처음 155줄입니다.
گویی که انسیت میرفت تا .توسط شیاطین نابود شود
.اما یک نفر همه را نجات داد
،او را پاشاه شیاطین خواندند .تبدیل به افسانه شد
در جستو جوی سنگ جادو، آستا و دیگران ،به معبد زیرآبی رسیدند
که در آنجا وادار به شرکت در بازی .چالشانگیز کشیش اعظم شدند، جدال بزرگ معبد
،با توجه به سیستم درجهبندیتون
!جادوگرای من از شوالیههای متوسط شما قویترن
چ چ چی!؟
.فکر نکنی چون تو آبم دیگه ترسیدم رفت و گرخیدم تموم
،ماگنا و لاک نیز در بازی شرکت داشتند .با هدف اینکه سنگ جادو را بدست آورند
!اگه غفلت کنی بازی رو باختی، ماگنا
!جادوی صاعقه: صاعقهی نابودی
به به، چه پرانرژی؟
پسر من قویترین جادوگر !معبد زیرآبیه
...قویه
.کاملا مشخصه... از همه اینجا قویتره
.باید با هم بیاین برام
.نمیخوام بیش از حد لازم بهتون آسیب بزنم
!جادوی آفرینش آب: پتک خدای دریا
!برو رد کارت، عوضی
!هنوز قدر کافی خوش نگذروندم
کسی که در برابر ماگنا و لاک پدیدار شد
یکی از افراد بالا درجهی چشم خورشید نیمهشب بود .وِتو
.انگار دارین خوش میگذرونین
!ما هم میخوایم بیایم بازی
توپ آتشین مستقیم بیهدف و صاعقهی وحشی
.وای، ماه کامل شد
یعنی آستا هم داره به همین ماه نگاه میکنه؟
!وای، این چه افکاریه
...با ها؟ انگار خواب موندم
باها!؟
.هممفف. حتی به درد دستگرمی هم نخورد
.همتون یه مشت موش کثیف هستین
.بریم
.بله، قربان
...باها
میدونم همگی تعطیلات بودیم، ولی چند تا شوالیهی جادوگر !سطح بالا اینجا بودن
...و یه یارو دخل همه رو آورد
پس این همه شوالیهی جادویی که روشون حساب میکردیم چی شدن؟
.اون لعنتی آدم نبود
...اون
!یه حیوون بود
اون یارو هیکلیه یهو از کجا اومد؟
.انگار خیلی پوستکلفته
.اوووه، اون یارو کوسهای طعمهی من بود
فقط همینقدر میدونم که قدرت جادویی .این یارو از کاپیتان یامی هم قویتره
از جریان قوی اقیانوسی ...جون سالم بدر بردی
...و به زور وارد اینجا شدین
.جادوی فوقالعاده دارین، باشد
.اوه؟ انگار هنوز جون داری
...اخخ
.مطمئنم شوالیهی جادوگر نیستی
برای چی به معبد زیرآبی اومدی؟
دنبال همون چیزی هستیم که این دو تا میخوان .سنگ جادو
.باشه. ولی قرار نیست چون یه چیزی میخوای تقدیمت کنم
.انتظار چنین کاری هم ندارم
میخوایم حساب همتونو برسیم، از زندگی پشیمونتون کنیم !بعد هم با سنگ بریم
...تو چی هستی
!پخش شید و ناامیدی پخش کنید
!بله، قربان
.خیلی مهمونای ناخوندهی گستاخی هستین
میشه الان برید خونه؟
.آهای
.این چه طرز صحبت کردنه
،اگه میخوای به سبک تو پیش بریم
،خودت باید یه کاریش بکنی .با هر چی توان داری بیا برام
.انگار منو خیلی دست کم گرفتی
،شاید بهم نیاد .ولی تو معبد زیرآبی از همه قویترم
!فک زدن کافیه! با جادو بیاین جلو
...اگه اصرار داری باشه
!جادوی آفرینش آب: پتک خدای دریا
جادوی حیوانی: زره رینوزروس
.یه ذره روش اثر نذاشت
