처음 200줄입니다.
« منزل خونآشامها »
ما به یک رخداد بهشدت اختصاصی دعوت شدهایم
« نندور »
این یکشنبه غروب رو در مهمانی «سوپرب اُول» همسایهمون شان میگذرونیم بازی با کلمات. سوپربول: مسابقۀ سالانۀ فوتبال ] [ (آمریکایی قهرمانی لیگ فوتبال ملی (آمریکا
خونآشامها احترام زیادی برای جغدها قائلان
« ناجا و لازلو »
،یک: اونها شبزیان :دو: درندهان، و سه
به هوهوـشون هم نیست فضلهشون رو کجا بریزن
،مهمانیای که داریم بهش میریم ،از «جغد عالی» تجلیل میکنه
که کبیرترین جغد تمام دورانهاست
به نظرـت فرصتـش گیرـمون میاد که نوکِ کوچولوـش رو لمس کنیم؟
بستگی داره توی چه حسوحالی باشه
آره، میدونم مهمونی «سوپربول»ـه، ولی
« کالین رابینسون، خونآشام انرژی »
سعی کردم اشتباهشون رو تصحیح کنم و گوششون بدهکار نبود
اون تخم جغده
همچنین، اونقدرها هم سخت تلاش نکردم
«یادتون باشه، توی مهمونی «سوپرباُول/جغد عالی ...خبری از کشتار نباشه
سوپربول - به احترام دوست خوب و میزبانمون، شان... -
« !سلام و درود، جغد »
،به محض اینکه این غروب به پایان برسه
گییرمو مجموعهای عالی از باکرهها برای ما خواهد داشت
اوه... و مؤدب باشید
همرنگ جماعت بشید
این یه مهمونی تمامانسانیـه
...سلام! اومدید! ناجا
« شان، همسایۀ انسانی »
...نندور... داداشی خودم لاز
آقای دیلبرتقیافه شخصیتی خیالی و شخصیت :Dilbert ] [ اصلی داستانهای مصوری با همین نام
خب، منتظر چیاید؟
ماتحتتون رو بزنید توی دنده و بیاید تو
اون حسابـه
!بسیارخب، یالا
!هی، شارمین
ببین کیه
همسایهبغلیهای اروپاییمون - اوه -
میتونی قبل از اینکه الکلخوری رو شروع کنی یه توک پا بری «شاپرایت» و چندتا پاکت دیگه چیپس لیمویی بگیری؟
اولاً، من دیگه شروع کردم
اه - چیه؟ -
چیه؟ - حالا داری حالت گَندهدماغی به خودت میگیری؟ -
درست جلوی مهمونهامون؟ - خب، اینجا خونۀ منـه -
میتونم هرچی میخوام بگیرم
چرا نمیری یه جای دیگه بگیریـش؟
اوه، خفه
همیشه با اینیکی داستان داریم
بگذریم، بفرمایید تو
گوش کنید، ما یهجورایی از اون خانوارهایی ...هستیم که با کفش نمیان توی خونه، پس، آ
من کفشهام رو بهخاطر هیچکس در نمیارم - عیب نداره، لاز -
...باکرهها، باکرهها، باکرهها
« باکرههای ناحیۀ من »
احمق. نمیدونم چرا همیشه اون کار رو میکنم
میدونید، من اخیراً دارم راجع ،به دودمانـم فکر میکنم
و حالا چون خون ون هلسینگ توی رگهامه، به این معنا نیست که مقدّر شدم این خونآشامکُش باشم
!جلو نیا
مطمئنام که در یه مقطعی نانوای شگفتانگیزی
در خانوادهم وجود داشت، درسته؟
ولی اون باعث میشه من هم نانوای شگفتانگیزی باشم؟
در حقیقت، من نانوای خیلی خیلی خوبی هستم
اوه، نه
نکتۀ روانسازی حرکت که باید یادت باشه اینه که
باید برای رخدادهای ورزشی فعال باشه ولی برای سریال و فیلم غیرفعال باشه
حتی یه فیلم فوتبالی رو در نظر بگیر، مثل
طولانیترین یارد» محصول 1974، با» هنرنمایی بازیگر سیبیلو، برت رینولدز
داداش، تو... داری جلوی دیدن شروع مسابقه رو میگیری
