The Testaments

The Testaments

Farsi/persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

The Testaments Season 1 Episodes 1-10 Farsi/Persian
The Testaments Season 1 DSNP WEB EBTV Pooyamaz
다음의 해설 PersianSUB
«اِمپایر‌بِست‌تی‌وی، کهکشانی از فیلم و سریال» EmpireBestTV ‫« مترجم : پویا مزروعی » @pooyamaz

태그

webdl
disney+_synced
hulu_synced
disney+_synced
게시일: 2026-05-28
다운로드: 12
청각 장애인용: No
FPS: 23.976

Farsi/persian 자막 미리보기

처음 199줄입니다.

‫آنچه در عهدها گذشت...

‫تبریک به ربکا گروو

‫که قراره با فرمانده جدیدمون ‫یعنی فرمانده چیپین ازدواج کنه

‫و تبریک به اگنس مکنزی ‫که با فرمانده وستون ازدواج می‌کنه

‫مردی که توسط خدا انتخاب شده ‫تا هدایت کنه و محافظت کنه

‫نمی‌تونم دور و بر بابای بکا باشم ‫اون یه کارهایی باهام کرد

‫فقط هم من نبودم

‫باید به عمه لیدیا بگی

‫از قبل بهش گفتم

‫و می‌خواد بابتش چیکار کنه؟

‫واقعا خوشحالم که بهم گفتی

‫به این نتیجه رسیدم که می‌خوام ‫از اون دخترها محافظت کنم

‫چون هیچکس دیگه ‫انجامش نمی‌ده

‫دختر خیلی بدی بودی

‫باید بیشتر نخ دندان بزنی

‫- همین؟ ‫- آره

‫اون سعی کرد بهم دست بزنه! ‫اون سعی کرد بهم دست بزنه!

‫لطفا، لطفا، کمکم کنید!

‫- از خودت در آوردی؟ ‫- داره ازشون سوءاستفاده می‌کنه

‫یکی باید یه کاری می‌کرد

‫و من هم کاری نکردم ‫که ازش خجالت بکشم

‫من انگشتم هم به اون دختر مرواریدی نخورد!

‫چرا داری ازش دفاع می‌کنی؟

‫چون دروغ نمی‌گه

‫تو از کجا می‌دونی؟

‫اون این کار رو... ‫با من کرده

‫بیاین دعا کنیم: ‫"مرا در گل زوفا پاکسازی کن تا پاک شوم

‫"مرا بشوی تا سفیدتر از برف شوم

‫"ای خدا ‫در من قلبی تمیز خلق کن

‫و دوباره روحی درستکار در من بِدَم"

‫دیگه نمی‌تونه بهت صدمه بزنه

‫- این عدالت الهی‌ـه ‫- تو چیکار کردی؟

‫نه! نه! نه! نه!

‫- تو چشم‌ها رو خبر کردی؟ ‫- اگنس!

‫واقعا فکر کردم ‫اون رو می‌فرستین پیش یه دکتر

‫نه! اگنس! ‫اگنس!

‫«با اینترنت ملی و بدون سانسور از امپایر‌بست‌تی‌وی دانلود و آنلاین تماشا کن» ‫:::.EmpireBestTv125.cfd.:::

‫« مترجم : پویا مزروعی » ‫«Pooyamaz»

‫بعد از اینکه تمام ماجراها تموم شد ‫گزارش پزشکی قانونی رو پیدا کردم

‫"این کالبدشکافی طبق قانون گیلیاد ‫انجام شده است

‫"جسد متعلق به یک مرد بالغ

‫"و بدون کمبود غذایی و مسیحی سفیدپوست است

‫"دلیل مرگ:

‫"خونریزی ناشی از ‫چندین جراحت ناشی از شیء تیز

‫"که توسط یک سلاح با لبه تیز ‫انجام شده

‫"ریه‌ها، کبد و شریان آئورت ‫به طرز مرگباری آسیب دیدند

‫"زخم‌های دفاعی شامل ‫سوراخ شدن دست‌ها و اندام‌های بالایی می‌شوند

‫"چندین زخم چاقو روی ‫اندام‌های تحتانی

‫"از جمله اندام جنسی مشاهده شد

‫"عمق هر کدام از 2 تا 10 سانتی‌متر متغیر است

‫"آسیب وارد شده برای کشتن قربانی ‫فراتر از حد نیاز بوده

‫که نشان می‌دهد ‫قاتل با مقتول خصومت شخصی داشته"

