처음 200줄입니다.
CRAZY LOVE
انتخاب و سفارش عنوان براي ترجمه از آقاي حسینخانی
احمق جون، در صندوق رو باز کردی؟
بله- !خیلی دل و جرات داری-
پولام که هنوز تو صندوقه؟- !بله-
!نترس، گاز اشک آور داریم
!فکر و خیالی به سرتون نزنه
...دیدید؟ دار و دستهی احمقا
!اوه، لعنت
یه بار دیگه بگو ببینم چجوری این نقشهها رو سر هم میکنی؟
!ساک رو گذاشتم تو واگن 15، کوپهی 21
،و برای اولین بار درتاریخ !حتی قطار مجارستان هم سر وقت رسیده
،اگه من چهارتا چرخ داشتم !همیشه سر وقت میرسیدم
!هی کله پوک تو شبا نفس میکشی؟
تو بوداپست فکر میکردیم همه چی اینجا بهتره حتی خواب
واسه همینه که پیژامه قشنگتو پوشیدی؟
فقط همین لباسا رو داشتم. من بی پولم
ولی مادرم فرانسوی بود
فقط فرانسوی بلدی؟
،با دهنش دری وری میگه ،با دستاش به زبون یوگوسلاو حرف میزنه
،با پاهاش ژاپنی ،با خانمها عربی
...و فرانسوی هم با
!گندت بزنن! تمومش کن
چی رو تموم کنم؟
یه چیز حال بهم زن، یه چیزی که وقتی پات رو میذاری روش، گند میزنه به کفشت، نه؟
!البته، کفش- !باریکلا-
پدرم یه سال پیش مرد، سه ماه بعدم مادر از غصهش دق کرد و مرد
واسه ترک مجارستان، باید دعوتنامه از خارج داشته باشیم
...دخترخالهم ستارهی سینما ست
،من فقط واسه آهنگ فیلما میرم سینما
و عاشق خوشگلترین دختر دنیا میشم
هیچ وقت عاشق نشدم، همیشه مریض بودم- فرقش چیه؟-
تو یه آسایشگاه روانی بستری بودم. تو خیابونا داد و بیداد میکردم، چون بابام رو انداخته بودن زندان
به همین راحتی؟- پنج سال ضربدر دو-
منم همینطور. هفت سال به توان یک- اسم من لئونه-
!بابای منم همینطور! اون یه پادشاه بود
بابای من فقط شاهزاده بود- بابای من سنتی بود-
!شاعر، یهودی، نویسنده
واسه من نه من میکی ام
خوشوقتم
رفقام: فرانسوا، یه احمق ...آنتوان، دست کمی از اون نداره
!هلش نده
بارون فردیناند- سیلوین-
نمیبینید این یارو خله؟- که چی؟-
میخوای یه عکس نشونت بدم
نظرت چیه؟
سردشه. باید گرمش کنی
منم اونجا بودم، مثل بقیه داشتم چشم چرونی میکردم بهم نگاه کرد، ولی منو ندید
...ولی، امشب- امشب؟-
!اون واسه من میشه
چه خبر شده؟- چی فکر میکنی؟-
!پاسپورت، بلیت، یالا یالا
دووینی
دفارژ
ترون
فوزلی. فروشنده
ده روز مه آلود تو بوداپست؟
من تازه شیفتم رو شروع کردم، بازرس
داریم با رفیقمون از بوداپست حرف میزنیم
تو قسمت فرست کلاسیم، کوپهی 15
...مجارستانی
ممنون. میتونم ساکتون رو ببینم؟
!مشتاقانه، قربان !مشتاق بودن یعنی خدا درون توست
فوق العاده بود
...هی
اگه از پلیسا بترسی هیچ وقت نمیتونی !با خانما رابطه داشته باشی
...چجور برادرایی هستید که فامیلیتون فرق داره و منم رفیق بوداپستی شما نیستم
!برو اونور
عالیه، نه؟
پاریس خیلی بهتر از اون بوداپست گوهدونی نیست؟
کسی نیومده دنبالتون؟- نمیخواستم مزاحم کسی بشم-
آمبولانس چند ساعت دیگه میرسه
بیا، هر چی دوست داری بخر
...سیگار، آب نبات
!ولی بوداپست مه آلود نبود
گفتی تو کدوم آسایشگاه روانی بستری بود؟
اسم برادرام یادت میمونه؟
...خیلی عذر میخوام ...سرم...درد میکنه
،زیبایی، تناسب اندام !بیماری، خانمها
!این اسم پسرعمومه
!همهشون هرزه اند، بجز یکی
فهمیدی؟
!کفش
!اینجا باید خرید کنی !واسه خرید کردن، باید پول بدی
خوشت اومد؟
اینجا، از همه چیزا مثل هم محافظت میشه
،از زنهاشون، صندلیهاشون پولهاشون، و تابلوهای نقاشیشون
،اونا خیلی حواسشون جمعه !و باید جمع باشه
حالا با تمام نیرو حمله میکنیم!
