처음 200줄입니다.
نگران شدم
بدونِ هیچ حرفی گذاشتی رفتی
گمونم با خودت الکل هم آورده بودی
مشکلی پیش اومده؟
... پدر
میخوام تویِ خونه ات زندگی کنم
میام خونه ات تا باهات زندگی کنم
چی؟
... دیدنِ تو
... همراهِ خانواده ی شادت
باعث شد دلم بخواد باهاتون زندگی کنم
واقعا؟
خیلی خب
بیا همین کارو کنیم
... باشه
باشه
*تقديم به تمام پارسي زبان هاي سراسر دنيا پرشين دريم تيم تقديم ميکند* "DoNyA - M.Hena" :مترجم
میدونم
... آدم میتونه ماشین ، خونه
قیافه ش و حتی اخلاقش رو عوض کنه
ولی نمیتونه پدر مادرش رو عوض کنه
... میدونم ، خوب میدونم ولی
دلم برات تنگ شده
... چرا فقط به خاطرِ مادرش
باید قِیدش رو بزنم؟
نه
آره
بیا یه بار دیگه امتحان کنیم فقط یه بار
... هه یونگ
... یه کیفی هست که مطمئنم عاشقش میشی
ولی فکر نکنم ساکی که همراهش میفروشن رو دوست داشته باشی
کیف رو میخوای؟
چرا که نه؟ کیفِ رو خیلی دوست دارم
شاید دیگه فرصت پیش نیاد بخرمش
خب میتونی بی خیالِ ساکِ بشی
درسته
میام وسایلمُ ببرم
فقط دارم بهت میگم چون اگر همدیگه رو ببینیم دستپاچه میشیم
اگر میخوای برو
وایسا
نکنه واقعا رفته باشه؟
نه
حداقل یه بار ازم میخواد که ترکش نکنم
... اومدی
با شراب که موافقی؟
آره
برو دستاتُ بشور و بیا بشین
این غذایِ میگو تا داغه میچسبه
بیا بخوریمش
شنیدم که اومدی
آره ، مادرت رو دیدم و خیلی مودبانه عذرخواهی کردم
مرسی
برایِ چی؟
مادرم کسی بود که قشقرق به پا کرد
... ولی
منم خیلی بدجنسی کردم
خیلی هم بی فکر بودم
به قولِ خودت من تو رو به جایِ مادرت مجازات کردم
متاسفم
دیگه انقدر بی ملاحظه حرف از جدایی نمیزنم
مرسی که برای عذرخواهی پیش قدم شدی
... خیلی خب ، انگار تو هم
... دوست نداری درباره ش حرف بزنی
پس منم دیگه نمیپرسم که هشت سال ... پیش چی شد
... این اتفاق باعث شد به این نتیجه برسم
... چه هشت سال پیش چه الان
خیلی زیادیه اگه ازت بخوام درباره ی خودت همه چیز رو توضیح بدی
نباید سعی کنم همه چیز رو بدونم
با خودم فکر میکردم "میتونم همه چیز رو درباره ی این زن بدونم"
"... میخوام تنها مردی در این دنیا بشم"
"که همه چیز رو درباره ش میدونه"
چه خفن
میدونم ، میخواستم همینُ بشنوم
خیلی خب
پس سعی کن منُ بهتر بشناسی
میذارم تا جایی که میتونی فضولی کنی
قبوله
تا تهش بخور
بیا ، بگو آ
آروم باش ، آروم بخور خب؟
خوبه؟
خیلی خب برو کنار ، خوبه
خیلی هُل هلکی جواب دادم؟
ولی خب باید جوابشُ میدادم
چجوری به یونگ شیل بگم؟
خیلی شوکه میشه
چجوری به بچه ها توضیح بدم؟
عزیزم ؛ هیچ بلوبری و موزی نمیبینم
مگه دیشب نرفتی خرید کنی؟
... چی؟ آها ، رفتم
ولی فروشگاه بسته بود
جدی؟
مدتِ زیادی بیرون بودی فکر کردم همه چی خریدی
حالا برایِ صبحونه چی به بچه ها بدم؟
یه کم نون داریم ، تستِ فرانسوی درست کنیم؟
بیا همینکارو کنیم ، من درست میکنم تو برو بچه هارو بیدار کن
باشه
خب بچه ها ، بیاید بخوریم
دستتون درد نکنه - دستتون درد کنه -
مامان ، هه یونگ کو؟
دیشب رفت چون صبحِ زود باید میرفت سرِ کار
شوره
واقعا؟
بذار مزه ش کنم
وای ، خیلی شوره
عزیزم به جا شکر نمک ریختی؟
خدایِ من ، فکر کنم همینکارو کردم
