L'Apollonide : Souvenirs de la Maison Close
처음 200줄입니다.
ديدن اين فيلم به افراد زير 18 سال توصيه نميشود تمام جملات همان گونه که بيان شده ترجمه شده است
من خیلی خستهام میتونم هزار سال بخوابم
نگران نباش امشب دوباره بیدار میشی
اینجا زیاد تغییر نکرده
تغییر کرده، به آرومی تغییر کرده
چطور؟
به آرومی تغییر کرده، همهاش همین
صبر کن
من دوست دارم باهات صحبت کنم
گوش میکنم
این یه پیشنهاده؟
جواهر، این یه پیشنهاده؟
...تو به من خیره شده بودی
و به نظر میرسید میخواستی به من آسیب بزنی
بعد، صورتت به حالت عادی برگشت
این توی قدیمیه
باز هم به من خیره شدی
...و بعد
احساس میکنم داری ارضا میشی
همانطور که به سمت رونهام میای
جهش اسپرمت رو درونم حس میکنم
و پُرم میکنه
و از چشمام جاری میشه
...اونها اشکهای سفیدن که
ضخامتشون گونههام رو میپوشونه
دهنم قرمزه و اشکهای سفید همه جاش پاشیده
من نمیخواستم که تمیزشون کنم
من خیلی گریه میکنم نمیتونم جلوی گريهام رو بگیرم
تو زُمُرد سبز نداری؟
نه، من زُمُرد سبز ندارم
شاید دفعهی بعد
شاید
تو همیشه رویاهات یادت میمونه؟
نه
«خانه لذت»
"نُوامبر 1899"
"گرگُ میش، قرن نوزدهم"
نزدیک آینه، کلوتیلده
میخوام ببینمت
یه سنجاقِ سَر به من بده
تنهام بذار
نگران نباش
(اون خوبه اما سنگین(با وقار
جسماً هم سنگینه
وقتی روی منه من لِه میشم
امیدوارم که به من گیر نَده
آدمِ مزخرف
امیدوارم ویکتور امشب نیاد
حالم ازش به هم میخوره !سه بار تو هر دفعه، چه موادی میزنه
همیشه میپرسه که در مورد کیر کَجِش چی فکر میکنم
قبل از اینکه کونش رو ببوسم - با کی هستی؟ -
میچا اوکس
اون با تو خوبه
فعلاً اینطوریه
فقط دو بار بود - اون الان من رو نمیخواد -
تو دوستش داری؟
آره، من دوستش دارم
همین؟
این هم چیزیه
دوستش داری یا فکر میکنی اون میتونه بِدهیات رو پرداخت کنه، اینطور نیست؟
مشکلیه؟
شاید من کمتر از تو بدهی داشته باشم - شک دارم -
...قربان
عصر بخیر
مالِ من کار نمیکنه
تو باختی
اونجا
میتونیم جلوتر بیایم؟ - البته -
اون خیلی آرومه
"من صداش میکنم، "نینون
پارچهی ابریشمی
دختره؟ - آره -
دستات رو نشونم بده
امتیاز گرفتی؟
...آره، ضربم گرفت
دکتر، از دستتون در رفته
شما خیلی نوشیدنی خوردین
از دستم در رفته؟
بعداً میبینمت
من فقط رمان شگفت انگیز انگلیسیام رو تموم کردم
...پر از بیگانهها و مریخیها
که با اشعه و سلاحهای شیمیایی به زمین حمله میکنن
اونها خیلی قدرتمندن
و به راحتی انسانها رو از بین میبرن
اونها شهرها رو نابود کردن
اما نسبت به بیماریهای انسانی ایمن نبودن
آخرش هم میمیرن
...داستان هم از زبان یه خبرنگار گفته میشه
که از حملات اولیه فرار کرده
و کسی که توی یه سرزمین متروکه به دنبال همسرش میگرده
احمق، اما یه نابغهی کامل میخونیاش؟
نه، تنها کتابای من خاطرات "ساد" و انجیله
من انجیل نمیخونم
سمیرا، لیوان لوئیز خالیه
من امروز، این نامه رو داشتم، بخونمش؟
خانم