!سورپرایز- !یالا، شازده-
بیا، گوه دوست داری؟
!خودت رو باهاش خفه کن
اون عوضی رو دیدی؟
ببین...سر و وضعم مرتبه؟ !موهام، ناخنام...پاهام
آندره؟
گوشوارههایی که بهت دادم رو ننداختی؟
...سخته، بهش که فکر میکنم واقعاً خودتی...؟
خودمم. گوشوارهها؟ ...فقط یه گوشهش بود
چرا امشب؟- ...چرا امشب-
!چون، نامزدی که نصفش گوهه مایه عذابه
چرا من؟
...چون امشب
!دست پر اومدم
و تو، میدونی چطور میشه عشق رو وزن کرد یا اندازه گرفت؟
نه
به چی زل زدی؟
دکمههات... اشتباهی بسته شدن
منظورم اینه که، تو خوشگلی
خیلی کار میبره
!خانم خونه باشه، خدمتکار بره پی کارش
میل داری؟- مگه تازه غذا نخوردیم؟-
تو بودی؟- نه، من بودم-
پس لخت شو
میخوای اثاث منو بدزدی، هان؟
چیزی نیست، آندره ست
!برید رو میز
وقت تمومه، پیرمرد! دیگه نمیتونی سر مردم رو کلاه بذاری و بزنی به چاک، مثل کاری که با بابام کردی
،این صندلیای سلطنتی یه کم جنسشون بنجله، نه؟
!درست مثل تمام امپراطوریها هر کسی تکون بخوره، بیشتر تو منجلاب فرو میره
،کثافت آشغال ...مثل یه تخم مرغ تو دستام لهت میکنم
تو خیلی زود به مال و منال رسیدی، جوزف ونوم
پیکاسو و بیکن و اون رفقات که واست رو سقف نقاشی کشیدن. همهشون رو میشناسم
!اقتصاد دوناتی! پنجاه پنجاه !کیکش واسه تو، سوراخش واسه بقیه
!خانمها و آقایون، درود
!خاورمیانه! بمب اتم! گاز اعصاب
،بچههای مدرسهای که تیکه تیکه شدن تو خرابهها
...تو همون جنگ بین ایران و اون یکی کشوره
آمار و ارقام صادراتمون تو !گزارش گردهمایی ملی عالی بنظر میرسه
!من، صفر صفرم- نه، اون یکی-
ببخشید
خب حالا چی؟ یه راست بریم به اوج؟
!تو حساب کن
!درسته، من با اعداد سر و کار دارم
،بهای ملکه ،مثل نمایشنامهی شکسپیر
،که مطمئنم خوندیدش چون الان دیگه تو خیابونا کار نمیکنید
یک ملکه رو نمیشه آسون به دست آورد
،باید به چنگش آورد، خریدش باید شایسته داشتنش بود
!یالا، همگی با هم
،ای درخت کریسمس ،ای درخت کریسمس
برگهایت چگونه اینقدر سبز است
داشتی دربارهی من حرف میزدی؟
...عشق من
!اما من بی ارزشم
!ملکهی من
،بابت تاخیرم عذر میخوام !تو کاغذبازیای وزارتخونه غرق شده بودم
و تو اینجا چه غلطی میکنی؟ چه پستی تو وزارتخونه داری؟
!دلاکروا، دلاکُس، دلاکیر
و بعدشم، یه اسم یهودی مثل بن کس کش که تو وزارتخونه بوی گند میده
!کسشعرات رو تموم کن
تمومش کن. اون دروغ نمیگه
!یعنی صادقه؟ پس راستشو بگو !صاف و صادق باش
تو اون رو دوست داری، چقدر؟
.تو نمیفهمی اون خیلی گرونه
...متاسفم
...متشکرم
سوزوندن آدما کار درستی نیست
من همه چیز رو به پات میریزم
...اسمم، خاطراتم، زندگیم
دستمالم
،بندازم دور هر وقت که خواستی، اگه مجبور شدی
احمق
!جوگیر نشو، این زن برای منه توام میخوای عاشقش بشی؟
آره، اون دستمال منه- و من؟-
!اوه آره
و تو؟
...شاید
...عاشقان
...دوستان
!ملاقات اهداف
،من این زنو با خودم میبرم چون از سر تو خیلی زیاده
جدی بنظر میاد- حق با تو ست-
!بذاری پدرت تو زندان بپوسه، این جدیه !اسمت رو عوض کنی، عمل شرافتمندانهایه
تو خانوادهی جدیدت قراره چه نقشی رو بازی کنی، گوه خور؟
لعنت، کمکم کن، ماتالون
چقدر گفتم اون زن یه چیزیش میشه، رییس؟
!گور خودت رو کندی، کله کیری
!فقط باید ضامن رو بکشم
!موسیقی! پایان فیلم و تیتراژ
دوستت دارم- !خدای من-
میتونی اینو هضم کنی؟ باید میرفتی یه رستوران پاش دلی تو نولی
اون عاشق اون زنه یا چی؟- !ازش متنفره-
کدوم خری از تو پرسید؟
اصلاً تو کی هستی؟
ببخشید، نمیخواستم ناراحتت کنم- !احمق-
از این کارت خیلی پشیمون میشی
خب، لئون! نظرت درباره شبای پاریس چیه؟
!این که چیزی نیست، صبر کن غذای اصلی برسه دلت واسه خوک تنگ نشده؟
تو که خرخر نمیکنی، نه؟- نه- چرا؟-
.من کسی رو قضاوت نمیکنم اینجا کی قضات رو قضاوت میکنه؟
،مردایی که زن و رفیق دارن از عدالت مصون اند
میشه بازم واسم غذا بیاری؟
به این میگن کلاس، ها؟ !اصلاً اشتهاش رو از دست نداده
بهترینها برای توست، الماس من
...الماس سیاه من
من الماس سیاه نیستم
منم مثل مادرم زندگی میکنم
،لباسای گرون میپوشم
،لوکس، جسمانی
بدون لذت
ولی خوب میشد اگه یه نفر رو پیدا ،میکردم که دوستم داشته باشه، یه همسر
No comments yet. Be the first to leave one.