처음 200줄입니다.
یه حیوون خونگی مجازیه
دکمهها رو میزنی تا زنده نگهش داری
دکمهی چپ بهش آب میده
و روی دماغش بزن تا بهش ابراز محبت کنی
خداحافظ، پترسون- خداحافظ-
این تیم مدت زیادی یه فرم داشته
و تو یه عضو جدیدی
ما فقط سعی داریم بفهمیم
تو چطور جای خودت رو توی این تیم باز میکنی
فرم جدیدمون رو پیدا میکنیم
خب، پس فردا میام اونجا
آره، آره باهاتون حرف میزنم پس
خیلی خب، خداحافظ- خب؟-
فردا اعلام میکنن
داری به کاندید بعدی برای
معاون رئیس جمهور آمریکا نگاه میکنی
موفقیتهایی که حتی خوابش هم نمیدیدی چه حسی داره؟
خب، بیا عجله نکنیم
هنوز هیچی تغییر نکرده
دیگه صبر بسه بمبهای زیپ من کجان؟
سلام به روی ماهت، آیوی یکم احترام بذار
در حضور اشراف هستی
من ولر و تیمش رو تحویل دادم
حتی یکیشون رو کشتم
اطمینان پیدا کردم که زیپ وارد آمریکا شده
ولی الان، وقتی نوبت من شده که چیزی که مال منه به دستم برسه
به نظر رد محموله رو گم کردم
رد محموله رو گم کردی چون وقتی رسید
من به یه محل امنتر منتقلش کردم
ولی نزدیکه
چی شده؟ دلهرههای قبل از معاونت رئیس جمهور؟
میدونم نقشه این بود
ولی یواش یواش دارم حس میکنم برگردوندن اونا زنده به اینجا یه اشتباه بوده
خوشحال میشم همین الان اونا رو بکشم
این رویکرد مستقیمت قابل تقدیره، جدی میگم
ولی الان وقت ظرافت به خرج دادنه
نه توان تحمل زیر سوال رفتن داریم
و نه فرضیههای توطئه رو
ولی اگه یکیشون دل به اعتراف میداد
اینجوری خیلی قشنگ سر و ته ماجرا هم میومد
چی میخوای؟
پیشنهاد ساده ست
تو یه اعتراف کامل پشت دوربین میکنی
البته که بدست تو نوشته میشه
توسط من آماده میشه، تو میگی
فکر میکنی این ماجرا رو تحت کنترل داری
ولی بیصبرانه منتظرم ببینم که دودش تو چشمت میره
تا آخر روحیهی مبارزه طلبی داری انتظار کمتر از این رو هم ندارم، تاشا
اعتراف کن و بعد به یه زندان مخفی میری
یا نکن، و دوستات به جات میرن اونجا
در حالی که تو بقیهی عمرت رو
توی یه زندان فوق امنیتی نسبتا راحت میگذرونی
و به این فکر میکنی که چه بلایی سر اونا آوردی
خب، نظرت در مورد این پیشنهاد متقابل چیه؟
هیچ کدوممون به زندان مخفی نمیریم
و هیچ کدوممون به زندان عادی هم نمیریم
میخوای قبل از اینکه یکی دیگه حرف بزنه، تو حرف بزنی؟
همچین خبرایی نیست
اوه، به حرف میای
وگرنه همهتون توی یه سوراخ خیلی عمیق پرت میشین
که هرگز نمیتونین ازش خارج بشین
ترجیح میدیم این سرنوشت نصیبمون بشه تا اینکه چیزی که میخوای رو بهت بدیم
شک ندارم همینطوره ولی قضیه فقط شما ۴ تا نیستین
آدمای دیگهای هم هستن
آدمای بیگناه
از کِی تا حالا نگران آدمای بیگناه شدی؟
من یکی از والدینم رو وقتی خیلی بچه بودم از دست دادم
همینطور که بتانی از دست میده
همونطور که بچهی زاپاتا از دست میده
به اون بچهها فکر کن
و به بوستون عزیزت
هرگز پیداش نمیکنی
همینه که باعث میشه شما دو تا همچین زوج شیرینی باشین
این اعتماد به نفس بیش از حدتون
الان دیگه داریم بهش نزدیک میشیم
عشق به یه شخص
هیچ چی قدرتمندتر یا دردناکتر از این نیست
نه که تو چیزی در این باره میدونی
جین و کورت قطعا میدونن
میتونی تصور کنی که چه زجری میکشن
هر کدومشون بدونن که اون یکی دیگه توی یه تاسیسات مخفی یه جایی حبسه
دستش از بقیهی دنیا کوتاهه؟
یعنی میگم، تو اخیرا با فوت رید
از یه تراژدی غمناک رنج بردی
واقعا میخوای همچین رنجی رو
به اون دو تا هم تحمیل کنی؟
این بار خیلی سنگینیه که روی دوش کسی باشه
این پیوند دوستی، این وفاداری
تو چیزی در مورد وفاداری نمیدونی
تو همه چیز به اینا دادی
،اکثر مردها رو نابود میکنه اینکه بدونن کاری نکردن
که خانوادهشون رو از سرنوشتی بدتر از مرگ نجات بدن
اگه میخوای از این اجتناب کنی
دوربین منتظرته
نه، من مشکلی ندارم
برو به درک
من این کارو نمیکنم هیچ کدوممون نمیکنیم
خواهیم دید
تا آخر امروز وقت داری تا دوستات رو نجات بدی
بازم خبر خوب؟- پیداش کردن-
یورش به پناهگاه
منجر به بازداشت کورت ولر، جین دو
تاشا زاپاتا، و گورد انور ملقب به ریچ دات کام شد
نفر پنجم این گروه تروریستی توی محل کشته شد
پترسون
تا الان اسمی به ما گفته نشده
...اوه، نه. اوه
اگه میدونستم میاین، یه سری خوراکی درست میکردم
یکم پنیر گرویر توی یخچال هست اگه اشکال نداره که صبر کنین
پترسون؟ !فکر میکردم مردی
آره و منم فکر میکردم توی خورد و خوراک سلیقه داری
یالا، باید تیم رو نجات بدیم
:مترجم .:: محمد مسعودی ::.
