Land of Storms

Land of Storms (Viharsarok)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Land Of Storms 2014 1080p BluRay
다음의 해설 RainbowSubs

태그

bluray
게시일: 2025-10-08
다운로드: 34
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫این فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است.

‫سرزمین طوفان‌ها (2014)

‫ به هیچ‌چیز فکر نمی‌کنم.

‫ ذهنم رو خالی می‌کنم.

‫ من عاشق توپم.

‫ من دیوونه‌ی توپم.

‫ توپ گرده، مثل باسن دخترا.

‫ هیچ‌چیز دیگه‌ای وجود نداره،

‫ فقط توپ و دروازه.

‫توپ رو برمی‌دارم،

‫به سمت دروازه می‌دوم،

‫و به توپ ضربه می‌زنم.

‫ نور خورشید رو حس می‌کنم.

‫ چمن سبز رو حس می‌کنم.

‫ پیراهن رو روی بدنم ‫و کفش‌ها رو توی پاهام حس می‌کنم.

‫هوا و باد رو حس می‌کنم.

‫ با همه‌ی حواسم تمرکز می‌کنم.

‫فوتبال زندگی منه.

‫من با فوتبال نفس می‌کشم.

‫ بازی کردن فوتبال چیزیه که من می‌خوام.

‫ می‌دونم کی هستم.

‫ فقط به فوتبال فکر می‌کنم،

‫ چون هیچ‌چیز دیگه‌ای برام وجود نداره.

‫با کی دارم حرف می‌زنم؟ ‫با کی حرف می‌زنم؟

‫ها؟

‫هی، با کی دارم حرف می‌زنم؟

‫توی چشمام نگاه کن!

‫توپ رو بردار، بازیت رو بهم نشون بده!

‫بجنب! یالا!

‫بیدار شو، بیا اینجا، اینجا، همین حالا بیا!

‫نشونم بده چی بلدی! ‫لعنتی، داری چی‌کار می‌کنی؟

‫مثل یه دختربچه بازی می‌کنی!

‫می‌تونی بهتر از این باشی! خراب کردی...

‫یه بار دیگه!

‫تو از همه‌ی بقیه با هم بهتر هستی. ‫ولی باید سخت‌تر کار کنی، خیلی سخت‌تر.

‫هر چی می‌گم، ‫اینه که بعداً ازم تشکر می‌کنی.

‫فردا قشنگ‌ترین روز زندگیمه.

‫می‌خوام بزرگ‌ترین گل زندگیم رو بزنم.

‫چون «اون بزرگه، توی وجودمه».

‫و «اون توی دنیا بزرگه».

‫شرط می‌بندم فردا سه تا گل می‌زنم.

‫- واقعاً؟ ‫- به‌راحتی!

‫اگه بتونی سه تا گل بزنی، ‫کل تیم میاد بوست می‌کنه.

‫ادا درنیار!

‫ادا درنیار!

‫همه این کار رو می‌کنن. حتی برادرامم این کار رو می‌کنن. ‫چرا ادا درمیاری؟

‫گمشو، رفیق!

‫ یالا، دارید چی‌کار می‌کنید؟ ‫بیایید بیرون! بجنبید!

‫ به‌جز ژل زدن به موهاتون، ‫بلدید بازی هم بکنید؟

‫ به من!

‫ شما خیلی زرنگید!

‫ زابی!

‫ از بدنتون استفاده کنید، شونه‌هاتون رو جمع کنید!

‫ چیزی نیست ، حتماً لیز خورده!

‫ زابی، آلمانی بلدی؟

‫ چطور تیم رو هدایت می‌کنی؟ ‫اینجوریه که تیم رو هدایت می‌کنی؟

‫ یه افتضاح بزرگ توی زمین درست کردید.

‫تو گفتی هلش بدم.

‫ خفه شو!

‫ تو هیچی نیستی، هیچ‌کس نیستی، هیچ ارزشی نداری.

‫ می‌تونم یکی مثل تو رو ‫توی هر گوشه‌ی خیابون پیدا کنم.

‫ استعدادیاب دورتموند رفت، ‫می‌دونی چرا؟

‫ نه به‌خاطر اون کارت قرمز لعنتی، ‫چون تو بازیکن بدی هستی.

‫چرا داری نگام می‌کنی؟

‫این‌قدر خوب به نظر میام؟

‫باید پاس می‌دادی، ‫من توی موقعیت بودم.

‫خب که چی؟

‫تو به‌هرحال نمی‌تونی شوت کنی.

‫چی گفتی؟

‫کَر شدی؟

‫دستاتو بردار!

‫می‌خوای یه دونه بخوری، نه؟

‫همینه؟

‫ لطفاً توجه کنید، پرواز ایربرلین ‫شماره 9032 به مقصد بوداپست،

‫ برای سوارشدن آماده است.

‫ مسافران لطفاً ‫به دروازه A17 مراجعه کنند.

‫دردت گرفت؟

‫حالا می‌خوای به پلیس زنگ بزنی؟

‫فکر می‌کنی باید این کار رو کنم؟

‫می‌خوای اینجا زندگی کنی؟

‫آره.

‫اینجا رو به ارث بردم، ولی یکی ‫با زور وارد شده و همه‌چیز رو به‌هم‌ریخته.

‫سقفت قراره چکه کنه.

‫الانم چکه می‌کنه.

‫نباید کار زیادی ببره، ‫فقط باید کاشی‌ها رو سر جاشون بذاری.

‫چقدر طول کشید.

