처음 192줄입니다.
«تبعيدي»
وو» اينجا زندگي ميکنه؟»
!خونه رو اشتباه اومدين
همچين كسي اينجا نداريم
اسم من «تاي» هست من منتظرش ميمونم
وو» اينجا زندگي ميکنه؟»
کسي که دنبالش هستيد، اينجا نيست
چطور ميتونيم اين قضيه رو فيصله بديم؟
بهتر بود «وو» هيچ وقت بر نميگشت
!حالا ديگه بايد بميره
ما با همديگه بزرگ شديم
و با هم وارد گروه شديم
!بيخيال زندگيش بشو
نميتونم، من انتخاب ديگهاي ندارم
اي کاش جاي تو بودم
نوبت حرکت شماست
!اوه! لعنتي
رئيس «في» دستور اين اقدام رو داده
رئيس «في»، گروهبان «شان» صحبت ميکنه
خيلي اتفاقي افراد شما رو ديدم
اين که اونها چه غلطي ميکنن به من مربوط نيست
من فقط ميخوام رد بشم
اما اسلحههاي اونا من رو نشونه گرفته
من رو تو دردسر نندازيد
من سه روز ديگه بازنشسته ميشم
بله رئيس في
ممنونم رئيس في
بچه گرسنشه
بيائيد بشينيم و يه کم گپ بزنيم
!اينجا مبلماني وجود نداره؟
معذرت ميخوام
از اين طرف
!تو خيلي چاقي
!جلوي راهپله رو نگير
!تو خيلي آماتوري
ببخشيد...ببخشيد
يکي ديگه
حالت خوبه؟
پسرت چند سالشه؟
اون امروز يکماهه شد
واقعاً؟
فقط يک ماهشه؟ !به هيکلش نميخوره
ميخوام بکشمت آخرين آرزوت چيه؟
کسي حق نداره به «وو» دست بزنه
خانواده من براي ادامه زندگي به پول احتياج داره
تو خيلي وقت ميشه كه نبودي واسه چي برگشتي؟
من اين مدلي حال ميکنم
ما سالهاي زيادي رو تو راه بوديم حالا ميخوام يه خونه داشته باشم
ميتونستي جاي ديگهاي رو براي سر و سامون گرفتن، پيدا کني
من بايد دستور رئيس في رو اجرا کنم
براي رئيس في توضيح بده
چي رو؟ اينکه وو اون رو تا سر حد مرگ برد؟
من و وو نقشه اون ترور رو طراحي کرديم
اون اين کار رو براي من کرد من هم بايد هواشو داشته باشم
!کافيه
چقدر زمان نياز داري؟
تا فردا وقت ميخوام
پسر خوبي باش
به حرف مامانت گوش بده
ممنون
!خواهش ميکنم از جون ما بگذر
خپل! تو اول کشيک بده شيت دوم هم من کشيک ميدم
!چشمت به خپله باشه
کار وو رو ساختي؟
کشتي يا نه؟
هنوز نه
انگار بايد يکي ديگه رو براي اين کار پيدا کنم
نيازي نيست من اين کار رو انجام ميدم
اين آخرين باري هست که بهت زنگ ميزنم
معذرت ميخوام
!به ماکائو خوش اومديد؛ رئيس في
!عمو فورچن رئيس کئونگ شرايط ما رو پذيرفت؟
اون بيمصرف با ما همکاري نخواهد کرد
مواظبش باش! بعداً صحبت ميکنيم متوجه شدي؟
بله قربان
روزي 350 دلار، تختخواب اضافه هم 50 دلار چند تا اتاق ميخوايد؟
اومدم «جفو» رو ببينم
براتون يه کارهايي سراغ دارم
!هي، جفو
ما تو وضعيت آشفتهاي قرار داريم
زمان در حال تغييره
حکومت جديد ما در حال شکلگيريه
خيلي از امتيارهاي از دست رفته داره باز ميگرده
چقدر بايد پرداخت کنم؟
به اين سرعت ميتونيد پرداخت کنيد؟
اين «جو چلاقه» هست صدهزار دلار واسه سرش جايزه گذاشتن
اون تو قايقش توي آبهاي بينالمللي مخفي شده
اين «ساني» هست 150هزار دلار واسه سرش جايزه گذاشتن
شما براي کشتن اون بايد وارد زندان بشيد
اين «بلکي» هست 200هزار دلار واسه سرش جايزه گذاشتن
اون الآن داره پوستش رو تو تايلند برنزه ميکنه
پول بليت هواپيما شامل قراردادمون نميشه
ميخواي کوکائين قاچاق کني؟
پيشنهاد بهتري داري؟
ما يه کار کوچولو تو ماکائو داريم
به شرطي که پرداخت اجرتش سخاوتمندانه باشه
