن.

‫باور کن، دادستان بدجوری دنبال جنگه.

‫این شد یه کار درست حسابی.

‫باشه، یه قرار ملاقات ترتیب می‌دم.

‫تو نمی‌تونی از من محافظت کنی لورین.

‫قاتلای تبر به دست تخصص منن.

‫کسی اونجاست؟

‫من رمزش رو نمی‌دونم.

‫خواهش می‌کنم.

‫دهنتو ببند.

‫برو تو.

‫خدایا خواهش می‌کنم.

‫عجب بساطیه!

‫آره، خوبه.

‫ممنونم، تو فرشته نجات منی.

‫داشتن منو می‌کشتن، شانس آوردم رسیدی.

‫نمی‌دونم چطوری ازت تشکر کنم.

‫اورژانس ۹۱۱.

‫بهتره یه آمبولانس بفرستین.

‫جانا دختر، آخرش سرتو به باد می‌دی.

‫می‌خوای دعوا کنی؟

‫بیا جلو.

‫باشه شلی، قول می‌دم.

‫مشکی.

‫اگه کسی زنگ زد، بگو تو راهم دارم می‌رم دفترم.

‫با دانشجوی سابق و محبوبم.

‫آزمایش ادراک فراحسی؟

‫هنوزم فکر می‌کنم این چرت‌وپرت‌ها مال بازمانده‌های هیپی‌هاست.

‫احساس حماقت می‌کنم.

‫جالبه.

‫اکثراً این حس رو داری؟

‫این مسخره‌بازیا رو تموم کن لئو.

‫خب، چند تا بازی کردیم، یه کم خوش گذروندیم.

‫نتیجه چیه؟

‫من ۱۰ تا کتاب به اسم خودم دارم.

‫۱۱ تا.

‫آه.

‫به هر حال، نظریه‌های من جواب می‌دن، من یه نابغه‌ام،

‫و می‌گم که تو هیچ مشکلی نداری.

‫البته اگه تصمیم بگیری یه سری...

‫توهمات به شدت آزاردهنده رو نادیده بگیری.

‫آزاردهنده، شاید.

‫توهم، شاید نه.

‫ما از همون لحظه تولد، دنیاهای کوچیکی می‌سازیم.

‫داخل دنیاهایی که بهشون می‌گیم واقعیت.

‫اما اون بیرون...

‫آه، قهوه لطفاً.

‫جانا؟

‫شکلات.

‫می‌دونی، غیرعادی نیست که ضربه به سر...

‫مثل ضربه‌ای که تو خوردی، یه جور درهایی رو باز کنه...

‫که آدم بتونه فراتر از دیوارها رو ببینه.

‫فوق‌العاده‌ست.

‫محشره.

‫جانای عزیزم، تو آدم عجیبی هستی.

Sworn to Justice subtitles in other languages

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left