.واسه یه موش کثیف طلسم بدی نبود
.حالا نوبت پاداشته
پاداش؟
.بله، اسم پاداشت ناامیدیه
.این جا دنیای بقای اصلحه
،قویترین حیوونا زنده میمونن !و شما ضعیفها تار و مار میشین
!جاودی حیوانی: پنجهی خرس
حالا فهمیدی اختلاف قدرتمون چقدره؟
شما دونمایهها حتی حق ندارین .به دنیا بیاین
...ا امکان نداره
،قویترین جنگجوی معبد .که گیو باشه، به این سادگی شکست خورد
.تا حالا چنین چیزی ندیده بودم
.هوی پیر مرد. دیگه بازی بسه .یالا منو بفرست اونجا
...خب اگه اصرار داری ولی این یارو لعنتی دیگه کیه؟
اون لعنتی از رهبرای یه گروه تروریستی .به نام چشم خورشید نیمهشبه
چشم خورشید نیمه شب؟
.وقت توضیح ندارم .خیلی وقت نداریم، یالا زود باش
.متاسفم، نمیتونم
.تا آخر بازی نمیتونیم این جا رو ترک کنیم
.حتی نمیتونم طلسم بازی رو خنثی کنم .جادوم یک سری قوانین داره
.که اینطور
...چکار
.پس خودم میرم
چی شد؟
!جادوی تاریکی: برش بدوننور
چی چی کار کردی!؟
.تف
...این
.جادوی فضا: گوی یک دنیای دیگه
،وقتی توی جادوی فضای من گیر بیفتی
.هر کی هم که باشی نمیتونی فرار کنی
...شمشیرزن خارجی سیاه
.مانا بهم میگه اینجایی
.همین جا باش یه مدت تماشا کن
...قراره وعده غذای اصلی من باشی
،وقتی حسابی در ناامیدی غوطهورت کردم .وقتی مرگ دوستانت رو تماشا کردی
.اگه اون بره بیرون کار معبد تمامه
.هوی پیر مرد
چ چی؟
میتونی یه کاری کنی که اونا صدامونو بشنون؟
...هان؟ ب باشه
ولی برای چی؟
...یک دو سه، یک دو سه
...این کاپیتانه
.هوی احمقا، گوش کنید
!کاپیتان، من یکی رو نفله کردما
.یک چیز خیلی خطرناک بازی رو داغون کرد
،از رهبرای چشم خورشید نیمه شبه
و یک حیوون خیلی قوی که حتی .با یک کاپیتان شوالیهی جادویی شاخ به شاخ شده
...خودشه
.و اینکه، سه تا از زیردستهاش هم این جان
...یالا غذای خوشمزه میخوااااام
ولی بدبختی ما به دلیل یک سری مشکلات فنی .نمیتونم بیام سمتتون
یعنی چی به دلیل مشکلات فنی!؟
.یعنی اینکه خودتون باید یه کاریش بکنید موقعیت رو
!شوخی نکن جون مادرت
.گوش کنید
همتون باید از حدتون فراتر برید .همین الان و همین جا
.اگه بمیرید، میکشمتون
.همین
...زندگی
.دیوونه شده
.باورم نمیشه این شدت هیجان رو
بازی ای خواهد بود که سرنوشت .معبد زیرآبی رو مشخص میکنه، ایول
!قوانین مسابقه عوض میشن
.هیچ محدودیت زمانی وجود نداره
برای پیروزی در بازی باید .تیم چشم خورشید نیمه شب رو شکست بدین
...کسانی که به این امر کمک کنند
!هر خواستهای که در توانم باشه براشون انجام میدم
...یک هیولای بالفطره اینجاست
.تف ها
...ترسیدهم، ولی
!مبارزه برام باارزشتر شده
!قطعا... میرم تو کاش، تف به همه چی
...آستا
.گمونم مبارزهی خودمون به تعلیق در میاد
...کیاتو
!خب دیگه، بریم
!آره
خب دیگه... طعمهی بعدی من کیه؟
...هنوز نه
کی گفته هنوز میتونی از اینجا بری؟
No comments yet. Be the first to leave one.