خب، مسابقه رو اصلاً نبینی بهتره تا با طرح اشتباهی تماشاش کنی، درسته؟
!کالین، بسه
اونا جغد رو میخوان
پس، شناختی از خلقوخوی امشبِ جغد داری؟
آ... امیدوارـم زیادی بهونهگیر نباشه
کی، شارمین؟ نه، اون همیشه همونجوریه
چی گفتی، فرانکی؟
اوه، هیچی - اه -
هنوز بابت اون شب پیتزاخوری صد دلار بهم بدهکاری
!اوه، برو بینیم بابا - ...نه، تا پول اون پیتزا رو بهم ندی حق نداری حرف بزنی -
دو هفته پیش پولـت رو پس دادم
!بکش بیرون، شارمین - اون هیچوقت پولـم رو پس نداد -
!بکش بیرون - صد دلار واسه پیترا؟ -
اه، نادیا، حتماً اینجا توی فلاکتای
اینهمه تستوسترون. بیا
همسرهای دیگه توی آشپزخونه یه دورهمی کوچولو گرفتن
شان همسرهای بیشتری داره؟ - از خدامه -
ببخشید؟
هیچی، هیچی - آره، منم همین فکر رو میکردم -
دستـم رو شد
پس، چجوریه که هیچوقت در طول فصل عادی این اطراف نمیبینمتون؟
باور کن، من سعی خودم رو کردم که ،راضیشون کنم بیان باهامون وقت بگذرونن
ولی به نظر نمیرسه در طول روز باشن
،میدونی، حالا که بهش فکر میکنم من فقط شبها میبینمشون
انگار که اونا... خونآشامی چیزیان
بیا تو
گُه بگیرن
شنیدی که چی گفت. اون میدونه ما خونآشامایم
«آم... «آکیوپادو
بله. آ... ما فقط داریم یه عن قشنگ با هم میکنیم
برمیگردم
...فکر کنم باید
چی، «قاتقات»ـش کنیم؟ - بله - واژهای برای قتل، زمانی که خواسته نشود خود واژۀ قتل به ] [ «کار رود. ارجاع به قسمت شش از فصل اول و قتل «بارون
نه، اگه «قاتقات»ـش کنیم، مجبور میشیم همه رو «قاتقات» کنیم
حمام خون راه میوفته
ولی اون از راز تاریک ما خبر داره
بسیارخب
بیا ببریمـش یه جای خلوت که درـش جفتی هیپنوتیزمـش میکنیم
همهچیز رو از یاد میبره
هیپنوتیزم نیک دوگانه - بله -
پیداکردن گروه جدیدی از باکرهها سختـه
دوندهها رو امتحان کردم. گرفتنشون مشکلـه و خیلی عرقی و لیزـن
اینسل»ها رو امتحان کردم. قطعاً باکرهان. ولی ظاهراً خیلی خشمگینان» اینسلها یا مجردهای ناخواسته: اعضای یک خردهفرهنگ ] آنلاین که خود را کسانی تعریف میکنند که با وجود تمایل به [ شریک احساسی یا جنسی قادر به پیداکردن آن نیستند
«مجموعهدارهای پشۀ ناحیۀ سهایالتی»
بیپ، بیپ، بیپ. آژیرِ نِرد
شوخی میکنم
گرچه نِردن. احتمالاً باکرهان
منبعیابی خوراک برای اربابـم مزایای خودش رو داره
فرصتی بهم میده تا دنبال خوراک خودم بگردم
و... یه مقدار برای بعد ذخیره کنم
...پس، آم
چند وقتـه دارید، آ... پشه جمعآوری میکنید؟
به نظر میرسه خیلی از وقتتون رو میگیره و وقت زیادی برای کار دیگهای باقی نمیذاره
قرارگذاری
چی باعث شده انقدر به جمعآوری پشه علاقهمند بشی، پسرـم؟
خب؟ - آ... من حشرات رو خیلی دوست دارم -
پشهها
گونۀ خبیثِ کشندهایان
همین حقیقت که خون انسان میخورن، حالـت رو به هم نمیزنه؟
آره
آره؟ از اون بابت مطمئنای؟ - شما هستید که باشگاه پشه دارید -
...فقط - موجودات دیگهای که خون انسان میخورن چطور؟ -
موجوداتی با دندونهای تیز و لهجههای احمقانه؟