در مورد لاپولونیده شنیدم و مایل به ورود به خانهی شما هستم
...و خودم رو اینگونه معرفی میکنم
من 15 سال و نیمهام من زیبا با موهای قشنگ و دندانهای سالمم
خوش بَر و رو با پوست کاملاً سفید و هیچ لکهای در بدنم نیست
...و اگر خواستید کسی رو برای بررسی از پاریس بفرستید
که جزئیاتی که من گفتم، درست باشد
من دارای یک قلب مهربان هستم و همچنین مطیعم
...اگر من اثبات کردم
شاید شما بخواهید کسی رو بفرستید تا من رو همراهی کنه
و به خونهی شما بفرسته "پائولینه"
یه نقاشی هم از چهرهی خودش کشیده زیباست
یه نقاشی زیبا هیچ معنیای نداره
میشه ببینم؟
بله
خیلی خوبه، ماری
من میخوام اینجا باشم تا بهش خوشآمد بگم
اون یه بچه هست
با مرگ کُنتِس، زیبای قرن بیستم چه کسی میخواد بشه؟
من میگم تو هستی
چی بود؟
جِوِلز (زن یهودی) زیبای جدیدمونه
ممنون
دلم برات تنگ شده بود
کاکا، من همین دو روزه پیش اینجا بودم
اما دیروز نبودی
کجا بودید؟
با همسرم
نه
شرمندهاش هستی
دو هفته شده
من اونجا موندم اصلاً حال و حوصلهاش رو نداشتم
و الان چی؟ حال و حوصله داری؟
خیلی زیاد
هفتهی گذشته یه خواب عجیب در موردت دیدم
همه دخترها همین رو میگن
قسم میخورم، این راسته - چی بود؟ -
این موضوع تا حدی غیر عادیه
میخوای توی طبقهی بالا بِهم بِگی
البته که میخوام
برو یه نوشیدنی بخور و بیا به اتاقی که پردههای سیاه داره
چیکار میکنی؟
این یه هدیه است
من خیلی خستهام میتونم هزار سال بخوابم
نگران نباش امشب دوباره بیدار میشی
یه لیوان به من بده
کدوم یکیش؟
اهمیت نمیدم
صابون ضدِ عفونی کننده گرفتی؟
من پول خرید هیچی رو ندارم
تو چطور؟
تویی که درد داری
من کمی بهت قرض میدم اما خودت برو بخر
ممنون
کلوتیلده؟
میتونی کمکم کنی؟
این رو نگه دار
ممنون
چیکار میکنی؟
این یه هدیه است
چی شده؟
هیچی
هیچکس نمیدونه تو به چی فکر میکنی
من به چیزی فکر نمیکنم
اون تقریباً کامله
بعداً بفرستش به من
اون زیباتر از یک گل سوزانه
انگشتام بایستی نفرین شده باشن
صدا از آژیرهاست
من شروع به لخت شدن میکنم
و تو جعبهای رو روی تخت میذاری
یه جعبه کوچیک
من بازش کردم
یه زمرد داخلش بود
تو هنوزم ساکتی ...خب، من هم مطمئن میشم که
خب، من پرسیدم که آیا این یه پیشنهاده
تو جوابی ندادی
بعد اینکه
لوبت در آخرین لحظه موردِ عفو دِرِیفوس قرار گرفت
اگه بخوای بحث رو بکشونی به دِرِیفوس، من میرم
بیخیال
بزن بریم بالا
با کمال میل
میتونیم معاشرت کنیم؟
خیلی دوست دارم
تو همیشه رویاهات یادت میمونه؟
میخوام ببندمت، میتونم؟
بله، میتونی
اون به همه چیز حسودی میکنه
من با تو خوشحالم
...ویتتون
...ویتتون
چی هست؟
ویتتون؟
من عاشق گفتن این اسمم
اون یه نابغه هست
ویتتون
من عاشق این آهنگم
"مارس سال 1900"
"سپیده دم، قرن بیستم"
پاهات رو باز کن
برو بازشون کن - نه -
من باید آلت جنسیات رو ببینم تا بتونم نقاشیات رو بکشم
حتی صورتت
این خیلی مهمه
No comments yet. Be the first to leave one.