‫دوست‌دخترت؟

‫آره، همونه.

‫صبر کن، این...

‫این خوب بود.

‫فقط باید اونایی که شکسته‌ن رو بندازی دور.

‫اونایی که خوبن رو بذار کنار. این یکی.

‫نه، این فقط آشغاله.

‫آره، اینم همین‌طور.

‫بندازش دور.

‫این یکی خوبه.

‫این یکی می‌تونه بره.

‫این رو بذار کنار، این خوبه.

‫برای امروز کافیه.

‫چرا؟

‫چون فردا ادامه می‌دیم. ‫طوفان داره میاد.

‫فکر می‌کردم برای کار اومدی اینجا.

‫مگه کار نمی‌کنم؟

‫برای امروز بهم پول می‌دی؟

‫خیس شدن. ‫به‌قدر کافی روشون رو نپوشوندی.

‫حالا باید صبر کنیم تا خشک بشن.

‫تو گفتی روشون برزنت بندازم ‫و منم این کار رو کردم.

‫باید می‌بردیشون داخل.

‫فردا که خشک شدن برمی‌گردم.

‫برات مهم نیست، نه؟

‫تو قبلاً این کار رو نکردی.

‫خب بهم نشون بده چطور باید انجام بدم.

‫خوبی؟

‫صدا منو می‌شنوی؟

‫این آشغال افتاد روم.

‫بشین.

‫بهتر شدی؟

‫آره.

‫یه کم آب می‌خوای؟

‫یه مشروب بهم بده، یه آبجو.

‫بیا!

‫ نه. خیلی سرده.

‫نه، سرد نیست.

‫خوبه.

‫ولم کن.

‫بطری رو بده.

‫داری چی‌کار می‌کنی؟

‫نمی‌تونم شنا کنم.

‫صبر کن، کمکت می‌کنم.

‫فقط دراز بکش.

‫آروم باش. ‫فقط روی آب دراز بکش.

‫خوبی؟

‫چرا از من می‌ترسی؟

‫می‌تونستی بری خونه.

‫می‌دونی که می‌تونی هر چیزی رو بهم بگی.

‫مشکلی نبود.

‫بیا، بخور.

‫فردا اتاقت رو تمیز می‌کنم. ‫می‌تونی توی اتاق من بخوابی، باشه؟

‫یه بار دیگه، ریتمت رو کنترل کن.

‫یالا.

‫مواظب باش، یالا، همین‌طوره، همین‌طوره.

‫امشب برات بلیط می‌گیرم.

‫پس‌فردا برمی‌گردی.

‫برنمی‌گردم.

‫چرا؟

‫فوتبال رو ول می‌کنم.

‫چی یعنی ول می‌کنی؟

‫- می‌دونی کی ولش می‌کنی؟ ‫- آره بابا، می‌دونم.

‫آه، پسرم...

‫می‌دونی چند بار خواستم ولش کنم؟

‫ولی نمی‌تونی.

‫این زندگیته.

‫زندگی من نیست.

‫ پس چی؟

‫نمی‌دونم، بابا.

‫می‌خوام برم سراغ زنبورها...

‫ زنبورها...

‫توی مزرعه‌ی بابابزرگ.

‫ توی مزرعه‌ی بابابزرگ؟

‫آره.

‫ می‌دونی داری از چی حرف می‌زنی؟

‫ ها؟

‫ نگام کن.

‫ داری گوش می‌کنی؟

‫ وقتی باهات حرف می‌زنم نگام کن.

‫ اگه نمی‌خوای گوش کنی ، ‫نگام کن، نگام کن.

‫احمق.

‫فردا به مربی‌ات زنگ می‌زنم. ‫این افتضاح رو برات درست می‌کنم.

‫- خدا کنه ازم تشکر نکنی. ‫- فکر کردی می‌کنم.

‫بابا!

‫بابا، اونجایی؟

‫ خداوند با شما باشد.

‫و با روح شما.

‫ دل‌هامون رو بالا ببریم.

‫ما اون رو به‌سوی خداوند می‌چرخونیم.

‫ شکر کنیم به درگاه خداوند، خدای ما.

‫این عادلانه و خوبه.

‫واقعاً عادلانه و خوبه،

‫که تو رو ستایش کنیم، خداوند،

‫اما بیشتر در این روزها،

‫که مسیح، عید پاک ما، قربانی شده.

‫چون او بره‌ی حقیقی‌ست ‫که گناه جهان رو برداشت،

‫با مرگش مرگ ما رو نابود کرد، ‫و با رستاخیز، زندگی رو به ما بازگرداند.

‫به همین دلیل قوم تعمیدشده، ‫که از شادی عید پاک می‌درخشد،

‫در سراسر زمین شادمانی می‌کند،

‫درحالی‌که فرشتگان در آسمان،

‫سرود ستایش تو رو بی‌پایان می‌خوانند.

‫ تو مجاری هستی؟

‫ - هی، مجاری حرف می‌زنی؟ ‫- آره.

‫ آرون برات کار می‌کنه؟

‫- خوب بهش حقوق می‌دی؟ ‫- آره، چرا، چی بهت گفته؟

‫خب، بخور.

‫بده به آرون.

‫توی جنگلی که رفتم قدم بزنم،

‫یه دسته‌گل دیدم که شکوفه کرده.

‫قبل از اینکه پژمرده بشه،

‫- ازش پرسیدم می‌تونم بهش آب بدم. ‫- می‌تونی.

‫مرسی.

‫نه، نه!

‫عید پاک مبارک!

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left