‫بین تو و بکا چه خبره؟

‫مامانم به مارتامون گفته ‫یه رسوایی بزرگ داره درست می‌شه

‫به تو هیچ ربطی مبارکی نداره

‫نمی‌خواد در موردش صحبت کنه

‫پس تو می‌دونی چه خبره؟

‫شو ‫برو گورت رو گم کن

‫یه گروه ارکستر 12 نفره ‫با یه پیکولو نواز گیرم میاد

‫چه باکلاس

‫بچه‌ها! ‫خب چیه؟

‫اگنس؟

‫اگنس ‫چی شده؟

‫اگنس، حالت خوبه؟

‫درور بر خداوندگار بزرگ

‫او ازمون می‌خواد که همگی ‫سریع توی سالن ناهارخوری جمع بشیم

‫لطفا راه بیفتید

‫تحریکش نکن

‫غذا خوردی؟

‫نیازی به دستبند نیست! ‫بازش کنید!

‫عمه لیدیا ‫فرمانده اینجان

‫الان باهاتون صحبت می‌کنن

‫ربکا رو چیکار می‌کنیم؟

‫کار خاصی نمی‌کنیم ‫اون باباش رو به قتل رسونده

‫یکی از مردان گیلیاد ‫توسط یه زن سلاخی شده

‫یکی از نور چشمی‌های تو

‫بیا وانمود نکنیم که اون ‫مرد باخدایی بوده

‫جفتمون از حکمش خبر داشتیم ‫قرار بود اعدام بشه

‫الان دیگه اصلا مهم نیست

‫چیزی که مهمه اینه که ‫نتیجه مهفی بعدش رو به حداقل برسونیم

‫پس باید قربانی بشه؟ ‫صرفا به خاطر پیامد بهتر؟

‫شاید اینطور نشه ‫خب، اون دختر باروری‌ـه

‫مطمئنم یکی از مراکز سرخ ‫از داشتنش خیلی خوشحال می‌شه

‫یه ندیمه؟

‫احتمالا آخر عاقبتش به دیوار ختم می‌شه

‫اگه ندیمه بشه خیلی بهش لطف شده

‫در هر صورت ‫سرنوشتش دست دادگاهه

‫نه! ‫نمی‌تونیم بذاریم همچین اتفاقی بیفته

‫دیگه هیچ "ما"ای وجود نداره

‫روز خوش، عمه لیدیا

‫دخترها، یه خبر بد دارم ‫که باید بهتون بگم

‫ولی باید بهتون بگمش

‫در مورد یکی از خودمونه

‫ربکا گروو

‫ربکا دیگه تا مدت نامعلومی ‫قرار نیست بیاد مدرسه...

‫دلیلش هم مرگ بدموقع پدرش...

‫دکتر گروو هستش

‫البته، در این زمانه ناراحت‌کننده...

‫برای خانواده گروو دعا می‌کنم

‫بیاین

‫نباید فراموش کنیم که اون ‫همراه با دل‌شکستگانه

‫درخواست‌های بر حق ‫خدا اون‌ها رو می‌شنوه

‫اون‌ها رو از همه مصیبت‌هاشون می‌رهانه

‫بذارید که ما رو هم ‫از دردسر رهایی بده

‫بذارید اون صدای دعای ما رو بشونه

‫بذارید ما رو در سوگی که داریم ‫در آغوش بگیره

‫چرا که بدون او ‫ما گم می‌شیم

‫حالش خوبه؟

‫- نباید این بیرون باشی ‫- کجا بردنش؟

‫گفتی می‌ره پیش دکتر ‫بهم بگو کجاست. لطفا!

‫یه جور زندان برای زنانه ‫نمی‌دونم کجاست

‫داشت جیغ می‌کشید!

‫می‌دونم

‫متاسفم

‫متاسفم

‫اگنس؟ اگنس مکنزی! ‫همین الان دستت رو ازش بکش!

‫- نمی‌بینی ناراحته؟ ‫- مرد جوان، همین الان دستت رو بردار!

‫نه. خودت می‌دونی چه بلایی سر دوستش اومد ‫یکم فهم و شعور داشته باش

‫حالت خوبه؟

‫متاسفم، متاسفم ‫متاسفم

‫اگه این داستان رو ‫واسه عمه لیدیا تعریف کنم

‫از مدرسه پرتت می‌کنن بیرون

‫اگنس!