من يه کار بزرگ سراغ دارم
دوست داريد بشنويد؟
چي هستش؟
طلا
طلاي واقعي
خب؟
اين اطلاعات محرمانه رو فقط به دوستان خوب ميدم
شايد مايل به شنيدنش باشيد
شايد هم علاقهاي نداشته باشيد
اما اين راز رو پيش خودتون نگه داريد
فردا قراره يک تن طلا جابجا بشه
کاميون حمل طلا از کوهستان بودا عبور ميکنه
شما طلا رو ميدزديد من هم يه مشتري براش پيدا ميکنم
پنجاه ـ پنجاه
صاحب اصلي طلاها کيه؟
مأموران حکومتي قدرتمند اين حاصل رشوهخواري اوناست
!راجع بهش فکر کنيد
من اين کار رو قبول ميکنم
من هم همينطور
اما ما نميتونيم تا فردا صبر کنيم
از کجا معلوم، واقعاً طلايي وجود داشته باشه
ما چه انتخابهاي ديگهاي داريم؟
نظرتون در مورد «بلکي» چيه؟
يا «جو چلاقه»؟
«رئيس کئونگ» کشتن اون کار آسوني نيست
نرخش يه کم بالاست
من هر قيمتي که داشته باشه ميپردازم
«اين «رئيس کئونگه جايزه سرش 500 هزار دلاره
اخيراً به يکي از خفنترين گانگسترهاي ماکائو تبديل شده
به شانستون بستگي داره که موفق بشيد يا نه
قبوله، قبوله
«ساعت 8 امشب، رستوران «يات چونگ
:موقعي که يه نفر ميگه «من بالچههاي کوسهماهي رو چک ميکنم»
شليک ميکنيد
!جفو
ممنون
مراقب باشيد
اون در اختيار شماست
ممنون
ممنون
تو چيزي به من مديون نيستي مطمئن شو که همسرم پولها رو دريافت ميکنه
هر کاري لازم باشه انجام ميدم !حالا ازم تشکر کن
وقتي اين کار تموم شد حسابمون رو با هم تصفيه ميکنيم
مطمئن باش
منتظرت ميمونم
رئيس کئونگ خوش اومديد
شما آدم وقتشناسي هستيد
براتون ماهي و بالچه کوسهماهي آماده ميکنم
!به نظر تو کارت ماهري- اهالي ماکائو از روش آشپزي من تقليد ميکنن-
نظرت راجع به يک گلاسه ماتئوس چيه؟
!هر چي باشه از شراب «چاتئو لاتايف» بهتره، آشغال
!اين مزخرفات رو بريز دور، عمو فورچن
من با يه خارجي همکاري نميکنم
ما همه از يه قماشيم که تحت يه حکومتيم
ما چيني هستيم
ما اهل ماکائو هستيم اما رئيس في هنگکنگي هست
«من بالچههاي کوسهماهي رو چک ميکنم»
رئيس في
بفرمائيد بشينيد
خوشحالي از اينکه من اينجام؟
لحظات سختي در پيش داري
هر کسي، چه فقير و چه پولدار تو اين جزيره زندگي ميکنه
ماکائو براي خارجيهايي مثل تو جايي نداره
رئيس في شما اين ملاقات رو ترتيب داديد؟
چرا به من خبر نداديد؟ ما شريک هستيم
تو مثل يه کثافت قديمي بيفايده هستي
ديگه وقت استراحتت هست من بازنشستهت ميکنم
اگه موافق باشي سودش رو 60 به 40 تقسيم ميکنيم
گه زيادي نخور
داري رو اعصابم راه ميري
!اي خائنا
!من رو احمق فرض نکن
نيازي به مخفي کردن اسلحهت نبود اين روزها هرکسي با خودش يه اسلحه حمل ميکنه
اون يکي داره
اون هم يکي داره
و حتي اين يکي
اون پول داده تو کشته بشي
عمو فورچن ترتيبش رو بده
لازم نيست پشت اون پنهان بشي
ميخواي ديده نشي؟
چرا وو رو نکشتي؟
کي زندگيت رو تأمين ميکنه؟ يادت رفته رئيست کيه؟
جليقه ضد گلوله پوشيدي؟
!تخمام
! کارت تمومه
!ميکشتمت رئيس في
!کت
!وو! بزن بريم
!وو
بيا بريم
!بلکي
من بايد در مقابل اين صحنهپردازي به عمو فورچن حساب پس بدم
...يه کثافت قديمي بهتره که بميره
!اما تو استعدادهاي پنهاني داري... ...حالا من تو ماکائو هستم
يا با هم پيشرفت ميکنيم يا اينکه از دستت خلاص ميشم
!چيه؟ هل بديد
No comments yet. Be the first to leave one.