...منظـ
منظورـت، آم... خونآشامهان؟
تو گفتی، نه من
تو گفتی
ولی آره
خونآشامهای خبیثِ خونخوار حالـت رو به هم نمیزنن؟
چرا. چرا
حالـم رو به هم میزنن - از اون بابت مطمئنای؟ -
آره، همین الآن میخوام بالا بیارم
خب، برادر، جای درستی اومدی
لایقـه
آره - آره -
بجنبید، بچهها. اون لایقـه - اوه -
همونطور که تمرین کردیم
به کار بندازید - !بله -
« آب مقدس. ننوشید »
هان؟
...یا
« اطلاعات جمعآوریشده »
« شکار خونآشام خخخ »
« شناخت دشمن »
« تاریخچۀ خونآشام »
« مفقود. آخرینبار این مه دیده شد »
شما شکارچی خونآشاماید
بر منکرـش لعنت
آره، قضیۀ پشه؟ همهش یه پوششـه
راستـش، تو اولین کسی هستی که تونستیم اون افشاگری باحال رو براش انجام بدیم
عجب
.عین دیوانهها اینطرفاونطرف میره یه قلاده بنداز گردن طرف، میدونی؟
جوک عالیای بود، بیشعورها
فقط داشتیم میگفتیم چه خونۀ قشنگی داری - اوه، ممنون -
آره. آ... همچنین برامون سؤال بود که آیا ...یه اتاق زیر شیروانی داره یا زیرزمین یا
آره - یه اتاق عایق صدای تاریک که بتونی نشونمون بدیـش؟... -
اوه، میخواید اطراف بهتون نشون داده بشه
آره، البته. پس، این پلهها سال 2011 به دست عمو فولویوـم ساخته شدن
:و بعد شان بهم میگه
چرا صبر نکنیم تا سالگردمون رو بعد از اینکه» من از مسابقۀ «آیلندرز» برگشتم جشن بگیریم؟
«اگه بردن - چی؟ -
رانی من هم دقیقاً همین کار رو کرد، با این تفاوت که روز مراسم ختم خواهرـم انجامـش داد
نه - شوخی میکنی؟ - ...آره. گفت که -
کاملاً فراموش کرده بودم که وقتی یه انسان
یه جفت میگیره، جفتـه به رشد و تغییر و عمرکردن ادامه میده
اون رو گفت - عجب -
،میتونم از همۀ شما، خانمهام از همۀ شما زنان قویِ زیبای
شریرِ سرزنده بپرسم - بله -
چطور عاقبت همهتون به ازدواجکردن با چنین سیبزمینیهای آبپزی ختم شد؟
ولی میدونید چیه؟ شانی قبلاً خیلی باملاحظه بود
خیلی مهربون بود
،وقتی سگـم باید خلاص میشد یک ماه کامل برام گُل آورد
اوه، آره، اون رو یادمه
آره، چی به سرـمون اومد؟
این زنهای بیچاره
یه پسر دوستداشتنیِ خوشتیپ از توی خیابون
،برمیدارن، شوهرـشون میکننـش ،و بعد، توی یه چشمبههمزدن
تبدیل میشه به یه گونی گُه گندۀ تنپرور
خیلی ناراحتکنندهست
بسیارخب. کی شراب بیشتری لازم داره؟
فکر کنم این بطری ترشیده، ولی بازم کار رو راه میندازه - بله، لطفاً -
خیلی شراب دوست دارید
اوه، آره - هی، جُونی -
چیه، گم شدی؟ میخوای برگردی به تختخواب؟
اوه، چهجور فیلمی داری میسازی؟
یه دوربین هست - اوه -
بهتره برگردی به تختخواب
اوه، ما خیلی شراب دوست داریم
تو روحـش
چی؟ - توئی -
تـ... توئی. من، من قبلاً میدیدمـت که روی درخت مینشستی
نه، مامان، این همسایۀ بغلیمونـه
بابت اون متأسفام. این مامانِ شانـه
،متخصص اعصاب براش «آریسپت» تجویز کرده ولی وقتی آفتاب میره، یهخرده قاتی میکنه
خودت رو تبدیل به یه گربه کردی
رقص رمالی باستانی یادم دادی - !اوه -
No comments yet. Be the first to leave one.