‫سر عقل بیا، لطفا!

‫حالا برو ‫با بقیه بچه‌ها برو سر کلاس

‫چه بلایی سر بابای بکا اومده؟

‫حالت خوبه؟

‫اگنس، قیافه‌ت یه جوریه انگار شیطان رو دیدی

‫بکا کجاست؟

‫- چشم‌ها بردئنش ‫- بیرون!

‫نه، بیرون!

‫برید بیرون، حالا! ‫خداحافظ!

‫غرق در خون اومد خونه ما

‫خون کی؟

‫غرق خون بود ‫همه جاش خونی بود

‫چیکار کرده بود؟

‫چه بلایی سرش میاد؟

‫چشم‌ها بردنش

‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینیمش

‫شاید بهش رحم کنن

‫اون‌ها رحم نمی‌کنن

‫هیچ‌وقت

‫پس باید یه کاری بابتش بکنیم

‫تا کمکش کنیم

‫حق با توئه

‫وایسا، اگنس؟!

‫واسه کمک به بکا چیکار می‌کنین؟

‫اگنس، داریم سعی می‌کنیم توی این ‫شرایط سخت، ازش حمایت...

‫می‌دونم چه اتفاقی افتاد

‫می‌دونم چشم‌ها بردنش ‫واسه محافظت از بکا چیکار می‌کنید؟

‫دنبالم بیا، لطفا

‫- داره چیکار می‌کنه؟ ‫- داره خودش رو جمع و جور می‌کنه

‫شجاعت به خرج می‌ده

‫به عمه گابانا بگید لازم شد برم دفتر پرستار

‫- مشکل چی بوده؟ ‫- من می‌گم دل‌پیچه داشتی، برو!

‫اگنس، باید درک کنی

‫خدا سرپناه ما ‫و منشا قدرت ماست

‫اون تنها کسی‌ـه که می‌تونه ‫بکا رو نجات بده

‫نه! ‫نه، این کافی نیست

‫شما ابزار خدا هستید! ‫شما باید یه کاری بکنید

‫کاری از دست من برنمیاد، اگنس

‫- پس بهمون دروغ گفتید ‫- اگنس!

‫بهمون گفتید اگه از شما اطاعت کنیم ‫اگه از خدا اطاعت کنیم...

‫ما رو هدایت می‌کنید ‫و ازمون محافظت می‌کنید!

‫و بکا از حرف خدا اطاعت کرد؟

‫در کمال خونسردی پدرش رو کشت

‫فکر می‌کرد داره اراده خدا رو اجرا می‌کنه!

‫همونطور که شما یادمون دادید!

‫"مبارک‌اند کسانی که عطش عدالت دارند

‫و به میل باطنی خود می‌رسند"

‫به دست او!

‫اگه از مسیر درست خارج شد ‫تقصیر شما بوده

‫به عمه استی می‌گم به مامانت زنگ بزنه

‫ناراحتی

‫برای ربکا دعا می‌کنم

‫من هم برای بکا دعا کردم

‫دعا کردم ‫یکی رو داشته باشه که ازش دفاع کنه

‫خیلی‌خب، می‌أونی چیه؟ ‫نمی‌تونی هر وقت خواستی باهام حرف بزنی

‫- خیلی خطرناکه ‫- میدی باید به بکا کمک کنه

‫هیچ کاری از دستشون برنمیاد

‫بکا قراره اعدام بشه

‫اصلا برات اهمیتی داره؟

‫مسئولش تویی

‫- تفنگ دست توئه... ‫- چی؟

‫... اون‌وقت نمی‌تونی هیچ کاری بکنی؟

‫اگه کمکش نکنی ‫خودم انجامش می‌دم

‫و چطوری قصد داره این کار رو بکنی؟

‫با همینطوری دست روی دست نذاشتن

‫حرف‌هات مثل بچه‌ها ‫به نظر می‌رسه

‫گور بابات...

‫فرمانده

‫و گور بابای میدی

‫صرفا خودت...

‫و من ‫و یه عالمه مامور میدی دیگه رو به کشتن می‌دی

‫من که مشکلی ندارم

‫استعفا می‌دم

‫نمی‌تونم هیچ کاری نکنم

‫لعنتی

More Farsi/persian subtitles for The Testaments

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left