! بــابــا
ببخشید بچه ها ، حالا چیکار کنم؟
چی بخوریم؟ هیچ میوه ای نداریم
الان کیک برنجی های یخ زده رو از فریزر در میارم ، یه کم شیر بخورید
سریع حاضرش میکنم - بسپرش به من -
باشه - جدا که شوره -
فقط این لیوانِ شیرُ میخورم و میرم سرِ کار
اشتها ندارم
تو چِت شده؟ از دیروز هیچ انرژی نداری
آره ، خسته به نظر میای چیزی نگرانت کرده؟
زنگ بزنم یوجو بگم از حجمِ کارت کم کنه؟
چی میگی؟ اینکارو نکن متنفرم از این چیزا
خیلی خب بابا ، حالا چرا جوش میاری؟
بعدا می بینمتون
خــب ، این همون می یونگیه که میشناسم
خوشم میاد که یه حد و مرزِ مشخص بینِ کار و زندگی شخصیت مشخص میکنی ، خداحافظ
چرا انقدر بی عقلی؟
فکر میکنی خوشحاله که دوستش مدیرِ تیم شده؟
می یونگ تازه اولِ راهه
هیچ وقت از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم ای بابا
میام خونه ات تا باهات زندگی کنم
واقعا؟
باشه
بیا همینکارو کنیم
چرا قبول کردی؟
آخه نمیتونی نه بگی؟
چون فکر میکردم رد میکنه قبول کردم
خدایِ من ، اصلا نمیتونم درکش کنم
نکنه رفته گذاشته کفِ دستِ خانواده ش؟
... آل ، زندگی باهاش
برایِ سریال بهم کمک میکنه ، درسته؟
آره
کارم درسته ، فقط باید رویِ سریال تمرکز کنم
میگم ، تو مشکلی نداری آل؟
فیلم ها و سریال هایی که مربوط به پدر و خانواده س رو پیدا کن
به رویِ چشم
فیلم هایی درباره ی عشقِ پدری
یه چندتایی پیدا کردم
سلام بازیگر آن
اوووم
اینا چین؟
همون چیزی که شما میخواستید
ممنون ، یکیشونُ بذار پخش شه
چشم
پس بعدش من میام تا ببرمتون باشگاه
کجا میری؟ بشین اگر خوابم برد بیدارم کن
! چشم قربان
! هی
مواظب باش
سو بونگ
! هی ، جودو
بله؟
چرا امروز انقدر دَمَغی؟
من حالم خوبه
چرا این بچه انقدر گریه میکنه
چون خیلی دلش برایِ پدرش تنگ شده
غم انگیزه
پدر داری؟
آره ، البته
باهاش زندگی میکنی؟
آره
چطور پیش میره؟
خب من دقیقا منظورتونُ نفهمیدم
خب میدونی آخه وقتی با پدرت ... زندگی میکنی
اینطور نیست
... بی خیال ، حرف تو مهم نیست
فراموشش کن ، بیا یه چی دیگه نگاه کنیم
اوه ، باشه - من هیچی نمیگم -
پس هر کار میخوای بکن هر چیزی که دلت میخواد
... احیانا
... درباره ی به هم زدن -
باهاش دروغ گفتی؟ - ... پس احیانا تو -
... مادرت
نمیخوای چیزی بهم بگی؟ - به احساساتت لطمه زد؟ -
مثلا یه سری نکته برایِ نزدیک شدن به پدرم
اوه درسته میخواستم برایِ نقش آفرینی تو سریال "اوه رئیسِ من" بهتون کمک کنم
برای همین تحقیق کردم - باریکلا -
... شنیدم بادوک بازی کردن
یا ماهیگیری به رابطه پدر-پسری کمک میکنه
شنیدم اگر ماهیگیری برید رابطه تون قوی میشه
ماهیگیری دوست ندارم بادوک هم بلد نیستم
... پس
درسته ، با هم برید حمام ، برید حمامِ عمومی
یعنی میگی لخت شم باهاش حمام کنم؟
... آره خب چون میخواین حمام کنین
باید لخت شین
آره ، واضحه که باید لخت شم
نگاه کن ؛ چه فیلمِ جالبیه
بازیگریشُ ببین
... چه اشک باشه چه آب
عجله کنید ، عجله کنید جمع شید
شرطِ بازی رو قهوه باشه سنگ - کاغذ - قیچی
هیچکی نَبرد ، بیاید یه بار دیگه امتحان کنیم سنگ - کاغذ - قیچی
No comments yet. Be the first to leave one.