نه اینکه الان به خاطر زنده بودنت خوشحال نباشم
...ولی... واقعا از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجم
ولی اصلا چطور ممکنه؟
...خب، وقتی پناهگاه منفجر شد
توی یکی از تونلهای معدنچیها خزیدم
و اومدم بالا روی سطح زمین
مردی، نمردی راه خودت رو
از اعماق تاریک زمین پیدا کردی، زندهای
اینا خیلی شبیه حکایت
گاندولف سفید پوشه
آره، ولی بلراگ هنوز نمرده
خیلی خب. باید ثابت کنیم که تیم بیگناهه
و وقت زیادی نداریم- نه، چون مدلین اونا رو به-
یه محل خیلی امن، خیلی مجزا
خیلی تاریک و ناشناخته میفرسته- باشه-
خب، ما چیزی داریم که مدلین نداره
و اون دستگاه آیس کریمه
بفرما! کلید در پشتی بیکانر
دستگاهی داریم که میتونه یه نرمافزار کدگزاری شدهی پیام رسان رو هک کنه
ارتباط مدلین به اقدامات تروریستی رو افشا کنه
و بیگناهی ما رو ثابت کنه؟- آره، ولی یه مشکلی هست-
واسه اثبات جرم مدلین باید با دسترسی مستقیم به یه سرور افبیآی
وارد گوشیش بشیم
حضوری؟ چطور قراره این کارو بکنیم؟
وارد شدن به اون ساختمون خودکشیه
پس خوبه که من قبلا مردم
خب، ببین کی هنوز اینجاست
فکر کردم حالا که مدلین چیزی علیهت نداره
مثل دود سیگار محو میشی
آره، نزدیک بود بدون جلب توجه کسی از اینجا خارج بشم
ولی بعد ولر و تیمش خِرکش شدن اینجا
و حالا من برگشتم روی صندلی داغ
آره، بازداشت اشتباه تیم
واسه تو یه بدبیاری بزرگ بود
میدونی، فقط باید بگم
از این لحن اخیر صحبتت با خودم خوشم نمیاد
عملا هنوز رئیس افبیآی هستم
ها. این عجیبه
به روز شدن با شرایط جدید پارکینگ"؟"
اینجوری با آفرین ارتباط برقرار میکنی؟
خب، آره اینقدر حوصلهسر بر و خسته کننده ست
که امنیت سایبری توجهش جلب نمیشه
و آفرین اینو نادیده نمیگیره
خب، از کجا اینقدر مطمئنی؟
چون شماره شناسایی امنیتیش
و تاریخ تولدش رو توی خط موضوع جاسازی کردم
چیه؟ چی شده؟
هنوز مطمئن نیستم
اوه، خدای من، پترسونه
اون اینو فرستاده. میدونی
امضای اون همه جای پیام هست
جوری مختصرنویسی شده که فقط من و اون استفاده میکردیم
نمیدونم چطور، ولی اون هنوز زنده ست
"شرکت "شارپ سِیف سکوریتی
مکسین برندت و دان رایلی
واسه چی پترسون از ما میخواد برای این دو تا کارت شناسایی افبیآی درست کنیم؟
اوکی، اولا، پترسون مرده
متاسفم، ولی مرده
دوما، به نظرم باید کاملا اینو نادیده بگیریم
...و سرمون رو مثل کبک بکنیم زیر برف
تا بعدا، یه زمان دیگه
وقتی امن بود در کمال امنیت تیم رو از رفتن به یه زندان مخفی نجات بدیم
میدونی که وقت نداریم وقتی برن دیگه رفتن
نه، نه، نه اگه صبر کنیم، این... اِهم
شما ها در مورد چی صحبت میکنین؟- ها؟ مسائل کاری-
ببینین، اگه در مورد تیمه، ما هم میخوایم کمک کنیم- چی؟-
ببینین، میدونین که میتونین به ما اعتماد کنین
نمیدونم راجع به چی صحبت میکنی
مامور وودز، تو و شایلا
باید برین روی وظایف خودتون متمرکز بشین
و نه، این هیچ ربطی به تیم نداره
ولی... ولی اگه بنا به دلایلی
به کمکتون نیاز داشتم خبرتون میکنم
مثکه همه از شربت مدلین نخوردن
ظاهرا نه همهشون فکر نمیکنن که تیم به فساد کشیده شده
چون کشیده نشدن که دقیقا به همین خاطره که باید این کارو بکنیم
واقعا باور داری که این پیام از طرف پترسونه؟
بله، دارم
بسیارخب
بیا واسه دو تا آدم مجهول الهویه کارت شناسایی دولتی درست کنیم
سلام فقط اومدم سر بزنم
حاضری که اون اعتراف کوچولوی قدیمی رو امضا کنی؟
گورت رو گم کن
باشه، باشه. میرم فقط یه چیزی
همدستهات حال و روز خوشی ندارن- اوه، جدی؟-
چطوره بذاری باهاشون صحبت کنم تا خودم به چشم خودم ببینم
شما ها عجب پیوندی با هم دارین
No comments yet. Be the first to leave one.